بایگانی مطالب برچسب: موزه

موزه یا قتلگاه سازهای «صبا»؟

در خانه پلاک ۹۴ خیابان ظهیرالاسلام همیشه بسته است. خانه‌ای که برای «ابوالحسن صبا»، هنرمند برجسته تاریخ موسیقی ایران، بود و همسرش آن را در دهه ۵۰ تبدیل به موزه کرد و جزو اولین خانه‌های تهران شد که کارکرد موزه به خود می‌گیرد. اما در بر همین پاشنه نچرخید و این موزه با فرازونشیب‌های زیادی همراه شد. اوایل دهه ۸۰ زمانی که «علی مرادخانی» عهده‌دار مدیریت مرکز موسیقی وزارت فرهنگ بود، مرمت و بازسازی خانه صبا با مسئولیت «رضا موسوی» انجام شد، اما بعد از رفتن مرادخانی از وزارت ارشاد، این خانه شد روحی سرگردان میان ساختمان‌های دیگر؛ با دری بسته که کسی نمی‌داند داخلش چه می‌گذرد و چه بر سر وسایل آمده و نیامده؛ هرچند که مدیر روابط‌عمومی دفتر امور موسیقی وزارت فرهنگ به «پیام ما» می‌گوید به‌دنبال تخصیص اعتبار برای بازسازی و بازگشایی موزه هستند. به مناسبت ۲۹ آذرماه و سالروز درگذشت ابوالحسن صبا مروری داشتیم بر سرنوشت این موزه و چرایی تعطیلی آن.

روایتی از مردم‌داری و مسئولیت فرهنگی یک پهلوان

شهر، حساسیت جنسیتی و شورای شهر

این گزارش نگاهی دارد به کارنامه و تأثیر زنان شورا در سیاست‌گذاری شهری و حساسیت‌های جنسیتی نهفته در آن. شش دوره حضور زنان در شورای شهر که همواره با فراز و فرودهای سیاسی و اجتماعی گره خورده است.

ما فقط یک کارگر داشتیم و یک شلنگ!

خشکیدن و قطع درختان موزه فرش، چند روزی است فعالان محیط‌زیست را نگران کرده است. اعتراضات پی‌در‌پی به این اقدام و نگرانی‌ها درباره سرنوشت درختان این موزه، ما را به موزه کشاند که از نزدیک جویای مشکل شویم. «محمدجواد اینانلو»، مدیرموزه ملی فرش ایران، پاسخگوی سوالات «پیام ما» شد. او بیشترین تقصیر را متوجه مدیران قبلی می‌داند و می‌گوید کمبود بودجه برای جذب نیروی کافی، وجود غرفه‌های فرش در بخش شمالی تا قبل از دوران مدیریت او و بی‌توجهی مدیران قبلی به فضای سبز موزه، دلیل خشکی درختان و قطع بعضی از آنهاست. به‌گفته اینانلو، قطع درختان «زیرنظر شهرداری و کارشناسان این حوزه انجام شده و بی‌دلیل نبوده است».

درود بر جهان عرب!

بزرگترین موزه جهان موازنه شرق و غرب را بر هم زد

موزه بزرگ مصر؛ میراث کهن، بیان نو

جشنِ بی‌نشاط

نگاهی به اجرای «جشن ملی نشاط اجتماعی ایرانیان» که به دستور رئیس‌جمهوری برگزار شد

جهان صندوقچه‌های فراموش‌شده

«فکر می‌کنم روحم خیلی بیش از آنچه در توانم است، از نظر جسمی از من می‌طلبد. این طلبیدن روحم از جسم ناتوان را سعی می‌کنم هماهنگ کنم. قبل از اینکه یک تابلو تمام شود که ممکن است سه ماه روی آن کار کرده باشم، ساعت-چهار نیمه‌شب درحالی‌که سه پاکت سیگار کشیده‌ام، به فکر تابلوی بعدی می‌افتم… . بنابراین، همیشه می‌گویم خدایا در توانم خواهد بود که چنین کاری کنم؟» این بخشی از صحبت‌های «واحد خاکدان»، هنرمند شناخته‌شده نقاشی است که از عکس‌های سیاه‌وسفید، اسباب‌بازی‌ها، نامه‌های پراکنده، صندوقچه‌ها و چمدان‌های پر از وسایل فراموش‌‌شده جهانی می‌ساخت که در آن انباشتگی اجسام، سکون و فضای محدود در هم می‌تنیدند. کودکی، گذرا بودن زمان، ابدی نبودن اشیا و انسان‌ها، مکان‌ها و اشیای رهاشده، استنباط خودش از نقاشی‌هایش بود. خاکدان از سرطان مری رنج می‌برد و مهرماه امسال به‌دلیل نفوذ یک باکتری به مغزش، در بیمارستان بستری شد و همان بیماری در یکم آبان‌ماه جانش را گرفت.