حفاظت با چشمان بستــــــــــه





حفاظت با چشمان بستــــــــــه

۸ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۵۶

یوزپلنگ در صدر فهرست کمیاب‌ترین گربه‌سانان دنیا قرار دارد. با توجه به شرایط و وضعیت بحرانی این گونه در کشور، حفاظت از یوز به یک ساختار مدیریتی پویا، شجاعانه و احتمالاً پرریسک نیاز دارد. انتظارات از پروژه یوز، چه در داخل سازمان محیط‌ زیست و چه در بیرون از آن، بسیار بالاست؛ درحالی‌که ما فقط یک دفتر مشاوره‌ای هستیم و قدرت اجرایی بسیار محدودی داریم. حتی ساختار گذشته، به‌عنوان یک پروژه بین‌المللی و با همکاری مشاوران خارجی و داخلی، ممکن نیست.

پروژه در گذشته بین‌المللی بود و تشکل‌های زیادی با آن همکاری داشتند. این تشکل‌ها در جمع‌آوری داده‌ها مشارکت می‌کردند و پروژه براساس این داده‌ها برنامه‌ریزی، مدیریت و سیاست‌گذاری می‌کرد. امروز هیچ‌کدام از تشکل‌ها با ما همکاری ندارند و فعالیت آن‌ها به دلایل متعدد کاملاً محدود شده است. از یک طرف با ناامیدی تشکل‌ها مواجهیم و از طرف دیگر، امکانات ما برای مدیریت یوز در این پهنه وسیع بسیار محدود است.

مشکل فقط نبود امکانات نیست. ما اطلاعات کافی برای مدیریت یوز نداریم. به نظر من، حفاظت از یوز امروز با چشم‌های بسته انجام می‌شود. ۲۰ سال پیش و در دهه ۸۰، دوربین‌های تله‌ای را به تعداد زیاد و به‌صورت سیستماتیک به‌کار می‌گرفتیم. در اواسط دهه ۸۰ هم گردنبندگذاری داشتیم. امروز اما پس از ۲۰ سال، بهره‌برداری از این ابزارها به‌دلیل تحریم و مسائل دیگر ممکن نیست. وقتی فناوری و نیروی انسانی کافی نداشته باشیم، نمی‌دانیم یوزها کجا می‌روند و چه تعدادی یوز داریم. همچنین شناسایی مسیرهای جابه‌جایی و تهدیدها و مدیریت آن‌ها ناممکن است. نمی‌دانیم ماده‌ها کجا هستند، وضعیت زادآوری آن‌ها چگونه است و تقریباً اغلب توله‌ها چه سرنوشتی پیدا می‌کنند. بنابراین، مدیریت ما با چشم‌های بسته و براساس حدس‌وگمان است.

با یک برآورد سرانگشتی می‌توان فهمید که در طول دو دهه و نیم، بیش از ۲۰۰ یوز متولد شده‌اند. بااین‌حال، پس از بیش از ۲۰ سال همچنان می‌گوییم کمتر از ۳۰ یوز داریم. یوز نرخ زادوولد بالایی دارد و تقریباً همه ماده‌ها یک سال در میان در طبیعت زادآوری می‌کنند. مشکل این است که نتوانسته‌ایم مرگ‌ومیر آن‌ها را کنترل کنیم. جابه‌جایی‌های زیاد یوز نیز باعث افزایش مرگ‌ومیر آن شده است.

در کنار ضعف اطلاعات، مشکل نظارت و اجرا هم وجود دارد. پروژه یوز پس از شش سال تعطیلی دوباره راه افتاده است. در یک سال و نیم گذشته و در سال‌های مالی ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، معاونت محیط طبیعی مبلغ قابل‌توجهی برای حفاظت از یوز به استان‌ها اختصاص داده است. این پول بیش از یک‌سوم مبلغی است که در طول ۱۷ سال از منابع بین‌المللی برای یوز هزینه شد. اما پول به‌تنهایی مشکل را حل نمی‌کند و نظارت بر حسن انجام اقدامات اولویت‌دار تعریف‌شده از سوی پروژه اهمیت دارد.

زیستگاه‌های جنوبی، با محوریت یزد و مناطق اطراف آن در اصفهان، خراسان جنوبی و کرمان، جمعیت خود را از دست داده‌اند. اکنون در خوش‌بینانه‌ترین حالت، چهار ماده‌یوز بارور در طبیعت ایران زیست می‌کنند. از بین رفتن هر فرد به‌معنای از دست دادن بخشی از ذخیره‌ای ژنتیکی است که حاصل هزاران سال است و در هیچ جای دیگری از دنیا وجود ندارد. این ذخیره نه قابل‌اختراع است و نه قابل‌ابداع. پس از آن نیز احتمال درون‌آمیزی و کاهش اندازه مؤثر جمعیت وجود دارد.

بحران طعمه مشکل دیگری است که وضعیت یوز را دشوارتر کرده است. یوزها جابه‌جایی‌های بسیار زیادی دارند و به‌ویژه در توران با بحران شدید طعمه مواجه هستیم. در تعارض با دامداران هم موفق نبوده‌ایم. پس از ۲۰ سال، شاید فقط در توران بیش از ۱۰ هزار شتر پراکنده باشند. دام سبک را بیرون کردیم و دام سنگین آمده است! در کنار بحران طعمه، تعارض با دامداران موجب جابه‌جایی‌های طولانی یوز شده است.

زیستگاه‌های بینابینی نیز امنیت کافی ندارند. پس از دو دهه، هنوز درگیر این هستیم که آیا قرق داشته باشیم یا نداشته باشیم. اگر در خوش‌بینانه‌ترین حالت ۲۷ یا ۲۸ یوز داشته باشیم، امنیت و به‌ویژه وضعیت طعمه‌ها در طبیعت مناسب نیست. در بهترین حالت، در زیستگاه‌های لکه‌ای شمالی بیش از شش هزار طعمه نداریم. این تعداد طعمه امکان تأمین نیازهای جمعیت یوز، پلنگ و گرگ را فراهم نمی‌کند. ما به‌زودی با ریزش جدی جمعیت یوز مواجه می‌شویم و این بسیار خطرناک است.

در نهایت، مسئله به ساختار و جایگاه پروژه یوز برمی‌گردد. یک‌سوم مناطق تحت مدیریت محیط‌ زیست، زیستگاه‌های یوز هستند. محیط‌بانان با دشواری زیاد از این مناطق حفاظت می‌کنند. این مناطق اغلب خشک و پرخطرند و مسائل امنیتی در آن‌ها برجسته است. با وجود سهم ۳۰درصدی زیستگاه‌های یوز از مناطق تحت مدیریت، تنها سه درصد محیط‌بانان در این زیستگاه‌ها فعالیت می‌کنند.

بخش قابل‌توجهی از تعارض‌ها در اختیار دستگاه‌هایی است که اهداف آن‌ها با اهداف ما در تعارض است. جاده یکی از مهم‌ترین دلایل تلفات یوز است و متولی آن وزارت راه است. معدن نیز یکی دیگر از مسائل است و متولیان آن سازمان منابع‌ طبیعی و وزارت صمت هستند. ما در برقراری ارتباط با ذی‌نفعان موفق نبوده‌ایم. کشور در وضعیت نیمه‌جنگی است، چالش‌ها بیشتر شده‌اند و طبیعتاً حفاظت از اولویت خارج می‌شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *