در جلسه نقد و بررسی فیلم «کودکی ناتمام» مطرح شد؛

این فیلم بخشی از تراژدی تاریخ معاصر ایران است





این فیلم بخشی از تراژدی تاریخ معاصر ایران است

۱۷ مهر ۱۴۰۴، ۱۴:۴۷

نمایش و نقد و بررسی فیلم «کودکی ناتمام» با حضور ناصر صفاریان (کارگردان و تهیه‌کننده)، حسین شیخ‌الاسلامی (نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی)، علی‌اکبر زین‌العابدین (پژوهشگر) و سید احمد محیط‌طباطبایی (رئیس ایکوم و پژوهشگر میراث فرهنگی)، روز گذشته، چهارشنبه ۱۶ مهرماه، در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

در ابتدای این جلسه، سید احمد محیط‌طباطبایی از موزه سینما به دلیل همراهی و مشارکت در نمایش و برگزاری جلسه نقد و بررسی فیلم در روز ملی کودک و هفته مهرگان تشکر کرد.

به گزارش روابط‌عمومی موزه سینمای ایران در ادامه، حسین شیخ‌الاسلامی در صحبت‌های کوتاهی گفت: «صحبت‌هایم را با گرامی‌داشت و بزرگداشت کودکانه‌ها و کودکانی که قربانی تخیل‌های سیاسی شدند شروع می‌کنم. حقیقت این است که از سالیان قبل، بچه‌های دهه ۶۰ هدف تخیل سیاسی دیگران قرار گرفتند تا کودکانی که در غزه این روزها قربانی تخیل می‌شوند. خوب است در چنین نشستی و بعد از نمایش چنین فیلمی از این موضوع یاد کنیم و امیدوارتر باشیم نسل‌هایی که این سال‌ها به دنیا می‌آیند قربانی تخیلات مسموم و یا گاه غیرکودکانه هیچ قشری نشوند.»

او ادامه داد: «تشکر ویژه‌ای از ناصر صفاریان دارم به این دلیل که او در مستندهای مختلف چیزی را تاریخ‌سازی و مکتوب کرد که شاید کمتر کسی سراغ آن می‌رفت. به‌صورت مشخص، مدیون مستند او در مورد احمدرضا احمدی هستم و همیشه منتظر فرصتی بودم که برای ساختن آن تصویر ویژه از ستاره ادبیات معاصر ما، از او تشکر کنم. همین‌طور مستند «کودکی ناتمام» که اهمیت تاریخی آن به تدریج روشن‌تر خواهد شد.»

شیخ‌الاسلامی ادامه داد: «سوژه‌هایی در این فیلم آمدند و رفتند و ما حالا در سال ۱۴۰۴ می‌بینیم که مسئول بسیاری از اتفاقات دردناک ادبیات ما بودند. چیزی که هیچ وقت در این فیلم گفته نمی‌شود، اما نگفتنش خیلی به چشم می‌آید. ما یک قطع ارتباط با سنت‌مان داشتیم که این فیلم همین را روایت می‌کند و شما در چهره آدم‌هایی که در این فیلم با آن‌ها مصاحبه شده است می‌بینید که در توجیه خودشان چقدر موفق هستند. چقدر خوب می‌توانند خودشان را برای خودشان و دیگران توجیه کنند. این یک گزاره اخلاقی برای همه کسانی است که برای کودکان و نوجوانان کار می‌کنند که چقدر با نیت خیر می‌توان فاجعه آفرید. این فیلم تکه‌ای از تاریخ ماست که از سر اتفاق یا حسن هنر دوستان، سرشت‌نمای بخشی از تراژدی تاریخ معاصر ایران است.»

علی‌اکبر زین‌العابدین نیز در ادامه گفت: «من هم از آقای طباطبایی و موزه سینما به دلیل نمایش این فیلم تشکر می‌کنم و باید بگویم ما با مهم‌ترین مستند ادبیات کودکان روبه‌رو هستیم و همچنان ما هیچ مستندی به این قدرت درباره ادبیات کودکان و نوجوانان ندیده‌ایم.»

او ادامه داد: «وای به‌حال ادبیات کودکان و نوجوانان که یک مستند درجه‌یک دارد و آن را هیچ‌کجا نمایش نداده است. شما در این فیلم میان کودکی و بزرگسالی، تربیت و ایدئولوژی مدام در رفت‌وآمد هستید. اتفاقاً ناصر صفاریان باید این فیلم را می‌ساخت، نه کسی که با ادبیات کودکان نزدیکی دارد. کسی که چشمش ادبیات و شعر را می‌دید تا آن نگاهی که شعر کودکان را فارغ از شعر بودن می‌بیند.»

ناصر صفاریان نیز با یادی از زنده‌یاد مازیار شیخ‌محبوبی، صدابردار این فیلم، گفت: «همیشه علاقه‌مند هستم آن‌چه قبلاً انجام دادم را با تغییراتی در آن ایجاد کنم. اگر امروز قرار بود فیلم ساخته شود، دوباره فیلم را به همین شکل با همین حرف می‌ساختم. ولی تفاوتی که الان به نسبت قبل برای من وجود دارد، این است که آن زمان تلخی و روایت‌های مربوط به جنگ و فشار و بحران‌ها را به‌عنوان یک نوستالژی مطرح می‌کردیم و الان که فیلم را می‌بینیم و آن‌چه مطرح می‌کردیم که آن سال‌ها چه روزگار بدی بود، باز دوباره همان‌ها را همین چند ماه پیش تجربه کردیم.»

او ادامه داد: «نقش و حضور علی‌اکبر زین‌العابدین در این فیلم پررنگ بود و اگر او نبود، شاید این فیلم اصلاً ساخته نمی‌شد، چرا که در این فیلم از روابط دوستانه آقای زین‌العابدین با کسانی که در این فیلم می‌بینید استفاده کردم و تأثیر مثبتی روی فیلم داشت. آن‌چه که در مورد محتوای فیلم می‌توانم اشاره کنم این است که قصد ما در شروع تحقیق و فیلم‌برداری این بود که روایتی تاریخ‌نگارانه از تاریخ ادبیات کودکان در ایران داشته باشیم که یک پروژه بزرگ بود. با حمایت و کمک آقای زین‌العابدین و دستیاران پروژه شدنی بود. اما بخش مالی هم باید مدنظر قرار می‌گرفت. با یک مرکز نیمه‌دولتی صحبت شد که در ساخت فیلم مشارکت داشته باشند. بعد از رفت‌وآمدها بالاخره این طرح تصویب شد و جلو رفتیم و دیدیم پروژه خیلی گسترده‌تر از این حرف‌هاست. در اولین مرحله تدوین به این نتیجه رسیدیم که آن عنوان ادبیات کودک را به شعر کودک تغییر بدهیم. یعنی داستان را کنار بگذاریم. شعر کودک را شروع کردیم و همان روایت تاریخ‌نگارانه را پیش گرفتیم. سر تدوین بود که به این نتیجه رسیدیم باز حجم عظیمی متریال داریم و این‌که مخاطب ما کیست؟»

صفاریان ادامه داد: «همیشه از اولین فیلم تا الان مخاطبی که برای فیلم‌ها در نظر داشتیم، یک مخاطب عام با علاقه‌مندی‌ها و گرایش‌های روشنفکری بوده است. یعنی مخاطبی باشد که وقتی در مورد شعر کودک فیلم می‌بیند، لزوماً دانشجو و محقق ادبیات نباشد. گستره مخاطب بیشتری پیدا کند. به همین خاطر به این نتیجه رسیدیم که ما یک روایت موازی در کنار روایت شعری داشته باشیم. تأکید ما روی تاریخ‌نگاری نباشد و به نوستالژی دهه ۶۰ بپردازیم.»

احمد محیط‌طباطبایی نیز در پایان گفت: «یکی از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران پروین اعتصامی است. او در سال ۱۳۲۰ فوت کرد و با یک بی‌مهری و تضاد با حاکمیت وقت، یعنی پهلوی اول، روبه‌رو شد. وقتی او فوت کرد، انجمن نسوان ایران که انجمن بسیار مهمی بود و زیر نظر وزارت معارف بود، از پدرم دعوت کردند که در مورد زنان در ادبیات ایران سخنرانی کند. پدرم در آن جلسه تأکید می‌کند که چرا انجمن نسوان از مهم‌ترین شاعر زن معاصر تقدیر نکرد و برای او مراسم برگزار نکرد؟ می‌دانید نکته کجاست؟ انجمن نسوان از پدر من شکایت کرد! اتفاقاً توجه به میراث گذشته باعث می‌شود فکر کنیم که از چه تجربیاتی برخوردار شدیم.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

تاریخِ ترک‌خورده

تاریخِ ترک‌خورده