درباره مدیریت باستان‌شناسان بر محوطه‌های باستان‌شناختی

تأکید بر یک اصل حرفه‌ای





تأکید بر یک اصل حرفه‌ای

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۲۱

چندی پیش، دفتر امور پایگاه‌های ملی و جهانی، پس از کناره‌گیری سرکار خانم مهندس رشنویی از مدیریت میراث جهانی چغازنبیل، آقای دکتر مهدی عالیپور را به‌عنوان مدیر جدید آن مجموعه ارزشمند منصوب کرد. پیش از هر نکته‌ای، لازم می‌دانم از تلاش‌های خانم رشنویی قدردانی کنم. ایشان، با وجود آنکه تخصصشان در حوزه حفاظت است، در دوران مدیریت خود همواره با رویکردی پیشرو و سنجیده در مواجهه با محوطه‌های باستان‌‌شناختی هفت‌تپه و چغازنبیل کوشیدند تصمیم‌ها علاوه‌بر حفظ وضع موجود اثر، برپایه مشورت‌ با باستان‌شناسان اتخاذ شود. این روحیه تعامل، سرمایه‌ای ارزشمند برای میراث‌فرهنگی ایران است.

انتصاب دکتر عالیپور را نیز باید در همین چارچوب دید، گامی در جهت تقویت نگاه باستان‌شناختی در مدیریت محوطه‌ای که ماهیتاً محوطه‌ای باستان‌شناسی است. ایشان افزون‌بر توانمندی علمی، تجربه‌های میدانی در بسیاری از پروژه‌ها خصوصاً در پروژه‌های پیش‌ازتاریخی «زهره» و نیز پایگاه «ارگان» و «چگاسفلا» دارد. در دوره‌ای که مسئولیت پایگاه ارگان و چگاسفلا را برعهده داشتم، پیگیری‌ها و تلاش‌های مسئولانه ایشان سبب شد «مزگت ارگان» (مسجد ارجان) که اثری منحصر‌به‌فرد ولی در‌عین‌حال مغفول‌مانده است، برای نخستین‌بار به‌طور علمی توسط استاد اسماعیل یغمایی کاوش شود؛ اقدامی که نشان داد وقتی مدیریت پایگاه‌ها با فهم باستان‌شناختی همراه باشد، اولویت‌ها نیز دقیق‌تر تعریف می‌شود.

تأکید بر مدیریت باستان‌شناسان بر محوطه‌های باستان‌شناختی به‌معنای نفی نقش مرمتگران، معماران یا دیگر متخصصان نیست. تجربه‌های موفق نشان داده است حفاظت پایدار تنها در بستر همکاری میان‌رشته‌ای شکل می‌گیرد؛ اما در این همکاری، باید نسبت‌ها روشن باشد. محوطه باستان‌شناختی صرفاً یک سازه یا مجموعه‌ای از بناهای شاخص نیست؛ نظامی است از لایه‌ها، فضاهای باز، ارتباطات فضایی و داده‌های نهفته که تنها در کلیت خود معنا می‌یابد. مسئولیت این کلیت، به اقتضای آموزش و ماهیت رشته، برعهده باستان‌شناس است.

الگوی ما در این زمینه، زنده‌یاد دکتر عزت‌الله نگهبان است؛ کسی که در هفت‌تپه نشان داد مدیریت باستان‌شناختی چگونه می‌تواند از یک پروژه نجات‌بخشی، بنیانی پایدار برای پژوهش، آموزش و معرفی بسازد. هفت‌تپه تنها یک محوطه نیست؛ مدرسه‌ای میدانی است که نسل‌های متعددی از باستان‌شناسان، مرمتگران و موزه‌داران در آن تجربه اندوختند و بالیدند (بنگرید به https://payamema.ir/payam/articlerelation/66493). این تجربه، گواه آن است که وقتی چارچوب مدیریتی بر فهم بستر استوار باشد، دیگر تخصص‌ها نیز در جایگاه خود به شکوفایی می‌رسند.

در سال‌های گذشته، گاه پیش‌ آمده است در ساختارهای تصمیم‌گیری پایگاه‌هایی که خود یک محوطه باستان‌شناسی هستند، نقش باستان‌شناس کمرنگ شود و نگاه کالبدی بر تصمیم‌ها غلبه یابد. نتیجه چنین وضعیتی، تقدم مداخلات مقطعی بر برنامه‌های پژوهشی بلند‌مدت است. خوشبختانه در خوزستان، طی مدت اخیر، مدیریت چند پایگاه ملی و جهانی به باستان‌شناسان سپرده شده است. این روند را می‌توان نشانه درکی دقیق‌تر از ماهیت محوطه‌های باستان‌شناسی دانست.

اصل موضوع ساده است: همان‌گونه‌که مرمت یک بنای شاخص باید با هدایت متخصص مرمت انجام شود، مدیریت یک محوطه باستان‌شناسی نیز بهتر است در دست باستان‌شناس باشد؛ با مشارکت فعال و مؤثر همه رشته‌های مرتبط. این نه تقابل میان تخصص‌ها، بلکه تنظیم منطقی مسئولیت‌هاست.

 اگر این رویکرد تداوم یابد، می‌توان امید داشت پایگاه‌هایی چون چغازنبیل و مجموعه وابسته به آن، با اتکا بر تجربه‌های موفق گذشته و ظرفیت‌های امروز، همچنان در مسیر حفاظت علمی و پایدار حرکت کنند. آنچه اهمیت دارد، تثبیت یک اصل حرفه‌ای است: محوطه باستان‌شناسی را باید با منطق باستان‌شناسی اداره کرد؛ در فضایی مبتنی‌بر احترام و همکاری میان همه تخصص‌های میراث‌فرهنگی.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

سیاوش آریا

با درود و سپاس از روزنامه وزین پیام ما و دکتر مقدم ارجمند برای بیان دیدگاهشان. هرچند دیدگاه دکتر مقدم درست است و علمی، ولی شوربختانه تجربه تلخ مدیریت باستان شناسان بر محوطه ها و اداره های میراث فرهنگی، نقطه مقابل این دیدگاه است و بیشترین آسیب را همین باستان شناسان بر پیکره میراث فرهنگی وارد آورده اند که بدون تردید دکتر مقدم خود نیز آگاه هستند. به امید روزهای خوب برای میراث فرهنگی کشور.
پاینده ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *