دو کارشناس، مهم‌‌ترین اولویت‌های سازمان منابع طبیعی را بررسی کردند

«منابع طبیعی» فقط با فعالیت سازمانی سامان نمی‌یابد

ساختار منابع طبیعی زیرمجموعۀ وزارتخانه‌ای است که چندین اولویت دیگر برای خود قائل است و در واقع، خود نیز از معارضان این ساختار به شمار می‌رود و این هم از طنزهای روزگار است





«منابع طبیعی» فقط با فعالیت سازمانی سامان نمی‌یابد

۲۸ مرداد ۱۴۰۳، ۹:۱۳

|پیام ما| با انتخاب وزیر وزارت جهاد کشاورزی و گرفتن رأی اعتماد توسط مجلس شورای اسلامی،‌ گام بعدی، انتخاب رئیس سازمان منابع طبیعی است. «پیام ما» از هفتۀ گذشته تاکنون، تلاش کرده تا دیدگاه کارشناسان مختلف را در زمینۀ مهم‌ترین چالش‌ها و اولویت‌های این سازمان پوشش دهد. در این شماره، دیدگاه دو کارشناس را منتشر کرده‌ایم؛‌ «مظفر شیروانی» مشاور بین‌المللی جنگل و محیط‌زیست و «شاهرخ جباری» کارشناس امور جنگل و منابع طبیعی.

هفت چالش منابع طبیعی

| شاهرخ جباری، کارشناس امور جنگل و منابع طبیعی |

این گزاره که بشر منابع طبیعی جهان را به‌طور بی‌رحمانه‌ای به مصرف رسانده، ظاهراً مخالفی ندارد. مشکلات محیط‌زیستی به‌ویژه گرمایش زمین، تغییر اقلیم، ریزگرد، سیل‌های ویرانگر، آلودگی‌های هوا، آب و خاک و بالاخره طغیان آفات و بیماری‌های گیاهی، حتی سران کشورها را هم به چاره‌جویی واداشته است. در این میان، اقدامات کشورهای مختلف قابل بررسی و ارزشیابی است، اما آنچه مربوط به کشور ماست، ابهام در سیاست‌ها و گام‌های کوچکی است که برای تخفیف مشکل برداشته شده است. در این یادداشت، مهم‌ترین چالش‌های منابع طبیعی که فرا راه بهبود وضعیت آن قرار دارد، مرور شده است. بدیهی است در این مختصر، حق مطلب ادا نشده و نیاز به اصلاح، تکمیل و تدقیق آن است که امید است مورد نقد و نظر آگاهان قرار گیرد.  

۱. چالش موقعیت و طبیعت

کشور ایران از نظر عرض جغرافیایی در جایی از کرۀ زمین قرار گرفته که شدت تابش آفتاب در آن نسبتاً عمودی و زیاد است و به همین دلیل پوشش طبیعی آن آسیب‌پذیر بوده و بیابان‌های موجود گواه آن است. از طرف دیگر رشته‌کوه‌های البرز و زاگرس، همچون دیواری از ورود ابرهای باران‌زا به مرکز کشور جلوگیری می‌کند. اما درعین‌حال، وسعت کشور و وجود همین رشته‌کوه‌ها، همچنین دریاهای شمال و جنوب، تا حدی اثرات منفی موقعیت جغرافیایی را تعدیل می‌کنند. شاید در آینده با تکنولوژی بتوان این تهدید موقعیت را به فرصت تبدیل کرد، ولی تا آن روز این تهدید همچنان پابرجاست.

۲. چالش حاکمیت

حاکمیت باید واقعاً بپذیرد که وضعیت طبیعت و منابع طبیعی کشور بسیار حساس و گاه رو به پایان است. از طرف دیگر امنیت زیستی و امنیت سیاسی هر کشور، در گرو حفظ آب، خاک، پوشش گیاهی و جنگل‌ها و مراتعِ واقعاً موجود آن است. ازاین‌رو تا این بستر وضعیت مناسبی نداشته باشد، هیچ پیشرفت و توسعه‌ای در بُعد ملی صورت نگرفته یا بادوام نخواهد بود. پایداری و بهبود این بستر، به وضعیت منابع طبیعی بستگی دارد؛ چنین است که توجه به آن می‌بایستی در ردیف اولویت‌های اول ادارۀ کشور قرار گیرد.

۳. چالش مالکیت

جنگل‌ها و مراتع کشور از سال ۱۳۴۱ خورشیدی ملی اعلام شده است، اما هنوز تکلیف مالکیت اراضی در جنگل‌ها و مراتع به‌درستی تعیین نشده است. تعارض بین مردم و دولت (سازمان منابع طبیعی)، هزاران پرونده در مراجع اداری و قضایی بر جای گذاشته و تعارض بین دستگاه‌های اداری نیز مزید برعلت شده است. دستگاه‌هایی چون محیط‌زیست، نیرو، شهرداری‌ها، دهیاری‌ها، صنایع، معادن، گردشگری و… هریک درصدد به‌دست‌آوردن نمد از این کلاه هستند. حتی بعضاً سازمان حفاظت محیط‌زیست و وزارت نیرو، برای عرصه‌هایی که از متولی اصلی به امانت در دستشان است، سند مالکیت گرفته‌اند! در کل، مالکیت منابع طبیعی و صف معارضان و خواستاران آن، همچنان موضوع قابل بحثی است و جای کار بسیاری برای اندیشمندان دارد.

۴. چالش جایگاه و ساختار اداری

اگر ساختار نوین منابع طبیعی (جنگلبانی) را از سال ۱۳۱۸ و پس از توقف چندساله در دورۀ پهلوی اول بدانیم، در این ۸۵ سال، ساختار تشکیلاتی متولی منابع طبیعی بارها دست‌به‌دست شده و نیروهای غیرمتخصص به آن وارد شده و مدیریت آن را به دست گرفته‌اند. در سال‌های پس از ۱۳۳۲، امیران ارتش و در سال‌های پس از ۱۳۵۷، دستگاه‌هایی چون محیط‌زیست، جهاد سازندگی و دیگر معاونت‌های وزارت کشاورزی، چشم به تصاحب این تشکیلات داشته و متأسفانه کمابیش موفق هم بوده‌اند.

درحال‌حاضر این ساختار زیرمجموعۀ وزارتخانه‌ای است که چندین اولویت دیگر برای خود قائل است و در واقع خود نیز از معارضان این ساختار به شمار می‌رود و این هم از طنزهای روزگار است.

۵- چالش برون‌سازمانی

مسائل منابع طبیعی تنها با تلاش سازمان متولی آن به سامان نمی‌رسد. تا اقتصاد ملی به شکوفایی نرسیده باشد، مشکلات اجتماعی به منابع طبیعی سرریز خواهد شد و تا دستگاه‌های مختلف دولتی و خصوصی به اهمیت منابع طبیعی در زندگی بشر پی نبرده و آن را در خط مشی، سیاست و کار و زندگی خود لحاظ نکنند، بهبودی در امور حاصل نخواهد شد.

۶. چالش درون‌سازمانی

سازمان متولی باید برای اهداف کلی حفظ، احیاء، توسعه و بهره‌برداری از منابع طبیعی کشور، راهبردهای مشخصی داشته باشد. سیاست‌ها و خط مشی‌های آن، باید در اسناد بالادستی تثبیت شده باشد، پیش‌نویس قوانین مورد نیاز باید فراهم و به تصویب مراجع آن رسیده باشد، مطالعات جای‌جای سرزمین باید به‌روزرسانی و تدقیق شود، مشارکت مردم و همراهی سایر دستگاه‌ها جلب گردد، طرح‌های اجرایی باید باتوجه‌به دانش روز و ذخیرۀ دانایی و تجربۀ موجود کشور تهیه شود، علاوه‌بر خود ارزیابی، امکان نظارت و ارزیابی انجمن‌های علمی‌ و سازمان‌های مردم‌نهاد فراهم باشد. متأسفانه جای مرکزی برای راهبری این امور خالی است؛ شاید برای این چالش، ساختاری رسمی‌ چون شورای علمی‌‌فنی منابع طبیعی با مشارکت دانشگاه، سمن‌ها، جوامع محلی و به دبیری دستگاه اجرایی مورد نیاز باشد.

۷. چالش علمی‌– فنی

واقعیت این است که علی‌رغم اینکه دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی بخش منابع طبیعی غالباً به امور تکنیکی و فنی پرداخته‌اند، اما هنوز در این زمینه توفیق مطلوبی حاصل نشده که نمونۀ آن سردرگمی‌ در مدیریت جنگل‌های شمال کشور یا بی‌برنامه‌بودن زاگرس است.علاوه‌بر آن، باید از سیاست منابع طبیعی نام برد که جایش در دانشگاه و تحقیقات خالی است. متولی منابع طبیعی، باید  به علوم انسانی و اجتماعی توجه بیشتری داشته باشد.

 

 

جنگل به مثابهٔ میراث فرهنگی

| مظفر شیروانی، مشاور بین‌المللی جنگل و محیط‌زیست |

حفظ و حراست از جنگل‌هایی که بیش از هزاران سال از عمر آن‌ها می‌گذرد، حیاتی است. موجودیت این منابع، ضمانت‌کنندۀ شرایط زندگی برای قریب‌به‌اتفاق موجودات زنده در مناطق مختلف است. آن‌ها منابع زنده و پویایی هستند که یک سیکل طبیعی و دائمی‌ شامل مراحل زادآوری، رشد و درهم‌ریختگی، دائم‌ در آن‌ها در جریان است. این مسیر طبیعی بقا، در اکثر موارد تحت‌تأثیر عوامل زنده و یا غیرزنده، درهم‌ ریخته و موجبات ناپایداری و نابودی جنگل فراهم می‌شود. به‌منظور جلوگیری از روند تخریب تدریجی جنگل، نخست شناسایی علل تخریب و سپس اتخاذ تدابیر مناسب پیشگیری و در انتها راه‌حل‌های احیائی و پرورشی ضروری است. جنگل‌ها بخش مهمی ‌از یک میراث فرهنگی هستند که حفظ، احیاء و گسترش آن‌ها، نیازمند ازمیان‌برداشتن عوامل تخریب و انجام عملیات پرورشی است. یکی از مهم‌ترین عوامل تخریب جنگل‌ها، دخالت‌های نابه‌جای انسانی به‌منظور برآوردن نیاز‌های جامعه اعم از فرآورده‌های حیوانی و صنعتی است. گسترش جوامع و تقاضای روزافزون به مواد پروتئینی مخصوصاً در کشور‌های درحال‌توسعه، موجب استفادۀ بیش از حد و نامناسب از عرصه‌های جنگلی به‌منظور پرورش دام است.

 افزایش بیش از حد گیاه‌خواران و در صدر آن‌ها توسعۀ گاوداری‌های سنتی، باعث ازبین‌رفتن زادآوری طبیعی، تنوع گونه‌ای و سرچرشدن نهال‌های باقی‌مانده در جنگل است. بازار صنعت و نیاز وافر به چوب، موجب بهره‌برداری‌های گسترده از جنگل‌های طبیعی و تبدیل آن‌ها به جنگل‌های کلاسیک تک‌کِشتی، همسال، یک‌اشکوبه‌ای و ناپایدار شده است. افزایش جمعیت شهری و تبدیل کاربری عرصه‌های جنگلی به زمین‌های کشاورزی، صنعتی، ساختمانی، اتوبان‌ها و غیره، مشکل دیگری است که به‌تدریج سطح گستردۀ این منابع را تقلیل داده و عرصه‌های آن‌ها را به بانک زمین مبدل می‌کند. آتش‌سوزی‌های گسترده در منابع جنگلی تخریب‌شده، بخش دیگری از عوامل نابودی بیشتر جنگل‌ها است. 

تغییر اقلیم‌ مانند گرم‌شدن تدریجی هوا وخشکسالی‌های ناشی از آن هم، موجب تضعیف پوشش گیاهی و آسیب‌پذیری شدید درختان در مقابل آفات و امراض است. در این شرایط بحرانی که دامن‌گیر بیش از سه‌چهارم جنگل‌های کشور است، اقدامات ضروری به‌منظور پیشگیری از شدت تخریب این عوامل نابودکننده و پایدارکردن جنگل، امری الزامی‌ است. این عملیات در چارچوب طرح‌های جنگلداری، منتج به ازمیان‌برداشتن عوامل نامساعد پایداری و فراهم‌آوردن زمینه‌های استواری خواهند بود.  امروزه باتوجه‌به افزایش شدت تغییر اقلیم،‌ گسترش سطح جنگل‌ها از طریق جنگلکاری‌ها در دستور کار کشور‌های مختلف قرار داده شده است. بازار خرید انیدریدکربنیک هوا توسط شرکت چندملیتی و هلدینگ‌های بزرگ نیز موجب سرمایه‌گذاری‌های کلان در عرصه‌های جنگلی در نقاط مختلف جهان است. این شرکت‌ها باتوجه‌به تعهدات بین‌المللی خود و به‌منظور جذب هرچه بیشتر انیدریدکربنیک هوا، مایل به پرداخت تمام هزینه‌های جنگلکاری و حفاظت از جنگل در کشور‌های مختلف جهان به‌خصوص در کشورهای درحال‌توسعه هستند. 

نیاز شدید به عرصه‌های جنگلی به‌منظور دستیابی به چنین عرصه‌هایی، موجب رقابت شدید در بین سرمایه‌گذاران شده است. شرط لازم به‌منظور موفقیت‌آمیزبودن اقدامات جنگلکاری، تبدیل‌کردن هرچه سریع‌تر این قبیل جنگل‌های دست‌کاشت به جنگل‌های دائمی (متنوع، ناهمسال و ناهمگون) است. هرچه جنگل‌ها سریع‌تر به‌سمت جنگل‌های دائمی ‌سوق داده شوند، به همان نسبت هم میزان رشد سالانۀ آن‌ها بیشتر و متعاقب آن جذب انیدریدکربنیک از هوا و تثبیت آن در برگ‌ها، تنه و ریشۀ درختان زیادتر است. اتخاذ تدابیر جنگل‌شناسی، باعث پایداری و انبوهی جنگل و مانع از رشد علف‌های هرز و آتش‌سوزی‌های متعدد در جنگل و عرصه‌های مخروبۀ جنگلی است. به‌طور کلی، جنگل‌های مناطق معتدله چنانچه به‌درستی احیاء و اداره شوند، به‌ندرت آتش‌سوزی در آن‌ها رخ می‌دهد. میکروکلیمای حاصل از توسعۀ این نوع جنگل‌های آمیخته، ناهمسال و چنداشکوبه‌ای، ضمن ممانعت از سبزشدن گیاهان علفی قابل احتراق، خود موجب تعدیل درجۀ حرارت هوا و افزایش بارندگی‌ها در فصول مناسب سال است.

 تثبیت خاک و شن‌های روان توأم با افزایش سطح آب‌های زیرزمینی، بخش دیگری از کارایی‌های جنگل‌های دائمی ‌است که بدون کمترین هزینه‌های جانبی توسط این منابع به اجرا در می‌آیند. جوامع مترقی جهان باتوجه‌به اهمیت منابع جنگلی، اقدامات زیادی را برای بالابردن تنوع کارایی آن‌ها به عمل آورده‌اند. در این کشور‌ها علی‌رغم اتفاقات غیرمترقبه مانند توفان‌انداختگی گسترده و یا طغیان آفات در سطح وسیع، هرگز سرنوشت این منابع را به حال خود رها نکرده، بلکه با اتخاذ تدابیر مناسب، باعث رفع مشکلات موجود و توسعۀ جنگل شده‌اند؛ امری که متأسفانه در کشور ایران، تحت عنوان استراحت جنگل، منجر به رهاشدن جنگل‌ها و واگذاری سرنوشت آن‌ها به دست قاچاقچیان چوب توأم با فشار افزایندۀ حضور دام در جنگل‌ها شده است.  به‌طور کلی، حفظ و توسعۀ جنگل‌ها منوط به اتخاذ تدابیر مناسب برای احیاء و ‌پروش آن‌ها است.

 دخالت‌های جنگل‌شناسی، زمینه‌های رشد بهتری را برای پایداری جنگل فراهم می‌کنند. این اقدامات هم‌زمان با برداشت رویش سالانۀ چوب از جنگل، موجبات افزایش موجودی «سرپا» جنگل و رشد بیشتر درختان باقی‌مانده را فراهم می‌کنند. درختانی که موجب انبوهی بیش از حد جنگل و مانع استقرار زادآوری طبیعی هستند، طی عملیات پرورشی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند. برداشت درختان پیر فرتوت توخالی که حضورشان در جنگل مانع از رشد درختان جوان است، طی این عملیات پرورشی از جنگل خارج می‌شوند و عرصه را برای افزایش کمی‌وکیفی جنگل مناسب می‌‌کنند. برداشت درختانی که مانع رشد سالانۀ جنگل هستند، امری بدیهی و بخش اصلی عملیات احیائی و پرورشی است. بدون برداشت چوب از جنگل، عملاً امر احیاء جنگل یک توهم است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *