«پیام ما» معمای هویت رومیان در نقش‌برجسته ساسانی را بررسی می‌کند

والرین یا فیلیپ عرب؟





والرین یا فیلیپ عرب؟

۲۳ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۴۱

|پیام ما| از دوران ساسانیان بیش از ۳۰ نقش‌برجسته به‌جا مانده است. این نقوش، از معتبرترین اسناد باستان‌شناسی دوره ساسانی به‌ شمار می‌روند و رویدادهای مهم آن عصر را ثبت کرده‌اند. «والتر هینتس»، مورخ و باستان‌شناس آلمانی، معتقد است: «موضوع نگاره‌های ساسانی هرگز گزارشی از یک حقیقت نیست، بلکه نمایشی است سمبلیک از حقیقت.»

به‌طور کلی، هنرمندان دنیای باستان با بیانی ویژه، وقایع تاریخی را با تکیه بر استعاره، کنایه و ظرافت‌های هنری در کتیبه‌ها و نقوش برجسته روایت می‌کردند. انتخاب مکان‌های مقدس، کوه‌ها و صخره‌های بلند -که به باور آنان جایگاه خدایان و محل گفت‌وگوی زرتشت با آنان بود- از هوشمندی خاصی حکایت دارد؛ این مکان‌ها معمولاً مسیر عبور کاروان‌های تجاری و بازرگانان بودند. بنابراین، ثبت نقوش پیروزی و فتوحات بر این صخره‌ها، تریبونی برای نمایش اقتدار و پیام قدرت پادشاه بود. کتیبه‌هایی که در کنار یا نزدیکی برخی سنگ‌نگاره‌های ساسانی وجود دارد و همچنین، پوشش و تاج‌های منحصربه‌فرد شاهان ساسانی در تشخیص هویت افراد حاضر در این نقوش به باستان‌شناسان کمک کرده‌اند. بااین‌حال، درباره هویت برخی از افراد، میان مورخان و باستان‌شناسان و مستشرقان اختلاف‌نظر وجود دارد. پربحث‌ترن نقش‌برجسته در این میان، نقش‌برجسته پیروزی شاپور بر والرین در نقش‌رستم است.

شاپور یکم ساسانی پیروزی‌های خود بر رومیان را در پنج نقش‌برجسته (یکی در داراب؛ یکی در نقش‌رستم؛ سه نقش‌برجسته در بیشاپور) ثبت کرده است. در این نقوش برجسته تصویر سه امپراتور مغلوب یعنی گوردیان سوم، فیلیپ عرب و والرین به چشم می‌خورد. تصویر «گوردیانوس سوم» زیر سم اسب شاپور ثبت شده و به‌احتمال زیاد در جریان نبرد با سپاهیان شاپور کشته شده است. «فیلیپ عرب» امپراتور بعد از گوردیانوس است که بلافاصله بعد از روی کار آمدن از ادامه نبرد با ساسانیان خودداری کرد و با پرداخت غرامت راه صلح با شاپور را در پیش گرفت. شخص سوم «والرینوس» امپراتوری است که به اسارت شاپور درآمد و شاپور به این موضوع در کتیبه‌ای که در نقش‌رستم قرار دارد، اشاره کرده است. اسارت امپراتور روم را بزرگترین پیروزی در تاریخ ساسانیان می‌دانند.

در میان این پنج اثر «نقش‌برجسته نقش‌رستم۶» از نظر تاریخی و فنی، یکی از مهم‌ترین آثار این دوره است. شاپور در این نقش‌برجسته با لباسی فاخر و تاجی کنگره‌دار سوار بر اسب خود است. دست چپ را بر قبضه شمشیر گذاشته و با دست راست، دست مردی را که روبه‌روی او ایستاده، بالا برده است. مرد دیگری پیش پای اسب شاپور زانو بر زمین زده است. ابهامات بسیاری درباره هویت این دو فرد رومی وجود دارد.

گیرشمن در کتاب «ایران؛ هنر پارت و ساسانی» درباره این سنگ‌نگاره نوشته: «سنگ‌نگاره‌ای که در نقش‌رستم حجاری شده، نقش شاهنشاه ایران را سوار بر اسب نشان می‌دهد. در برابر او کسی زانو زده و فرد دیگری نیز دستش در دست شاهنشاه است. آن‌که به زانو درآمده، فیلیپ عرب و آن‌که ایستاده، والرین است. شگفت آنکه چرا در این سنگ‌نگاره از گوردیانوس خبری نیست.»

«غلامرضا دادبه»، ایران‌شناس، در مقاله‌ای به تحلیل این نقش پرداخته و معتقد است: «در این سنگ‌نگاره، والرین در پیشگاه شاپور به رسم رومی‌ها کرنش کرده است. شخصی که در برابر شاهنشاه ایران زانو زده، برخلاف باور گیرشمن، فیلیپ عرب نیست. این مرد، سالخورده و دارای جامه و شنل پادشاهی است. شمشیر خود را نیز بر کمر دارد و زانوی چپ او به زمین نرسیده است. کسی که در کنار او ایستاده و شاپور دست او را گرفته، مردی جوان است در جامه‌ای غیر از جامه پادشاهی و با کلاهی غیر از کلاه رومی. چون می‌دانیم والرین هنگام اسارت نزد شاپور، مردی سالخورده بوده است، بنابراین آن جوانی که دستش در دست شاپور است و گیرشمن او را والرین دانسته، نمی‌تواند والرین باشد.»

«روبرت گوبل»، سکه‌شناس اتریشی که در مورد نقوش دوره ساسانی پژوهش کرده، با مقایسه سنگ‌نوشته کعبه زرتشت و تصاویر نقش‌برجسته‌های شاپور اول، به این نتیجه رسیده که آنچه در سنگ‌نوشته آمده، با تصاویر نقش‌ها مطابقت دارد. به‌باور او، تصویرگری در این نقش‌ها برپایه حالات گوناگون و نمادین استوار است و همین امر به شناسایی قیصران روم کمک می‌کند: «پیکر بر زمین‌افتاده، گوردیانوس سوم است؛ پیکر زانو‌زده، فیلیپ عرب است و فردی که دستش در دست شاپور است، والریانوس است.»

در دانشنامه ایرانیکا در مدخل نقش‌برجسته‌های ساسانی، درباره نظرات متعدد درباره این نقش‌برجسته آمده است: ««سِر ویلیام اوزلی»، شرق‌شناس بریتانیایی، معتقد بود چهره زانو‌زده، امپراتور والرین است؛ همان کسی که شاپور او را در جنگ اسیر و زندانی کرد. پژوهشگران بعدی اما، رومی ایستاده را فیلیپ عرب دانستند که به شاپور باج پرداخت و رومی مرده را گوردیان سوم که در نبرد کشته شد. این تفسیر هنوز هم از سوی بسیاری از پژوهشگران پذیرفته شده است. اما «بی. سی. مک‌درموت» شباهت میان گزارش کتبی شاپور در کتیبه معروف کعبه زرتشت و چهره‌های رومی بر نقش‌برجسته‌های بیشاپور را بررسی کرد. در بندهای ۶ تا ۸ آن کتیبه، شاپور شرح می‌دهد که چگونه گوردیان سپاهی از رومیان گرد آورد، به ایران آمد و کشته شد. فیلیپ عرب جانشین او شد و پانصد هزار دینار باج پرداخت. در بند ۲۲ به نبرد شاپور با والرین در حرّان و ادسا اشاره می‌شود؛ جایی که او والرین را با دستان خود اسیر کرد. بر این مبنا پیکر بر زمین‌افتاده، گوردیان سوم است؛ چهره زانو‌زده، نه والرین، بلکه فیلیپ عرب است که در سال ۲۴۴ میلادی درخواست صلح کرد؛ و رومی ایستاده که دستش در دست شاه است همان والرین اسیر در سال ۲۶۰ میلادی است.» اختلاف‌نظرها درباره هویت رومیان حاضر در این نقوش برجسته تا امروز ادامه دارد. به‌نظر می‌رسد این اختلاف‌نظر تا پیدا شدن شواهد جدید درباره این اثر همچنان وجود داشته باشد.  

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *