دریاچه ارومیه؛ فراتر از دعوای سیاسی





۱۱ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۵۷

در این روزها، دریاچه ارومیه دیگر تنها یک بحران زیست‌محیطی نیست؛ بلکه به میدان نبردی روانی و سیاسی تبدیل شده است.

گروه‌های مختلف، یکدیگر را به جرم خشکیدن این دریاچه تاریخی محکوم می‌کنند و هر کدام به‌دنبال شناسایی مقصر اصلی می‌گردند. اما آنچه آشکار است، این است که هیچ‌کدام از این طرف‌ها، دغدغه واقعی احیای دریاچه را ندارند.

شعارهای احیا، بیش از آنکه ریشه در نگرانی زیست‌محیطی داشته باشد، به ابزاری برای تسویه حساب‌های سیاسی بدل شده است.برای نجات دریاچه ارومیه، بیش از هر چیز به یک اراده ملی نیاز داریم؛ اراده‌ای که از باتلاق دعواهای بی‌پایان عبور و به‌سمت همگرایی حرکت کند.

این همگرایی باید میان حاکمیت، مردم و کشاورزان -که خود قربانیان اصلی این بحران‌اند- شکل گیرد. کشاورزان، که سال‌ها با چالش‌های آبی دست‌وپنجه نرم کرده‌اند، باید شریک اصلی راه‌حل‌ها باشند، نه هدف اتهامات. حاکمیت نیز باید از موضع دفاعی خارج شود و با برنامه‌ریزی‌های بلندمدت، منابع را به‌سمت احیای پایدار هدایت کند.

مردم هم، با آگاهی و مشارکت، می‌توانند پلی میان این دو سوی معادله بسازند.اگر این دعواهای سیاسی ادامه یابد و انرژی‌ها صرف جست‌وجوی مقصر شود، دریاچه ارومیه فرصت‌های طلایی احیا را برای همیشه از دست خواهد داد. طوفان‌های نمکی، مهاجرت‌های اجباری و نابودی اکوسیستم‌های وابسته، هزینه‌ای سنگین‌تر از هر جنگی خواهد بود.

همه کسانی که امروز به بهانه‌های مختلف، یکدیگر را محکوم می‌کنند، در واقع خود بخشی از این چرخه مقصرند. دغدغه واقعی‌شان، نه نجات دریاچه، بلکه حفظ قدرت است.زمان آن رسیده که صدای دریاچه را بشنویم؛ صدایی که فریاد می‌زند: «من به اتحاد نیاز دارم، نه به جنگ.» با اراده ملی، می‌توانیم این میراث طبیعی را بازگردانیم و نسلی را که در سایه خشکی بزرگ شده، به روزهای آبی گذشته پیوند بزنیم. احیای دریاچه ارومیه، نه یک شعار، که یک تعهد ملی است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *