بایگانی مطالب برچسب: پرندهنگری
برای برندسازی «روز بومگردی» برنامهریزی کنیم
«محمد جهانشاهی» نامی آشنا در حوزه گردشگری ایران است؛ مردی که بیش از سوابق مدیریتیاش، با ایدههای نو و دغدغههایش برای توسعه پایدار گردشگری شناخته میشود. از روزهایی که به عنوان معاون گردشگری و رئیس پایگاه میراث جهانی بیابان لوت در کرمان فعالیت میکرد تا زمانی که سکان ادارهکل میراثفرهنگی استان سمنان را برعهده داشت و حالا که در جایگاه معاون گردشگری داخلی و دبیر کمیته ملی طبیعتگردی کشور فعالیت میکند، جهانشاهی همواره نگاهی متفاوت به گردشگری داشته است. در سالهای اخیر نام او بیشتر با مفهوم «گردشگری سبز» و ایده «راه ادویه» گره خورده است؛ مسیری که به دنبال احیای جادههای تاریخی تجارت ادویه و پیوند فرهنگها و جوامع محلی است. اما شاید یکی از مهمترین دستاوردهای او ثبت روز ۳۱ اردیبهشت به عنوان «روز بومگردی» در تقویم رسمی کشور است. او در گفتوگو با «پیام ما» درباره ایده این کار صحبت کرده و از چالشها و چشماندازهای بومگردی ایران گفته است.
مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی
«طفلک بچهها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت میشد و سکوت میکرد، «حالا ترجیح میدهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچوقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرندهنگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیطزیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم، او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیطزیست در مدارس شد و پسازآن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعهبالا، رضاآباد و احمدآباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفتهاند، او را بهخوبی میشناسند؛ همچنانکه در کلاتهخیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیاتوحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سالها به حوزه پرندهنگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوهبر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قلههای مختلفی را هم صعود کرده. در این سالها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر بردهاند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاههای حیاتوحش و چه برنامههای پرندهنگری! در این گفتوگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیتهایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیطزیست و حیاتوحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.
خداحافظی گنجشکها با چنارهای تهران
«شهرداری تهران بلندگوهایی در پارکها نصب کرده و صدای پرندگان بومی نظیر سسکها، چرخریسکها و بلبلها را که در حال جفتیابی و لانهسازیاند، مداوم پخش میکند.» این جمله که توسط آرش حبیبیآزاد پرندهنگر پیشکسوت بیان شده، نشان میدهد مدیران شهری تا چه اندازه با مقوله پرندگان و تنوعزیستی ناآشنا هستند. همین عدم اطلاع هم سبب شده است پرندهنگری در فضاهای شهری با دوربین دوچشمی پدیدهای عجیب باشد و گاه برای پرندهنگران مشکلاتی ایجاد کنند. شعار امسال روز جهانی پرندگان مهاجر «فضاهای مشترک: ایجاد شهرها و جوامع دوستدار پرندگان» است. شعاری که بر همزیستی سالم بین انسان و پرندگان تأکید دارد و تلاش میکند با افزایش آگاهیبخشی، شرایط امنتری را برای این گونهها اعم از مهاجر و غیرمهاجر فراهم آورد. شاید با مطالعه مطالب این پرونده از سوی مسئولان شهری، شاهد قطع صدای سسکها، چرخریسکها و بلبلها از بلندگوها باشیم و مزاحمت پرندهنگران بهواسطه داشتن دوربین دوچشمی هم متوقف شود.
شاهد یک دهه تخریب انزلی
«۱۰سالی که هر دفعه وارد تالاب میشدم (بهطور متوسط هفتهای یک روز)، از طلوع خورشید تا غروب آفتاب، یک هزار فریم عکس گرفتم؛ رفتارها، مهاجرتها و جمعیت هرساله پرندگان را بههمراه دیگر اهالی این حوضه به ثبت رساندم. بخشی از چکیده این آرشیو را در این نمایشگاه ارائه کردهام.» اینها گفتههای «آلن پطروسیان» کنشگر محیطزیست است. این روزها نمایشگاه عکسی با عنوان «پرندگان تالاب انزلی» از آثار او در فرهنگسرای ارسباران در حال برگزاری است. درباره این نمایشگاه، نهضت پرندهنگری، دلایل تخریب و جایگاه اکوتوریسم در تالاب انزلی و… با پطروسیان گفتوگو کردهایم.
مرگ تالاب انزلی، فاجعه برای حاشیهنشینان خزر
«در بخشی از تالاب انزلی، آلودگی در حدی است که مرگ و تلفات گروهی گونهها را شاهدیم، این موارد نشاندهنده یک فاجعه اقتصادی برای کل حاشیهنشینان خزر است.» اینها بخشی از سخنان «علیرضا میرزاجانی»، عضو هیئتعلمی دانشگاه گیلان، در شب «تالاب انزلی» است. در این شب سخنرانان از مصائب این تالاب در دهههای اخیر گفتند. در کنار بیان این چالشها، «نسیم طوافزاده»، فعال محیطزیست و مدیرعامل انجمن سبزکاران بالان به نکته مهمی اشاره کرد: «با هم میتوانیم»، در غیر اینصورت هر روز زخمی به تالاب میزنیم و درنهایت شاهد خشک شدن یا تبدیل شدن آن به تالابی فصلی خواهیم بود.
مهاجرت،ایستگاه آخر
«نیایش مظفری» از جمله حفاظتگران نسل جدید ایران که کار میدانی خود را با شمارش پرندگان شکاری مهاجر آغاز کرده است، میگوید: «مهاجرت آخرین مسیریست که دلم میخواهد بروم. تصور جمع کردن چمدانی که در آن نتوانم خانوادهام، جنگلهای هیرکانی، خلیجفارس، دریای کاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسهای برایشان ساخته نشده، جا دهم، برایم بسیار سخت است.» او که ۲۲ سال دارد، آکادمی حیاتوحش «چمروش» را برای آموزش محیطزیست به کودکان راهاندازی کرده است، تأکید میکند: «اگر روزی احساس کنم که در این خاک بستری برای فعالیتهای حفاظتیام وجود ندارد، میروم». مخاطب این گفته مسئولان سازمان حفاظت محیطزیست و سایر نهادها هستند؛ کسانی که میتوانند نسل جدید را در ایران نگه دارند یا باعث شوند چمدانشان را ببندند و جایی را برای زندگی انتخاب کنند که امکان فعالیت داشته باشند. در این گفتوگو با نیایش مظفری که در شیراز به دنیا آمده و در ساری بزرگ شده، علاوهبر اهمیت شمارش پرندگان شکاری مهاجر و نقش آنها در اکوسیستم به موانع پیش پای زنان حفاظتگر محیطزیست و همچنین اهمیت آموزش به کودکان و نوجوانان پرداختهایم که در ادامه میخوانید:
زیبایی در بالهای گسترده پرندگان
«اهالی «روستای پامنار» تا چند سال پیش «جغد ماهیخوار» را بدشگون میدانستند. میگفتند هر کس یکی از این جغدها را که پشت سد دز لانه داشت ببیند، تا شب نشده، باید بکشد و از شرش خلاص شود تا شومی جغد دامنگیرش نشود. شبکههای اجتماعی که به راه افتاد، یکی از اهالی خیلی اتفاقی عکسی از جغد ماهیخوار منتشر کرد. این تصویر دست به دست شد و به یکی از پرندهنگرها رسید که مدتها بهدنبال تصویربرداری از این گونه بود. بعد از آن، پای پرندهنگرهای دیگر هم برای دیدن جغد ماهیخوار به روستا باز شد و پامنار شد یکی از مقاصد گروههای پرندهنگری.» این روایت «نوید پارسایی»، پرندهنگر، مدرس و مؤسس «آکادمی حیاتوحش ایران»، از رونقی است که پرندهنگری برای یکی از دورافتادهترین روستاهای دزفول در شمال خوزستان به ارمغان آورده. حالا «جغد ماهیخوار» برای پامناریها خوشقدم است و آنطورکه پارسایی میگوید: «قایقرانهای محلی قبل از رسیدن به لانه جغد ماهیخوار موتور قایقشان را خاموش میکنند، مبادا جغد بترسد و از آنجا برود و دیگر برنگردد.»
آنقوت، ناجی ارژن
«میگویند پرنده مقدسی است». در روایت اهالی دشت ارژن و آنها که سالیان سال غاز قرمز را دیده بودند، این روایت دهن به دهن چرخیده و یک روایت قدیمی از شکار این پرنده هم وجود دارد: «وقتی یک شکارچی یکی از آنها را به خانه آورد، هرچه کردند آنقوت یا همان غاز قرمز نپخت و مجبور شدند آن را نخورند.» تالاب ارژن، ثبتشده در کنوانسیون رامسر است و از طرف یونسکو بهعنوان ذخیرهگاه زيستكره شناخته شده و حالا برای اولینبار در دنیا با یک روش علمی، این پرنده تالابی بهعنوان گونه پرچم در این تالاب انتخاب و نماد تالاب ارژن شده است. صحبت از آنقوت میان اهالی روستاهای اطراف تالاب بالا گرفته، بچهها در مدرسه دربارهاش آموزش میبینند و مردم کوچه و خیابان هر کجا گعدهای دارند، اعضای انجمن «آوای بوم» و انجمن «آوای زیستبوم ارژن» به آنها درباره اهمیت این پرنده و چگونگی حفاظتش میگویند. آنقوتها در حال حاضر در ارژن تعدادشان بیشتر از همیشه است و جانشان عزیزتر و همین هم حافظ تالاب است، تالابی فصلی که نگرانیها از خشکی و تخریبش بهدلایلی چون زمینخواری، برداشت آب، خشکسالی و … بالاست.
با روشهای علمی«آنقوت» را به عنوان گونه پرچم تالاب ارژن معرفی کردیم
مدیرعامل انجمن حفاظت پرندگان آوای بوم گفت: برای اولین بار در دنیا از طریق روشهای علمی پرنده «آنقوت» را به عنوان گونه پرچم تالاب ارژن معرفی کردیم.
علوم اجتماعی، ابزار نادیده گرفته شده در حفاظت
پگاه جابری را بسیاری با پروژههای مرتبط با پرندگان میشناسند. عضویت او در تیم اجرایی حفاظت از بادخورکها به چهار سال میرسد و دو سال هم مدیر اجرایی پروژه بوده است. او همزمان با باشگاه پرندهنگری و پروژه شمارش شکاریها در گلوگاه همکاری میکند. بااینحال، فعالیتهای حفاظتی پگاه جابری به پرندگان محدود نیست. او دو سال عضو هیئتمدیره مؤسسه رمیاران حیاتوحش بود و پایاننامه خود را هم روی بررسی مطلوبیت زیستگاه خرس قهوهای در منطقه پرور کار کرد. در همین روزهای اخیر پژوهش او و «علی شمس»، بیولوژیست حفاظت و محقق دکتری دانشگاه «کیپتاون»، و «آصف رضاییان»، کارشناس ارشد مدیریت حیاتوحش، درباره حضور سه گونه گربهسان در دو ذخیرهگاه غیردولتی در شمال ایران در «CAT NEWS» منتشر شده است. در این گفتوگو از او درباره فعالیتهایش در حوزه حیاتوحش و دشواریهای کار روی گوشتخواران پرسیدیم.
امید تازه برای محیطزیست ایران
نسل زد:
جمع کردن بازار پرندگان فریدونکنار را کوچک نشمارید
اواخر آبانماه بود که صحبت از جمعآوری بازار خریدوفروش پرندگان فریدونکنار یکبار دیگر خبری شد. فعالان محیطزیست و فعالان حقوق حیوانات اما چندان با این خبر خوشحال نشدند. آنها معتقد بودند این کار صرفاً نمایشی است و تأثیر چندانی در میزان صید و شکار ندارد و باوجود جمع شدن بازار، همچنان خریدوفروش در جریان است و سازمان حفاظت محیطزیست بهجای کارهای نمایشی باید مشکل را از ریشه حل کند و آنهم مقابله با صید و شکار و دامگاهداران است. «عطااله کاویان»، مدیرکل محیطزیست استان مازندران اما با پذیرش نقدها بر این نظر است که نباید جمع کردن بازار را کوچک شمرد. او معتقد است همین که حالا بازاری بهصورت رسمی برای این کار وجود ندارد، موفقیت کوچکی نیست و حل کردن مسئله شکار و صید هم با روشهای نظامی و انتظامی ممکن نیست و باید بومیانی را که سالیان سال به این کار مشغولند با آموزش، آنهم آموزش گسترده، برای همه قشرها از جمله کودکان این مناطق بهسمت درست برد. با او درباره نقدها به این اتفاق و آنچه در منطقه در جریان است، به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید:
