پتانسیل بی‌بدیل هنر در بازنمایی بحران محیط‌زیستی

در دامن طبیعت، در مرکز سیاست





در دامن طبیعت، در مرکز سیاست

۲۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۲۸

|پیام ما| ارتباط هنر با محیط‌زیست، رابطه‌ای فراتر از بازنمایی صرف طبیعت است؛ هنر به‌عنوان ابزار قدرتمند آگاهی‌بخشی، انتقاد و کنشگری عمل می‌کند. هنرمندان با استفاده از مواد بازیافتی، اجراهای مشارکتی و رسانه‌های نوین، بحران‌هایی مانند آلودگی، تغییراقلیم و مصرف‌گرایی را به زبانی احساس‌برانگیز و قابل‌درک ترجمه می‌کنند. این آثار نه‌تنها زیبایی‌شناسی احیا و امید را نمایش می‌دهند، بلکه مخاطب را به تأمل وامی‌دارند و پلی میان دانش علمی و اقدام جمعی می‌سازند. بنابراین، هنر امروز نقشی حیاتی در شکل‌دهی به گفتمان محیط‌زیستی و ترویج مسئولیت‌پذیری اجتماعی ایفا می‌کند.

«معصومه تقی‌زادگان»، استادیار پژوهشکده ارتباطات و مطالعات فرهنگی، در نشست «در دامن طبیعت، در مرکز سیاست: مسئله محیط‌زیست در آثار هنرمندان» درباره ارتباط هنر و محیط‌زیست در سال‌های اخیر گفت: «در سال ۲۰۲۰ در نیویورک نمایشگاهی با نام Arcadia Earth برگزار شد که در آن، هنرمندان با استفاده از زباله‌هایی مانند کاغذ، لباس‌های قدیمی و مواد زائد پلاستیکی آثار هنری خلق کردند تا بتوانند توجهات را به‌سمت مسائل محیط‌زیست ببرند.»

تقی‌زادگان با طرح این سؤال که چه کسی لایه ازون را سوراخ کرد؟ توضیح داد: «دعوایی بزرگ میان کشورهای کانونی، توسعه‌یافته، صنعتی و کم‌جمعیت و کشورهای پیرامونی، توسعه‌نیافته و پرجمعیت بر سر اینکه چه کسی بیشتر به محیط‌زیست آسیب رسانده است، وجود دارد.»

او همچنین گفت: «براساس یک آمار، سرانه مصرف تعداد کارخانه‌های هند و آمریکا، سرانه مصرف فولاد در آمریکا چندین برابر هند است و نمی‌توان گفت هند به‌علت جمعیت بالا و صنایع ضعیف در آلودگی مسئول است. در سال ۱۹۹۲ کنفرانسی با موضوعیت اینکه کشورها چه سهمی در تخریب محیط‌زیست دارند، برگزار شد و درنهایت کشورها پذیرفتند همه آنها در این تخریب یک سهمی دارند.»

او در ادامه گفت: «مسئله دیگر این است که کشورهای درحال‌توسعه هر چه تلاش می‌کنند که تکنولوژی‌های‌ خود را پیشرفته‌تر کنند تا با محیط‌زیست سازگارتر باشند، باز با استاندارد و ایزو جدید مواجه می‌شوند. به‌نظر می‌رسد مسئله محیط‌زیست است، اما مسئله اقتصاد است و اگر بخواهیم دقیق‌تر ببینیم، در منظر اقتصاد سیاسی قرار می‌گیرد. هیچ‌وقت اجازه نمی‌دهند ما تکنولوژی پیشرفته‌تر داشته باشیم. علاوه‌برآن، ما مسئله جنگ آب را داریم و به‌نظر می‌رسد هر چه بیشتر پیش می‌رویم، محیط‌زیست از یک مسئله لوکس به یک مسئله زیست رومزه تبدیل می‌شود.»

 تقی‌زادگان دو روند عمده را در توجه هنرمندان به محیط‌زیست مؤثر دانست: «نقد به سیستم گالری‌ها از دهه ۱۹۶۰، با نقد سلطه گالری‌ها بر هنر و تبدیل اثر هنری به کالایی صرفاً قابل خریدوفروش، هنرمندان به‌سمت موضوعاتی فراتر از بازار حرکت کردند.»

او همچنین گفت: «تحول در زیبایی‌شناسی جهانی: در قرن بیستم ابتدا تأکید بر فرم و انتزاع بود، اما به‌تدریج دریافتند برای رسیدن به هنری جهان‌شمول، باید بر مسائل مشترک جهانی (مانند محیط‌زیست) تمرکز کرد، نه صرفاً بر فرم. این تحول در تقابل با جریان انتزاع‌گرایی دوران جنگ سرد نیز قابل‌تحلیل است.»

تقی‌زادگان در ادامه درباره جشنواره‌هایی که در سال های اخیر برگزار شده، صحبت کرد و گفت: «این نظم و ترتیبی که این جشنواره‌ها و رویدادها دارند سبب می‌شود این مسئله را تازه نگه دارد. هنرمندان تلاش می‌کنند نقش فعالی را در این حوزه داشته باشند و کمک می‌کنند تا مردم توجه بیشتر به مسائل محیط‌زیستی داشته باشند.»

 «کیانوش سوزنچی»، عضو هیئت‌علمی دانشگاه تربیت‌مدرس، گفت: «از واقعیت تا آنچه باید اتفاق بیفتد، تفاوت بسیار است. اینکه کم‌آبی است، حقیقتی است پنهان در زمان گذشته که به الان رسیده است.» 

او ادامه داد: «هنر محیطی به چند دسته تقسیم می‌شود: اول، در محیط هنر خلق کردن؛ دوم، هنر و عناصر طبیعی، فرد با سنگ و چوب و… اثرهای هنری خلق می‌کند؛ سوم، اینکه الگوی شکل گرفتن از طبیعت سابقه تاریخی دارد و چهارم، ایده گرفتن از طبیعت اما هنر اصلی آنجایی است که هنرمند از هنر به‌عنوان رسانه‌ای برای انتقال پیام محیط‌زیستی استفاده کند که می‌تواند تمام اجزای هنر را شامل شود.»

 در ادامه «مهدی کشاورز افشار»، عضو هیئت‌علمی دانشگاه تربیت‌مدرس، بیان کرد: «شاید مهمترین بحرانی که جامعه ما با آن روبه‌رو است بحران محیط‌زیست است. هنرمندان می‌توانند چیزهایی را ملموس و عینی کنند که در معرض دید مردم نیست.»

برپایه بحث‌های این نشست، هنر معاصر با تلفیق زیبایی‌شناسی، انتقاد اجتماعی و آموزش، نه تنها آینه‌ای در برابر بحران محیط‌زیست قرار می‌دهد، بلکه با تبدیل این مسئله از یک موضوع «لوکس» به یک دغدغه «زیست‌روزه»، ظرفیت بی‌بدیلی برای بسیج افکار عمومی و ترویج مسئولیت‌پذیری جمعی در برابر یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های پیش روی بشر ایجاد کرده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *