جنگلداری اجتماعی؛ امیدی نو برای حکمرانی جنگل‌های زاگرس





جنگلداری اجتماعی؛ امیدی نو برای حکمرانی جنگل‌های زاگرس

۱۳ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۴۶

زاگرس تا حدود ۱۵ هزار سال پیش علفزار بود، به‌تدریج به بیشه و نهایتاً پنج هزار و ۵۰۰ سال پیش در اوج تکامل خود به جنگل تبدیل شد. این پهنه ارزشمند در طول قرن‌ها، ساکنان خود را از خدمات اکولوژیکی و معیشتی بهره‌مند ساخته، اما همواره در معرض تهدیدات انسانی بوده است. طی دهه‌های اخیر زاگرس با کاهش کمی و کیفی روبه‌رو و     این ضعف انباشته از دهه‌ها و قرن‌ها بهره‌برداری، منتج به شیوع آفات و بیماری‌ها شده است.

اکنون تازه‌ترین گفتمان حاکم بر سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری کشور، بهره‌گیری از جنگلداری اجتماعی برای نجات جنگل‌های زاگرس است. تجربه‌ای جهانی که برخی کشورها متناسب با شرایط اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی خود از آن برای اصلاح حکمرانی جنگل استفاده کرده‌اند. به‌گفته مسئولان این سازمان، اجرای طرح جنگلداری اجتماعی به‌صورت آزمایشی در چهار استان زاگرسی آغاز می‌شود تا براساس نتایج آن، گسترش ملی طراحی شود.

جنگلداری اجتماعی یک رویکرد نوین در مدیریت جنگل‌هاست که بر مشارکت واقعی مردم در حفاظت، بهره‌برداری پایدار و تصمیم‌سازی تأکید دارد. این رویکرد بر این باور استوار است که جنگل فقط دارایی دولتی نیست؛ بلکه بخشی از زندگی مردم محلی است و بدون نقش‌آفرینی آنان، حفاظت پایدار تحقق نمی‌یابد. جنگلداری اجتماعی می‌تواند شکاف تاریخی میان مردم و منابع‌طبیعی بر سر مالکیت عرفی و رسمی را کاهش دهد و اعتماد ازدست‌رفته را بازسازی کند. اعتمادی که بعد از قانون ملی‌شدن جنگل‌ها در سال ۱۳۴۱ کمرنگ شد.

اما پرسش مهم اینجاست؛ اجرای درست جنگلداری اجتماعی چه الزاماتی نیاز دارد؟ آیا ظرفیت‌های سازمانی لازم برای اجرای چنین رویکردی مهیاست؟ یا باید اصلاحاتی جدی در فرایندهای برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری صورت گیرد؟ کلیدی‌ترین اصل، نظام تصمیم‌گیری مشارکتی و چندسطحی است؛ به‌گونه‌ای‌که روستاییان، شوراها، تعاونی‌ها و سایر ذی‌نفعان محلی در جایگاه «عضو رسمی» تصمیم‌گیری قرار گیرند، نه «مطلع پس از تصمیم».

در این نظام، تصمیم‌ها نباید فقط در ستاد مرکزی گرفته شود؛ بلکه صاحبان عرف و جامعه محلی باید از سطح روستا تا سطح ملی در تصمیم‌سازی شریک باشند. 

حال باید دید سازمان منابع‌طبیعی تا چه اندازه می‌تواند دیدگاه سنتی بخشی از بدنه کارشناسی و مدیریتی خود را که مردم را رقیب در مدیریت جنگل می‌بیند‌، اصلاح کند و به نظرات و خواست‌های برآمده از واقعیت‌های زندگی محلی اعتماد کند؟ آیا قوانین فعلی برای واگذاری امور به جوامع محلی کافی است یا نیازمند بازنگری حقوقی هستیم؟ آیا سازوکارهای پایش و نظارت مشترک می‌تواند شفافیت، انصاف و مسئولیت‌پذیری دوطرفه را تضمین کند یا تعارض‌های جدیدی شکل خواهد گرفت؟ آیا طرح‌های جنگلداری اجتماعی می‌تواند میان فقر و وابستگی جامعه محلی به درآمد از جنگل و ظرفیت اکولوژیکی تضعیف‌شده جنگل تعادل ایجاد کند یا خیر؟

اینها بخشی از پرسش‌های حکمرانی در مسیر اجرای جنگلداری اجتماعی در زاگرس است. بااین‌حال، همین گفتمان جدید، روزنه‌های امید را برای بهینه‌سازی حکمرانی جنگل‌های کشور زنده کرده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق