در باب بی‌نفسی جازموریان

لطفاً گواهی فوتش را امضا کنید….!





لطفاً گواهی فوتش را امضا کنید….!

۱۳ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۰۴

واقعیت دردناک و غیر‌قابل‌انکار این است که سال‌هاست تالاب جازموریان مرده است. مرگ محیط‌زیست گاهی در سکوت و بی‌خبری رخ می‌دهد و هیچ‌کس مرگش را اعلان نمی‌کند؛ نه مراسمی برگزار می‌شود، نه کسی بر پیکر خشک خاک آلودش لیکو و مویه‌ای  سوزناک می‌سراید و می‌خواند. جازموریان، آن آینه نیلگون زمین، حالا به بیابانی بی‌جان بدل شده و باد تنها سوگوار جاودانه‌ این پهن‌دشت بی‌کران بی‌آب است.

اما نتایج این مرگ خاموش در این سال‌ها و این روزها در زندگی مردم و اکوسیستم منطقه ملموس‌تر است. 

گردوغبار، از‌بین‌رفتن دامداری و مهاجرت و نابودی گونه‌های جانوری و گیاهی و فراوان تبعات دیگری که یک‌به‌یک به‌زودی در این جغرافیا نمایان می‌شوند.

خشکسالی‌های پیایی، سدسازی‌های رویه، برداشت بی‌حساب از منابع آب زیرزمینی و بی‌توجهی به مدیریت پایدار محیط‌زیست و ندادن حقابه، نفس تالاب جازموریان را گرفت‌.

انبوه رمه‌ها و گله‌های شتر در حاشیه جاده، از «صولان» تا «تمگران» که عموماً خطرآفرین‌اند و به چالش جدی برای ایمنی مسیرهای عبوری تبدیل شده‌اند، نشانه روشنی است از مرگ علف و سبزه در دل جازموریان؛ دیگر نه علوفه‌ای مانده و نه رمقی برای زمین.

دامداران، وامانده با چشمانی خسته و دل‌های پرغبار ناچار دام‌های خود را از جازموریان بی‌آب‌وعلف بیرون می‌برند از سرزمینی که روزگاری مأمن زندگی بود و امروز تنها خاطره‌ای خشک و ترک‌خورده از حیات است.

و این گام‌های خطرآفرین گرسنه و تشنه شترها در حاشیه جاده، سوگنامه‌ای است بی‌صدا برای تالابی که دیگر نفس نمی‌کشد.  

در تمام این سال‌ها، از کارگزاران دولتی و نهادهای مرتبط گرفته تا نمایندگان ادوار  مجلس و حتی رسانه‌های محلی و فعالان اجتماعی و مدنی و محیط‌زیست جنوب کرمان و بزرگان قومی و عشایری، همگی در برابر مرگ تدریجی این تالاب سکوت کرده‌اند یا در حد چند جمله‌ تکراری از «لزوم پیگیری موضوع» فراتر نرفته‌اند و با کنش‌های جسته و گریخته مقطعی و غیرمنسجم هیچ‌گاه نتوانستند این بحران را بدل به یک امر و مسئله و کنش ملی کنند.

تالابی که می‌توانست قلب تپنده‌ جنوب‌شرق ایران باشد، امروز به کانون گردوغبار و تهدیدی برای سلامت و معیشت میلیون‌ها نفر تبدیل شده است. درحالی‌که سد جیرفت بی‌رحمانه حقابه‌ طبیعی جازموریان را در پشت خود حبس کرده، هیچ اراده‌ جدی برای احیای آن دیده نمی‌شود.

این انفعال و بی‌عملی مزمن نه‌تنها جازموریان را کشت، بلکه آینده‌ منطقه را نیز در آتش بحران زیست‌محیطی می‌سوزاند. اگر امروز مسئولان و تصمیم‌گیران کشور چشم بر این فاجعه ببندند، فردا باید در برابر طوفان‌های سمی و مهاجرت‌های زیست‌محیطی گسترده پاسخگو باشند؛ هرچند شاید دیگر فرصتی برای پاسخگویی هم باقی نمانده باشد.

جازموریان تنها یک تالاب نیست؛ آینه‌ بی‌تفاوتی ما نسبت به زمین، آب و آینده‌ فرزندانمان است. اگر این بی‌تفاوتی ادامه یابد، فردا نه‌فقط جنوب کرمان، که سراسر ایران در گردوغبار این غفلت دفن خواهد شد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

آقای رئیس‌جمهور، نبض مدرسه نمی‌زند!

نگاهی به بحران‌های انباشته نظام آموزشی و جایگاه مدرسه در حکمرانی

آقای رئیس‌جمهور، نبض مدرسه نمی‌زند!

محدودیت واردات، مانع توسعه تجهیزات کم‌مصرف

در نشست خبری «آیین پایان طرح تعویض ۱۰ هزار دستگاه الکتروموتور کولر آبی» عنوان شد

محدودیت واردات، مانع توسعه تجهیزات کم‌مصرف

یکی بر سر شاخ، بُن می‌برید!

نقدی بر تصمیم ضدمیراثی وزیر میراث

یکی بر سر شاخ، بُن می‌برید!

چشمه‌ها خاموش شدند، دریاچه مرد

دریاچه «بزنگان» که در سال‌های اخیر بخش عمده آن بی‌آب بود، در ماه‌های اخیر به‌صورت کامل خشکید

چشمه‌ها خاموش شدند، دریاچه مرد

جلوگیری از خشک شدن هشیلان و سراب‌های استان

امید به بقای تالاب‌ها در کرمانشاه

جلوگیری از خشک شدن هشیلان و سراب‌های استان

صرفه‌جویی کلان در مصرف برق با طرح مشترک فراجا و ساتبا

تعویض ۱۰ هزار موتور کولر آبی

صرفه‌جویی کلان در مصرف برق با طرح مشترک فراجا و ساتبا

آتش‌سوزی در ۱.۵ هکتار از جنگل‌های بهشهر مهار شد

باز هم احتمال عامل انسانی

آتش‌سوزی در ۱.۵ هکتار از جنگل‌های بهشهر مهار شد

کشف سلاح و لاشه ۳ پرنده حمایت‌شده

توقیف خودروی شکارچی در باشت

کشف سلاح و لاشه ۳ پرنده حمایت‌شده

جمع‌آوری ۳۰۰ متر تور غیرمجاز در سد شهدای گمنام

عملیات شبانه محیط‌زیست سرپل‌ذهاب

جمع‌آوری ۳۰۰ متر تور غیرمجاز در سد شهدای گمنام

مقابله با خشکسالی با احداث آبشخورها

تأمین آب حیات‌وحش در مناطق حفاظت‌شده شمیرانات

مقابله با خشکسالی با احداث آبشخورها