بررسی انتقادی «گاردین» از شکاف میان تعهدات اقلیمی و عملکرد واقعی غول‌های انرژی

وعده‌های سبز، سودهای سیاه





وعده‌های سبز، سودهای سیاه

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۳:۰۱

| پیام ما | در سال‌هایی که بحران اقلیمی از سطح هشدارهای علمی فراتر رفته و به واقعیتی ملموس در زندگی روزمره جهان تبدیل شده، شرکت‌های بزرگ نفت و گاز بیش از هر زمان دیگری از «پایداری»، «انتقال انرژی» و «کربن خنثی» سخن می‌گویند. اما هم‌زمان، سودهای کلان ناشی از جنگ‌ها و تنش‌های ژئوپلیتیک، افزایش تولید سوخت‌های فسیلی و عقب‌نشینی از تعهدات اقلیمی، تصویر دیگری از واقعیت صنعت انرژی ترسیم می‌کند. روزنامه «گاردین» در مجموعه گزارش‌های تحلیلی اخیر خود، این تناقض را در عملکرد غول‌هایی چون «BP»، «Shell» و «Total Energies» زیر ذره‌بین برده و نشان داده چگونه «شست‌وشوی سبز» به بخشی ساختاری از اقتصاد جهانی انرژی تبدیل شده است. پدیده‌ای که نه‌تنها اعتماد عمومی به ESG (گزارش پایداری شرکتی) را تضعیف می‌کند، بلکه آینده توسعه پایدار را نیز با تهدید روبه‌رو ساخته است.

شورش سهام‌داران علیه عقب‌نشینی اقلیمی

روایت گاردین با پرداختن به BP آغاز می‌شود. شرکتی که سال‌ها تلاش کرده بود خود را پیش‌گام گذار از اقتصاد نفتی معرفی کند و با شعار «فراتر از نفت» تصویری متفاوت از یک غول انرژی بسازد؛ اما نخستین مجمع‌عمومی سالانه این شرکت در سال ۲۰۲۶، به‌جای نمایش موفقیت‌های اقلیمی، به صحنه اعتراض و نارضایتی سهام‌داران بدل شد.

در این نشست، بیش از نیمی از سهام‌داران با دو پیشنهاد اصلی هیئت‌مدیره مخالفت کردند. یکی حذف برخی الزامات گزارش‌دهی اقلیمی و دیگری جایگزینی نشست‌های حضوری با جلسات مجازی. موضوع دوم ازآن‌جهت اهمیت داشت که مجامع حضوری BP طی سال‌های گذشته به محل اعتراض گروه‌های محیط‌زیستی تبدیل شده بود و فعالان اقلیمی از همان فضا برای تحت‌فشار قراردادن مدیران استفاده می‌کردند. اعتراض‌ها تنها به این دو رأی‌گیری محدود نماند. بخشی از سهام‌داران همچنین به تمدید ریاست «آلبرت منیفولد» بر هیئت‌مدیره رأی منفی دادند. اقدامی که گاردین آن را نشانه‌ای از بحران اعتماد در میان سرمایه‌گذاران توصیف کرد. علت اصلی این بحران، تغییر جهت BP در ماه‌های اخیر بود. جایی که شرکت، تحت‌فشار کاهش ارزش سهام و سودآوری کمتر نسبت به رقبای آمریکایی، بخشی از سرمایه‌گذاری‌های خود در انرژی‌های تجدیدپذیر را کاهش داد و بار دیگر تمرکز بر نفت و گاز را افزایش داد.
گزارش گاردین نشان می‌دهد آنچه در BP رخ داد، صرفاً اختلافی مدیریتی نبود، بلکه نشانه تغییر نگاه بخشی از بازار سرمایه به مسئله ESG (گزارش پایداری شرکتی) است. در سال‌های گذشته، بسیاری از شرکت‌ها توانسته بودند با انتشار گزارش‌های پرزرق‌وبرق پایداری، فشارهای افکار عمومی را کنترل کنند؛ اما اکنون حتی سرمایه‌گذاران نیز میان شعارهای سبز و عملکرد واقعی فاصله‌ای جدی می‌بینند.

این تحول ازآن‌جهت مهم است که نشان می‌دهد ESG دیگر صرفاً ابزاری تبلیغاتی برای جلب مشتری نیست، بلکه به مسئله‌ای اقتصادی و مرتبط با اعتبار شرکت‌ها نزد سهام‌داران تبدیل شده است. در واقع، آنچه BP تجربه کرد، می‌تواند نشانه آغاز دوره‌ای باشد که در آن سرمایه‌گذاران نیز از شرکت‌ها مطالبه شفافیت و اقدام واقعی خواهند داشت.

سودهای جنگی و تداوم اقتصاد فسیلی

چند هفته پس از بحران سهام‌داران BP، شرکت Shell گزارش مالی تازه‌ای منتشر کرد که بار دیگر نگاه‌ها را متوجه تناقض میان تعهدات اقلیمی و منافع اقتصادی صنعت نفت ساخت. سود سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ این شرکت به حدود ۶.۹ میلیارد دلار رسید. رقمی که به طور قابل‌توجهی بالاتر از پیش‌بینی تحلیلگران بود.

گاردین این سود را «بادآورده» توصیف کرد. سودی که به گفته این روزنامه، بخش مهمی از آن در نتیجه افزایش قیمت انرژی و تنش‌های خاورمیانه، به‌ویژه جنگ ایران، حاصل شده بود. در شرایطی که جنگ، بی‌ثباتی و فشار اقتصادی بر میلیون‌ها انسان اثر گذاشته، شرکت‌های بزرگ نفتی از نوسانات بازار انرژی سودهای هنگفت کسب می‌کنند. سودهایی که بار دیگر انگیزه سرمایه‌گذاری در پروژه‌های فسیلی را تقویت می‌کند.

فعالان اقلیمی در واکنش به این گزارش تأکید کردند که صنعت نفت همچنان از بحران‌های جهانی برای تقویت مدل اقتصادی خود استفاده می‌کند. مدلی که اساس آن بر استخراج و مصرف بیشتر سوخت‌های فسیلی استوار است. از نگاه آنان، زمانی که افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک به افزایش درآمد شرکت‌های نفتی منجر می‌شود، طبیعی است که روند گذار به انرژی‌های پاک با کندی مواجه شود.

گاردین در تحلیل خود به این نکته اشاره می‌کند که Shell طی سال‌های گذشته بارها اهداف کاهش انتشار خود را تعدیل کرده و هم‌زمان تولید گاز را افزایش داده است. این شرکت همچنین در برابر برخی احکام قضایی مرتبط با کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای مقاومت کرده و کوشیده تعهدات اقلیمی خود را انعطاف‌پذیرتر تعریف کند.

این روند تنها به Shell محدود نیست. بسیاری از شرکت‌های بزرگ انرژی در حالی از «انتقال انرژی» سخن می‌گویند که بخش عمده سرمایه‌گذاری و سودآوری آن‌ها همچنان وابسته به نفت و گاز باقی مانده است. در چنین شرایطی، سودهای ناشی از بحران‌های سیاسی و نظامی عملاً به عاملی برای تداوم اقتصاد فسیلی بدل می‌شود.

پیامد این وضعیت برای کشورهای درحال‌توسعه بسیار جدی است. افزایش قیمت انرژی و وابستگی مداوم به سوخت‌های فسیلی، هم فشار اقتصادی بر دولت‌ها را بیشتر می‌کند و هم روند سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پاک را به تعویق می‌اندازد. به همین دلیل، منتقدان معتقدند بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی و مالی جهانی، وعده‌های اقلیمی شرکت‌های بزرگ نمی‌تواند به تغییر واقعی منجر شود.

شکست حقوقی شست‌وشوی سبز

اگر اعتراض سهام‌داران به BP و انتقادها از سودهای Shell نشانه فشار بازار و افکار عمومی بود، پرونده Total Energies نشان داد که عصر مصونیت حقوقی شرکت‌های نفتی نیز در حال پایان‌یافتن است.
در حکمی تاریخی، دادگاه مدنی پاریس اعلام کرد برخی ادعاهای اقلیمی این شرکت گمراه‌کننده بوده و با واقعیت فعالیت‌های آن همخوانی ندارد. موضوع اصلی پرونده، استفاده از عباراتی چون «کربن خنثی تا ۲۰۵۰» و معرفی Total Energies به‌عنوان «بازیگری کلیدی در گذار انرژی» بود. درحالی‌که شرکت هم‌زمان پروژه‌های جدید نفت و گاز را توسعه می‌داد.

قاضی پرونده با استناد به گزارش‌های نهادهای علمی بین‌المللی از جمله هیئت بین‌دولتی تغییر اقلیم و آژانس بین‌المللی انرژی، تأکید کرد که چنین ادعاهایی بدون اشاره روشن به تداوم توسعه فسیلی، مصرف‌کنندگان را دچار برداشت نادرست می‌کند.

بر اساس حکم دادگاه، شرکت موظف شد این ادعاها را از وب‌سایت خود حذف کند و متن حکم را برای مدتی طولانی در صفحه اصلی منتشر سازد. این رأی ازآن‌جهت اهمیت دارد که نخستین محکومیت بزرگ یک شرکت انرژی اروپایی به دلیل شست‌وشوی سبز تحت قوانین حمایت از مصرف‌کننده محسوب می‌شود.

گاردین این پرونده را نقطه عطفی در مواجهه حقوقی با تبلیغات گمراه‌کننده اقلیمی دانسته است. تا پیش‌ازاین، بسیاری از شرکت‌ها با استفاده از واژه‌هایی مانند «خالص صفر»، «انرژی پاک» یا «گذار سبز» توانسته بودند تصویری متفاوت از فعالیت‌های خود ارائه دهند، بدون آنکه الزامی برای اثبات عملی این ادعاها وجود داشته باشد.

اکنون اما فضای حقوقی در اروپا در حال تغییر است و سازمان‌های مردم‌نهاد محیط‌زیستی می‌کوشند از مسیر قوانین حمایت از مصرف‌کننده و شفافیت تبلیغات، شرکت‌های بزرگ را وادار به پاسخگویی کنند. این روند می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای بازارهای مالی و اعتبار برندهای نفتی داشته باشد.

در واقع، آنچه در پرونده Total Energies رخ داد، صرفاً یک شکست قضایی نبود؛ بلکه هشداری به کل صنعت انرژی بود که عصر شعارهای بی‌پشتوانه روبه‌پایان است و ادعاهای اقلیمی باید با عملکرد واقعی همراه باشد.

بحران اعتماد به ESG و درس‌هایی برای ایران

مجموعه گزارش‌های گاردین تصویری فراتر از عملکرد چند شرکت خاص ارائه می‌دهد. این گزارش‌ها نشان می‌دهد بحران امروز، صرفاً بحران چند برند نفتی نیست، بلکه بحران اعتماد به مفهوم ESG در ساختار اقتصاد جهانی است. تحقیقات گاردین در سال گذشته همچنین نشان داد که حتی صندوق‌های سرمایه‌گذاری موسوم به «سبز» نیز میلیاردها دلار در سهام شرکت‌های نفت و گاز سرمایه‌گذاری کرده‌اند. به بیان دیگر، شست‌وشوی سبز تنها به تبلیغات شرکت‌ها محدود نیست و بخشی از نظام مالی جهانی نیز در بازتولید این تصویر مشارکت دارد.

این وضعیت، شکافی عمیق میان اهداف توسعه پایدار و واقعیت اقتصاد جهانی ایجاد کرده است. درحالی‌که دانشمندان بر ضرورت کاهش فوری انتشار گازهای گلخانه‌ای تأکید می‌کنند، سرمایه‌گذاری در پروژه‌های فسیلی همچنان ادامه دارد و بسیاری از شرکت‌ها تلاش می‌کنند بدون تغییر بنیادین در مدل کسب‌وکار خود، تنها با تغییر ادبیات تبلیغاتی، خود را «سبز» نشان دهند.

برای ایران، این روند حامل پیام‌های مهمی است. کشوری که هم‌زمان با بحران‌های محیط‌زیستی گسترده‌ای؛ چون فرسایش خاک، بیابان‌زایی، بحران آب و تخریب جنگل‌های زاگرس مواجه است، نمی‌تواند توسعه آینده خود را صرفاً بر اقتصاد فسیلی بنا کند. تجربه شرکت‌های بزرگ جهانی نشان می‌دهد که فقدان شفافیت، نبود گزارش‌دهی واقعی و استفاده تبلیغاتی از مفاهیم پایداری، در نهایت به کاهش اعتماد عمومی و آسیب به اعتبار اقتصادی منجر می‌شود.
در چنین شرایطی، اگر قرار است مفهوم ESG در ایران معنا پیدا کند، باید از سطح شعار و گزارش‌های تشریفاتی فراتر رود. مشارکت واقعی جوامع محلی، شفافیت در انتشار داده‌های محیط‌زیستی، سرمایه‌گذاری عملی در انرژی‌های تجدیدپذیر و پاسخگویی عمومی، پیش‌شرط‌هایی است که بدون آن‌ها توسعه پایدار تنها به مجموعه‌ای از واژه‌های تبلیغاتی تبدیل خواهد شد.

گزارش‌های گاردین نشان می‌دهد دوران وعده‌های بدون عمل روبه‌پایان است. بحران اقلیمی اکنون به نقطه‌ای رسیده که نه افکار عمومی، نه دادگاه‌ها و نه حتی بخشی از سرمایه‌گذاران، دیگر به‌سادگی روایت‌های سبز شرکت‌های نفتی را نمی‌پذیرند. پرسش اصلی دیگر این نیست که شرکت‌ها چه می‌گویند، بلکه این است که واقعاً چه می‌کنند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه