بایگانی مطالب برچسب: پارک ملی گلستان
مرگ در گرگ و میش
نخستین عکس صفحه اینستاگرام «کاظم مصدق»، محیطبانی که غروب ششم اردیبهشت با گلوله مستقیم شکارچیان در منطقه کویلر پارک ملی گلستان جانش را از دست داد، عکسی است از محیطبان «تاجمحمد باشقره». باشقره در تیرماه سال ۱۳۹۷ با گلوله شکارچیان در پارک ملی گلستان کشته شد و کاظم زیر عکسی که از او منتشر کرده بود، نوشت «شهادتت مبارک داداش». حالا محیطبانان دیگر عکسها و فیلمهای بهجامانده از کاظم را دستبهدست میکنند و از شهادتش میگویند. او با ۴۵ سال سن، دو فرزند داشت و از سال ۱۳۹۰ محیطبان بود. چند سالی به گرگان رفت و دوباره به پارک ملی برگشت تا در گرگ و میش عصر شنبه، ششم اردیبهشت، جانش با گلوله از دست رود. روز گذشته فرمانده انتظامی گلستان خبر از دستگیری دو مظنون در ارتباط با این حادثه داد، اما آنچه برای جامعه محیطبانی و فعالان این عرصه قابلپذیرش نیست، تکرار حوادثی از این دست است؛ مرگهایی دنبالهدار.
حفاظت مشارکتی، قربانی نگاه امنیتی
«بسیاری از همکاران حفاظتگر ما در این سالها مهاجرت کردند یا تغییر شغل دادند، که این مسئله میتواند به از دست رفتن سرمایههای انسانی در ایران منجر شود و بهتبع آن حفاظت و وضعیت طبیعت ایران از این شرایط متأثر خواهد شد.» این گفته «المیرا شعربافی» است که سابقه ۱۷ساله در کار حفاظت دارد. او «تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، فقدان امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیمگیری برای فعالین محیطزیست و بیتوجهی نسبت به فعالیتهای تشکلها و سازمانهای مردمنهاد از سوی سازمان محیطزیست، نبود یک برنامه مدیریتی حفاظتی مشخص و هدفمند» را عاملی میداند که باعث شده است بسیاری از افرادی که از گذشته در این حوزه فعال بودند، از ادامه فعالیت در ایران ناامید شوند. به این گزارهها اگر چالش زن بودن که محدودیتهای بیشتری را ایجاب میکند، بیفزاییم، شرایط میدان حفاظت مشخصتر میشود. «دوستان بسیاری دارم که برای انجام پایاننامه مجبور بودند پدر یا برادر خود را همراه بیاورند و یا حتی مجوز ورود به منطقه و اقامت در پاسگاه محیطبانی به آنها داده نشد.»
پادکست ۲۵ فروردین ۱۴۰۴
صدای قلع و قمع درختان در پارک ملی گلستان
۵۹ سال پس از مرگ «قربانمحمد سعیدی» وارثان او مبلغی را به بنیاد مستضعفان پرداخت کردند و در حال قطع درختانی هستند که جزئی از جنگل و پارک ملی گلستان شدهاند. حدود هفتدهه پیش، در سال ۱۳۳۶، بخش عمدهای از اراضی اشخاص در استان مازندران خریداری و به «منطقه حفاظتشده آلمه وایشکی» ملحق شد. از ۲۰ پلاک فرعی ۱۹ پلاک خریداری شدند. بااینحال یک پلاک باقی ماند، همان زمین هفت هزار متری که «قربانمحمد سعیدی» بهشکل اقساطی در اختیار گرفت. آن زمان بنیاد پهلوی تعهداتی را برای خریدار ایجاد کرد که درصورت عدم اجرای آنها زمین را به تملک خود درآورد. با فوت آقای سعیدی تعهدات فراموش شدند و قرارداد فسخشده بهنظر میرسید. در طول این دههها درختان و گیاهان در این محدوده روییدند، قد کشیدند و جزئی از پارک ملی گلستان شدند. این روزها تنها صدایی که از این زمین به گوش میرسد، صدای قطع درختان است.
طبیعت در گذر ۱۴۰۳
آزادی کارشناسان محیطزیست، تغییر مدیران در سازمان محیطزیست و منابعطبیعی، کسب جایزههای جهانی «مارخو» و «استو» و «قهرمان جهانی تالاب» به کارشناسان و انجمنهای ایران، ممنوعیت شش کارشناس برای ورود به مناطق، ثبت هفتمین سمندر بهنام ایران، درگذشت استیون کلمنت اندرسون و الن ووسالو، برگزاری انواع و اقسام شبهای بخارا با موضوع محیطزیست، جادهکشی در جنگلهای شمال، کور شدن گره آلودگی هوا در ایران، نابسامانی مدیریت پسماند در شهرهای شمالی، تخریب زاگرس و... گوشهای از اتفاقات سال ۱۴۰۳ در حوزه محیطزیست و منابعطبیعی هستند. در «پیام ما» کوشیدیم در حد توان و بضاعت مهمترین اتفاقات روز را پوشش دهیم و درعینحال، نگاهی هم به سایر موضوعات بیندازیم، از انعکاس دیدگاههای نسل جدید کارشناسان حیاتوحش گرفته تا چالشهای پیش روی زنان حفاظتگر، یا انتشار خلاصهای از مقالات کارشناسان ایرانی که در مجلات معتبر جهانی منتشر شدهاند و.... واقف هستیم که برخی از موضوعات و وقایع این سال از قلم افتادهاند که هرکدام قابلیت تبدیل شدن به یک سوژه گزارش یا مصاحبه را داشتند. آنچه میتوانست منتشر شود و نشده را به حساب توان محدود ما در مقابل حجم بالای اتفاقات در این حوزه بگذارید. امیدواریم سال آتی همچنان فرصت نوشتن درباره محیطزیست ایران را داشته باشیم و بتوانیم سنگی را از پیش پای حفاظت برداریم.
داستان دختری از نسل جدید حفاظتگران
«متولد ۳۱ شهریور ۱۳۸۲ هستم، روز و ماه از این جهت گفتم که همزمان با تولد خانم «مهلقا ملاح»، مادر محیطزیست ایران، است»، این اولین جملهای است که «مهدیه نوروزی» میگوید. او که دانشجوی کارشناسی محیطزیست دانشگاه منابع طبیعی گرگان است، از ترم اول وارد عرصه حفاظت شد و تاکنون در پروژههای متعددی از نگارش شیوهنامه حفاظت مشارکتی در پارک ملی گلستان تا پروژه نفوذپذیری زیستگاه پلنگ در دامنه شمالی البرز شرقی همکاری کرده است. آنها که با مهدیه نوروزی همکاری داشتهاند، او را به سختکوشی میشناسند. در گفتوگو با این حفاظتگر از او پرسیدم چگونه وارد این حوزه شد؟ وضعیت زنان و مردان در این حوزه آیا تفاوتی میکند و همانند بسیاری از دهه هشتادیها قصد مهاجرت دارد یا خیر؟
قبیلهگرایی در سازمان محیطزیست
سالهاست در ایران در گفتههای مدیران و مسئولان از مشارکت مردم در عرصه سیاست، فرهنگ و اجتماع و... صحبت میشود. در محیطزیست هم مدیران به دفعات از این گفتهاند که حفاظت پادگانی جواب نمیدهد و راهکار یک عبارت است؛ حفاظت مشارکتی! وقتی از مشارکت صحبت میکنیم، از چه حرف میزنیم؟ آیا این شیوه از حفاظت الگوی خاصی دارد؟ چالشهای پیش روی آن چیست و برای گذر از آن چه باید کرد؟ «امیرحسین خالقی»، کارشناس حیاتوحش، در این گفتوگو به این پرسشها پاسخ داده است. او در این گفتوگو عنوان میکند قبیلهگرایی بزرگترین سد راه حفظ طبیعتمان در سایه مشارکت است.
پارک ملی گلستان؛ تجزیه یا یکپارچگی
پارک ملی گلستان با مساحت ۹۱ هزار و ۸۹۵ هکتار مرداد ۱۳۳۶ بهعنوان منطقه حفاظتشده «آلمه وایشکی» تحتمدیریت کانون شکار و صید درآمد. این محدوده در ۲۲ فروردین ۱۳۴۳ «پارک وحش» نامگذاری شد و هفت سال بعد در شهریور ۱۳۵۰ منطقهای به اسم «قرخود» به آن افزوده شد. درنهایت، در سال ۱۳۵۳ «پارک ملی گلستان» بهعنوان اولین پارک ملی ایران به ثبت رسید. از همان سال ۱۳۳۶ که شاهد شکلگیری منطقه حفاظتشده «آلمه وایشکی» بودیم، بحث سکونتگاهها و روستاها مطرح و قرار بود برای یکپارچه کردن زیستگاه، زمینها از مردم خریداری شود و با پرداخت حقوق ذینفعان، آنها از این محدوده خارج شوند. بااینحال، در سالهای اخیر با برنامههای ادارهکل منابعطبیعی خراسانشمالی برای خارج کردن اسناد این پارک از دست ادارهکل محیطزیست گلستان نگرانیهای جدی بابت دستاندازی به عرصههای پارک ملی گلستان بهوجود آمده است.
