شاپور شهبازی و کشف لایه‌های اندیشه تمدنی





شاپور شهبازی و کشف لایه‌های اندیشه تمدنی

۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ۱۶:۰۳

«علیرضا شاپور شهبازی» از تأثیرگذارترین چهره‌های پژوهش تاریخ و باستان‌شناسی ایران است که بیشتر با پژوهش‌هایی که درباره تاریخ هخامنشی و ساسانی داشت، شناخته می‌شود. اما شخصیت علمی او فراتر از یک پژوهشگر است. از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ تجربه همکاری با او را داشتم؛ زمانی که او به‌عنوان مشاور پایگاه میراث جهانی تخت‌جمشید انتخاب شده بود و تابستان‌ها از آمریکا به ایران می‌آمد و در تخت‌جمشید حضور داشت و من مشغول مطالعات باستان‌شناسی در تخت‌جمشید و آبراهه‌های آن و همچنین کاوش‌های تنگ سیوند بودم. در این دوره سعی می‌کردم از دانش و تجربه او بهره‌مند شوم و بسیاری از پرسش‌ها را با کمک او و دانش گسترده‌اش پاسخ دهم.

تمرکز پژوهش‌های او بر دوره هخامنشی و ساسانی بود، اما نباید فراموش کرد که کار او فراتر از پژوهش صرف بود. او با کمک نتایج کاوش‌های هیئت آمریکایی دانشگاه شیکاگو در تخت‌جمشید به تفسیر نقوش، نشانه‌ها و سمبل‌ها که کار پیچیده‌ای بود، پرداخت. البته «علی سامی» و دیگر باستان‌شناسان هم براساس کشفیات تیم دانشگاه شیکاگو پژوهش‌هایی انجام دادند و مقالاتی منتشر کردند، اما شاپور شهبازی تلاش می‌کرد براساس مدارک باستان‌شناسی، تحلیلی تاریخی ارائه دهد. او بیشتر در کسوت یک مورخ عمل می‌کرد و تاریخ هنر و باستان‌شناسی را به‌خوبی می‌شناخت. اسناد و مدارک مکشوفه از تخت‌جمشید، پاسارگاد و نقش‌رستم را به‌گونه‌ای تحلیل می‌کرد که شناخت فرهنگی از این اسناد به‌دست آید. در باستان‌شناسی و تاریخ، جنبه‌های توصیفی وجود دارد، به این معنا که باستان‌شناس مدارک و اسناد را که بیشتر جنبه‌های توصیفی دارند، گردآوری می‌کند. مورخ هم به این بخش‌ها می‌پردازد، اما تفاوت اصلی در تحلیل و تفسیر این اسناد است؛ تفسیری که نیازمند درجه‌ای از دانش و تسلط به موضوع است و کار هر کسی نیست. از این منظر، شاپور شهبازی توانست تخت‌جمشید، پاسارگاد و نقش‌رستم را از مرحله توصیف صرف به شناخت فرهنگی و تحلیل عمیق برساند. همین موضوع، جایگاه او را در مطالعه تمدن هخامنشی بسیار ویژه می‌کند. او بنیان‌های فرهنگی جامعه ایرانی را فراتر از توصیف صرف، به تفسیر و اندیشه تبدیل کرد. این جایگاه زمانی حاصل می‌شود که فردی در مراحل علمی خود به سطحی برسد که بتواند به جنبه‌های فرهنگی یک تمدن بپردازد.

از دیگر اقدامات ارزشمند شاپور شهبازی در زمان حیات، تأسیس «بُنداد تحقیقات هخامنشی» است که بعدها به‌نام «بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد» شناخته شد. این بنداد، مرکزی تحقیقاتی بود و پایه‌ شکل‌گیری تفکری شد که منجر به ایجاد پایگاه‌های میراث جهانی و ملی ایران شد. او به‌خوبی درک کرده بود که در ساختار اداری معمول میراث‌فرهنگی مرودشت، امکان توسعه فرهنگی و علمی تخت‌جمشید وجود ندارد. بنابراین، فراتر از ساختار اداری قدم برداشت و براساس شرایط فرهنگی و سیاسی آن زمان، بُنداد تحقیقات هخامنشی را تأسیس کرد. بُنداد یک مؤسسه تحقیقاتی و علمی تخصصی برای تخت‌جمشید بود که نقش مهمی در پیشبرد پژوهش‌ها در زمینه این مجموعه و تاریخ هخامنشی ایفا کرد.

متأسفانه، در سال‌های اخیر، به‌ویژه به‌دلیل دخالت‌های متعدد، در سیستم مدیریت تخت‌جمشید ساختار اداری بر ساختار علمی غلبه کرده است. در دو سال گذشته که مدیریت این مجموعه جهانی را به‌عهده داشتم، متوجه این آسیب شدم که دیگر نمی‌توانیم آن جایگاه علمی را که شاپور شهبازی در تخت‌جمشید ایجاد کرده بود، به همان شکل حفظ کنیم؛ زیرا جنبه‌های اداری بر آن تسلط یافته‌اند و نیاز به بازنگری اساسی دارد.

او در حوزه پژوهش‌های مربوط به تاریخ ساسانیان هم کار بسیار مهم و ماندگاری انجام داده است. می‌دانیم که اگر شاهنامه نبود، بخش بزرگی از تاریخ دوره ساسانی به‌کلی فراموش می‌شد. تا حدود یکصد سال پیش که مراکز علمی جهان کاوش‌های باستان‌شناسی را آغاز کردند، بیشتر اطلاعات ما درباره تاریخ ساسانی براساس شاهنامه فردوسی بود. در این مدت، محققان مختلف در دانشگاه‌های اروپایی، آمریکایی و ایران کتب تاریخ ساسانی را با اتکا به شاهنامه نوشته‌اند. اما کاری که شاپور شهبازی انجام داد، فراتر از این بود. او با تکیه بر سه منبع مهم یعنی «تاریخ بلعمی»، «شاهنامه» و «تاریخ طبری»، آنچه را که در قالب روایت، اسطوره، داستان، حکایت و سرگذشت‌های تاریخی به‌جا مانده بود، با زبان علمی و معیارهای پژوهشی نوین بازخوانی کرد. او این روایت‌ها را با اسناد تازه‌یافته از کاوش‌ها و پژوهش‌های تحلیلی جدید تطبیق داد. براین‌اساس، پایه‌ای نو مبتنی‌بر تاریخ، جغرافیا و مجموعه اسناد ایران پس از دوران ساسانی برای تاریخ ساسانیان بنا کرد. این کار، اقدامی مهم و ارزشمند بود؛ چراکه به بازنگری و احیای تمدنی انجامید. به همین دلیل، آثار شاپور شهبازی از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. در کاوش‌های شهر پارسه، در زمان مدیریتم در فیروزآباد، شهر گور، بیشاپور و سروستان و در سال ۱۳۹۷ که با گروه علمی و مدیریتی وزارت میراث‌فرهنگی برای تهیه پرونده ثبت جهانی محور ساسانی فارس همکاری کردم، همان رویکرد علمی را که از شاپور شهبازی در مورد تاریخ ساسانیان آموخته بودم، به‌کار گرفتم. باید بگوییم علیرضا شاپور شهبازی در میان دانشمندان حوزه تاریخ و باستان‌شناسی، به این فهم عمیق تاریخی دست یافته بود که شناخت منطقه فارس و میراث ساسانی آن، برپایه میراث هخامنشی است.

شاپور شهبازی شخصیتی فرهیخته و دانشمندی جهانی بود. باید بیشتر به اندیشه‌های بزرگ او بیندیشیم. چنین دانشمندانی با روش تحقیق و نگرش عالمانه، مسیرهای نوینی در شناخت تاریخ و تمدن ما گشوده‌اند. شناخت این بینش و نگرش علمی، راهنمایی برای رویکردهای ما به تاریخ و تمدن ایرانی است. از‌این‌رو، شخصیت علمی او امروز باید به‌طور جدی مورد تحقیق و پژوهش قرار گیرد. فعالیت‌های علمی‌ او در مسیر تمدنی و شناخت علمی تاریخ و تمدن ایران دوره باستان دریچه‌های نو گشود. افسوس که عمرش کوتاه بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق