سفر نواهای ایـــرانی





سفر نواهای ایـــرانی

21 شهریور 1405، 23:41

در چند سال گذشته، اتفاقی آرام و پیوسته در جغرافیای فرهنگی ایران در حال رخ دادن است؛ موسیقی نواحی که تا دیروز محدود به مرزهای جغرافیایی خودش بود، حالا دارد از دل خانه‌ها، کوچه‌ها و سواحل بیرون می‌آید، سفر می‌کند و میهمان دل مردمان دیگر می‌شود. این سفرها حالا پیاپی شده‌اند و دیگر اتفاقاتی مقطعی و پراکنده نیستند؛ مشتاقان زیادی دارند و به الگویی تکرارشونده در سراسر کشور تبدیل شده‌اند که هر بار در قامتی تازه ظاهر می‌شود.فستیوال «کوچه» در بوشهر یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های این مسیر است؛ رویدادی که به‌جای برگزاری در سالن‌های رسمی، اجراها را به دل بافت تاریخی بوشهر می‌برد و موسیقی محلی را با زندگی روزمره مردم پیوند می‌زند. تجربه‌ای که در طول این سال‌ها هزاران گردشگر را به این بندر جنوبی کشانده و بخشی از رونق گردشگری شهر را رقم زده است. در همان مسیر، «جشنواره ملی عودنوازی قشم» که با همراهی هنرمندان بزرگی شکل گرفت، تلاش کرده عود، سازی که در سال ۱۴۰۱ با نام مشترک ایران و سوریه در فهرست میراث ناملموس «یونسکو» ثبت شد، به محور یک رویداد فرهنگی‌اقتصادی تبدیل شود؛ رویدادی که هم از استعدادهای نوجوان و جوان در نواختن این ساز حمایت می‌کند و هم به کارگاه‌های عودسازی جزیره رونق می‌بخشد. در سوی دیگر کشور، «جشنواره موسیقی بندراتی چابهار» نیز با تکیه بر سازهای بومی بلوچستان، فرصتی برای معرفی فرهنگ و اقتصاد گردشگری این منطقه فراهم کرده است.

نخستین شب از سلسله‌رویدادهای «خنیای ایرانی» در رفسنجان را باید در همین ردیف نشاند. وقتی «حسین دامن‌پاک»، نوازنده اهل تربت‌جام، دوتارش را در سالن آمفی‌تئاتر مجموعه «خجسته» به صدا درآورد، اتفاقی فراتر از یک اجرای موسیقی رخ داد؛ مخاطب رفسنجانی برای دو ساعت به خراسان بزرگ سفر کرد. استقبال گرم و پرسؤال مخاطبان از این شب، همان واکنشی بود که در بوشهر، قشم و چابهار هم دیده شده است؛ مردم برای شنیدن ایران، فقط منتظر یک دعوت جدی بوده‌اند. آنچه این رویدادها را از یک اجرای موسیقی ساده متمایز می‌کند، پیوند موسیقی با روایت و حافظه است. در هیچ‌کدام از این برنامه‌ها، ساز فقط بهانهٔ ابراز احساسات نیست؛ بهانه‌ای است برای گفت‌وگو درباره مردمی که نسل‌به‌نسل، مقام‌ها و نغمه‌هایشان را زنده نگه داشته‌اند. همین ویژگی است که یک اجرای موسیقی محلی را از قالب سرگرمی بیرون می‌آورد و به سند زنده‌ای از یک اقلیم و یک شیوه زندگی بدل می‌کند. نکته‌ای که تجربه بوشهر و قشم بیش از هر چیز نشان می‌دهد، اهمیت تداوم است. یک اجرای موفق، هرچند ارزشمند، اگر تکرار نشود، در حد یک خاطره باقی می‌ماند؛ اما وقتی به یک قرار شناخته‌شده تبدیل شود، می‌تواند نقشی در اقتصاد فرهنگی و حتی گردشگری منطقه ایفا کند. اگر خنیای ایرانی بتواند با همین جدیت ادامه پیدا کند و هر بار میزبان اقلیم و سازی تازه از ایران باشد، رفسنجان نیز می‌تواند در کنار بوشهر، قشم و چابهار، نامش را در فهرست شهرهایی ثبت کند که موسیقی نواحی ایران را جدی گرفته‌اند. آنچه در این شهرها، از جنوب تا شرق و مرکز ایران، در حال شکل گرفتن است، یک واقعیت را به‌روشنی نشان می‌دهد؛ موسیقی نواحی، وقتی از قاب معرفی کوتاه و تزئینی بیرون بیاید و فضایی برای شنیدن، پرسیدن و تجربه کردن فراهم شود، همچنان یکی از قوی‌ترین پل‌ها برای نزدیک کردن دل مردمان ایران‌شهر به یکدیگر است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *