خاک، خون و باروت
15 اسفند 1404، 19:04
بهقدری انفجار نزدیک بود که من در خانه پایم از زمین جدا شد. دود و خاک مانع از دیدن سر کوچه میشد. انفجار همین بغل بود. غریزی یا ناخودآگاه به محل انفجار رفتم. هنوز نیروهای امدادی نرسیده بودند، اما لباسشخصیها آنجا بودند. مردی که خاک و خاکستر بر سر رویش نشسته بود، به رضا پهلوی فحش میداد. خانهای در وسط کوچه کریمان هدف بود؛ هدفی که نقطهزنیاش دامن هشت خانه اطراف را گرفته و نیمی از کوچه را ویران کرده بود. بوی خاک، خون و باروت طعم جدید غریبی به دهانم داده بود.
سه مرد آسیب دیده بودند. کمک کردم تا اقدامات اولیه انجام شود و به آمبولانسی که رسیده بود، سوار شوند. در پیشانی یکی از مردها حفرهای به عمق پنج سانتیمتر ایجاد شده بود. دستانم خونی شده بود. برای من پرستار این اولین بار نیست که دستانم خونی میشود، اما این اولینبار بود که دستم آغشته به خون انسان قربانی میشد. نیروهای لباسشخصی با نهیب و فریاد مرا از محل دور میکردند و هربار میگفتم «من پرستارم؛ برای کمک آمدهام». اهالی یکی از خانههای ویرانشده باهم بر سر اینکه چرا زودتر خانه را ترک نکردند، دعوا میکردند. مرد جوانی با دستهای نان از راه رسید. حتماً چندساعتی در صف نان ایستاده بود. با دیدن خانه خرابشدهاش میخکوب شد. رنگش پرید. میشد تلاقی احساساتی از غم، خشم و ترس را در چهرهاش دید.
نیروهای امدادی از راه رسیدند. موقعیت را بررسی کردند و متوجه شدند بیشترین حجم تخریب در طبقه دوم و سوم است. تقریباً تمامی اهالی ساختمان با چهرههایی خاکی که رد اشک روی آن دیده میشد، از ساختمان مخروبه خارج شدند. مرد مسنی لنگانلنگان بیرون آمد. کف پایش را با دستمال یزدی بسته بود. بررسیاش کردم. همینکه خیسی دستمال یزدی را حس کردم، به عمق زخم پی بردم و با تنها باندی که داشتم، محل خونریری را بستم. گویی پرستار بودن در میدان جنگ مفهوم متفاوتی با پرستار بودن در بیمارستان دارد.
آتشنشانان سعی در ورود به طبقه دوم داشتند. هر از چندگاهی صدای جیغ زنی بلند میشد. یکی خواهرش در آن ساختمان بود. دیگری مادرش. اما اثری از کسی پیدا نمیشد. در همین حین با عبور جنگندهای از بالای سرمان همگی روی زمین نشستیم. کمکم مأمور اداره گاز و برق رسید. چند نوجوان افغان هم با لباس شهرداری برای باز کردن معبر آمدند. تعداد لباسشخصیها از مردم کوچه بیشتر بود. باوجوداین، جمعیت زیادی از نوارهای زرد عبور میکردند و با دیدن خانههای فروریخته سعی داشتند فیلم و عکس بگیرند. جای عکاسان خبری و مستند در این بلبشو خالی بود. یکی از مأموران آتشنشانی خبر از یافتن پیکر بیجانی داد. بهگمان اینکه زنده است و به کمک من نیاز دارد، سعی داشتم کلاهی پیدا کنم و وارد ساختمان شوم. اما آتشنشان گفت: «آدم مرده که به پرستار نیاز ندارد.»
زبری شیشههای فروریخته را زیر کفشم حس میکردم. با اینکه کار چندانی از دستم برنمیآمد، اما سرتاپای وجودم را خاک گرفته بود. همسایگان سعی داشتند در روند آواربرداری کمک کنند. دو ساعت گذشت. آتشنشانان با چهرههایی خسته و خیس از عرق از ساختمان مخروبه بیرون آمدند. فلاکت نام این تصویر بود. به امید یافتن مادری رفته بودند و با پیکری بیجان بازگشتند. بازماندگان متوفی را همراهی کردم. شوکه بودند. نام یکی از آنها «مرجان» بود. شب گذشته همه با هم در منزل یکی از دختران بودند و امروز صبح مادر برای برداشتن وسیلهای به خانه خودش آمده بود. آمدنی که دیگر هیچ برگشتنی نداشت. از محل اصابت موشک بهسمت خانهام راهی شدم. تصویر شخصیت فیلم «پیانیست» درحالیکه در تلی از ویرانی فغان و گریه میکرد، جلو چشمم بود. دلم میخواست فغان و گریه کنم. اما صدایم درنمیآمد. من به مفهوم جدیدی از سوگ رسیدم. مادامی که اشک و فریاد در هم ادغام میشود، اما جسم آدمی توان بروز هیچیک را ندارد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت چگونه امکان تجربه آیندههای نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
«پیام ما» گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره سلامت شرکتهای دولتی و نقش حکمرانی شرکتی را بررسی میکند
مالک و ناظر، روی یک صندلی
نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»
میوههای تلخ جنگ
حفاظت از محیطزیست با ممنوعیت پیش نمیرود
تأکید وزیر آموزش و پرورش بر هوشیاری دانشآموزان در برابر آسیبهای فرهنگی
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
«پیام ما» وضعیت تولید پسماند غذایی و مدیریت آن را در شهرها بررسی میکند
غذا، گرفتار پسماند شهری
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید