چند قطره sms ته لیوانهای خالی!
27 دی 1404، 18:43
یک دوستی داریم، همیشه و در هر ماجرایی تأکید میکند آدم باید نیمه پر لیوان را نگاه کند. البته نه اینکه دقیقاً همین جمله را بگوید، اما وقتی کسی در تحریریه از موضوعی انتقاد میکند، دوست و همکار عزیز با صدایی رسا میگوید: «همش نیمه خالی همش نیمه خالی!» این یعنی ای کسانی که انتقاد میکنید، شما دارید نیمه خالی لیوان را میبینید و از نیمه پر آن غافل شدهاید!
همین نهیب «همش نیمه خالی همش نیمه خالی!» باعث میشود منتقد یا منتقدان سعی کنند نوع نگاهشان را تغییر بدهند و سعی در دیدن نیمه پر لیوان داشته باشند. اگرچه شاید اوضاع این ماهها و این سالهای مملکت بهگونهایاست که کمتر بتوان در حوزههای مختلف لیوانی با نیمه پر پیدا کرد، اما بههرحال تا همین هفته پیش، میشد هفتهای یا ماهی چند لیوان با نیمه پر پیدا کرد برای ادامه دادن و امیدوار بودن.
اما روز پنجشنبه هفته گذشته در یک ساعتی تمام راههای ارتباطی داخلی-داخلی و داخلی-خارجی بهطور کامل قطع شد. وقتی میگویم بهطور کامل، نه اینکه اینترنت ملی شده باشد و یا فیلترشکنها از کار افتاده باشند، نه خیر! نهتنها اینترنت داخلی و ملی قطع شد، که حتی تماس تلفنی و سیستم پیام کوتاه یا همان که ما به آن میگوییم sms و فرهنگستان ادب فارسی اسمش را گذاشت «پیامک» هم قطع شد!
دقیقاً از همان ساعت قطع شدن تمام راههای ارتباطی داخلی و خارجی، صدای دوستمان را در سرم میشنوم که درباره نیمه خالی لیوان نهیب میزد یعنی حواستان به نیمه پر لیوان باشد!
از همان ساعت من در همه لیوانهایی که به ذهنم میرسید، دنبال اینترنت ملی گشتم. شما بگویید دریغ از یک قطره اینترنت! لیوان پیامرسانهای داخلی را با دقت بررسی کردم. حتی لیوان بله و ایتا و سروش و بقیه پیامرسانهایی که در سالهای گذشته هزاران میلیارد تومان از بودجه مردم خرجشان شده بود که در مواقع ضروری و قطعی اینترنت به کارمان بیایند هم خالی خالی بود! خشک خشک! لیوان پیامک را هم برداشتم و با دقت نگاه کردم. خالی بود، خالیتر از همیشه! حتی sms بانک هم قطع بود. در عین ناباوری حتی از قبضهای همراه اول و ایرانسل هم که برای پنج هزار تومان ناقابل، با sms گوشی آدم را سوراخ میکردند هم خبری نبود!
تا همین چند ساعت پیش که بعد از بیش از ۲۰۰ ساعت، نوتیفیکیشن sms یکی از دوستانم را روی صفحه گوشی دیدم! آه از آن لحظه! آه از آن دقیقه و ثانیه. اولش که باورم نمیشد. چند بار پلک زدم، چند ضربهای البته آرام به صورتم زدم. بیدار بودم و آنچه روی گوشی میدیدم، یک sms واقعی بود. نه از بانک و وزارت کشور و وزارت اطلاعات و پلیس و نهادهایی ازایندست؛ یک sms واقعی، از دوست واقعی.
اشتباه نمیکردم، این اشک شوق بود که در چشمانم حلقه زده بود. بعد از حدود ۲۰۰ ساعت، یک راه ارتباطی غیر از تماس تلفنی با دیگران باز شده بود. حالا میشد با sms هم از حال دوست و آشنا با خبر شد. حس خوب و شیرینی بود. حس ارتباط با دیگری از طریق پیامک. حسی که شاید اگرچه همه ما سالها پیش آن را تجربه کرده بودیم، اما یادمان رفته بود همین sms زدن خودش نعمتی بود که ما بعد از ظهور اینترنت غربی و پیامرسانهای غربزده، فراموشش کرده بودیم.
اینجا بود که باز یاد صحبتهای دوست و همکارم افتادم. ته لیوان ارتباطی کشورحالا میشد آبی پیدا کرد. شاید نمیشود از این چند قطره آب بهعنوان «نیمه پر لیوان» یاد کرد، اما بعد از ۲۰۰ ساعت بیخبری و لیوانهای خالی میشد به همین چند قطره sms ته لیوان دلخوش کرد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
تصویر بوعلیسینا چگونه از روایتهای تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟
ســرای بوعلــــــــی
وقتی آسمان بسته میشود، چرا زمین ایران آماده نیست؟
از واقعگرایی سخت تا عملگرایی انعطافپذیر
تهران؛ میان سکوت و گسل
وقف آب در حکمرانی نوین
بوشهر در حافظه شعر
نگاهی به نسبت گذشته، خاطره و زمان در سینمای «تئو آنجلوپولوس»
در گذشته زندگی میکنیم
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید