میراثی که هنوز ادامه دارد





میراثی که هنوز ادامه دارد

۲ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۰۰

در ۳۰۰ کیلومتری دارالسلام به‌سمت جنوب، دو جزیره کوچک در نزدیکی ساحل اقیانوس هند قرار دارند که امروز بیشتر با ویرانه‌هایشان شناخته می‌شوند: کیلوا کیسیوانی (Kilwa Kisiwani) و سونگو منارا (Songo Mnara). زمانی اما اینجا یکی از مهم‌ترین بندرهای ساحل شرقی آفریقا بود؛ شهری سواحیلی که از قرن سیزدهم تا شانزدهم، میان سرزمین‌های داخلی آفریقا و شبکه تجاری اقیانوس هند رفت‌وآمد می‌کرد. طلا و عاج از داخل قاره به کیلوا می‌رسید و سفال ایرانی، ظروف چینی، عطر و کالاهای دیگر از راه دریا به آن وارد می‌شد.

کیلوا از قرن نهم تا نوزدهم مسکون بود و در قرن‌های سیزدهم و چهاردهم به اوج شکوفایی رسید. ابن‌بطوطه وقتی در سال‌های ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ میلادی به اینجا رسید، آن را یکی از زیباترین شهرهای جهان توصیف کرد. خانه‌ها، مسجدها و کاخ‌ها با سنگ مرجانی ساخته می‌شدند و مسجد بزرگ کیلوا با گنبدها و طاق‌هایش، هنوز یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های معماری سواحیلی است. یونسکو نیز کیلوا و سونگو منارا را به‌عنوان شواهد مهم رشد فرهنگ سواحیلی و تجارت اقیانوس هند در فهرست میراث جهانی ثبت کرده است.

اما شاید ارزش کیلوا فقط در این نباشد که بدانیم زمانی چه شهری بوده است. بخشی از آنچه در این بندر شکل گرفت، هنوز در زندگی مردم تانزانیا جریان دارد؛ در زبان سواحیلی، در پارچه‌ای که پیامی را به دیگری می‌رساند، در غذایی که مرکز سفره می‌نشیند و حتی در موسیقی‌ای که جوان‌های امروز برای خودشان ساخته‌اند.

صبح را می‌توان از یک بازار شروع کرد؛ جایی که ماهیگیران از دریا برمی‌گردند، کشاورزان راه مزرعه را در پیش می‌گیرند و خریدوفروش با احوالپرسی و خبر گرفتن از همسایه‌ها درهم می‌آمیزد. همین‌جا ممکن است کانگا (Khanga) را ببینی؛ پارچه‌ای رنگارنگ که به‌ویژه در جوامع ساحلی رواج دارد و گاهی روی آن جمله یا ضرب‌المثلی سواحیلی نقش بسته است؛ پیامی عاشقانه، مذهبی، اجتماعی یا حتی کنایه‌آمیز. کانگا فقط پوشش نیست؛ بخشی از ارتباط اجتماعی و زندگی روزمره است و یونسکو اکنون برای آماده‌سازی پرونده ثبت آن به‌عنوان میراث ناملموس، از تانزانیا حمایت کرده است.

سر سفره هم این پیوند را می‌شود دید؛ اوگالی (Ugali)، خمیر سفتی که از ذرت، کاساوا، ارزن یا سورگوم تهیه می‌شود، در بسیاری از مناطق تانزانیا غذایی آشنا و مشترک است؛ با دست برداشته می‌شود و کنار ماهی، گوشت یا سبزی می‌نشیند. غذای ساده‌ای که بیش از آنکه بخواهد تفاوت‌های قومی را نشان دهد، آدم‌ها را دور یک سفره جمع می‌کند.

وقتی روز به شب می‌رسد، صدای تانزانیا فقط صدای موسیقی‌های قدیمی نیست. در دارالسلام، سینگلی (Singeli) از دل محله‌های شهری و میان نسل جوان شکل گرفته است؛ موسیقی‌ای تند، پرانرژی و بی‌قرار که یکی از صداهای متمایز تانزانیای امروز است. شاید همین تغییرپذیری، بخشی از راز زنده ماندن فرهنگ باشد: چیزی از گذشته می‌آید، در زندگی مردم جا می‌گیرد و بعد، نسل تازه آن را به‌شکل خودش ادامه می‌دهد. پرونده سینگلی برای ثبت در فهرست میراث ناملموس یونسکو در سال ۲۰۲۶، اکنون در حال بررسی است.

شاید این همان چیزی باشد که در پایان سفر به تانزانیا باید با خود برد؛ میراث این کشور فقط در ویرانه‌های کیلوا، دشت‌های سرنگتی یا برف‌های کلیمانجارو نمانده است. بخشی از آن هنوز پوشیده می‌شود، خورده می‌شود، شنیده می‌شود و زندگی می‌شود. حالا، بعد از پنج شماره، وقت آن است که از تانزانیا عبور کنیم و در شماره بعدی «گوشه دنیا»، سراغ گوشه دیگری از جهان برویم.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *