دگرگونی مخرب در دریاچه گهر





دگرگونی مخرب در دریاچه گهر

۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۰۵

منطقه حفاظت‌شده اشترانکوه با وسعتی حدود ۱۰۴ هزار هکتار در زاگرس مرکزی واقع شده است. این رشته‌کوه با توجه به ویژگی‌های خاص جغرافیایی و اکولوژیکی، از دیرباز مورد توجه بوده و دریاچه گهر نیز به عنوان بزرگ‌ترین و منحصربه‌فردترین دریاچه آب شیرین کوهستانی و تنها دریاچه زنجیری و دانه‌تسبیحی ایران و خاورمیانه، در قلب آن جای گرفته است. این دریاچه شکوه بی‌نظیر طبیعت زاگرس و لرستان است.

نیروها و فرآیندهای چهر‌ه‌ساز زمین‌ساختی، اقلیمی و زیستی، هزاران سال دست‌به‌دست هم داده‌اند تا این میراث اقلیمی که از معدود چهره‌های یخچالی در این عرض جغرافیایی در جهان است، در آخرین فاز یخبندان، یعنی «دوره وورم یخچالی»، بدین شکل آراسته شده و طبیعت بی‌بدیل لرستان را مزین کند. در ایجاد پدیده‌های طبیعی مثل دریاچه‌ها، مراحلی چون «زایش، نوجوانی، جوانی، بلوغ و پیری» طی می‌شود. متأسفانه این روند به واسطه عملکرد ما در مورد دریاچه گهر، به شکلی نابخردانه دچار تغییر و دگرگونی شده است؛ یعنی دریاچه‌ای چند ده‌هزار ساله که تازه به مرحله نوجوانی و جوانی رسیده بود را ناگهان در چند دهه به دوره پیری زودرس رسانده‌ایم. گذری بر شرایط فعلی دریاچه گهر و محیط اطراف آن و طبیعت اشترانکوه نشان می‌دهد که دانسته یا ندانسته، دشمنی و تخریب را به حد اعلا رسانده‌ایم، در حدی که می‌توان گفت به حق خودزنی کرده‌ایم. امیدواریم این مطلب تلنگری باشد بر وجدان‌های خشکیده آن‌هایی که به‌ظاهر دوستدار محیط‌زیست هستند، ولی منافع زودگذر اقتصادی، سیاسی، قومیتی و… را بر حفظ این سرمایه و یادگار طبیعی ترجیح می‌دهند.

به جد می‌توان گفت مؤثرترین عامل تخریب دریاچه، ورود بیش‌ازاندازه گردشگر، به‌خصوص از سمت سراب و حوضه آبریز آن، یعنی از بالادست دریاچه و شهرستان الیگودرز است. مسئله‌ای که احداث راه و توسعه آن، عامل موفقیت در رقابت‌های انتخاباتی اما مؤثرترین عامل در ایجاد و توسعه سایر عوامل مخرب ذکر شده در ذیل بوده و سایر موارد به شکل مستقیم یا غیرمستقیم از آن ناشی می‌شوند.

برخورد جبری با طبیعت دریاچه، ناشی از رعایت نکردن ظرفیت زیست‌محیطی منطقه است. (بر اساس نظریه بار محیطی، هر منطقه توان مشخصی در بازسازی و خودپالایی دارد و بهره‌برداری فراتر از این توان، موجب تخریب و سرانجام نابودی آن می‌شود.)

 افزایش شدید بار رسوبی حمل شده به دریاچه در اثر:
– تعداد بالای گردشگر
– بوته کنی برای سوخت
– اُتراق در جنگل بالا و قسمت‌های سراب دریاچه
-ورود مواد شوینده و آلاینده‌ها از سمت سراب به دریاچه
– نامهربانی طبیعت و کاهش ریزش‌های جوی جامد در مقابل بارش‌های مایع
– حضور دائمی‌گردشگران در دریاچه حتی در فصول استراحت دریاچه به‌واسطه احداث سکونتگاه‌ها و ساختمان به هر بهانه‌ای.
– تردد موتورسیکلت‌ها 
رشد بی‌رویه نیزارها، افزایش جلبک‌ها و گیاهان آبزی و کاهش عمق دریاچه، از پیامدهای افزایش بار رسوبی و عوامل پیش‌تر ذکرشده است. پوسیدگی سالانه نیزارها نیز با فراهم کردن مواد مغذی، به رشد و گسترش بیشتر آن‌ها کمک می‌کند.

راهکارهای نجات

مقایسه تصاویر امروز با تصاویر ۲۰ سال گذشته، گویای گسترش نیزارها و کاهش حداقل یک هکتار از وسعت دریاچه و باتلاقی‌شدن آن است. با ادامه این روند، سرنوشتی مشابه دریاچهٔ دوم (دریاچهٔ بالا) در انتظار این دریاچه خواهد بود. در آن زمان، باید به عاملان این پسرفت و کسانی که با بی‌توجهی و منفعت‌طلبی شخصی و سیاسی، این میراث طبیعی را به نابودی کشانده‌اند، تبریک گفت.    منطقه از نظر میزان و توزیع زمانی بارش، در زمره مناطق نیمه‌خشک قرار گرفته و توان اکولوژیکی آن به‌شدت کاهش یافته است. این عوامل بر میزان دبی خروجی رودخانه گهر (سبزه‌رود) نیز تأثیر منفی گذاشته است. از سوی دیگر، با توجه به وسعت و حجم آب دریاچه و ورود آلودگی‌ها از بالادست، خروج کامل این آلاینده‌ها (حتی با صرف‌نظر از رسوب آن‌ها در کف دریاچه) نیازمند گذشت زمان طولانی است. شایسته است دوستداران طبیعت، ندای مظلومانه دریاچه را بشنوند که فریاد می‌زند: «دارم خفه می‌شوم، به دادم برسید» و «از اُتراق در بالادست آن خودداری کنند.»  حضور هر گردشگر در حریم دریاچه و هر فعالیت ساده‌ای مانند روشن کردن آتش، بوته‌کنی، شستشو، شنا و تولید زباله، گامی به سوی مرگ این پهنهٔ آبی است. با این حال، به نظر می‌رسد که کم‌وبیش همگی در نابودی این یادگارِ دوران سرد اقلیمی هم‌داستان شده‌ایم؛ یادگاری که رسوبات کف آن، بایگانی ارزشمندی از اطلاعات اقلیمی، موجودات زنده، فسیل‌ها و… برای ما و آیندگان است، «اگر بدانیم!». با این وجود، به قول معروف: «هر جا جلوی ضرر را بگیری، منفعت است». بنابراین، برخی راهکارها و مُسَکِن‌ها برای این معضل به شرح زیر است؛ هرچند که برخی از آن‌ها جنبهٔ آرمانی داشته و تحقق آن‌ها در حد یک رؤیا دور از دسترس به نظر می‌رسد.

  مهم‌ترین اقدام، حل مسئلهٔ راه دسترسی از سمت الیگودرز است؛ به این معنا که جادهٔ منتهی به حوضهٔ آبریز دریاچه، به عنوان اصلی‌ترین عامل تخریب منطقهٔ حفاظت‌شدهٔ اشترانکوه (به‌ویژه دریاچه گهر) مسدود شود.

تشکیل کارگروه ویژه در یکی از مهم‌ترین نهادهای استان، با مشارکت تشکل‌های زیست‌محیطی و صاحب‌نظران دانشگاهی، به منظور نجات دریاچهٔ اشترانکوه.

– منطقه باید برای دست‌کم سه سال پیاپی قرق شود تا احیای آن به طور کامل صورت پذیرد.

ایجاد یک پاسگاه در ابتدای جادهٔ مورزرین، با هدف کنترل کامل بخش جنوبی اشترانکوه.

اجرای پروژه آبخیزداری در اطراف دریاچه خصوصا  در حوضه آبریز.

اجرای طرح دقیق مطالعاتی و لیمنولوژی دریاچه گهر .

برنامه‌ریزی کارشناسانه گردشگری منطقه و در نظر گرفتن توان منطقه ایی با مشارکت انجمن‌های محیط‌زیستی و جوامع محلی.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

حبیب

نباید بزارن هیچ گروهی چه مردم عادی چه کوهنوردان به اونحا برن اصلا نباید نشون ملت بدادن ول کن نیستن من جایی زندگی میکنم که خیلی بکر و چشمه و درختان میوه و وحشی زیبایی داره هر چند وقت گردشگری میخواد بیاد اونجا مانع میشم حتی اگه قلدری کنند اسلحه میکشم و مجبورند برگردن تا حالا غیر از خودمان دیگه دیگه پای کسی به اینجا نرسیده چون‌میدونم اونجا را کثیف و دست زده می‌کنند نمیخام طبیعت بهم بخوره

فعال محیط زیست

درود بر دکتر یاراحمدی
انتظار است قبل از نابودی دریاچه گهر سازمان محیط زیست اقدامات لازمه رو به عمل آورند

پاسخ دادن به فعال محیط زیست لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق