سرنوشت یک خانه تاریخی دیگر پس از ثبت ملی و وعده مرمت از سوی شهرداری، نامعلوم ماند

خانه طالقانی همچنان بلاتکلیف





خانه طالقانی همچنان بلاتکلیف

۱۳ دی ۱۴۰۴، ۱۶:۳۳

|پیام ما| هفتم آبان سال گذشته بود که وزیر میراث‌فرهنگی در حاشیه جلسه هیئت دولت اعلام کرد خانه آیت‌الله طالقانی در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده است. ۱۸ دی‌ماه همان سال لوح ثبت ملی خانه در موزه ملی ایران رونمایی شد؛ قرار بود این ثبت، پایان یک دوره فرسایش و تخریب و آغاز سامان‌دهی دوباره این خانه تاریخی باشد. حالا یک سال از آن مراسم و سخنرانی‌ها گذشته، اما خانه همچنان بی‌سروسامان است و سرنوشت مرمت بنا و بهره‌برداری فرهنگی آن، در وضعیتی نامعلوم قرار دارد.

رفت‌وآمد مکرر افراد بی‌خانمان و ناهنجار باعث شده بود همسایه‌ها درهای ورود به خانه را جوش و قفل بزنند. همان خانه‌ای که تا چند سال پیش کتابخانه عمومی محله بود و چند دهه پیش محل رفت‌وآمد انقلابیون. ماجرا به اینجا ختم نشد. توییت «رسول جعفریان» پژوهشگر تاریخ، خبر از کتاب‌هایی داد که با مهر «کتابخانه آیت‌الله طالقانی» در بازار کهنه‌فروشان کتاب عرضه شده بود. جعفریان این سؤال را مطرح کرد که چطور کتاب‌هایی که در مرکزی زیر نظر شهرداری بوده، سر از دست‌دوم‌فروشی‌ها درآورده‌اند. طرح این موضوع واکنش خانواده طالقانی و توجه افکار عمومی را به خانه‌ای جلب کرد که بیش از یک سال تعطیل، قفل‌خورده و در معرض تخریب بود. کنشگران فرهنگی و خانواده طالقانی پیگیری‌ها را آغاز کردند تا شهرداری را در قبال اتفاقی که افتاده بود پاسخگو کنند. پیگیری‌ها منجر به ثبت ملی بنا و وعده مرمت و بازگشایی شد. وعده‌ای که بنا بود تا سالروز تولد آیت‌الله در نیمه اسفند سال گذشته محقق شود. حالا یک سال از آن وعده‌ها می‌گذرد و نه‌تنها خانه بازگشایی نشده که به گفته اعضای مجتمع فرهنگی و کتابخانه آنلاین طالقانی، هیچ توضیح شفافی به خانواده طالقانی در خصوص پیشرفت پروژه مرمت ارائه نشده است.


فراموشی حق این خانه نیست

 خانه پیچ‌شمیران تا پیش از آبان ۵۷ محل زندگی خانواده طالقانی بود. اما در کشاکش حوادث آن سال تردد مردم به خانه بیشتر شد، به گفته فرزندان طالقانی پس از آزادی پدر از زندان، خانه پیچ‌شمیران به محلی پرتردد تبدیل شده بود. حجم مراجعات مردمی به حدی بود که خانواده ناچار شدند خانه را تخلیه و به مکان دیگری نقل‌مکان کنند. بااین‌حال، آقای طالقانی همچنان خانه را به‌عنوان دفتر حفظ کرد و خانه پیچ‌شمیران به مرکز مدیریت بحران در روزهای انقلاب تبدیل شد. سال‌ها بعد در سال ۱۳۷۲، زمانی که «غلامحسین کرباسچی» شهردار تهران بود، خانواده طالقانی تصمیم گرفتند خانه پدری را به شهرداری تهران واگذار کنند تا به محلی عمومی برای معرفی و نگهداری آثار او تبدیل شود. پس از این واگذاری، خانه مرمت شد و کتابخانه‌ای در آن برقرار شد. خانواده طالقانی مجموعه‌ای از کتاب‌های پدر، از جمله چند نسخه خطی باارزش، را به کتابخانه امانت دادند تا شهروندان بیشتری بتوانند از این میراث بهره‌مند شوند.

 مدیر مجتمع فرهنگی آیت‌الله طالقانی، در خصوص آنچه در چند دهه اخیر بر این خانه گذشته می‌گوید: «خانواده آقای طالقانی می‌خواستند میراث پدر به یک نهاد عمومی منتقل شود و مردم بتوانند از آن استفاده کنند. این اتفاق افتاد و از اوایل دهه ۷۰ تا سال ۱۴۰۰ این مرکز زیر نظر شهرداری فعال بود، اما در سال‌های اخیر رها و تبدیل به پاتوق معتادان شد. چطور ممکن است یک بنا در عرض یک یا دو سال به چنین وضعیتی دچار شود؟ این طبیعی نیست.»

 او درباره پیگیری وضعیت بنا توسط خانواده می‌گوید خبری به ما رسید مبنی‌بر اینکه شهرداری قصد دارد منطقه پیچ‌شمیران را تجاری و بافت قدیمی آن را تخریب کند: «ازآنجاکه یکی از خانه‌های این محدوده، خانه آقای طالقانی بود. پیگیری کردیم و متوجه شدیم که خانه رها شده و معتادان به آن رفت‌وآمد دارند. همسایگان از این وضعیت ناراضی بودند و حتی در خانه را جوش داده بودند.» او درباره وضعیت بنا در آن مقطع می‌گوید: «خانه در وضعیت مخروبه قرار داشت؛ موزاییک‌های کف خانه تخریب شده و پلکانی برای دسترسی به طبقات بالا وجود نداشت.» پس از اطلاع از این وضعیت، پیگیری‌ها برای بهبود وضعیت خانه آغاز شد. در همین حین: «رسول جعفریان توییتی منتشر کرد مبنی بر اینکه کتاب‌های آقای طالقانی که با دستخط ایشان بود، در بازار کهنه‌فروشان پیدا شده‌اند. این دو خبر واکنش‌های زیادی به همراه داشت و در نهایت منجر به ثبت ملی خانه شد.» او تأکید می‌کند با گذشت چند سال شهرداری هنوز نسبت به اشیای به سرقت رفته از خانه هیچ پاسخی نداده است: «چند ماه پیش زندان موزه قصر، پیشنهاد داد که یک سلول موزه برای آقای طالقانی در این مجموعه ایجاد کنیم، اما چیزی از وسایل شخصی ایشان پیدا نکردیم، چون همه وسایل به سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تحویل داده شده بود و در یک ویترین شیشه‌ای در خانه به نمایش گذاشته شده بود. اما حالا نیست.»

 او درباره اتفاقات پس از ثبت، می‌گوید: «شهرداری به‌عنوان مالک خانه مسئول شد که آن را بازسازی و مرمت کند. توافقی بین شهرداری و خانواده آقای طالقانی به همراه یک شرکت مشاور به نام شارستان که به‌عنوان ناظر معرفی شده بود، صورت گرفت. قرار بود جلسات منظم ماهانه برگزار شود و خانواده در جریان جزئیات مرمت قرار بگیرند.» اما این اتفاق دست‌کم در یک سال گذشته نیفتاده است. مدیر مجتمع می‌گوید: «هر چه از مسئولین سازمان توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری پیگیری کردیم، گفتند نیازی به حضور خانواده در جلسات نیست. جلسه‌ای که بهمن ۱۴۰۳ برگزار شد همراه با بازدید از خانه بود. اما پس از آن، در خردادماه با شرکت شارستان تماس گرفتیم و آنها گفتند شهرداری به وعده‌هایش عمل نکرده و پروژه متوقف شده است.» آنها حتی اجازه ورود به خانه را ندارند، در این یک سال تنها اتفاق مشهود در بنا، برداشتن اتاقک فلزی جلوی خانه است؛ اما نسبت به زمان سپری‌شده، پیشرفت کار بسیار کند است.

 به نظر می‌رسد در سیستم شهرداری مشکلاتی پیش آمده؛ چون به نظر نمی‌رسد کاری انجام شده باشد. کسی در شهرداری پاسخگو نیست که گزارشی به خانواده آقای طالقانی بدهد. خواسته خانواده طالقانی بعد از ثبت ملی بنا و تبدیل دوباره آن به یک مرکز فرهنگی مثل خانه‌موزه، مدیریت هیئت‌امنایی این مجموعه است: «قرار بود این مرکز به‌صورت هیئت‌امنایی اداره شود و خانواده آقای طالقانی عضو هیئت‌امنا باشند تا بتوانند در تصمیم‌گیری‌ها و نظارت بر وضعیت بنا نقش داشته باشند، تا تجربه گذشته در مورد خانه دوباره تکرار نشود. اگر هیئت‌امنایی وجود نداشته باشد، باز هم با تغییر مدیریت در شهرداری، مشکلات گذشته تکرار خواهد شد. اما تا امروز هیچ‌کدام از این وعده‌ها محقق نشده است.»

 مدیر مجتمع فرهنگی طالقانی درباره اینکه باتوجه‌به سرقت رفتن تمام اشیا و کتاب‌های داخل خانه، در صورت احیای بنا آیا مواد فرهنگی کافی برای نمایش در موزه در اختیار دارند یا خیر می‌گوید: «مجتمع فرهنگی آیت‌الله طالقانی چهار سال است که در پروژه کتابخانه آنلاین طالقانی و زمانه ما در حال گردآوری اسناد و تصاویر ایشان است. عکس‌ها و اسناد زیادی داریم که می‌تواند در یک مکان مانند خانه‌موزه به نمایش گذاشته شود. اما مسئله این است که باید اراده‌ای پشت این کار باشد و بدانیم که می‌توانیم به آن اعتماد کنیم، تا دوباره همان مشکلات گذشته تکرار نشود.»


موانع اداری کار مرمت خانه طالقانی را به تعویق انداخته است

 خانه طالقانی نه‌تنها از منظر تاریخی که از لحاظ معماری هم دارای شاخصه‌هایی است که «اسکندر مختاری» معمار و کارشناس پیش‌کسوت میراث‌فرهنگی درباره آن می‌گوید: «این بنا توسط یک معمار طراحی شده است و بنّاساز نیست. پیش‌تر به‌عنوان یک بنای دوقلو خریداری شد و امروزه ارزش معماری و تاریخی دارد.»

 مختاری می‌گوید: «بعد از ثبت ملی خانه آقای چمران رئیس شورای شهر پیشنهاد داد که این پروژه توسط شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران انجام شود. در نتیجه، ساختمان پس از مدتی از سازمان فرهنگی هنری تحویل و به این شرکت واگذار شد.» او در خصوص روند مرمت بنا می‌گوید: «طرحی برای مرمت تهیه شد که شامل مستندنگاری با حضور یک مهندس مشاور بود. پیش از تهیه طرح نهایی، اقدامات اضطراری در ساختمان آغاز شد؛ از جمله خاک‌برداری و تهیه طرح استحکام‌بخشی بنا. میراث‌فرهنگی هم در این فرایند حضور داشت.» به گفته مختاری در حال حاضر سقف‌ها به طور کامل بازسازی شده‌اند، زیرا وضعیت ناایستا داشتند. دیوارها استحکام‌بخشی شده‌اند و پروژه در مرحله نازک‌کاری قرار دارد.

 مختاری در خصوص اینکه چرا در زمان اعلام شده، پروژه به اتمام نرسیده، می‌گوید: «به‌خاطر مشکلات و موانع اداری، پروژه با تأخیر مواجه شده است. من در جریان پیشرفت طرح هستم و از این پروژه حمایت می‌کنم. با خانواده طالقانی، شرکت توسعه فضاهای فرهنگی و میراث‌فرهنگی در ارتباط هستم و درخواست داریم که روند اجرای طرح تسریع شود.» او در خصوص اینکه از نمای بیرونی بنا هنوز نمی‌توان تغییرات را به شکل محسوس مشاهده کرد می‌گوید: «مرحله استحکام‌بخشی بنا به پایان رسیده و پروژه اکنون در مرحله نازک‌کاری است. درها و پنجره‌ها در حال بازسازی هستند و پله‌ها نیز استحکام‌بخشی خواهند شد. باتوجه‌به وضعیت فعلی، اگر پیمانکار برای بخش نازک‌کاری تعیین شود، پروژه در عرض شش ماه تکمیل خواهد شد.»

 او درباره نقش افکار عمومی در چنین پروژه‌هایی می‌گوید: «این پروژه حساس است و اگر نظارت کافی افکار عمومی و رسانه‌ها وجود نداشته باشد، ممکن است کارهای ساده فراموش شود. این ساختمان یک‌بار نجات پیدا کرده و به بهره‌برداری رسیده است. در گذشته مورد توجه مردم و محله بود، اما پس از مدتی رها و به فراموشی سپرده شد. حالا با کمک افکار عمومی، دوباره ثبت ملی شده و مرحله جدیدی از احیا را آغاز کرده است.» او معتقد است: «بناهای تاریخی مثل سالمندان هستند؛ نمی‌توانند به‌تنهایی زندگی کنند. باید همراهشان باشیم، مراقبشان باشیم و از آن‌ها حمایت کنیم تا به حیاتشان ادامه دهند. این بناها مکان – رویدادهای تاریخی شهر هستند و خاطرات آن را در طول تاریخ روایت می‌کنند. اگر یک شهر بخواهد هویت خود را حفظ کند، باید این مکان‌های خاطره‌انگیز را نیز حفظ کند. اینجا جایی است که خاطرات شهر شکل‌گرفته‌اند، یادآور حوادث و تاریخ آن است. مردم و نهادهای دولتی باید به هویت شهر توجه داشته باشند و از این بناها محافظت کنند.»

 مرمت و حفاظت از بناها و خانه‌های تاریخی یک شهر فقط یک پروژه فنی نیست؛ بلکه مراقبت از هویت شهری و حافظه جمعی است. در جریان این مراقبت باید مشارکت و اراده‌ای جمعی شکل بگیرد. شهر بدون این عناصر هویتی به‌مرور روح خود را از دست می‌دهد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت