چطور کاهش ازدواج، ذائقه مصرف را تغییر داد؟





چطور کاهش ازدواج، ذائقه مصرف را تغییر داد؟

۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۳:۲۸

چرا در ایران امروز، شکل مصرف تفریحی رواج بیشتری یافته است؟ چرا آدم‌ها بیشتر به باشگاه‌رفتن، فعالیت هنری، کافه‌گردی، یوگا و تراپی فکر می‌کنند؟ پاسخ این پرسش همیشه این نیست که چون نمی‌توانند کارهای بزرگ‌تری انجام دهند، به‌ناچار به‌سمت مصرف بیشتر می‌روند.
استدلال این متن آن است که در دهه اخیر، نهاد خانواده دستخوش تغییراتی شده که حاصل آن، سربرآوردن سوژه‌ای است که فارغ از مسئولیت‌های مراقبتی خانوادگی، می‌تواند آزادانه‌تر برای خودش هزینه کند.

راهبرد سنتی بازتولید نهاد خانواده

نهاد خانواده در ایران به‌طور سنتی تلاش می‌کرده از طریق مجبورکردن یا تسهیل‌کردن ازدواج فرزندان، خود را بازتولید کند. در گذشته، تجرد ــ چه برای دختر و چه برای پسر ــ یک برچسب اجتماعی بود: دخترانی که ازدواج نمی‌کردند، «ترشیده» و پسرانی که ازدواج نمی‌کردند، «عزب» خوانده می‌شدند. خانواده‌ها، افزون بر تنبیه نمادین، با مشروط‌کردن کمک‌های مالی به ازدواج ــ مثلاً پرداخت هزینه عروسی یا جهیزیه در ازای برگزاری مراسم ــ فرزندان را به‌سوی ازدواج سوق می‌دادند. حتی دولت نیز مهم‌ترین و ساده‌ترین تسهیلاتش، یعنی وام ازدواج، را تنها مشروط به ازدواج پرداخت می‌کرد.

ناکامی نهاد خانواده در بازتولید خود

نهاد خانواده، به دلایل متعددی که بررسی‌شان از حوصله این بحث خارج است، در بازتولید خود ناکام مانده است. سه روند این ناکامی را نشان می‌دهند:
میانگین سن ازدواج مردان نسبت به گذشته به‌شدت افزایش یافته است؛ از ۲۳سالگی در دهه ۶۰ به ۳۰سالگی در تهران رسیده است.

سهم جمعیتی که هرگز ازدواج نکرده‌اند، طی ۲۰ سال اخیر هفت برابر شده است. در حال حاضر، ۱۸ میلیون نفر از جمعیت در سن ازدواج هرگز ازدواج نکرده‌اند و جمعیت بزرگی در آستانه تجرد قطعی هستند.

مجموع این روندها نشان می‌دهد که احتمالاً بخش بزرگی از جامعه ما دیگر در قالب ساختار سنتی خانواده ــ متشکل از زن و شوهر و فرزندان ــ زندگی نمی‌کند.

از طلاق و تجرد تا استقلال از اقتدار خانواده

سالانه حدود ۲۰۰ هزار نفر در کشور طلاق می‌گیرند. این گروه، حتی اگر به خانواده پدری بازگشته باشند، دیگر به‌عنوان فردی مستقل‌تر شناخته می‌شوند و خانواده دیگر نمی‌تواند مانند زمانی که آن‌ها مجرد بودند، بر ایشان اقتدار اعمال کند. کسانی هم که در سنین بالاتر هنوز ازدواج نکرده‌اند، عملاً از پس خانواده برآمده‌اند: یا بخشی از قواعد خانه را به نفع خود تغییر داده‌اند یا اساساً از خانواده بیرون رفته‌اند و به شکل‌های دیگری ــ چه به‌صورت مجرد و چه در قالب‌های خارج از ازدواج رسمی ــ زندگی می‌کنند.

پیامد این تحولات برای مسئولیت اقتصادی نسل جوان

بخش قابل‌توجهی از این جمعیت هنوز جوان است. همین جمعیت، در دوره‌ای که نرخ ازدواج بالاتر بود، یا خود ازدواج کرده بود یا باید به ازدواج فکر می‌کرد. این وضعیت به‌معنای مسئولیتی خانوادگی بود که جوان را وامی‌داشت بخشی از درآمدش را ــ به هر شکلی ــ پس‌انداز کند و به بلندمدت بیندیشد. به بیان دیگر، او اساساً آزادی چندانی در انتخاب نداشت، چراکه ناچار بود بخش اصلی درآمدش را صرف ازدواج و سپس مسئولیت‌های خانوادگی پس از آن کند. حتی در میان کسانی که ازدواج کرده‌اند نیز همین روند تکرار می‌شود: نرخ فرزندآوری، فاصله تا تولد اولین فرزند، نرخ باروری و بُعد خانوار، همگی کاهش یافته‌اند؛ یعنی حتی برای متأهلان نیز مسئولیت و هزینه خانوادگی و مراقبتی کمتر شده است.

سوژه خودمختار و تغییر ذائقه مصرف

اینجاست که به نظر می‌رسد این تحولات، شکل مصرف و ذائقه را نیز تغییر می‌دهند. به بیان دیگر، افراد اکنون در این بستر، آزادانه‌تر می‌توانند برای خودشکوفایی و سبک زندگی هزینه کنند؛ برای نمونه:
ورزش و طبیعت‌گردی
تراپی و سلامت روان
آموزش و ارتقای مهارت
کافه، کنسرت، ایونت و گالری‌گردی
نگهداری حیوانات خانگی
این در حالی است که ممکن است این افراد واقعاً از پس چنین هزینه‌هایی برنیایند و حتی به فقر دچار شوند، اما درعین‌حال، برای دستیابی به این نوع مصرف و داشتن چنین سبک زندگی‌ای تلاش می‌کنند.
در سایه چنین وضعیتی، سبک‌های زندگی بدیل و متفاوت، همچون زیست انتخابی مجردانه، هم‌خانگی بدون ازدواج، خرده‌فرهنگ‌های دگرباش جنسی و حتی روابط باز و پلی‌آموری نیز فهم‌پذیر می‌شوند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *