کارخانه بحرانسازی و ضرورت همبستگی اجتماعی
۲۵ شهریور ۱۴۰۴، ۱۹:۱۱
در آستانه سهسالگی یکی از مهمترین جنبشهای اجتماعی دهه اخیر و در شرایطی که ایران جنگ دوازدهروزهای را پشت سر گذاشته، بار دیگر بهروشنی میتوان دید که گروهی در کشور کارخانهای به نام «بحرانسازی» بنا کردهاند. این کارخانه تعطیلی نمیشناسد؛ چه در روزهای جنگ، چه در زمان آتشبس و حتی در بزنگاههایی که جامعه بیش از هر چیز به همبستگی و آرامش نیاز دارد.
جامعهشناسانی چون زیمل و دورکیم یادآور شدهاند که تضاد و تعارض بخشی طبیعی از حیات اجتماعی است، اما هنگامی که تضادها بهعمد برجسته شوند و از سطح طبیعی خود فراتر روند، نتیجه آن شکافهای اجتماعی ساختگی است. امروز در ایران میبینیم که برخی جمعهای تصمیمگیر، عملاً به کارخانه «هزینهسازی» و «دشمنسازی» بدل شدهاند. از یکسو، دستی در فرایند سیاستگذاری دارند و از سوی دیگر، خود را شبیهترین افراد به حاکمیت نشان میدهند. این ترکیب خطرناک، سادهترین مسائل اجتماعی را به بحران ملی تبدیل میکند.
تجربه نشان داده که این جریانها از هر موضوعی برای دمیدن در تنور اختلاف استفاده میکنند؛ از حجاب گرفته تا یک کنسرت. همانها که روزی نسخههای پرهزینهای برای حجاب پیچیدند و جامعه را گرفتار شکاف ملی کردند، امروز هم در پستوی تصمیمگیری، از یک رویداد فرهنگی وحدتآفرین، نتیجهای معکوس میسازند تا دولت ناکارآمد جلوه کند.
جامعه ایران اما در این سالها نشان داده که پویاتر و پیشروتر از سیاستگذاران است؛ بهویژه زنان که در عرصههای مدنی، رسانهای و حتی در رفتارهای روزمره، از نهادهای رسمی و حتی قانون جلوتر حرکت کردهاند. این واقعیت را نمیتوان با «واکسنهای دستوری» یا سیاستگذاری از بالا به پایین مهار کرد.
نسل امروز که به Z معروف شده است، رسانه رسمی را کمتر دنبال میکند و در هوای اینترنت، با وجود فیلترینگ (که خود هزینه سرباری برای امنیت کشور است) تنفس میکند، الگوهای ذهنیاش بیرون از قاب تلویزیون شکل گرفته است. بیتوجهی به این دگرگونی تنها فاصله جامعه و حاکمیت را بیشتر میکند.
به بیان نظریه «حوزه عمومی» هابرماس، اگر امکان گفتوگوی واقعی میان مردم و تصمیمگیران فراهم نشود، فضای عمومی بهسمت شکاف و بیاعتمادی میرود. اکنون زمان آن است که بهجای برجستهسازی اختلافات طبیعی، برای تقویت همبستگی اجتماعی سرمایهگذاری شود. جامعه ما از ۱۴۰۱ تا امروز چالشهای بزرگی را پشت سر گذاشته است. پرسش این است: آیا گوشی برای شنیدن وجود دارد؟ آیا میتوان صندلی را از زیر پای تصمیمگیران بحرانساز کشید تا جایشان را کسانی بگیرند که به گفتوگو و همبستگی باور دارند؟
جامعه در این سه سال بارها پیامهای خود را به شکلهای گوناگون -از خیابان گرفته تا شبکههای اجتماعی و حتی در انتخابهای روزمره- فرستاده است. این پیامها هشدارند، نه دشمنی؛ نشانهای از زنده بودن جامعه و خواست تغییر. بیاعتنایی به این صداها تنها به سود همان کارخانه بحرانسازی است. امروز بیش از هر زمان دیگر لازم است تصمیمگیران بهجای نادیدهانگاری و بیتوجهی، شنونده باشند و بدانند که سکوت در برابر هشدارهای جامعه، آینده را پرهزینهتر میکند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت یک فرصت فراموششده در پسماند نساجی
چرخهای که بدون زنان نمی چرخد
چیزی که زیر خشم خانهها له میشود
دستمزد معیشتی؛ حلقه گمشده مسئولیت اجتماعی شرکتی
میراثی که هنوز ادامه دارد
از کدام توسعهیافتگی سخن میگویید؟
سهم بازار تاریخی سمنان از درآمد «مجتمع نمدمالی»
چطور کاهش ازدواج، ذائقه مصرف را تغییر داد؟
تأثیر نامطلوب سهمیه مراکز دانشگاهی
کاهش نقدینگی و انباشت بدهیها در بیمههای پایه، آینده سلامت را تهدید میکند
جیب خالی و بدهیهای خیالــــی
ناترازی بانک مسکن به ۴۰ همت رسید
وب گردی
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید