یلدا؛ شبِ مشترکِ نور، افقِ مشترکِ گفت‌وگو





یلدا؛ شبِ مشترکِ نور، افقِ مشترکِ گفت‌وگو

۲۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۴۲

یلدا نه‌فقط بلندترین شب سال که بلندترین روایت صبر در حافظه انسان است؛ شبی که تاریکی را می‌شناسد، اما به روشنایی ایمان دارد. در سنت‌های ایران و افغانستان یلدا آیین ایستادن است؛ ایستادن در برابر شب، بی‌آنکه چراغ معنا خاموش شود. آیینی که می‌آموزد پایداری، پیش‌درآمد روشنایی است و انتظار، کنشی آگاهانه.

یلدا میراثی است زنده و مشترک؛ مشترک نه از سر شباهت ظاهری، بلکه از عمق حافظه فرهنگی مردمانی که قرن‌ها با شعر، روایت، خوراک و هم‌نشینی، تاریکی را به زبان معنا ترجمه کرده‌اند.

در منطق پرونده ثبت جهانی، یلدا نه «جشن»، بلکه کنش اجتماعی بین‌نسلی است؛ آیینی که در آن دانش زیستن از زبان کهن به گوش نو می‌رسد و خانواده به نخستین و پایدارترین نهاد پاسداری از فرهنگ بدل می‌شود.

این آیین، نه در آیین‌های رسمی، بلکه در جمع‌های صمیمی خانگی تداوم پیدا می‌کند؛ جایی که روایت‌ها منتقل می‌شوند، پیوندها بازسازی می‌شوند و معنا بی‌واسطه زیسته می‌شود. 

اهمیت ثبت جهانی آیین یلدا در آن است که این فرایند، فراتر از به‌ رسمیت‌ شناختن یک آیین کهن، به تقویت پاسداری آگاهانه از یک میراث زنده می‌انجامد که کارکردهای اجتماعی، فرهنگی و انسانی آن همچنان در زندگی روزمره جوامع حامل جاری است. ثبت جهانی یلدا، توجه سیاستگذاران و نهادهای فرهنگی را به نقش این آیین در تقویت همبستگی خانوادگی، گفت‌وگوی بین‌نسلی، بازتولید امید جمعی و ارتقای احترام به تنوع فرهنگی جلب می‌کند و زمینه‌ای فراهم می‌سازد تا این میراث نه به‌عنوان عنصری ایستا، بلکه به‌مثابه کنشی پویا و معاصر پاسداری شود.

در همین چارچوب، ثبت جهانی یلدا به‌عنوان میراث فرهنگی ناملموس مشترک، امکان تبادل تجربه‌ها، توسعه همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و شکل‌گیری رویکردهای مشارکتی را تقویت می‌کند؛ رویکردهایی که میراث‌فرهنگی ناملموس را به ابزاری مؤثر برای صلح، تفاهم متقابل و توسعه انسانی پایدار بدل می‌سازند.

در افقی گسترده‌تر، تمایل کشورهای دیگری چون تاجیکستان و ارمنستان برای پیوستن به پرونده یلدای ایرانی، نشانه‌ای معنادار از پویایی و فراگیری این آیین است و نشان می‌دهد یلدا ظرفیتی فراتر از یک جغرافیا دارد و می‌تواند به بستری مؤثر برای همگرایی فرهنگی منطقه‌ای بدل شود.

این تمایل، چراغی روشن در مسیر دیپلماسی فرهنگی است؛ دیپلماسی‌ای که نه از مسیر گفت‌وگوهای رسمی، بلکه از دل آیین‌های مشترک، حافظه‌های هم‌ریشه و روایت‌های انسانی شکل می‌گیرد. 

در چارچوب کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو برای پاسداری از میراث‌فرهنگی ناملموس، ثبت جهانی آیین یلدا به‌عنوان عنصری مشترک، نمونه‌ای روشن از ظرفیت میراث زنده برای تقویت گفت‌وگوی بین‌فرهنگی و همگرایی منطقه‌ای است. تمایل اعلام‌شده برخی کشورهای هم‌ریشه برای پیوستن به این پرونده، بیانگر قابلیت این عنصر برای گسترش همکاری‌های چندملیتی برپایه مشارکت جوامع حامل، احترام متقابل و انتقال بین‌نسلی دانش‌ها و آیین‌هاست؛ فرایندی که می‌تواند به ایجاد شبکه‌های پایدار همکاری، تقویت دیپلماسی فرهنگی و ارتقای صلح و تفاهم میان ملت‌ها بینجامد.

یلدا در این خوانش، نه صرفاً شب بلند، که افق روشن گفت‌وگوست؛ میراثی که به ما یادآور می‌شود فرهنگ، پیش از سیاست، و معنا، پیش از مرز، زبان پیوند انسان‌ها بوده است. 

یلدا، شب مشترک نور است و میراثی که در دل تاریکی، راه آینده را روشن می‌کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن