از کدام توسعهیافتگی سخن میگویید؟
۲ شهریور ۱۴۰۵، ۰:۱۰
اظهارات اخیر «محمدرضا عارف»، معاون اول رئیسجمهور، در بیستوپنجمین همایش ملی «صنعت، معدن و خدمات سبز» درباره الزامات کاهش انتشار گازهای گلخانهای و این ادعا که چنین الزامات و محدودیتهایی ممکن است ابزاری برای جلوگیری از توسعه کشورهای درحالتوسعه باشد، مرا به یاد یکی از قدیمیترین و خطرناکترین دوگانههای فکری در سیاستگذاری ایران انداخت؛ دوگانه «توسعه یا محیط زیست».
با بخشی از سخن ایشان تا اینجا مشکلی نیست؛ اینکه کشورهای توسعهیافته نمیتوانند پس از آنکه بخش بزرگی از ظرفیت جذب کربن جو را مصرف کردهاند، همان قواعد را بدون توجه به مسئولیت تاریخی و تفاوت ظرفیت کشورها بر دیگران تحمیل کنند. عدالت اقلیمی نیز یکی از وجوه مطالباتی نظام بینالمللی است و کشورهای صنعتی مسئولیت تاریخی بیشتری در برابر بحران اقلیم دارند.
اما مسئولیت اخلاقی و وجدانی گونه انسانی در برابر سرنوشت کره زمین نیز اجازه نمیدهد که باقیمانده منابع و ظرفیتهای حیاتی زمین را بهبهانه رقابتهای سیاسی و اقتصادی میان کشورها مصرف و نابود کنیم. اگر قرار باشد استدلال «حق توسعه» به محملی برای افزایش تخریب، آلودگی و گرمتر کردن هرچه بیشتر زمین تبدیل شود، باید صریح باشیم که حاصل این رقابت، در نهایت نه پیروزی یک کشور بر کشور دیگر، بلکه تهدید آینده خود زمین، حیات انسانی و بسیاری از گونههای دیگر خواهد بود. عدالت نیز امری یکمرتبه و تکسطحی نیست؛ عدالت دارای مراتب است و پیش از عدالت اقتصادی، سیاسی یا حتی عدالت میان کشورها، بنیادیترین صورت عدالت را شاید باید در حق حیات جستوجو کرد. حفظ امکان ادامه حیات بر روی زمین برای انسان و دیگر گونهها، میتواند زیربناییترین اصل اخلاقی و نخستین شرط تحقق هر شکل دیگری از عدالت باشد. از این منظر، نمیتوان به نام عدالت میان کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه، بنیانهای زیستی مشترک همه آنها را تضعیف کرد؛ زیرا اگر امکان حیات پایدار از میان برود، دیگر چیزی باقی نمیماند که بر سر عدالت درباره آن گفتوگو کنیم. در واقع، از امثال چنین استدلالاتی نمیتوان به این نتیجه رسید: «چون کشورهای توسعهیافته در گذشته با انتشار گسترده گازهای گلخانهای توسعه یافتهاند، امروز نیز کشورهای درحالتوسعه باید حق داشته باشند همان مسیر را تکرار کنند.» این استدلال هم از نظر علمی نادرست است و هم از نظر تاریخی و اخلاق انسانی.
از جهت دیگر، شوربختانه ایران خود دیگر یک کشور کمانتشار نیست. ایران در شمار کشورهای بزرگ منتشرکننده گازهای گلخانهای جهان قرار دارد. بنابراین، ماجرا دیگر صرفاً داستان «کشور فقیر و جهانسومی در برابر کشورهای ثروتمند» نیست. ایران از یک سو با آثار ویرانگر تغییر اقلیم مواجه است و از سوی دیگر، خود نیز در تولید این بحران سهم قابلتوجهی دارد. اما حتی اگر این واقعیت را کنار بگذاریم، پرسش بنیادیتری باقی میماند.
آقای عارف، دقیقاً از کدام «توسعه» سخن میگویید؟
ایران در چند دهه گذشته، در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان، کمتر توسعه یافته است، اما در همین مدت بخش اعظم سرمایههای طبیعی و ظرفیت زیستی خود را نیز از دست داده است. آبخوانها تخلیه شدهاند، تالابها خشکیدهاند، رودخانهها از جریان افتادهاند، جنگلها و مراتع فرسوده شدهاند، تنوع زیستی کاهش یافته، خاک در معرض فرسایش قرار گرفته و فرونشست زمین در بخشهای وسیعی از کشور به یک بحران تبدیل شده است. ریزگردها بخشهایی از سرزمین را فرا گرفتهاند و آلودگی هوا به یکی از مسائل دائمی زندگی ایرانیان تبدیل شده است. پس پرسش دیگر این است که ما با چه سودایی سرگرم بودهایم؟
از قرار، نه آنچنان توسعه یافتهایم که بتوان گفت هزینههای واردشده بر طبیعت، بهای گذار ایران به یک اقتصاد پیشرفته بوده است و نه طبیعت را حفظ کردهایم که بتوانیم این سرمایهها را پشتوانه توسعه نسلهای آینده قرار دهیم. ما در بسیاری از موارد، هم توسعه را از دست دادهایم و هم سرمایه طبیعی خود را. این شاید بزرگترین تناقض توسعه در ایران باشد. اگر قرار بود نابودی منابع طبیعی بهای توسعه باشد، پس محصول این توسعه کجاست؟ رفاه پایدار کجاست؟ بهرهوری اقتصادی کجاست؟ امنیت آبی کجاست؟ اقتصاد قدرتمند و رقابتپذیر کجاست؟ فناوری و زیرساختی که بتواند نسلهای آینده را از این سرزمین پشتیبانی کند، کجاست؟ سرانه ثروت و رفاه و اشتغال کجاست؟
در کدام فرهنگ لغت، در کدام نظریه توسعه و در کدام تجربه تاریخی، «توسعه» بهمعنای ذبح سرمایههای پایه یک سرزمین تعریف شده است؟ توسعه پایدار دقیقاً برای جلوگیری از همین خطا شکل گرفته است؛ برای آنکه توسعه اقتصادی نتواند حقوق طبیعت و حقوق نسلهای آینده را قربانی منافع کوتاهمدت کند. اما گویی ما حتی همین اصل ساده را نیز جدی نگرفتهایم.
آقای عارف، پیش از آنکه از توسعه و رفاه آینده سخن بگویید، آیا از بزرگترین چالش امروز ایران خبر دارید؟ آب. بحران آب در ایران دیگر صرفاً مسئلهای محیطزیستی نیست؛ به مسئلهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی و حتی به مسئله آینده سکونتپذیری بخشهایی از کشور تبدیل شده است. چه چیزی آبخوانهای ایران را به این وضعیت رسانده است؟
چه چیزی رودخانهها را خشک کرده و تالابها را از میان برده است؟ چه چیزی موجب شده فرونشست زمین در بسیاری از دشتهای کشور به مرحلهای برسد که بازگشتپذیری آن محل تردید جدی باشد؟ آیا محیط زیست مانع توسعه شده است یا این توسعه ویرانگر بوده که محیط زیست را قربانی کرده است؟ همین پرسش را میتوان درباره ریزگردها، آلودگی هوا، نابودی پوشش گیاهی، کاهش تنوع زیستی و تخریب زیستبومهایی که مستقیماً بر سلامت و کیفیت زندگی مردم اثر میگذارند نیز مطرح کرد. ایران زمانی یکی از زیباترین و غنیترین سرزمینهای جهان از نظر تنوع اقلیمی و زیستی بود؛ سرزمینی با جنگل، مرتع، تالاب، رودخانه، آبخوان، خاک حاصلخیز و زیستبومهای متنوع. امروز اما بخشهایی از همین سرزمین به کانون تولید گردوغبار تبدیل شدهاند و بخشی از رودخانههایش دیگر رودخانه نیستند؛ تنها نامی تاریخی بر نقشهاند. این سرزمین را چه چیزی به اینجا رسانده است؟
آیا واقعاً میتوان همچنان طبیعت را مانع توسعه معرفی کرد، درحالیکه بخش بزرگی از هزینههای همین توسعه از جیب طبیعت پرداخت شده است؟ تفکری که آب را صرفاً منبع میبیند، جنگل را زمین قابلبهرهبرداری، رودخانه را آب قابلانتقال و سرزمین را مجموعهای از منابع قابلاستخراج، دیر یا زود به جایی میرسد که دیگر چیزی برای توسعه باقی نمیگذارد. توسعهای که سرمایه طبیعی را مصرف میکند تا رشد کوتاهمدت بسازد، در واقع بخشی از پیکر و اندامهای حیاتی سرزمین را به درآمد تبدیل کرده است، نه اینکه الزاماً ثروت جدیدی خلق کرده باشد. میتوان گفت که ما به توسعه نیاز داریم، اما نه توسعهای که آبخوان را تخلیه کند، رودخانه را بخشکاند، تالاب را بمیراند، جنگل را نابود کند و دشت را به کانون فرونشست و ریزگرد تبدیل کند. حق توسعه، حق تخریب سرزمین نیست. اگر کشورهای توسعهیافته در گذشته با مصرف گسترده سوختهای فسیلی به ثروت رسیدهاند، پاسخ ایران نباید این باشد که پس ما نیز حق داریم همان اشتباه را تکرار کنیم. پاسخ درست این است که ما حق توسعه میخواهیم، اما توسعهای که فناوری، رفاه و فرصت اقتصادی را به بهای نابودی طبیعت و حقوق نسلهای آینده به دست نیاورد. ایران پیش از آنکه به رفاه برسد، بخش بزرگی از سرمایه طبیعی خود را از دست داده است. اگر قرار باشد همان منطق با عنوان «ممانعت از توسعه کشورهای جهان سوم» دوباره مشروعیت پیدا کند، در حقیقت از حق توسعه دفاع نکردهایم؛ از حق مصرف کردن آینده دفاع کردهایم.
این پرسش همچنان باقی است: اگر قرار است سرزمین را برای توسعه ذبح کنیم، محصول این ذبح کجاست؟
فراموش نکنید! تن ایران، رنجور و زخمیِ توسعهای است که نهتنها آبادانی به بار نیاورد، بلکه داشتههای ما را نیز مبدل به تفاله و آلودگی کرد. پیش از آنکه به فکر رقابت با سایر کشورها در دود کردن سوختهای فسیلی و گسترش آلودگی باشید، به یاد آورید که تن بسیاری از هممیهنان شما دچار بیماری و رنج حاصل از آلودگیهای محیطی است. آقای عارف، پیش از آنکه بار دیگر در مسابقه شکستخورده توسعه شرکت کنید، نگاهی به بیلان منفی منابع پایه و ظرفیتهای ازدسترفته کشور بیندازید.
برچسب ها:
آب و منابع طبیعی، تغییر اقلیم، تغییراقلیم، توسعه پایدار، سازمان حفاظت محیط زیست، صنعت، معدن و خدمات سبز، عدالت اقلیمی، فرونشست زمین، محیط زیست، محیطزیست، مسئولیت اجتماعی، مسئولیت تاریخی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خراسان جنوبی از کمآبی عبور کرده و وارد بحران شده است
دستدرازی به آبهای چندهزارساله
روایت یک فرصت فراموششده در پسماند نساجی
چرخهای که بدون زنان نمی چرخد
چیزی که زیر خشم خانهها له میشود
دستمزد معیشتی؛ حلقه گمشده مسئولیت اجتماعی شرکتی
سازمان حفاظت محیطزیست مجوز فعالیت پنجمین میدان نفتی در «هورالعظیم» را صادر کرد
«سهـــــراب» به میـدان آمد
در نشست «آب و اقلیم در مطالعات زنان» انجمن جامعهشناسی ایران مطرح شد
زن، بیرون از معادلــــــه آب
آغاز پاییز با گرما
النینوی قوی و اثر آن بر بارشهای پاییزی ایران
میراثی که هنوز ادامه دارد
تأکید بر تقویت زیرساختهای زیستمحیطی خوزستان
ضرورت مدیریت فاضلاب و حفظ رودخانه کارون
آموزش نوین بحران آب در البرز: از هوش مصنوعی تا بازیافت خلاقانه
وب گردی
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
نجات خرس قهوهای گرفتار در تله در شهرستان ساری/ رهاسازی موفق در زیستگاه طبیعی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید