بایگانی مطالب : یادداشت
وفاق ملی و مشارکت از کودکی
«مسعود پزشکیان» در تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری، به گفتوگو با «نسلِ Z» پرداخت و یکی از فیلمهای تبلیغاتی خود را به این موضوع اختصاص داد. همینطور یک کمیتۀ ویژۀ نسل Z در ستاد انتخابات تشکیل داد. شعارِ دولت چهاردهم هم، «وفاق ملی» است و بهویژه تأکید شده است که این وفاق، مستلزمِ شنیدن صدای نسل Z و همچنین خواستههایِ ۶۱ درصد رأیندادۀ دور اول و ۵۱ درصد رأیندادۀ دور دوم انتخابات ریاستجمهوری است. این وفاق و شنیدن، نیاز به سازوکارهای عملیاتی و تعمیق آن در تجربۀ نسلی داردد. مهمترین دوره برای تجربۀ مشارکت و اجتماعیشدنِ فرهنگی، دوران کودکی و نوجوانی است؛ در این دوره است که برنامهریزی برای عدالت و توسعۀ پایدار اثرگذار است و برای همین در برنامههای فقرزدایی، روی مدرسهمحوری و عدالت آموزشی تأکید میشود.
آب، مهمترین اولویت سازمان حفاظت محیطزیست
چالشهای فزایندۀ محیطزیستی ایران، به نقطۀ بحران رسیده و یا بعضاً در مواردی همچون موضوع آب، از مرحلۀ بحران عبور کرده است. ناترازی منابع و مصارف آب، گردوغبار ناشی از فرسایش خاک، فرونشست زمین حاصل برداشت خارج از توان از منابع آب زیرزمینی، عدم مدیریت پسماند و آلودگی هوا، نهتنها باعث ایجاد مشکلات اجتماعی و محیطزیستی در کشور شده، بلکه بعضاً در طی سالهای اخیر، شاهد بروز بحرانهای سیاسی و امنیتی ناشی از آن تنها بهعنوان مثال در یک موضوع آب در خشکشدن دریاچۀ ارومیه (۱۳۹۰)، خوزستان (۱۴۰۰)، اصفهان (۱۴۰۰)، چهارمحالوبختیاری (۱۴۰۱) و سیستان (۱۴۰۲) هستیم.
مسئولیت اجتماعی فرصتی برای حفاظت از محیطزیست
در دنیای امروز، مسئولیت اجتماعی صنایع به یکی از مباحث مهم در مدیریت تبدیل شده است. مسئولیت اجتماعی، به تعهد صنایع و شرکتها در قبال مسائل اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی فراتر از منافع مالی کوتاهمدت اشاره دارد. این مفهوم تأکید میکند که صنایع، نهتنها باید به دنبال سودآوری باشند، بلکه باید تأثیرات فعالیتهای خود بر محیطزیست، کارکنان، مصرفکنندگان و جامعۀ پیرامون را نیز در نظر بگیرند و به بهبود شرایط محیطزیستی، اجتماعی و اقتصادی کمک کنند. در حوزۀ محیطزیست، مسئولیت اجتماعی به معنای اجرای سیاستها و برنامههایی است که هدف آنها کاهش اثرات منفی فعالیتهای صنعتی بر طبیعت و منابع طبیعی است.
زوال خانوادگی در زندگیِ مستأجری
گذر از مسیر کره، آلمان و چین
سیصد روز آفتابی در فلات مرکزی، میتواند ایران را تبدیل به مرکز انرژی در خاورمیانه کند. پروژۀ هاب برق منطقه بهمثابه یک مخزن برق عمل میکند که هر کشوری مازاد تولید دارد، برقش را به این مخزن واریز کند و کشوری که نیاز دارد، از این برق استفاده کند؛ این ظرفیت میتوانست درآمدهای بسیار بالایی ایجاد کند و از نظر سیاسی هم یک نقش محوری برای ایران ایجاد کند. بااینحال ایران به این بخت بلندش پشتپا زده و نگاه نادرست متولیان به این انرژی، منجر شده که کشوری که بیش از ۱۸ هزار مگاوات ناترازی برق دارد، فقط ۱ هزار و ۲۰۰ مگاوات برق از طریق انرژی خورشیدی تأمین کند. این درحالیاست که کشورهایی چون ژاپن، آلمان و کرۀ جنوبی، از تجدیدپذیرها برای عبور از ناترازی انرژی استفاده کردند. «پیام ما» در این گزارش در کنار اشاره به تجربۀ کشورهای مختلف برای عبور از ناترازی برق، به این پرداخته که چگونه باید از ظرفیت تجدیدپذیرها برای عبور از ناترازی استفاده کرد؟ سؤالی که رئیس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران، در جواب آن معتقد است باید حرکت بهسمت نیروگاههای کوچکمقیاس باشد و نایبرئیس هیئتمدیرۀ سندیکای شرکتهای تولیدکنندۀ برق، ایجاد کارگروهی برای واردات تجهیزات خورشیدی از چین را ضروری میبیند.
ضرورت رجوع به تخصصگرایی در محیطزیست
در جوامع مترقی که دوران صنعتیشدن اقتصاد و رشد اقتصادی را با شتاب طی کردهاند، توسعه به روندی رسیده که تمامی مؤلفههای پایداری در آن نسبتاً برابر حرکت میکنند. بهعبارت دیگر، اضلاع توسعۀ پایدار شامل اقتصاد، اجتماع و فرهنگ، بهصورت همزمان در حال رشد بوده و سبقتگرفتن هر شاخص از دیگری، با سرعت ملایم بوده و تفاوت معناداری در روند توسعه ایجاد نمیکند. در ایران اما در طی پنجاه سال گذشته، برنامههای توسعه عموماً بهصورت تکبعدی و صرفاً به دنبال رشد اقتصادی حاصل از فروش منابع زیرزمینی چون نفت و گاز و مشتقات آن یا خامفروشی محصولات معدنی بوده که بارها نیز رهبری انقلاب دراینباره تذکراتی را مطرح کرده است.
مردم، خاستگاه سربرآوردن سازمانهای مردم نهاد
تجربۀ تاریخی از کنشگری NGOها در جامعۀ ایرانی، از وجوه متناقضنمای این تجربه حکایت دارد. این نهادهای مدرن که ریشه و خاستگاهی در زیستسیاست مدرن دارند، بیش از آنکه در امتداد تجربۀ زندگی روزمرۀ مردم ایران، خود را تعریف کنند، غالباً در امتداد دستگاه فربه و حجیم دولت شبهمدرن در ایران قرار گرفتهاند. این وضعیت و موقعیت، در شکلگیری و برساخت هویتی فعالان و کنشگران این نهادها نیز تأثیر فراوانی دارد و بیش از آنکه انجمنهای مردمی باشند، تشکلهای غیردولتی محسوب میشوند؛ دقیقاً با قرینۀ معنایی مدارس غیرانتفاعی و غیردولتی که در سه دهۀ اخیر در جامعۀ ایرانی مانند قارچ روییدهاند و تمام عملکردهای معنابخشی که دارند، در تضاد و تناقض با دلالتهای آغازین خود است.
آقای رئیسجمهور! میدانید چرا نباید بنزین گران شود؟!
به یاد دارم که در کوران تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری گذشته، «مسعود پزشکیان» در پایان یکی از توییتهای خود این جمله را نوشتند: «با من حرف بزنید!» فراخوان شایستهایست! مردم حرفهای زیادی برای گفتن به رئیسجمهور و مجری قانون اساسی دارند. در همین راستا و در جایگاه شهروندی که هنری جز نوشتن دردها و دغدغههای میهن ندارد، تلاش میکنم این دردها، دغدغهها و نگرانیها را با هدف کمک به ساماندهی اوضاع کشور و با نوشتن در رسانهها، به گوش مسعود پزشکیان برسانم. گمانی ندارم که آقای رئیسجمهور با این دیدگاه جامعۀ مدنی ایران که میگوید: «پرسشگری و مطالبهگری قانونمند، حق شهروندان و پاسخگویی، وظیفۀ کارگزاران است»، نهتنها زاویهای ندارند، که همراه و همدل هستند؛ پس فراخور فراخوانی که دادند، با ایشان حرف میزنم و امید به پاسخ ایشان دارم!
شناخت دقیق و عملگرایی ملاک ریاست بر سازمان بهزیستی
ملاک شناخت از جامعۀ هدف و سازمان بهزیستی، لزوماً این نیست که گزینۀ ریاست جدید سازمان، حتماً از بدنۀ سازمان باشد. دولت «مسعود پزشکیان» در اولین گام خود، همانطور که وعده داده بود، وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی را از طریق شورای مشورتی در یک اتاق شیشهای انتخاب و به مجلس معرفی کرد و در نهایت «احمد میدری» که از مقبولیت بسیار بالایی در عموم جامعه برخوردار بود و توانسته بود حمایت کارشناسان و متخصصان و بهویژه نمایندگان جامعۀ هدف بهزیستی را در کارگروه انتخاب وزیر کسب کند، از مجلس رأی اعتماد گرفت.
لزوم اصلاح رویکردهای سازمان امور اجتماعی
موفقیت وزیر کشور در شناخت مسائل حوزه اجتماعی و اداره امور این بخش را احتمالا تا یکی دو ماه آینده، میتوان ارزیابی کرد. دکتر مؤمنی اگر به گزارههایی که در برنامه مدیریتی خود ارائه کرد، باور داشته باشد، در اولین گامها، بررسی عملکرد و تحقیق و تفحص از حوزه اجتماعی و سازمان امور اجتماعی کشور را در اولویت اقدامات خود قرار خواهد داد. ایجاد تغییرات اساسی در سازمان امور اجتماعی کشور و شورای اجتماعی کشور را اولویت نخست سیاستهای تحولی در بخش اجتماعی وزارت کشور است.
تغییر رفتار به جای فرهنگسازی
در سالهای اخیر، پرسش «چگونه میتوانیم از مـحیـطزیسـت حـفاظت کنـیـم؟» ذهـن بـسـیـاری را بـه خـود مـشــغـول کـرده و بـه راهحــلهـای متعـددی از جـمـله قـوانـیـن سختگیرانه تا اصلاحات آموزشی منجر شده است؛ هرچند این پاسخها مزایای خود را دارند و عمدتاً بر «فرهنگسازی» تأکید میکنند، اما باید توجه داشت که «فرهنگسازی» مفهومی پیچیده و چندوجهی است؛ فرآیندی بلندمدت اسـت کـه نـیـازمـنـد تـلاشهـای مـداوم و محرکهای قـوی بـرای اجرا و اثرگذاریست. بااینحال، در زمینۀ حفـاظت از محیطزیست، شاید بهتر باشد تمرکز خود را از هدف انتزاعی «فـرهـنگسـازی» بـهسـوی هـدف عـملیتر «تغییر رفتار» معطوف کنیم.
بخار دماوند و سیلاب؛ مخاطرات تغییر اقلیم
پانزدهم تیرماه ۱۴۰۳، سیلاب تابستانی در هوای آفتابی در روستای «گزنه» در نزدیکی دماوند، موجب خساراتی در این دره شد. در سالهای اخیر، همین محل در ۱۰ شهریور ۱۳۹۷ در نتیجۀ ذوبشدن یخچالهای دماوند در درۀ گزنه و شهر گزنک با سیلاب، متحمل خسارات زیادی شد و در ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ نیز سیل دیگری از ذوبشدن بخشی از یخچالهای دماوند، موجب خسارت شد. جریان سیل و سرازیرشدن حجم زیاد رسوب با شیب تند منطقه، سیلابهای یخچالی و جریانهای لاهار یا جریان واریزهای را پدید میآورد.
شخص یا نهاد؟ مسئله این است!
خبر تازه این است که در دولت چهاردهم، مأموریت جدیدی برای جنگلهای زاگرس تعیین و تعریف شده است.همه بارها شنیدهایم که: جنگلهای زاگرس شش میلیون هکتار مساحت دارد، ۴۰ درصد آب کشور از زاگرس تأمین میشود، زیر تاج درختان جنگل، زراعت میشود، خشکیدگی بلوط، اکوسیستم آن را به نابودی کشانده است، زغالگیری و قاچاق چوب، همچنان ادامه دارد، همهساله آتش حتی به مناطق حفاظتشدهاش رحم نمیکند و بالاخره طرحهای عمرانی جنگلش را میبلعد و البته این هم شنیده شده که دولت، زاگرس را فراموش نکرده و به فکرش هست!
سازمان منابع طبیعی مستقل شود
عرصههای منابع طبیعی، بخش بزرگی از مساحت ۱۶۵ میلیون هکتاری خاک ایران را تشکیل میدهند که در آنها جنگلها، مراتع، بیابانها و رودخانهها قرار گفتهاند. در دهههای اخیر متأسفانه ما با چالشهای جدی در این عرصهها مواجهیم. بهعنوان نمونه، بحران جدی در دشتها باعث شده، حجم آبهای زیرزمینی کاهش داشته و فرونشست بهعنوان یک مسئلۀ جدی در کشورمان مطرح شود. از طرف دیگر وضعیت عرصههای طبیعی هم بهگونهای است که نفوذ بارندگی در آنها پایین آمده است. برای بهبود این وضعیت، بایستی جنگلها و مراتع که عامل جذب آب و جلوگیری از رواناب هستند، از شادابی خوبی برخوردار باشند. بهعلاوه گرچه منابع طبیعی عامل اصلی جلوگیری از فرسایش خاک است، در ایران سالانه چندین میلیارد تن فرسایش خاک داریم و جزو کشورهای در ردههای اول در این زمینه هستیم،؛ همین روند سبب شده، شاهد شستهشدن خاک توسط سیل و آلودگیهای وسیع بهواسطۀ توفانها باشیم.
آیا تغییر اقلیم در منطقۀ خلیجفارس با تحریک وقوع زلزلهها همراه میشود؟
حدود ۱۸ میلیون نفر بر اساس برآوردهای سال ۲۰۲۳، در سواحل پیرامون خلیجفارس در کشورهای این منطقه زندگی میکنند. خلیجفارس تغییرات زیادی را در آبهای خود تجربه میکند؛ ازجمله افزایش دما، شوری و سطح دریاها و کاهش سطح اکسیژن. خلیجفارس با کاهش سطح دریا از بهمن تا اردیبهشت و بالاتربودن سطح دریا از شهریور تا آذر، مشخص میشود که بیشینۀ آن در آبان و کمینۀ آن در فروردین است.
