وقتی راهحل مدیریت شهری، حصارکشی است
۹ شهریور ۱۴۰۵، ۲۳:۳۴
اگر قرار باشد یک معمار یا شهرساز از میان تمام اتفاقاتی که در سالهای اخیر در تهران گذشته، تصویری را بهعنوان نماد مدیریت شهری انتخاب کند، شاید چیزی گویاتر از حصاری که دور تئاتر شهر کشیده شده است، نباشد. حصاری که قرار بود حریم یک بنای فرهنگی را حفظ کند، اما در عمل بخشی از فضای عمومی شهر را نابود کرد، مسیر حرکت عابران را محدود کرد، کیفیت بصری یکی از مهمترین نقاط شهری تهران را کاهش داد و حتی در اطراف خود، فضاهایی تازه برای استقرار دستفروشان و فعالیتهای شبانه بیسامان ایجاد کرد.
برای من، بهعنوان یک معمار، مسئله فقط خود این حصار نیست. چیزی که بیشتر از همه نگرانکننده است، نوع نگاه به شهر است؛ اینکه وقتی با مسئلهای مواجه میشویم، اولین راهحل، بستن و جدا کردن فضاها باشد.
مجموعه تئاتر شهر سالها بهعنوان یک گره شهری و فضایی برای تعاملات اجتماعی به فعالیت خود ادامه داده بود. اساساً این مجموعه، ساختمان منفردی نیست که بتوان با ترسیم خط و مرز برای آن حریم تعریف کرد. معماری تئاتر شهر، بهخصوص با فرم دایرهای و ارتباطش با فضای پیرامونی، بخشی از هویت این میدان شهری است. در واقع، بخش مهمی از ارزش این بنا در رابطه و تعامل آن با شهر و شهروندان شکل گرفته است. به همین دلیل، وقتی فضای اطراف آن را جدا میکنیم، فقط مسیر عبور مردم را تغییر ندادهایم، بلکه بخشی از معنای این بنا را هم تغییر دادهایم.
در تعاریف معماری و شهرسازی، حریم لزوماً با حصار و دیوار تعریف نمیشود. گاهی یک مسیر پیاده، باغچه، فضای سبز و جانمایی کاربریهای خاص میتواند حریم یک ساختمان را تعریف کند. حریم موفق، شهروند را از یک بنا یا فضای شهری دور نمیکند، بلکه ارتباطی قوی و سالم میان شهروند و بنا ایجاد میکند.
اما متأسفانه در شهرداری تهران با مدیریت «علیرضا زاکانی»، سادهترین پاسخ همیشه بهترین پاسخ است. ساخت حصار و دیوار، پاسخ شهرداری تهران برای حل هر مشکلی است.
از دید یک معمار یا شهرساز، حصارکشی تئاتر شهر یا هر فضای باز شهری، تنها یک خطای اجرایی نیست؛ بلکه نشانهای از نبود درک و فهم طراحی شهری است. شهر فقط مجموعهای از ساختمانها نیست که هرکدام را جداگانه مدیریت کنیم. مسیر پیاده، میدان، محل مکث، فضای سبز، ورودی ساختمانها و حتی نحوه دیدهشدن یک بنا، همه در کنار هم به شهر معنا میدهند. وقتی این ارتباطها را قطع میکنیم، بخشی از چشمهای شهر را هم از بین میبریم.
شهر امن، شهری نیست که در آن دیوار و نرده بیشتری وجود داشته باشد؛ بلکه شهری است که مردم در آن حضور داشته باشند، مسیرهای پیاده خوانا و فضاهای عمومی فعال باشند و فعالیتهای مختلف امکان دیدهشدن و کنترل طبیعی داشته باشند. دیوارها و حصارها آسیبها و معضلات اجتماعی را حل نمیکنند، فقط آنها را جابهجا میکنند. تجربه و مشاهدات شهروندان در همین محدوده تئاتر شهر نیز نشان داده است که با محدود شدن فضای پیرامونی، بخشی از فعالیتهایی که پیشتر در فضای باز اطراف مجموعه جریان داشت، به نقاط دیگری منتقل شده و دستفروشی و فعالیتهای غیررسمی در فضاهای باقیمانده و حاشیهای تشدید شده است. این حصار دقیقاً نتیجهای معکوس ایجاد کرده؛ فضای عمومی را خرد کرده، دید و منظر شهری را کور کرده و نقاط بیدفاع بیشتری به وجود آورده است. از سوی دیگر، این حصار به خود بنا نیز تعرض کرده است. تئاتر شهر، بهعنوان یکی از شناختهشدهترین آثار معماری معاصر ایران، نیازمند رابطهای سنجیده و محترمانه با فضای پیرامون خود است. قرار نیست بنایی با چنین جایگاهی پشت یک جداره بصری قرار بگیرد تا بتوانیم بگوییم از آن حفاظت کردهایم.
حفاظت از معماری فقط حفاظت از آجر، بتن و سازه نیست. حفاظت از بنا باید در تعامل با شهر و شهروندان باشد و جایگاه بنا را تقویت کند. اگر قرار باشد برای حفاظت از یک اثر معماری، رابطه آن را با شهر قطع کنیم، باید پرسید دقیقاً از چه چیزی محافظت کردهایم؟
در شهر مدرن، فضای عمومی متعلق به شهروند است. خیابان، میدان، پارک و پیادهراه فقط مسیر عبور نیستند؛ عرصههایی برای حضور، مکث، گفتوگو، تماشا، خرید، اعتراض، هنر و حتی اختلافاند. شهر زنده، شهری نیست که همهچیز در آن مرتب، کنترلشده و بیمسئله باشد؛ شهری است که بتواند تضادها و تفاوتها را در خود تحمل و مدیریت کند.
تهران با دهها شهر جهان پیمان خواهرخواندگی دارد؛ از پکن و دوشنبه گرفته تا ایروان و دیگر پایتختها. اما با مشاهده چهره امروز تهران، با پرسش بزرگی درباره مدیریت شهری مواجه میشویم: تهران قرار است شبیه به کدامیک از شهرهای خواهرخوانده خود باشد؟
اگر قرار است تهران از پکن تجربه مدیریت شهری بیاموزد، یکی از نخستین درسها باید این باشد که مدیریت شهری با بستن و محصور کردن یکی نیست. اگر قرار است از ایروان درباره فرهنگ و محیط زیست بیاموزیم، باید بپرسیم چگونه میتوان یک فضای فرهنگی را به بخشی از زندگی روزمره شهر تبدیل کرد، نه اینکه آن را از شهر جدا کنیم.
تهران در میان خواهرخواندههایش، بیشتر به خواهری شلخته شبیه شده که سهمش از این رابطه، نه انتقال تجربه، بلکه عکس یادگاری، تفاهمنامه، افتتاح و کلنگزنی بوده است. پرسش از شهرداری تهران فقط این نیست که چرا دور تئاتر شهر حصار کشیده است. پرسش اصلی این است که چرا مدیریت شهری بهجای حل مشکلات، آنها را با راهحلهای ساده و بیمنطق از نقطهای به نقطه دیگر منتقل میکند؟ چرا در مدیریت شهری تهران، حق شهروند برای داشتن فضای عمومی اینقدر راحت قربانی تصمیمهای عجولانه و غیرکارشناسی میشود؟
تهران برای اینکه شهری قابل زندگی باشد، بیش از تعریف و اجرای پروژههای نمایشی، به نگاهی معمارانه و شهرسازانه نیاز دارد؛ نگاهی که شهر را مجموعهای از قطعات جدا از هم نبیند.
تئاتر شهر، پارک دانشجو، خیابان انقلاب، ولیعصر، مترو و پیادهراههای اطراف آن، یک سیستم شهری واحدند. اگر یکی را جدا کنیم، پیرامون دیگری حصار بکشیم و بعدی را به دستفروشان بسپاریم، در واقع هیچکدام را مدیریت نکردهایم.
این همان جایی است که تفاوت میان «مداخله در شهر» و «طراحی شهر» خود را نشان میدهد. مداخله کردن آسان است؛ میتوان دیواری کشید، مسیری را بست یا فضای شهری را تغییر داد. اما طراحی شهری یعنی فهمیدن اینکه هر تصمیم چه اثری بر مجموعه شهر میگذارد.
وقت آن رسیده است که مدیریت شهری تهران و شورای شهر، بهجای افتخار کردن به تعداد پروژهها و مداخلات نابجا، درباره کیفیت زندگی در تهران سؤال کنند. شهر خوب و امن، شهری نیست که شهروند در آن مدام احساس کند باید از موانع و محدودههای ممنوعه عبور کند؛ شهری است که حضور خود شهروندان، بخشی از سازوکار امنیت آن باشد.
مجموعه تئاتر شهر نیز اگر قرار است دوباره به جایگاه واقعی خود بازگردد، به حصار کمتر، طراحی شهری درست و حضور اجتماعی بیشتر مردم نیاز دارد؛ به کنترل کمتر و مدیریت هوشمندانهتر نیازمند است.
مسئله تئاتر شهر فقط حصاری نیست که دور یک بنا کشیده شده است. مسئله، ذهنیتی است که تصور میکند برای حفاظت از شهر باید شهروند را از شهر عقب راند.
اگر این ذهنیت اصلاح نشود، حصار تئاتر شهر فقط یک نرده باقی نمیماند؛ بلکه به نماد شهری تبدیل میشود که مدیریت شهری، بهجای طراحی آن، مدام در حال محصور کردن آن است.
برچسب ها:
تالار سرو راور کرمان، ثبت ملی آثار طبیعی، درختان کهنسال ایران، سرو آفین کهک قم، سرو زربین تاریخی، سرو سگان خاش، سرو سیرچ کرمان، سرو فیانی مشهد، کهن داران میراث طبیعی، میراث سبز ایران
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
طلاسازان؛ معضلی تازه برای سنگلج
گنجینههای سبز ایران
«پیام ما» ماجرای جانمایی مدارس جدید تهران را بررسی میکند
خشت اول روی زمیــــــن سبز
النینــــــــو و جنگ اقتصادی
مرزهــــای حفاظت
هنوز وخامت وضعیت را باور نکردهایم
مسئولیت اجتماعی ویترین نیست؛ آینه است
خیرِ بیرون، بیعدالتیِ درون
حفاظت با چشمان بستــــــــــه
سه عامل بهنتیجهنرسیـــــدن حفاظت از یــــــوز
سرنوشت یوزپلنگ در شکاف میان توسعه و حفاظت
وب گردی
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پر ریختن و فرهیختــــن
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید