پشت صحنه‌ یک برند تحسین‌شده در مد لندن

همه‌چیز روی دوش کارآموزان بود

کارآموزان سابق از فرهنگ کاری سمی، بدون دستمزد و ترس از پیگیری حقوقی می‌گویند





همه‌چیز روی دوش کارآموزان بود

۹ دی ۱۴۰۴، ۱۶:۴۳

در ظاهر «دیلارا فیندیک‌اوغلو» داستان موفقیت یک طراح نوآور در مد لندن است؛ اما پشت این تصویر، کارآموزانی ایستاده‌اند که می‌گویند ساعت‌های طولانی بدون دستمزد کار کرده‌اند، هزینه‌های تولید را از جیب خود پرداخته‌اند و در فضایی سمی و فرساینده دوام آورده‌اند. صورت‌های مالی شرکت تنها یک کارمند رسمی را نشان می‌دهد، اما شهادت‌ها حاکی از آن است که همه‌چیز بر دوش کارآموزان بوده است.

این برند توسط دیلارا فیندیک‌اوغلو، طراح مد ترکیه‌ای‑بریتانیایی، تأسیس شده است. فیندیک‌اوغلو در آثارش معمولاً موضوعات قدرت‌طلبی، آزادی زنانه، نقد اجتماعی و بیان هویت شخصی را بررسی می‌کند. با وجود اینکه هنوز یک برند نوپا در صحنه شلوغ مد لندن است، دیلارا فیندیک‌اوغلو جایگاه خود را تثبیت کرده است؛ ستارگان مشهور مانند «کیم کارداشیان» و «مارگو رابی» از طراحی‌های او بهره می‌برند و مجموعه‌های پرهیجان و متحول‌کننده او در هفته مد لندن با تحسین منتقدان مواجه می‌شود. اکنون به‌عنوان یک نوآور خلاق که «در خط مقدم موج جدید مد بریتانیایی» شناخته می‌شود، فیندیک‌اوغلو تصویری از موفقیت زودهنگام در صنعت را ارائه می‌دهد. اما همان‌طورکه اغلب پیش می‌آید، وقتی سطحی‌ترین لایه‌ها را کنار بزنید، اوضاع پیچیده‌تر است.

ادعاهایی که به فرهنگ کاری سمی این برند اشاره می‌کنند، چند سالی است در محافل صنعتی دست‌به‌دست می‌شود. این موضوع زمانی جدی‌تر شد که «لوییس پیسانو»، خبرنگار آمریکایی مستقر در پاریس، الگوی نقدها در سایت «گلس‌دور» را بررسی کرد؛ وب‌سایتی که در آن کارکنان کنونی و سابق به‌طور ناشناس شرکت‌ها را ارزیابی می‌کنند.

پیسانو نخستین‌ بار در سپتامبر ۲۰۲۳، هنگام گفت‌وگو با جمع همیشگی فعالان مد درباره‌ دوره‌های کارآموزی، موضوعی که به وسواسی دائمی برای دنبال‌کنندگان مشتاق ورود به این صنعت تبدیل شده، وارد دنیای عجیب و پیچیده سایت گلس‌دور شد. وقتی بحث به لندن رسید، به‌گفته پیسانو، یکی از حاضران در میان گفت‌وگو با لحنی که هم جدی و هم شوخی بود، گفت: «فقط اینکه آنها را پیش دیلارا نفرستید.» پیسانو در گفت‌و‌گویش با «فشنیستا» (Fashionista: رسانه‌ آنلاین تخصصی در حوزه‌ مد) ادامه می‌دهد: «پرسیدم قضیه چیست؟ و آنها گفتند برو نقدها در سایت گلس‌دور را ببین.» طبیعی است که پیسانو، که به‌گفته خودش همیشه کنجکاو است، از آن لحظه به‌بعد وارد ماجرا شد. او می‌گوید: «تعداد نقدها زیاد نیست، اما به‌اندازه کافی و با داستانی مشابه وجود دارد. اکثر آنها نقدهایی منفی هستند.»


واقعیت کارآموزی در آنجا چیز دیگری بود

نقدها شامل داستان‌هایی از اضافه‌کاری بدون دستمزد، پرداخت هزینه خیاطان توسط کارآموزان و تجربیات سوءاستفاده کلامی است. وقتی از استودیو دیلارا فندیکوگلو خواسته شد تا به این ادعاها پاسخ دهد، این استودیو گفت «ترجیح می‌دهد در این مورد اظهارنظر نکند».

حدود یک ماه پس از افشای پیسانو در شبکه‌های اجتماعی، طراحی به‌نام «کارینا باند» ویدئویی در تیک‌تاک منتشر کرد که تجربه خود را از شش سال پیش در استودیویی بدون نام در لندن توضیح می‌داد؛ جایی که روی کاغذ موفق به‌ نظر می‌رسید، اما واقعیت کارآموزی آن اصلاً جذاب نبود. در این ویدئو، باند فاش کرد که او ساعت‌های طولانی کار می‌کرد، بدون وقت ناهار و مانند بسیاری از استودیوهای لندن، بدون دستمزد. اگرچه باند، که اکنون برند خود را اداره می‌کند، تصمیم گرفته است اظهارنظر بیشتری نکند، اما تأیید کرده که ویدئوی تیک‌تاک مربوط به تجربه او در دیلارا فیندیک‌اوغلو است.

برخی افراد مطلع در لندن حتی ادعا کرده‌اند دانشجویان دانشکده‌ هنر و طراحی «سنت مارتینز» دیگر اجازه کارآموزی برای این برند را ندارند. ادعایی که نماینده روابط‌عمومی این دانشکده آن را رد و تأکید می‌کند دانشگاه «به بازخورد دانشجویان گوش می‌دهد و با کارفرمایان همکاری می‌کند تا فرهنگ کاری مثبت تضمین شود.»

«هر چیزی که می‌خوانید درست است» این را «اندی» که تجربه کار برای فیندیک‌اوغلو را داشته، می‌گوید. او سال گذشته چند ماه تمام‌وقت در این استودیو کار و قرارداد عدم افشا امضا کرده است؛ هرچند ادعا می‌کند هرگز نسخه‌ای از آن را دریافت نکرده است. این کارمند سابق، رابطه خود با فیندیک‌اوغلو را دوستانه توصیف می‌کند و لحظات خوبی را که داشته، انکار نمی‌کند. هرچند اندی مستقیماً با چیزی که بتوان آن را فضایی سمی نامید، روبه‌رو نشده، اما مشاهدات او چندان شبیه آن شروع امیدوارکننده‌ای نیست که معمولاً برای نخستین قدم‌ها در دنیای مد انتظار می‌رود.

«هیچ‌چیز پوشش داده نمی‌شد؛ نه رفت‌وآمد، نه یک ساندویچ، نه حتی یک اوبر، بعد از یک روز ۱۶ساعته.» این را اندی می‌گوید. کمبود حمایت بسیار فراتر از نیازهای اولیه بود. اندی به یاد می‌آورد که برای کارآموزان معمول بود پارچه، دکمه و سایر ملزومات را با پول خود بخرند. «یکی از کارت‌های فیندیک‌اوغلو به ما داده می‌شد، اما هیچ‌وقت کار نمی‌کرد. هیچ پولی در آن نبود.»


وقتی از دستمزد سؤال می‌کردیم، از ما عصبانی می‌شد

«لیلی»، که در روزهای اولیه استودیو به‌عنوان کارآموز و بعد کارمند تازه‌کار کار می‌کرد، همان الگو را به یاد می‌آورد. او می‌گوید: «ما مجبور بودیم برای خریدها از کارت‌های شخصی خود استفاده کنیم.» او اشاره می‌کند در آن زمان هنوز دانشجو بود و پس‌اندازی نداشت. «وضعیتی پیش می‌آمد که کارتم منفی هزار یا دو هزار پوند می‌شد. نمی‌توانستم اجاره بپردازم، نمی‌توانستم غذا بخورم و وقتی برای دریافت دستمزد سؤال می‌کردیم، فیندیک‌اوغلو از دست ما عصبانی می‌شد.»

سال‌ها بعد، اندی می‌گوید کارآموزان و کارکنان به‌طور مخفیانه قانونی را وضع کردند؛ «هرگز از کارت اعتباری شخصی استفاده نکنید». او اضافه می‌کند آنچه پس از آن اتفاق افتاد، به‌نوعی به یک آیین تبدیل شد. کارت‌های شرکت کار نمی‌کردند؛ کارآموزان، شکست‌خورده، دست خالی باز می‌گشتند و تولید متوقف می‌شد. بااین‌حال، او ادعا می‌کند وقتی کسی برای خرید چیزهای کوچک مانند چای، لوازم آرایش و گل فرستاده می‌شد، کارت به‌طرز معجزه‌آسایی کار می‌کرد. کار استودیو اغلب به تأخیر می‌افتاد و معمولاً باید تا دیروقت کار می‌کردند. به‌گفته اندی، ساعت‌کاری تا ۸ شب، نیمه‌شب و گاهی حتی ساعت ۲ صبح ادامه می‌یافت.

«هری»، که در سال ۲۰۲۳ در استودیو فیندیک‌اوغلو کارآموزی و قرارداد عدم افشا امضا کرده، ساعات طولانی کار را به یاد می‌آورد. او می‌گوید: «روزهای کاری معمولاً حدود ساعت ۸ شب به پایان می‌رسید و گاهی تا ساعت ۱۱ شب ادامه داشت.» گرچه او خاطرات خود از تجربه‌اش را عمدتاً مثبت می‌داند؛ مانند لحظاتی از جشن پایان عکاسی‌ها، آماده کردن لباس برای سلبریتی‌ها و حرف‌های انگیزشی که آنها را به پژوهش در مورد کالکشن جدید وادار می‌کرد؛ اما فضای محیط را هم‌زمان سرد و سمی توصیف می‌کند. هری اعتراف می‌کند: «من شاهد برخی درگیری‌های کلامی بین دیلارا و دیگر اعضای کارکنان بودم که می‌توانست استرس‌زا باشد. اگرچه من مستقیماً هدف قرار نگرفته بودم، اما فیندیک‌اوغلو گاهی بسیار سختگیر بود.»

لحظات پرتنش برای اندی تقریباً عادی شده بود، اما یک مورد خاص هنوز او را ناراحت می‌کند: «وقتی موعد تحویل یک قطعه سفارشی می‌رسید، چون هیچ پولی وجود نداشت که وسایل مورد نیاز به‌موقع خریداری شوند؛ کارآموزان با تاکسی فرستاده می‌شدند و مجبور بودند در راه بدوزند تا لباس را به‌موقع تحویل دهند. چگونه می‌توان انتظار داشت با فشار برای به‌موقع تمام کردن کار، کمبود تجهیزات مناسب و نبود نور، این کار را به‌صورت حرفه‌ای انجام داد؟»

لیلی نیز رفتارهایی را ‌در استودیو به یاد می‌آورد که حرفه‌ای نبود. او می‌گوید: «یک‌بار برای پرو قبل از اتمام مجموعه، وارد استودیو شدیم. ساعت ۹:۳۰ صبح رسیدیم و بدون خوردن غذا یا حتی رفتن به دستشویی، تا ساعت ۶:۳۰ عصر کار کردیم.» او مکث می‌کند: «ضعف کرده بودم و داشتم روی مدل غش می‌کردم. نمی‌توانستم تمرکز کنم. ما دیگر نمی‌توانستیم تمرکز کنیم؛ چون خیلی گرسنه بودیم و فیندیک‌اوغلو فقط به ما می‌گفت: «بعد از تمام کردن کار، غذا بخور، می‌بینی هنوز انجام نشده، اول آن را تمام کن.» در‌حالی‌که خودش پیتزا سفارش داده بود.» لیلی و همکارانش در آن وضعیت ادامه دادند؛ زیرا گزینه‌ توقف وجود نداشت. وقتی پرو تمام شد و فیندیک‌اوغلو رفت، آنها چنان گرسنه بودند که تکه‌های باقیمانده پیتزای او را خوردند. او می‌گوید: «وضع اینقدر بد بود.»

با داشتن موقعیتی تمام‌وقت که او را شش روز در هفته در استودیو نگه می‌داشت، در سیستمی که آن را «۹ تا ۹» توصیف می‌کند، لیلی با حجم زیادی از مسئولیت‌ها روبه‌رو شده بود. او می‌گوید: «من الگو برش می‌زدم، لباس می‌چیدم، طراحی می‌کردم و همه‌چیز را انجام می‌دادم. ما مجبور بودیم لباس‌هایش را از خشکشویی‌ بگیریم، تاکسی‌هایش را رزرو کنیم، قرارهای ملاقاتش را هماهنگ کنیم. همه‌چیز را باید مدیریت می‌کردیم: تولید، ایمیل‌ها، روابط‌عمومی، آرایش، رزرو و هماهنگی با خیاط.» همه اینها در حالی بود که همیشه یک چشم روی تلفن داشت تا موقع درخواست رئیسش آماده باشد. 

لیلی یادآور می‌شود: «یک روز مجبور شدم تاکسی را عوض کنم چون بوی بدی می‌داد.» به‌گفته او، حتی فیندیک‌اوغلو به‌دلیل نقض قوانین جامعه اوبر، از استفاده آن محروم شده بود و کارآموزان مجبور بودند حمل‌ونقل او را به‌طور کامل مدیریت کنند. لیلی خشک و کوتاه می‌خندد: «این زن روزانه ۲۵ اوبر می‌گیرد.»

لیلی دو سال بعد کاملاً خسته و فرسوده استودیو را ترک کرد. او یادآوری می‌کند: «هر صبح قبل از رفتن به استودیو بالا می‌آوردم»، صدایش لرزان است و خاطره هنوز او را اذیت می‌کند.


کل برند براساس حضور کارآموزان ساخته شده است

در طول سال‌ها، کارآموزان زیادی از درهای استودیو عبور کرده‌اند. اندی، که در چندین استودیوی مد در لندن کار کرده است، از تعداد زیاد کارآموزان در استودیو فیندیک‌اوغلو شگفت‌زده است: «کل برند براساس حضور کارآموزان ساخته شده. بدون این نیروی انسانی فوق‌العاده، نه برندی وجود داشت و نه شهرتی که الان فیندیک‌اوغلو دارد.»

«اسپنسر»، که سال گذشته در استودیو کارآموزی کرده بود، این ادعاها را تأیید می‌کند: «کارآموزان زیادی بودند و کار زیادی برای انجام وجود داشت.» او روزهای طولانی و پرمشغله‌ای را در فضایی که آن را تنش‌آلود توصیف می‌کند، گذرانده است. به‌گفته او، هیچ کارمندی برای تقسیم کار وجود نداشت، تنها یک مدیر استودیو بود که «مثل کارآموزان با او رفتار می‌شد.» بااین‌حال، او و دیگر کارآموزان گاهی احساس می‌کردند نقششان حیاتی است. او توضیح می‌دهد: «ما احساس ارزشمندی می‌کردیم؛ چون مجموعه بدون ما به‌طور واضح وجود نداشت، اما هیچ اقدام ملموسی برای قدردانی از ما انجام نمی‌شد.»

بعد از کار در دیگر استودیوهای لندن، اسپنسر فرهنگ کاری فیندیک‌اوغلو را یک مورد منفرد نمی‌بیند، بلکه بخشی از الگوی گسترده‌تر صنعت مد بریتانیا می‌داند؛ جایی که «کارآموزان اغلب بدون قرارداد، بدون دستمزد و تنها تا زمانی که لازم هستند، مورد استفاده قرار می‌گیرند.» برای مثال، یک منبع مستقر در لندن، برنامه کاری سختی را در زمان کار برای طراح «اشلی ویلیامز» توصیف می‌کند: «انتظار می‌رفت از ساعت ۹ صبح تا ۹ شب، شش روز در هفته، گاهی هفت روز، بدون دستمزد و تنها با یک استراحت ناهار کار کنیم.» این سطح انتظار از کارآموزان متأسفانه در صنعت مد بسیار رایج است، به‌ویژه در شرکت‌های کوچک و کم‌منبع. اما آیا این قانونی است؟


آنها بار استودیو را به دوش می‌کشند

طبق قانون بریتانیا، کارآموزان تنها درصورتی مستحق حداقل دستمزد ملی هستند که به‌عنوان «کارگر» شناخته شوند. کارآموزی‌های دانشجویی (مرتبط با دوره آموزش عالی یا مورد نیاز مدرسه) و موقعیت‌های داوطلبانه در حوزه‌ای مبهم و قانونی بدون دستمزد قرار دارند؛ اگرچه گاهی ممکن است برای مزایای جزئی مانند کمک هزینه رفت‌وآمد یا ناهار واجد شرایط شوند.

گزارشی در سال ۲۰۱۸ توسط شورای مد بریتانیا، همان نهادی که اخیراً جایزه Vanguard را به فیندیک‌اوغلو اعطا کرد، به برخی از مسائل سیستمی در حوزه کارآموزی بریتانیا پرداخته است. این گزارش به‌طور رسمی مشاوره حقوقی ارائه نمی‌داد، اما با کمک و نظر مشاوران حقوقی نگارش شده بود. در یکی از بخش‌ها آمده است: «هر جایی که سازمانی نیاز به کارآموز (چه دانشجو و چه غیردانشجو) به عنوان بخشی از نیازهای اساسی کاری خود داشته باشد و تمرکز بر بهره‌وری باشد تا توسعه فردی، کارآموز باید دستمزد دریافت کند.»

اگرچه شورای مد بریتانیا «ضوابط رفتار حرفه‌ای» در وب‌سایت خود دارد، اما هیچ کانال رسمی برای گزارش تخلفات اعضا ارائه نمی‌دهد. این موضوع، کارآموزان استثمارشده را با دو گزینه روبه‌رو می‌کند: یا به قانون بریتانیا متکی شوند، که بیشتر ابهام دارد تا حمایت‌های روشن، یا به سازمان‌های حقوق کار مراجعه کنند، که هنوز جایگاه چندانی در روایت اصلی صنعت مد ندارند.

در استودیو فیندیک‌اوغلو ممکن است کارآموزان تحت عنوان کارآموزی دانشجویی استخدام شده باشند، اما همان‌طورکه شهادت‌های اندی، لیلی، هری و اسپنسر نشان می‌دهد، به‌نظر نمی‌رسد آنها صرفاً در حال یادگیری اصول اولیه بوده‌اند؛ بلکه آنها عملاً بار استودیو را به دوش می‌کشیدند.


ادعای فمینیستی دارد، درحالی که دروغ است

به‌گفته کارکنان، مشکلات استودیو فیندیک‌اوغلو فراتر از اتکای مداوم و به‌عبارتی، بهره‌کشی‌ از نیروی کار بدون دستمزد بود. اندی، هری و لیلی همگی از مسائل دیگر پشت پرده، که به همان اندازه نگران‌کننده است، صحبت می‌کنند.

اندی بازگو می‌کند: «گفته می‌شد در استودیو تنها می‌توانند به انگلیسی صحبت کنند، اما بعد پشت سر هم به زبان خود، یعنی ترکی، صحبت می‌کردند.» هری نیز شاهد رفتارهای تبعیض‌آمیز مبتنی‌بر زبان بود. لیلی این تجربه را نداشت، اما می‌گوید او بارها انتقادهای فیندیک‌اوغلو از زنان را مشاهده کرده است. لیلی ادعا می‌کند: «آنچه مرا ناراحت می‌کند این است که او وانمود می‌کند بزرگ‌ترین فمینیست روی زمین است و این کاملاً دروغ است.» او مدل‌های خود را نقد می‌کند. به یاد دارم در برنامه‌ای در گوشی‌اش صورت یک مدل را تغییر می‌داد و می‌گفت: اگر بینی کوچکتری داشت، چه می‌شد؟»

اندی می‌گوید این نوع از اظهارنظرهای تحقیرآمیز از سوی فیندیک‌اوغلو ادامه داشت و حتی به اظهارات تبعیض‌آمیز می‌رسید: «او زیاد از کلمه ghetto استفاده می‌کرد.» ghetto بار انتقادی یا تحقیرآمیز دارد و معمولاً برای توصیف چیزی ناقص، ابتدایی یا سطح پایین به کار می‌رود. اندی به توییت پیسانو اشاره می‌کند که در آن، ادعای یک کارمند سابق دیگر مبنی‌بر اینکه مدل‌های سیاه خیلی ghetto تلقی می‌شدند، ذکر شده بود.
به‌گفته اندی، این موضوع به همین جا ختم نمی‌شد. اندی ادعا می‌کند: «تیم انتخاب مدل، دائم برای تنوع در انتخاب مدل‌ها تلاش می‌کردند، اما فیندیک‌اوغلو همیشه می‌گفت: «لباس‌های من برای این افراد ساخته نشده‌اند، چون شفاف است، روی پوست تیره جواب نمی‌دهد» یا «دیگر مدل‌های سایز بزرگ نمی‌خواهم چون ظریف به نظر نمی‌آیند». اندی ادامه می‌دهد: «او دوست داشت فقط از دختران سفید، با موی قرمز، تقریباً ویکتوریایی، استفاده کند. می‌توانی این را در همه‌چیزهایی که پست می‌کند، ببینید. به همین دلیل است که اگر به نمایش‌ها نگاه کنید، معمولاً بین آن‌همه مدل، فقط یک دختر سیاه وجود دارد.»


مد هنوز بر این باور عمل می‌کند که تنها افراد قوی زنده می‌مانند

فیندیک‌اوغلو هیچ مدل میانه‌سایز یا سایز بزرگ نداشت. این کمبود تنوع قابل‌مشاهده، همراه با روایت‌های متعدد کارآموزان و کارکنان سابق استودیو فیندیک‌اوغلو، شروع به فرسایش ظاهر سازمان‌یافته صنعت مد می‌کند و چیزهای نگران‌کننده‌ای را که زیر آن پنهان است، آشکار می‌سازد. به‌گفته پیسانو، مد هنوز بر این باور عمل می‌کند که تنها افراد قوی زنده می‌مانند. «مثل داروینیسم است»، او تأسف می‌خورد. این مقایسه ممکن است ابتدا اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما پس از شنیدن این داستان‌ها، کاملاً منطقی به نظر می‌رسد.

هیچ‌یک از منابعی که فشنیستا با آنها صحبت کرده، اقدام قانونی علیه استودیو فیندیک‌اوغلو نکرده‌اند؛ عمدتاً به‌دلیل محدودیت‌های قراردادهای عدم افشا، اما دلیل مهم‌تر، به‌گفته خودشان، ترس بود. برخی ادعا می‌کنند برای دریافت پولی که به آنها تعلق داشت، شدیداً مبارزه کردند، اما درنهایت احساس کردند به چالش کشیدن فیندیک‌اوغلو در دادگاه، با نفوذ مالی و اجتماعی او، مانند نبردی ازپیش‌باخته است.

اکنون اندی، لیلی، هری، اسپنسر و بسیاری دیگر به راه خود ادامه می‌دهند. بعضی خارج از صنعت مد. این درحالی‌ست که دیگران هنوز به همان سیستمی که آنها را ناکام گذاشته، امیدوارند. آنان همچنان به‌واسطه توافقنامه‌های عدم افشا، تجربه‌های کاری سخت و دستمزدهای معوق به یکدیگر پیوند خورده‌اند. |منبع: فشنیستا

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بحران پشت ویترین‌های شیک

بحران پشت ویترین‌های شیک