بایگانی مطالب برچسب: پرنده‌نگری

پرنده‌ها نادیده گم می‌شوند

فروردین‌ماه امسال که بعد از چند سال بسته بودن درهای برج پرنده‌نگری سِلکه در جنوب تالاب انزلی به‌بهانه ساخت‌وساز، فعالان با هماهنگی یکی از اساتید دانشگاه به این منطقه رفتند، با واقعیت عجیبی روبه‌رو شدند؛ نه ساخت‌وسازی در جریان بود و نه تغییری در آنجا داده شده بود. درهای این برج که یکی از استانداردترین برج‌های فعلی است، بی‌دلیل، از سال ۱۴۰۱ بسته بود و بعد از آن‌هم کسی پاسخی برای این اتفاق نداشت. از سال ۱۳۸۶ که نخستین برج پرنده‌نگری به‌صورت رسمی در تالاب کانی‌برازان آذربایجان‌غربی به راه افتاد، تا کنون نقدها به عملکرد این مجموعه‌ها کم نبوده است. برج‌هایی که قرار بود محلی برای اتصال آموزش و گردشگری باشند، با نقدهایی چون جانمایی اشتباه، استفاده نکردن از مواد مناسب هر منطقه، بسته بودن درهایشان و البته نداشتن ضابطه برای رسیدگی بر عملکردشان روبه‌رو هستند. برج‌هایی با سازه‌هایی عمرانی و عموماً غیر همسو با اصول و استاندارد‌های محیط‌زیستی.

برای برندسازی «روز بومگردی» برنامه‌ریزی کنیم

«محمد جهانشاهی» نامی آشنا در حوزه گردشگری ایران است؛ مردی که بیش از سوابق مدیریتی‌اش، با ایده‌های نو و دغدغه‌هایش برای توسعه پایدار گردشگری شناخته می‌شود. از روزهایی که به عنوان معاون گردشگری و رئیس پایگاه میراث جهانی بیابان لوت در کرمان فعالیت می‌کرد تا زمانی که سکان اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان سمنان را برعهده داشت و حالا که در جایگاه معاون گردشگری داخلی و دبیر کمیته ملی طبیعت‌گردی کشور فعالیت می‌کند، جهانشاهی همواره نگاهی متفاوت به گردشگری داشته است. در سال‌های اخیر نام او بیشتر با مفهوم «گردشگری سبز» و ایده «راه ادویه» گره خورده است؛ مسیری که به دنبال احیای جاده‌های تاریخی تجارت ادویه و پیوند فرهنگ‌ها و جوامع محلی است. اما شاید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای او ثبت روز ۳۱ اردیبهشت به عنوان «روز بومگردی» در تقویم رسمی کشور است. او در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره ایده‌ این کار صحبت کرده و از چالش‌ها و چشم‌اندازهای بومگردی ایران گفته است.
بومگردی در مسیر پایداری

مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی

«طفلک بچه‌ها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت می‌شد و سکوت می‌کرد، «حالا ترجیح می‌دهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچ‌وقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرنده‌نگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیط‌زیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم،‌‌ او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیط‌زیست در مدارس شد و پس‌از‌آن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعه‌بالا، رضاآباد و احمد‌آباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفته‌اند، او را به‌خوبی می‌شناسند؛ همچنان‌که در کلاته‌خیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیات‌وحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سال‌ها به حوزه پرنده‌نگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوه‌بر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قله‌های مختلفی را هم صعود کرده. در این سال‌ها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر برده‌اند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاه‌های حیات‌وحش و چه برنامه‌های پرنده‌نگری! در این گفت‌وگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیت‌هایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیط‌زیست و حیات‌وحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.

خداحافظی گنجشک‌ها با چنارهای تهران

«شهرداری تهران بلندگوهایی در پارک‌ها نصب کرده و صدای پرندگان بومی نظیر سسک‌ها، چرخ‌ریسک‌ها و بلبل‌ها را که در حال جفت‌یابی و لانه‌سازی‌اند، مداوم پخش می‌کند.» این جمله که توسط آرش حبیبی‌آزاد پرنده‌نگر پیشکسوت بیان شده،‌ نشان‌ می‌دهد مدیران شهری تا چه اندازه با مقوله پرندگان و تنوع‌زیستی ناآشنا هستند. همین عدم اطلاع هم سبب شده است پرنده‌نگری در فضاهای شهری با دوربین دوچشمی پدیده‌ای عجیب باشد و گاه برای پرنده‌نگران مشکلاتی ایجاد کنند. شعار امسال روز جهانی پرندگان مهاجر «فضاهای مشترک: ایجاد شهرها و جوامع دوستدار پرندگان» است. شعاری که بر هم‌زیستی سالم بین انسان و پرندگان تأکید دارد و تلاش می‌کند با افزایش آگاهی‌بخشی،‌ شرایط امن‌تری را برای این گونه‌ها اعم از مهاجر و غیرمهاجر فراهم آورد. شاید با مطالعه مطالب این پرونده از سوی مسئولان شهری،‌ شاهد قطع صدای سسک‌ها‌، چرخ‌ریسک‌ها و بلبل‌ها از بلندگوها باشیم و مزاحمت پرنده‌نگران به‌واسطه داشتن دوربین دوچشمی هم متوقف شود.

شاهد‌ یک‌ دهه تخریب انزلی

«۱۰سالی که هر دفعه وارد تالاب می‌شدم (به‌طور متوسط هفته‌ای یک روز)، از طلوع خورشید تا غروب آفتاب، یک هزار فریم عکس گرفتم؛ رفتارها، مهاجرت‌ها و جمعیت هرساله پرندگان را به‌همراه دیگر اهالی این حوضه به ثبت رساندم. بخشی از چکیده این آرشیو را در این نمایشگاه ارائه کرده‌ام.» اینها گفته‌های «آلن پطروسیان» کنشگر محیط‌زیست است. این روزها نمایشگاه عکسی با عنوان «پرندگان تالاب انزلی» از آثار او در فرهنگسرای ارسباران در حال برگزاری است. درباره این نمایشگاه، نهضت پرنده‌نگری، دلایل تخریب و جایگاه اکوتوریسم در تالاب انزلی و… با پطروسیان گفت‌وگو کرده‌ایم.

مرگ تالاب انزلی، فاجعه برای حاشیه‌نشینان خزر

«در بخشی از تالاب انزلی، آلودگی در حدی است که مرگ و تلفات گروهی گونه‌ها را شاهدیم، این موارد نشان‌دهنده یک فاجعه اقتصادی برای کل حاشیه‌نشینان خزر است.» اینها بخشی از سخنان «علیرضا میرزاجانی»، عضو هیئت‌علمی دانشگاه گیلان، در شب «تالاب انزلی» است. در این شب سخنرانان از مصائب این تالاب در دهه‌های اخیر گفتند. در کنار بیان این چالش‌ها،‌ «نسیم طواف‌زاده»، فعال محیط‌زیست و مدیرعامل انجمن سبزکاران بالان به نکته مهمی اشاره کرد: «با هم می‌توانیم»، در غیر این‌صورت هر روز زخمی به تالاب می‌زنیم و درنهایت شاهد خشک شدن یا تبدیل شدن آن به تالابی فصلی خواهیم بود.

مهاجرت،‌ایستگاه آخر

«نیایش مظفری» از جمله حفاظتگران نسل جدید ایران که کار میدانی خود را با شمارش پرندگان شکاری مهاجر آغاز کرده است، می‌گوید: «مهاجرت آخرین مسیری‌ست که دلم می‌خواهد بروم. تصور جمع‌ کردن چمدانی که در آن نتوانم خانواده‌ام، جنگل‌های هیرکانی، خلیج‌فارس، دریای‌ کاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسه‌ای برایشان ساخته نشده، جا دهم، برایم بسیار سخت است.» او که ۲۲ سال دارد، آکادمی حیات‌وحش «چمروش» را برای آموزش محیط‌زیست به کودکان راه‌اندازی کرده است، تأکید می‌کند: «اگر روزی احساس کنم که در این خاک بستری برای فعالیت‌های حفاظتی‌ام وجود ندارد،‌ می‌روم». مخاطب این گفته مسئولان سازمان حفاظت محیط‌زیست و سایر نهادها هستند‌؛ کسانی که می‌توانند نسل جدید را در ایران نگه دارند یا باعث شوند چمدانشان را ببندند و جایی را برای زندگی انتخاب کنند که امکان فعالیت داشته باشند. در این گفت‌وگو با نیایش مظفری که در شیراز به دنیا آمده و در ساری بزرگ شده، علاوه‌بر اهمیت شمارش پرندگان شکاری مهاجر و نقش آنها در اکوسیستم به موانع پیش پای زنان حفاظتگر محیط‌زیست و همچنین اهمیت آموزش به کودکان و نوجوانان پرداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

زیبایی در بال‌های گسترده‌ پرندگان

«اهالی «روستای پامنار» تا چند سال پیش «جغد ماهی‌خوار» را بدشگون می‌دانستند. می‌گفتند هر کس یکی از این جغدها را که پشت سد دز لانه داشت ببیند، تا شب نشده، باید بکشد و از شرش خلاص شود تا شومی جغد دامنگیرش نشود. شبکه‌های اجتماعی که به راه افتاد، یکی از اهالی خیلی اتفاقی عکسی از جغد ماهی‌خوار منتشر کرد. این تصویر دست به دست شد و به یکی از پرنده‌نگرها رسید که مدت‌ها به‌دنبال تصویربرداری از این گونه بود. بعد از آن، پای پرنده‌نگرهای دیگر هم برای دیدن جغد ماهی‌خوار به روستا باز شد و پامنار شد یکی از مقاصد گروه‌های پرنده‌نگری.» این روایت «نوید پارسایی»، پرنده‌نگر، مدرس و مؤسس «آکادمی حیات‌وحش ایران»، از رونقی است که پرنده‌نگری برای یکی از دورافتاده‌ترین روستاهای دزفول در شمال خوزستان به ارمغان آورده. حالا «جغد ماهی‌خوار» برای پامناری‌ها خوش‌قدم است و آن‌طورکه پارسایی می‌گوید: «قایقران‌های محلی قبل از رسیدن به لانه جغد ماهی‌خوار موتور قایقشان را خاموش می‌کنند، مبادا جغد بترسد و از آنجا برود و دیگر برنگردد.»