از گل‌کوچیک محله تا لیگ‌ برتر در حفاظت محیط‌زیست





از گل‌کوچیک محله تا لیگ‌ برتر در حفاظت محیط‌زیست

۱۹ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۱۷

در دنیای امروز، جایی که چالش‌های محیط‌زیستی مانند تغییراقلیم، توسعه نامتوازن، رشد جمعیت و انواع آلودگی‌ها هر روز جدی‌تر می‌شوند، فعالیت‌های حفاظتی و محیط‌زیستی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده‌اند. اما به‌نظر می‌رسد ما در ایران هنوز درگیر سوءبرداشتی جدی هستیم:
آیا این فعالیت‌ها باید به‌عنوان علاقه شخصی و فوق‌برنامه باقی بمانند، یا باید به سطح حرفه‌ای ارتقا یابند؟ آیا فعالیت فردی، خارج از سیستم خوب و فعالیت سازمانی همواره همراه با فساد است؟
به‌نظر من، تا وقتی یک فعالیت حرفه‌ای نشود، تأثیر آن محدود می‌ماند و نمی‌تواند تغییرات پایدار و بزرگ ایجاد کند. بیایید این موضوع را با یک مثال ساده بررسی کنیم: فوتبال.

دست‌کم همه ما پسرها، همکار، هم‌محله‌ای‌ یا همکلاسی‌هایی داشته‌ایم که فوتبالیست‌های فوق‌العاده‌ای بودند. دریبل‌های و شوت‌هایشان را با مسی و رونالدو مقایسه کرده‌ایم. اما آنها فقط در سالن، کوچه، دانشگاه یا مدرسه فوتبال بازی می‌کنند. صبح‌ها سر کار می‌روند، شب‌ها اگر خسته نباشند و زندگی اجازه دهد، یکی‌دو ساعتی با دوستانشان فوتبال بازی می‌کنند. شاید خیلی خوب هم بازی کنند، اما این فوتبال نهایتاً یک سرگرمی و بازی است.

این‌طور فوتبال بازی کردن اگرچه سرشار از انرژی و عشق است، نه روی زندگی خودشان تأثیر جدی می‌گذارد، نه روی دنیای فوتبال. با گذشت زمان، سنشان بالا می‌رود و این بازی‌ها به حاشیه رانده می‌شود. حالا تصور کنید اگر این استعدادها وارد لیگ حرفه‌ای شوند، چه رخ می‌داد؟

 آنجا نه‌تنها سرگرمی تولید می‌کردند، بلکه درآمدزایی می‌کردند، فوتبالیست‌های بهتری به تیم جذب می‌شدند و کل سطح فوتبال ارتقا پیدا می‌کرد. حتماً قبول دارید «لالیگا» یا «لیگ برتر جزیره» با «گل‌کوچیک» ما زمین تا آسمان فرق دارد؟

معتقدم فعالیت‌های محیط‌زیستی غیرحرفه‌ای هم دقیقاً همین وضعیت را دارند. وقتی به حفاظت از محیط‌زیست به‌عنوان یک حرفه نگاه نکنید و آن را بخش اصلی از زندگی روزمره‌تان نبینید، تبدیل به چیزی شبیه به همان گل‌کوچیک در فوتبال می‌شود. متأسفانه در جایی مانند ایران، برخی افراد با افتخار می‌گویند: «منبع درآمدم از محیط‌زیست نیست، این کار دوم من است و فقط به‌خاطر عشقم کاری می‌کنم.» این به‌خودی‌خود بد نیست؛ حتی یک ارزش است. اینکه آدم‌ها به‌رغم درگیری‌های شغلی، خانوادگی و زندگی روزمره، هنوز به مسائل محیط‌زیستی اهمیت دهند، قابل‌تحسین است. اما مشکل وقتی شروع می‌شود که این رویکرد را به‌عنوان یک افتخار در مقابل فعالیت‌های حرفه‌ای، سازمانی و سیستمی قرار می‌دهیم. انگار بگوییم فوتبال کوچه‌ای بهتر از لیگ حرفه‌ای است، چون دلی‌تر است! بله دلی است اما اثرگذار؟ نه!

در فعالیت‌های حرفه‌ای محیط‌زیستی، مانند سازمان‌های بزرگ حفاظتی، شما نه‌تنها سرگرمی و آگاهی عمومی تولید می‌کنید، بلکه درآمدزایی می‌کنید (از طریق کمک‌های مالی، پروژه‌های پایدار یا حتی اکوتوریسم)، متخصصان بیشتری جذب می‌کنید و کل سیستم حفاظت و نهایتاً زندگی انسان‌ها را ارتقا می‌دهید. به‌عنوان مثال، سازمان‌هایی مانند WWF یا Greenpeace با ساختار حرفه‌ای‌شان، تغییرات جهانی ایجاد کرده‌اند. از حفاظت از گونه‌های در معرض انقراض تا تأثیرگذاری بر سیاست‌های دولتی در گوشه‌گوشه دنیا اثری از آنها می‌بینید. در مقابل، فعالیت‌های غیرحرفه‌ای، هر چقدر هم با عشق همراه باشند، محدود می‌مانند. ذهن شما در بخش اعظمی از زمانتان، درگیر کار اصلی‌تان است، منابع محدود است و خروجی نهایی هرچند ارزشمند، در حد یک سرگرمی یا تغییر کوچک محلی باقی می‌ماند.

یکی از استدلال‌های رایج علیه فعالیت‌های سازمانی و سیستمی این است که «وقتی بزرگ می‌شوی، فساد وارد می‌شود.». درست است که در فعالیت‌های کوچک و فردی، احتمال فساد کمتر است؛ چون همه‌چیز  محدود است. اما به همان اندازه، نمی‌توانید تغییرات بزرگ و پایدار و البته مکانیسم شفافیت مالی ایجاد کنید. یک فرد تنها ممکن است بخشی از جنگل را پاکسازی یا حفاظت کند، اما برای مقابله با جنگل‌زدایی در مقیاس ملی یا جهانی، نیاز به سازمان، بودجه و همکاری دارید. فساد احتمالی را می‌توان با شفافیت، نظارت و ساختارهای قانونی مدیریت کرد، اما بدون حرفه‌ای‌گری، حتی آن عشق اولیه هم نمی‌تواند خروجی مورد انتظار ما را بدهد. نهایتاً پس از مدتی خستگی، درگیری‌های زندگی شخصی و سن شما را از چرخه حفاظت خارج می‌کند، بدون اینکه میراثی ادامه‌دار از خود برجای بگذارید.

درنهایت، باید باور کنیم حفاظت محیط‌زیست زندگی و شغلی تمام‌وقت است. اگر حرفه‌ای نباشد و با علوم دیگر مانند اقتصاد، جامعه‌شناسی یا حتی فناوری گره نخورد، تأثیری قابل‌‌سنجش و واقعی نخواهد داشت. نهایتاً خروجی‌اش هم محدود به چند کمپین کوچک یا پست‌های شبکه‌های اجتماعی می‌شود، نه تغییرات بلندمدت. اگر می‌خواهیم محیط‌زیستی سالم برای نسل‌های آینده بسازیم، زمان آن رسیده که از کوچه پس‌کوچه‌های فعالیت‌های غیرحرفه‌ای خارج شویم و وارد لیگ حرفه‌ای شویم. عشق به طبیعت پیش‌نیاز است، اما کافی نیست؛ حرفه‌ای‌گری است که عشق را به تغییر تبدیل می‌کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق