زهرا کرد
روزنامهنگار
زهرا کرد
10 مهر 1405
تاریخ در ورقههای کوچک
کارتپستال یا «ورقه پستی ایران» میراثی مکتوب از دوره «مظفرالدینشاه قاجار» است. ورقهای که در سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۹۱۸ میلادی در غرب و کمی بعد ایران چاپ و منتشر شد و هماکنون به یکی از اسناد تصویری تاریخی بدل شده است. سادگی چاپ و نشر، کوتاهبودن پیام مندرج در کارتپستال و بعدها استفاده از تصویر در این ورقه پستی کاغذی، زمینه را برای رواج کارتپستال و ارسال آن به اقصی نقاط جهان فراهم کرد. اگرچه هماکنون بهواسطه اینترنت و شبکههای مجازی از دوره شکوه استفاده از کارتپستال فاصله گرفتهایم، اما حقایق موجود در کارتپستالهای تاریخی یکی از سوژههای جذاب پژوهشی برای علاقهمندان به تاریخ است. در گفتوگوی «پیام ما» با مهرداد اسکویی، عکاس، مستندساز و مجموعهدار، بهمناسبت روز جهانی کارتپستال، اهمیت این ورقه پستی و جایگاه فعلی آن در ایران را بررسی کردیم.
زهرا کرد
28 شهریور 1405
مرگ دوچرخهسواران جاده در حاشیه قانون
«پیام ما» علل تصادفات دوچرخهسواران در ایران را بررسی میکند
زهرا کرد
16 شهریور 1405
سفر به روایت روزنامهنگار پیشکسوت
نسل قدیم «سیروس علینژاد» را با روزنامه «آیندگان» میشناسد؛ روزنامهای که در کنار جنجالهای «کیهان» و محافظهکاری «اطلاعات»، به فرهنگ و اندیشه عمیقتر میپرداخت. اما شاید نسل جدید «سیروس علینژاد» را با فصلنامههای «سفر» و «زمان» به یاد بیاورد؛ نشریاتی که دو دهه پیش برای نخستینبار بهصورت تخصصی به سفر پرداختند. سفر مقولهای است که برای نسلی از بزرگان و ادبای ایران، نه مقصدی برای آسایش، که مسیری برای کنکاش و شناخت ایران بود. از همین آبشخور بود که کتاب «چرا سفر میکنید» خلق شد؛ کتابی برگرفته از گفتوگوهای علینژاد با چهرههای شناختهشده سفر و ایرانشناسی، همچون «ایرج افشار» و «منوچهر ستوده»؛ بزرگانی که ثمره سفرهایشان هنوز هم قابلاستناد است. شاید به همین خاطر باشد که گفتوگوهای کتاب «چرا سفر میکنید» کماکان تازه و خواندنی است. در صد و پنجمین نشست از جلسات سفرنامهخوانی «مهدی گوهری»، به این کتاب مرجع اما مختصر سفر در ایران پرداخته شد؛ کتابی که برای بار سوم در این جلسات بررسی میشود و این رجوع چندباره، گواه زوایای پنهان و بیانقضای روایتهای آن است.
زهرا کرد
18 مرداد 1405
پایداری از دل زندگی
جمعه نهم مرداد، قسمت نخست از فصل دوم پادکست «رِضونانس» منتشر شد؛ پادکستی که مفهوم «پایداری» را نه در قالب بندهای هفدهگانه سند توسعه پایدار، که در بطن زندگی میجوید. «رضا عسگری»، پادکستر «رضونانس»، در هر قسمت، روایت متفاوتی از پایداری را در زندگی مردم جایجای ایران بیان میکند. در اپیزود قنات، پای صحبت مردی مینشیند که احیا و ساخت قنات ارسنجان را سبب شده است. در اپیزود آبخوانداری، میکروفون پادکستش را بهسمت یکی از اهالی «گربایگان» میگیرد و داستان احیای سفرههای آب زیرزمینی را از طریق سیلاب به گوش مخاطبان میرساند. در سفر دیگری که عسگری به «تالاب کمجان» داشته و صدای گونههای جانوری و حشرات تالاب هم در پسزمینه پادکست شنیده میشود، روایت استمرار و تلاش جامعه محلی را برای حفظ بیشهای میشنویم که حالا نمونه موفقی از احیای تالاب در ایران بهحساب میآید. در گفتوگوی «پیام ما» با عسگری، این جوان اصفهانی از مسیر پنجساله تولد یک ایده تا تبدیلش به پادکست «رضونانس» میگوید.
زهرا کرد
10 مرداد 1405
رساله خانِ معماران ایران
صدویازده سال از نگارش «رساله هندسه» به دست «میرزا جعفرخان معمارباشی» میگذرد؛ رسالهای ۲۹۰صفحهای که با سه رنگ آبی، قرمز و سبز و به خط نستعلیق نوشته شده است. این اثر را نه کاتب یا خطاط، بلکه خود میرزا جعفرخان معمارباشی برای معماران ایرانی نوشته است. رسالهای که میرزا جعفرخان به «علیمحمد صانعی» سپرده بود، سالها بعد به دست نوه صانعی در زیرزمین خانهای قدیمی کشف شد. این اثر پس از پنج سال پژوهش و بررسی، برای انتشار در اختیار موزه و گنجینه آنلاین «سیمرغنامه» قرار گرفت. رساله هندسه در امتداد سنتی قرار دارد که از «ابوالوفا بوزجانی» آغاز شد و بعدها «کوبنانی» آن را تکمیل کرد.
زهرا کرد
28 تیر 1405
پابهرکابِ تغییـــــــــر
همزمان با انتشار اخبار موج چندم حمله آمریکا، برگزاری آیین رونمایی از کتاب «زنان پابهرکاب» این پرسش را پیش روی مخاطب قرار میداد که آیا در شرایط جنگ، گفتن و نوشتن از زنان و فرهنگ همچنان موضوعیت دارد؟ پاسخ یکی از کارشناسان حاضر در این نشست، تأملبرانگیز بود: «در شرایط بحرانی، توجه به مطالبهگری و مراقبت از دستاوردهای پیشینیان، بهویژه در حوزه زنان، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.» گویی یکی از پیامدهای پنهان و مخرب جنگ، از دست رفتن سنگرهایی است که فعالان اجتماعی طی سالها تلاش و با صرف سرمایه عمر خود به دست آوردهاند. تاریخ نیز نشان میدهد هرگاه جوامع درگیر بحرانهای سیاسی مانند جنگ میشوند، دیگر ابعاد زندگی بهتدریج به محاق میرود. از این منظر، برگزاری نشست رونمایی از کتاب «زنان پابهرکاب» در روز شنبه (۲۷ تیر) و در آغاز هفتهای که به گفته دونالد ترامپ «هفته نابودی پلهای ایران» بود، تلاشی برای حفظ و یادآوری دستاوردهای صدها سال مبارزه مدنی زنان برای بازپسگیری حقوق اولیهشان به شمار میآید.
زهرا کرد
19 تیر 1405
بالهای پارچهای درنا برای صلح
صنعت مد و پوشاک از نظر انتشار گازهای گلخانهای، مصرف آب، تولید فاضلاب و پسماند نساجی، از آلایندهترین و پرمصرفترین صنایع جهان به شمار میرود. شاید دور از انتظار باشد، اما برای تولید یک شلوار جین حدود ۷ هزار و ۵۰۰ لیتر آب مصرف میشود و حدود ۲.۵ کیلوگرم ردپای کربنی بر جای میماند. چنین پیامدهای آنی و بلندمدتی در صنعت مد، از دهه ۱۹۶۰ میلادی مفهوم مد پایدار را مطرح کرد؛ رویکردی که با مد سریع یا «فستفشن» مقابله میکند و بر اقتصاد چرخشی تأکید دارد. در ایران نیز مد پایدار ریشه در برخی باورهای فرهنگی دارد. نکوهش اسراف، استفاده مجدد از لباس و مفهوم قناعت، همگی با اندیشه مصرف چندباره و اقتصاد چرخشی قابل تبییناند.
زهرا کرد
26 خرداد 1405
شهر نفتی ایــــــران در سوگ کتابفروشیها
تعطیلی دو کتابفروشی «پاپیروس» و «سرو» در بندرعباس، مرکز استان هرمزگان، زیر سایه جنگ دیده نشد، اما برای بسیاری از شهروندان این استان، ماجرا تنها بستهشدن دو واحد صنفی نیست. این کتابفروشیها در روزهایی که بندرعباس خط مقدم جنگ بود، معدود پناهگاههای فکری شهر به حساب میآمدند؛ فضاهایی که میشد بیواسطه در آن دور هم نشست، «جنگنامه غلامان» خواند، در باشگاه کتابخوانی از «زمین سوخته» گفت و ساعتی از اضطراب روزمره فاصله گرفت. اکنون در اواخر بهار ۱۴۰۵، همین اندک فضاهای فرهنگی مستقل نیز عمدتاً زیر فشار اقتصادی و کاهش توان مالی از میان رفتهاند؛ رخدادی که فراتر از تعطیلی یک کسبوکار، به معنای محرومشدن هرمزگان از زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی است.
زهرا کرد
24 خرداد 1405
مردمشناسی که برای درختـــــــان، خطابه سرود
«نگاه ایرانی به درخت و طبیعت، نگاهی بیتوقع است»؛ جملهای است که دکتر مرتضی فرهادی، استاد تمام جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، پیش از روایت درختکاری در «بوجه» میگوید؛ داستانی که گواه شور و علاقه او به گیاهان است. گرایش دیرینه فرهادی به نباتات و تصویری که از کوه «بوجه» در کودکی به یاد داشت، باعث شد پنجاه سال پیش، در اقدامی ابتکاری و در زمانی که درختکاری علمی هنوز رواج چندانی نداشت، بههمراه همنوردانش در کوه و بیابان، درختچههای بومی الوک و بنه را در کوه خشک و لمیزرع بوجه بکارند؛ کاشتی که امروز و پس از نیم قرن به ثمر نشسته و منظرهای مشابه پارک کوهستانی طبیعی به این کوه داده است.
زهرا کرد
15 خرداد 1405
روایت جنگ، ادبیات جنگ نیست
پس از گذران دو جنگ و وقایع تلخ دیماه، روایت و روایتگری از گفتمان اهالی رسانه به گفتمان سران حاکمیت راه پیدا کرده است. فهم جهانی از روایت نه بهعنوان یک مفهوم اجتماعی که بهمثابه ابزاری برای قدرتورزی و اعمالنظر تبدیل شده است. در این میان، کلانروایتها در تلاشاند الگویی خطی از وقایع جاری در جامعه را تفهیم و تبیین کنند. روایتهایی که مملو از واژههای مشابه با وزن معنایی یکسان هستند. اما روایتهای شخصی برشهای نادیدنی و تأثیرگذاری از زیست مردم عادی است که در گفتمان حاکم دیده و شنیده نمیشود. مردمی که میترسند، میگریند، پشیمان میشوند و حسرتزده به گذران عمرشان مینگرند. روایتهایی که با ایجاد شکافهای ریز در کلانروایت، پنجرهای به جهان گونهگون آدمیان و تجربه زیستهشان میگشاید. تجاربی که فهم تاریخی و درک اجتماعی مردم را سبب میشود. در چند ماه گذشته و آنچه از سر ایرانیان گذشت، نتایج ملموس و غمبار نادیدهگرفتن روایتهای شخصی و شکلگیری کلانروایتی غیرواقعی را به چشم دیدیم؛ با بهایی سنگین به قیمت ازدسترفتن سرمایههای اقتصادی و جانی مردم یک سرزمین. دراینبین خلط معنای روایت جنگ با ادبیات جنگ خطایی دامنهدار است و ممکن است به بلعیدن روایتهای شخصی توسط کلانروایتها و تکرار چرخه عبرتنگرفتن از تاریخ بینجامد. چرا که جهان روایت از دلزندگی مردم و تجارب زیستهشان خارج میشود و ادبیات جنگ به تخیل تکیه میزند. لزوم تمییز این دو مفهوم در کنار به رسمیت شناساندن روایتهای شخصی میتواند به ایجاد تصویری متکثر از آنچه در این گذر تاریخی تجربه کردیم کمک کند. در گفتوگو با «مهرنوش ارزاقی» منتقد ادبی و پژوهشگر نخست به مفهوم «ادبیات جنگ» میپردازیم و در ادامه به واکاوی روایتهای شخصی در ترومایی جمعی چون جنگ.
زهرا کرد
12 خرداد 1405
بازیکن آزاد خیابانهای جنگی
خلوتی خیابانها، نبود مزاحمت همیشگی موتورسواران و رانندگانی که دوچرخه را به رسمیت نمیشناسند، هوای تمیز و قابلتنفس شهر، فراغت زمانی بهواسطه تعطیلی مشاغل در جنگ، خمودگی جسمی و روحی، کنجکاوی از آنچه بر سر شهر آمده، بازگشت عاملیت به یغما رفته شهروندان با رکابزنی، از مجموعه دلایلی است که سبب شده تا دوچرخهسواران در طول جنگ و روزهایی که هر ثانیهاش آبستن حمله و اتفاقی بود کماکان دوچرخهسواری کنند. گویی در شرایط بحرانی «دوچرخه» نقشی متفاوت از ورزش یا حملونقل پیدا میکند و به ابزاری برای مشاهدهگری بیطرفانه در شهر تبدیل میشود. شاید «کارلفون دریس» مخترع نخستین دوچرخه هرگز به ذهنش خطور نمیکرد که اختراعش در سرزمینی هزاران کیلومتر دور از آلمان، به وسیلهای برای تابآوری و نگریستن به شهر در روزگاری جنگی تبدیل شود. گزارشی که میخوانید روایت رکابزنی تعدادی از دوچرخهسواران زیر آسمان جنگزده ایران است که در گفتوگو با «پیام ما» به مناسبت روز جهانی دوچرخه در سیزدهم خردادماه (مصادف با سوم ژوئن) بیان کردند.
زهرا کرد
19 اردیبهشت 1405
حیات بهمنپــــــور در حیات «نظر»
کارمندی در اداره کتاب کودک وزارت فرهنگ و ارشاد در ابتدای دهه شصت، مدیریت آن واحد و نظارت حرفهای بر چاپ و نشر کتاب کودک، انتشار مجلات تخصصی رویش و غنچه و ریلگذاری برای حضور ایران در نمایشگاههای متعدد داخلی و خارجی، بخشیدن عطای کار دولتی به لقای آن، تلاش برای شکلگیری و قوام نهاد مدنی مهم هنر به نام «انجمن تصویرگران ایران» و تأسیس مؤسسه چاپ و نشر نظر گذری کوتاه از زندگی حرفهای «محمودرضا بهمنپور»، مردیست که بهتازگی سپهر فرهنگ و هنر ایران را ترک کرده است. شخصیتی که به گواه «بهزاد حاتم»، نقاش و گرافیست، فقدانش اتفاقی نگرانکننده برای آینده فرهنگ و هنر خواهد بود، چرا که ایران یکی از مدیران پرکار، حرفهای، خوشفکر و ایراندوستش را ازدستداده است. در روز عصر جمعه (۱۸ اردیبهشتماه) برنامهای به یاد او در حیات نشر «نظر» برگزار شد. روزی که نظر، اولین حضورغایب بهمنپور را تجربه کرد.
