سه عامل بهنتیجهنرسیـــــدن حفاظت از یــــــوز
۸ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۵۲
چرا حفاظت از یوز در ایران به نتیجه نمیرسد؟ برای پاسخ به این پرسش میتوان به سه دلیل عمده اشاره کرد.
اول، تصور کنید برای درمان یک بیمار سرطانی به ۱۰ جلسه شیمیدرمانی نیاز است، اما بعد از جلسه دوم بگویید: «خوب، بس است!» طبیعتاً حال بیمار خوب نمیشود، چون فقط درصدی از نیاز درمانی او تأمین شده است. همین اتفاق در مورد یوزپلنگ هم در ایران افتاد. با اینکه درصد زیادی از وسعت زیستگاههای یوز در ایران متعلق به این گونه بوده است، این زیستگاهها از نظر نیروی انسانی و تعداد محیطبانان، جزو کمتعدادترینها بودهاند. بزرگترین تلاش برای افزایش نیروی انسانی در دهه ۱۳۸۰ اتفاق افتاد و تعداد محیطبانان زیستگاههای یوزپلنگ دو برابر شد؛ البته نه از مجاری رسمی، بلکه با خلاقیتهای فردی مدیران آن زمان. اگر آن فداکاریهای شخصی نبود، اصلاً امروز نه یوزی مانده بود و نه زیستگاه یوز.
تنها دورهای که یوزها، دستکم در ظاهر، بهسمت احیا پیش رفتند، همان دهه ۱۳۸۰ بود که تعداد محیطبانان دو برابر شد. متأسفانه از ابتدای دهه ۱۳۹۰ تمام آن تلاشها متوقف شد و اکنون به وضعیتی رسیدهایم که امروز میبینیم. اخیراً سعید یوسفپور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان، اعلام کرده است که توران فقط با ۱۲ محیطبان حفاظت میشود. این تعداد دقیقاً برابر با تعداد محیطبانان توران در دهه ۱۳۷۰ است، درحالیکه در دهه ۱۳۸۰ تعداد آنها به حدود ۲۵ نفر رسیده بود. خلاصه، سیستم کجدارومریز سازمان حفاظت محیط زیست که فکر میکند با دو جلسه از ۱۰ جلسه شیمیدرمانی مورد نیاز میتواند این بیمار سرطانی را نجات دهد، تأسفبار است.
دوم، سیستم حفاظتی ایران در نقدکردن چک خودش ضعیف است و فقط دلش به نسیه خوش است. در کجای دنیا وزیران و رئیسجمهور درگیر موضوع یوزپلنگ بودهاند و اینهمه مردم آن را میشناسند؟ پس چرا این چکهای حمایت عمومی به پول نقد برای حفظ یوز تبدیل نمیشود؟ همین مسئله جاده را ببینید. چندین وزیر راه، از آخوندی و بذرپاش تا همین خانم فرزانه صادق مالواجرد، قول دادهاند، امضا کردهاند و گفتهاند که به ایمنسازی جاده کمک میکنند. آیا مسئله جاده حل شد؟
تأسفبار آنکه در یک مورد، خود سازمان حفاظت محیط زیست حدود ۱۰ سال پیش حتی فراموش کرده بود پاسخ نامه وزارتخانه مربوط را بدهد و مشخصات جاده و حفاظ مورد نیاز را تعیین کند. سازمان حفاظت محیط زیست حتی نتوانسته است از پنج کیلومتر فنسی استفاده کند که مردم ایران در قالب «نذر طبیعت» خریداری و به این سازمان اهدا کردند. همه آنها در انبار افتادهاند و خاک میخورند. در طول ۱۵ سال گذشته، سازمان حفاظت محیط زیست سالانه حدود ۵۰۰ متر از جاده را ایمنسازی کرده است. مگر قرار بود ۵۰۰ متر، یوزی را که صدها کیلومتر جابهجا میشود، حفظ کند؟ یا این اقدام صرفاً دلخوشی برای نشاندادن کارنامه بوده است؟
همین است که یوز خودش فرصتی ایجاد میکند تا همه به کمکش بیایند، اما آنکه باید برود چک را بگیرد و نقد کند، یا اصلاً فراموش میکند سر قرار برود و چک را بگیرد، یا اگر میرود، آن را نقد نمیکند.
سوم، سازمان حفاظت محیط زیست درک صحیحی از هر مفهومی که به «مشارکت» ختم میشود، ندارد؛ مانند همین حفاظت مشارکتی که بهمعنای مشارکت در تصمیمسازی، تصمیمگیری، اجرا و منافع آن است. درحالیکه سازمان حفاظت محیط زیست، حفاظت مشارکتی را بهمعنای اجازهدادن به دیگران برای حضور در مناطق حفاظتشده و کمک به سرشماری، ساخت آبشخور و انجام هر کار دیگری میداند که خودش نیرو و پول لازم برای آن را ندارد. همین مسئله در مورد مشارکت در تصمیمگیریها هم وجود دارد.
مثال خوب آن، تکثیر در اسارت است. بیش از ۱۰ سال سرمایهگذاری سازمان حفاظت محیط زیست در این زمینه با شکست روبهرو شده است، اما نکته جالب آن است که در هر دوره، این پروژه زیر نظر «یک فرد» بوده است. هرگاه آن فرد بهدلیل خطاهای متعدد یا شکستها به نتیجه نرسیده، از کار برکنار و با «یک فرد» دیگر جایگزین شده است. فرد جدید قدرت تام دارد و فرد برکنارشده به بزرگترین منتقد همان سازمان تبدیل میشود. مقصر کیست؟
تاکنون چند بار این الگو تکرار شده است و متأسفانه بهجای آنکه قدرت را به گروهی از متخصصان بدهند، الگوی تکراری اعطای قدرت تام به «یک فرد» همچنان روش سازمان حفاظت محیط زیست است. به نظر من، مقصر این روند تکراری ــ سپردن مسئولیت تام به یک فرد، موفقنشدن او و در نهایت تبدیلشدنش به منتقد ــ بیش از آنکه آن فرد باشد، سازمان حفاظت محیط زیست است.
دادن قدرت مطلق در حفاظت هیچوقت به موفقیت نمیانجامد و اگر هم چنین شود، شانسی است، نه نتیجه روندی تکرارپذیر. بااینحال، سازمان حفاظت محیط زیست یک الگو را تکرار میکند: قدرت مطلق میدهد، پروژه شکست میخورد، فردی را که روزگاری قدرت مطلق داشته است اخراج میکند و او به منتقد تبدیل میشود.
چاره همان است که همیشه گفته شده است: نه یک فرد، بلکه یک تیم باید مسئولیت چنین پروژهای را بر عهده بگیرد. این الگو دقیقاً چند سال پیش اجرا شد و در آن، با تیمی از متخصصان، از چندین بومشناس ایرانی و خارجی گرفته تا محیطبانان و چند دامپزشک، مشورت شد. نتیجه چه بود؟ «ایران»، مادهیوز، با وجود آنکه فقط یک یوز نر برای جفتگیری در اختیار بود، باردار شد. هرچند متأسفانه سازمان حفاظت محیط زیست پیش از زایمان ایران خیلی زود دوباره عقبگرد کرد و سیستم گروهی را به سیستمی فردمحور بازگرداند. نتیجه همان شد که همه دیدند: شکست پشت شکست و آبروریزی برای سازمان حفاظت محیط زیست.
فرمول بسیار ساده است: هرگاه یک فرد قدرت مطلق گرفته باشد، احتمال خطای او بالاست، چون صاحب همه مهارتها و تخصصها نیست. فقط یک گروه میتواند خطاها را کاهش دهد.
البته اینها تنها مشکلات موجود نیستند، اما کسی که نقد میکند، باید شرایط جنگی کشور و تحریمهای سخت اقتصادی را هم در نظر بگیرد؛ وگرنه نقد بیفایده است. اگر شرایط کشور با وضعیت جنگی موجود متفاوت بود، قطعاً این فهرست سوءتدبیرها ادامه پیدا میکرد، اما باید متناسب با شرایط جنگی کشور منصف بود.
در پایان، ساختارهای حفاظتی در سراسر دنیا سرشار از آزمونوخطا هستند؛ بنابراین دیدن خطاهای فراوان در حفاظت عجیب نیست. آنچه عجیب است، این است که خطاها تکرار و به یک الگو تبدیل شوند. متأسفانه هر سه مورد بالا که در ابتدا خطا بودند، امروز به خطاهای تکرارشونده تبدیل شدهاند. آنوقت تعجب میکنیم که چرا به نتیجه نمیرسیم!
برچسب ها:
اکوسیستم، تغییر اقلیم، حفاظت محیط زیست، حیات وحش، حیاتوحش، روز ملی یوزپلنگ ایرانی، محیط زیست، محیطزیست، یادداشت، یوز در ایران
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ضرورت تأمین حقابه زیستمحیطی برای مهار گرد و غبار تهران
احیای تالاب بندعلیخان بر مدار علم
ایجاد تعادل میان توسعه صنعتی و حفظ محیطزیست
گامی علمی برای حفظ اکوسیستمهای آبی دماوند
پایش تخصصی دریاچههای تار و هویر
ثبت حضور گله قوچ و میش وحشی در منطقه حفاظتشده جاجرود
بازگشایی انهار سنتی با دستور قوه قضاییه
گام عملی برای احیای تالاب بندعلیخان
هشدار محیطزیست درباره ایمنسازی خطوط قطار
تلف شدن ۸ رأس گراز در حادثه ریلی فیروزکوه
وزش باد شدید و رگبار پراکنده در راه است
کاهش ۵ درجهای دمای هوای تهران
از حفاظت مشارکتی تا عزم ملی برای بقا
نقشه راه نجات یوزپلنگ آسیایی
حفاظت از یوزپلنگ آسیایی
راهکار کلیدی برای احیای اکوسیستم فلات مرکزی ایران
استاندار خراسان شمالی : توسعه استان باید با الزامات محیطزیستی همراه باشد
تلاش برای تبدیل «میاندشت» به زیستگاه امن یوزپلنگ آسیایی
وب گردی
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پر ریختن و فرهیختــــن
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید