مسئولیت اجتماعی ویترین نیست؛ آینه است

خیرِ بیرون، بی‌عدالتیِ درون





خیرِ بیرون، بی‌عدالتیِ درون

۸ شهریور ۱۴۰۵، ۲۳:۰۰

مدتی است هر جا صحبت از مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها می‌شود، بیشتر از آنکه به خود مفهوم فکر کنم، به دو سؤال می‌اندیشم:

آیا ما واقعاً مسئولیت اجتماعی را فهمیده‌ایم یا فقط یاد گرفته‌ایم درباره آن خوب حرف بزنیم؟ و مهم‌تر:آیا شرکت‌ها واقعاً مسئولیت اجتماعی را پذیرفته‌اند یا فقط یاد گرفته‌اند چگونه مسئولیت‌پذیر به نظر برسند؟

سؤال تلخی است، اما به گمانم باید آن را جدی گرفت. مسئولیت اجتماعی، پیش از آنکه گزارش، شاخص، پروژه یا حتی بودجه‌ای باشد که هر سال برایش کنار می‌گذاریم، یک مسئله اخلاقی است. شاید حتی ساده‌تر از این‌ها باشد: وقتی قرار است یک تصمیم سازمانی بگیریم، فقط نپرسیم «آیا قانونی است؟»؛ بپرسیم: «آیا درست است؟»

فاصله همین دو سؤال، گاهی تمام فاصله میان یک سازمان مسئول و سازمانی است که فقط تصویری از مسئولیت‌پذیری خود ساخته است. به نظرم یکی از مشکلات ما در ایران همین است؛ در بخش‌هایی از مناسبات اجتماعی و سازمانی، میان چیزی که می‌گوییم و چیزی که انجام می‌دهیم، فاصله افتاده است. گاهی آن‌قدر به «خوب دیده‌شدن» اهمیت می‌دهیم که خودِ «خوب‌بودن» فراموش می‌شود. این فرهنگ وقتی وارد سازمان می‌شود، شکل خطرناک‌تری پیدا می‌کند:ریاکاری سازمانی.

ممکن است یک شرکت در شرایط بحران، صدها نفر از کارکنانش را اخراج کند؛ کارکنانی که سال‌ها برای همان شرکت کار کرده‌اند و بخشی از ارزش و سودی را ساخته‌اند که امروز شرکت از آن برخوردار است. ممکن است شرکتی بورسی باشد، فعالیتش متوقف نشده باشد، بازارش همچنان فعال باشد و توان اقتصادی داشته باشد؛ اما نخستین راه‌حلش برای عبور از بحران، حذف نیروی انسانی باشد. ممکن است یک پلتفرم یا کسب‌وکار اینترنتی که خدماتش همچنان مورد نیاز مردم است، در همان شرایطی که تقاضا برای خدماتش وجود دارد، دست به تعدیل گسترده بزند.

یا ممکن است یک هلدینگ بزرگ انرژی که پروژه‌هایش فعال است و چرخه اقتصادی آن همچنان می‌چرخد، تصمیم بگیرد بخشی از نیروی انسانی خود را کنار بگذارد. البته تعدیل نیرو همیشه به‌معنای بی‌اخلاقی نیست. اقتصاد پیچیده است و گاهی یک بنگاه واقعاً چاره‌ای جز کاهش هزینه‌ها ندارد. مسئله فقط اخراج نیست؛ مسئله نحوه رفتار با انسانی است که قرار است از سازمان خارج شود.

اگر از او تعهد می‌گیریم که درباره تجربه‌اش حرف نزند؛ اگر به او می‌فهمانیم که اعتراض یا انتقاد ممکن است در استعلام‌های شغلی آینده علیه او استفاده شود؛ اگر پس از سال‌ها کار، او را نه به‌عنوان یک انسان، بلکه همچون عددی در جدول هزینه‌ها می‌بینیم، دیگر نمی‌توانیم فقط از «تصمیم اقتصادی» حرف بزنیم. اینجا پای اخلاق در میان است. درست در همین نقطه، سؤال مسئولیت اجتماعی آغاز می‌شود. چگونه می‌توان از کرامت انسان حرف زد و در نزدیک‌ترین رابطه انسانی سازمان، یعنی رابطه با کارکنان، کرامت را نادیده گرفت؟ چگونه می‌توان از تاب‌آوری جامعه گفت، اما خانواده‌ای را ندید که با اخراج ناگهانی نان‌آورش دچار بحران شده است؟

چگونه می‌توان از ذی‌نفعان حرف زد و کارکنان را فقط تا زمانی ذی‌نفع دانست که برای شرکت ارزش اقتصادی ایجاد می‌کنند؟

تناقض وقتی آشکارتر می‌شود که همان سازمان چند ماه بعد، صدها میلیارد تومان برای مسئولیت اجتماعی هزینه کند؛ مدرسه بسازد، بیمارستان تجهیز کند، بسته معیشتی توزیع کند، پویش راه بیندازد، مراسم برگزار کند و گزارش‌های زیبا منتشر کند. هیچ‌کدام از این کارها بد نیست. اتفاقاً بسیاری از آن‌ها لازم و ارزشمندند. اما هیچ‌کدام جای مسئولیت‌پذیری در قبال کارکنان را نمی‌گیرد. اگر شرکتی هزاران بسته ارزاق میان آسیب‌دیدگان جنگ توزیع کند، کار ارزشمندی انجام داده است. اما اگر همان شرکت، هم‌زمان، انسان‌هایی را که سال‌ها برای ساختن آن تلاش کرده‌اند، بدون رعایت کرامت و توجه به آینده‌شان کنار بگذارد، نمی‌توان میزان مسئولیت‌پذیری آن را با تعداد بسته‌های توزیع‌شده سنجید.

اینجاست که باید میان خیریه و مسئولیت اجتماعی تفاوت گذاشت. خیریه می‌تواند یک کار خوب باشد. اما مسئولیت اجتماعی یعنی خودِ شیوه اداره کسب‌وکار هم مسئولانه باشد. شاید یکی از اشتباهات ما این باشد که مسئولیت اجتماعی را به یک «سطل بزرگ» تبدیل کرده‌ایم؛ هر کاری که دلمان می‌خواهد، داخل آن می‌اندازیم و بعد نامش را مسئولیت اجتماعی شرکتی می‌گذاریم. یک روز مدرسه می‌سازیم، یک روز بسته توزیع می‌کنیم، یک روز درخت می‌کاریم و روز دیگر پویش راه می‌اندازیم.

اما کمتر می‌پرسیم:درون همین سازمان چه می‌گذرد؟

گاهی مسئولیت اجتماعی به ابزاری برای انجام‌دادن کارهایی تبدیل می‌شود که دیده می‌شوند تا از پرداختن به کارهایی که واقعاً باید انجام شوند، فاصله بگیریم.کار خوب برای پنهان‌کردن کار درست. به گمانم این یکی از خطرناک‌ترین شکل‌های ریاکاری سازمانی است. در بسیاری از شرکت‌های پیشرو جهان تلاش شده است مسئولیت اجتماعی از سطح «رعایت قانون» فراتر برود و به بخشی از شیوه اداره کسب‌وکار تبدیل شود. قانون، حداقل رفتار پذیرفتنی را تعیین می‌کند؛ اما اخلاق از جایی آغاز می‌شود که قانون به پایان می‌رسد.

ممکن است کاری قانونی باشد، اما اخلاقی نباشد. ممکن است شرکتی حق قانونی تعدیل نیروی خود را داشته باشد، اما این سؤال همچنان باقی بماند:

با چه روشی؟ با چه میزان شفافیت؟ با چه حمایتی؟ و با چه احترامی به انسانی که سال‌ها برای سازمان کار کرده است؟اینجاست که تفاوت میان مسئولیت اجتماعی واقعی و نسخه نمایشی آن آشکار می‌شود. در بسیاری از شرکت‌های بزرگ دنیا، مسئولیت‌پذیری فقط به‌معنای انجام آن چیزی نیست که قانون الزام کرده است؛ بلکه به‌معنای پذیرفتن تعهداتی فراتر از حداقل‌های قانونی در قبال کارکنان، جامعه، محیط‌ زیست و سایر ذی‌نفعان است.

اما در ایران گاهی مسیر برعکس می‌شود. به‌جای آنکه ابتدا بپرسیم «چه کاری درست است؟»، می‌پرسیم:

«چه کاری را می‌توانیم انجام دهیم که قانونی باشد، هزینه کمتری داشته باشد و دردسر کمتری ایجاد کند؟» بعد، اگر لازم باشد، برای همان تصمیم عنوانی زیبا هم پیدا می‌کنیم. این همان جایی است که فرهنگ ریا از جامعه وارد سازمان می‌شود:

وقتی ظاهرِ مسئولیت‌پذیری از خودِ مسئولیت‌پذیری مهم‌تر می‌شود. ما در سال‌های اخیر شاخص ساخته‌ایم، استاندارد آورده‌ایم، گزارش پایداری نوشته‌ایم، مفهوم «محیط‌ زیست، مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی» را وارد ادبیات مدیریتی کرده‌ایم و درباره ذی‌نفعان و توسعه پایدار حرف زده‌ایم.

همه این‌ها لازم است.اما هیچ استانداردی نمی‌تواند آدمی را که اساساً به کرامت انسان باور ندارد، اخلاقی کند. می‌توان گزارش را زیبا نوشت. می‌توان عکس‌های خوبی گرفت. می‌توان آمارهای چشمگیری ارائه کرد. می‌توان از واژه‌های بزرگی مثل «پایداری»، «تاب‌آوری»، «مشارکت اجتماعی» و «سرمایه انسانی» استفاده کرد.

اما نمی‌توان وجدان را جعل کرد. به همین دلیل، مسئولیت اجتماعی بیش از آنکه به مدیرانی نیاز داشته باشد که بلدند گزارش مسئولیت اجتماعی شرکتی بنویسند، به مدیرانی نیاز دارد که وقتی هیچ دوربینی روشن نیست، همان آدمی باشند که جلوی دوربین هستند. اگر «انسان» در تبلیغات شرکت مهم است، باید در تعدیل نیرو هم مهم باشد. اگر «کرامت» در گزارش پایداری یک ارزش است، باید در اتاق منابع انسانی هم ارزش باشد. اگر «تاب‌آوری» برای جامعه مهم است، باید برای خانواده کارکنان هم مهم باشد. اگر از ذی‌نفعان حرف می‌زنیم، باید بپذیریم که کارکنان فقط زمانی ذی‌نفع نیستند که برای شرکت سود می‌سازند. مسئولیت اجتماعی از نزدیک‌ترین دایره اخلاق آغاز می‌شود. از کارگری که هر روز سر کار می‌آید. از پیمانکاری که شاید صدایش کمتر شنیده شود. از کارمندی که می‌خواهد بداند اگر فردا شغلش را از دست بدهد، آیا سازمان با او مثل یک انسان رفتار می‌کند یا نه. از مدیری که وقتی می‌تواند تصمیمی را به نفع خودش بگیرد، به حق دیگران هم فکر می‌کند. و از هیئت‌مدیره‌ای که می‌داند سودآوری تنها معیار موفقیت یک شرکت نیست.

شاید یکی از آسیب‌های جدی فضای مسئولیت اجتماعی در ایران همین باشد که گاهی «نمایش مسئولیت اجتماعی» جای «مسئولیت‌پذیری» را گرفته است. سازمانی که نمی‌تواند در درون خود اخلاق را زندگی کند، با چند پروژه بیرونی اخلاقی نمی‌شود. همان‌طور که کاشتن هزاران درخت، تخریب جنگل را جبران نمی‌کند، توزیع هزاران بسته معیشتی هم نمی‌تواند بی‌توجهی به کرامت ذی‌نفعان سازمان را پاک کند. مسئولیت اجتماعی ویترین نیست؛ آینه است. آینه چیزی را که هست نشان می‌دهد، نه چیزی را که دوست داریم دیگران ببینند. شاید به همین دلیل، به‌جای اینکه فقط بپرسیم یک شرکت چقدر برای مسئولیت اجتماعی هزینه کرده است، باید سؤال‌های سخت‌تری بپرسیم: با کارکنانش چگونه رفتار می‌کند؟ با پیمانکارانش چطور؟ در بحران، نخستین چیزی که قربانی می‌کند چیست؟ وقتی اشتباه می‌کند، آیا مسئولیت می‌پذیرد؟آیا حق اعتراض را به رسمیت می‌شناسد؟ آیا برای انسانی که سال‌ها برایش ارزش خلق کرده است، هنگام خروج هم شأن و کرامت قائل است؟

و مهم‌تر از همه: با انسانی که دیگر برای شرکت سودآور نیست، چگونه رفتار می‌کند؟

شاید پاسخ همین یک سؤال، بیش از صدها صفحه گزارش پایداری درباره مسئولیت اجتماعی یک شرکت به ما بگوید. چون اخلاق، اگر واقعی باشد، پیش از آنکه در گزارش دیده شود، در رفتار دیده می‌شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *