بومگردی یا هتل بی‌ستاره؟





بومگردی یا هتل بی‌ستاره؟

۱۶ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۵۲

چالش تدوین ضوابط و ماندگاری اقامتگاه‌های بومگردی برای من و احتمالاً سازمانی که در آن با رؤیای ساختن فردایی شایسته این مرز و بوم زندگی و کار می‌کنم، بازمی‌گردد به یکی از سفرهایم طی واپسین سال‌های دهه ۱۳۸۰؛ به کویر مرکزی و روستای فرحزاد (در شهرستان خور و بیابانک) که آن زمان با گسترش خلاقانه ایده‌های مازیار آل‌داوود توسط عزیزانی همچون زنده‌یاد سیدهاشم طباطبایی و…، عملاً به یکی از کانون‌های توسعه خلاقانه انگاره (پارادایم) بومگردی در کشور عزیزمان تبدیل شده بود.

هنوز طنین صدای سیدهاشم در گوشم است که می‌گفت: «بیایید کاری کنیم تا روزی نرسد که با کشیدن کاه‌گل و گچ بر روی دیوارهای آغل‌های گوسفندان در قالب اقامتگاه‌های بومگردی، شاهد نابودی مفهوم باارزش بومگردی باشیم.» سیدهاشم استاد بزرگ میهمان‌نوازی بود و بسیار خلاق و یادگیرنده.

در آن زمان جمعی همدل میان دو بخش خصوصی و دولتی، ضابطه‌ای تا حد امکان خلاقانه و جامع را برای اقامتگاه‌های بومگردی تدوین کردند. این ضابطه در سال ۱۳۹۳ رسماً از سوی نهاد متولی توسعه ماندگار گردشگری، ابلاغ و اجرای آن به کارشناسان طبیعت‌گردی نخبه و دغدغه‌مند سپرده شد که برای انجام این کار، به‌شکلی میدانی آموزش دیده بودند.

با گذشت زمان و تغییرات در بدنه مدیریتی معاونت گردشگری وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی که آن زمان هنوز در قالب یک سازمان فعالیت می‌کرد، رویکردها نیز تغییر کردند؛ تا رسیدیم به این روزها. به‌خوبی به یاد دارم که دستورالعمل آموزش کارکنان و مدیران اقامتگاه‌های بومگردی در واپسین روزهای حضورم در معاونت گردشگری توسط همکارانی فرهیخته تهیه شده بود. امیدوار بودم با حضور تیمی جوان‌تر و خلاق‌تر، موضوعات مرتبط با اقامتگاه‌های بومگردی، به‌ویژه دو موضوع پراهمیت آموزش و کیفی‌سازی (و نه استانداردسازی که رویکردی اشتباه در صنایع خلاق و از جمله بومگردی به‌عنوان یکی از بخش‌های پراهمیت گردشگری خلاق است)، با جدیت و پویایی بیش‌ازپیش دنبال شوند.

اما امروز، به‌نظرم تا حد زیادی شاهد انجام کابوس سیدهاشم دانا و محترم هستیم. با احترام به تمامی بومگردی‌های خلاقی که هرگز بر سر کیفیت و اصالت کوتاه نمی‌آیند، در عمل شاهد رشد هتل‌های بی‌ستاره‌ای در میان اقامتگاه‌های بومگردی هستیم که برای کسب درآمد، تن به هر کاری می‌دهند. شخصاً طی روزهای گذشته تجربه تلخ اقامت در یکی از همین به اصطلاح بومگردی‌ها را داشتم که در آن صدای وحشتناک بلند موسیقی و هالووین تا ساعت ۳ بامداد در قلب یکی از مناطق حفاظت‌شده کشور عزیزمان، خواب را از خانواده‌ام و احتمالاً تمامی زیستمندان محیط پیرامون آن را ربوده بود. شواهد زیادی گویای آن است که این الگو، در بسیاری از به‌اصطلاح اقامتگاه‌های بومگردی جاری است؛ الگوی اشتباهی که حتی در کشورهایی که خواستگاه مراسمی همچون هالووین و… هستند، در قلب یک منطقه حفاظت‌شده و یا محیط‌های حساس روستایی، پذیرفتنی نیست.

به‌نظرم درصورت ادامه یافتن روند کنونی، شاهد نابودی تلخ انگاره خلاق بومگردی در ایران عزیزمان خواهیم بود. متأسفانه دیگر نمی‌توان با اطمینان و در سطحی فراگیر از آرامش و امنیت خانواده‌ها و پایبندی اقامتگاه‌های بومگردی به آرمان‌ها و ارزش‌های توسعه ماندگار سخن گفت.

این شرایط باید تغییر کند. به دلایلی که از حوصله این یادداشت خارج است، بر این باورم که برای تغییر نباید بر روی دستگاه دولتی متولی توسعه گردشگری کشورمان حساب کرد، اما خوشبختانه هنوز بومگردی‌ها تشکل حرفه‌ای خوبی دارند. بنابراین، امیدوارم جامعه انجمن‌های حرفه‌ای اقامتگاه‌های بومگردی با درک شرایط حساس این زمان، ضمن تأکید بر کیفی‌سازی خانه‌های بومگردی، دست‌کم با ایجاد برندی ممتاز و خلاق به‌شکلی واقعی برای ماندگاری انگاره بومگردی در ایران عزیزمان تلاش کند. وگر نه، به‌زودی شاهد ماندگاری تعداد زیادی هتل‌های بی‌ستاره در میان اقامتگاه‌های بومگردی خواهیم بود که برای کسب درآمد، تن به هر کاری می‌دهند.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *