فعالان محیط‌زیست از افزایش تاکسیدرمی غیرمجاز در نبود نظارت قانونی می‌گویند

وقتی گوزن زرد ایرانی هم تاکسیدرمی شد

سلیمی، فعال حقوق حیوانات: تجارت گونه‌های حیات‌وحش با گردش مالی ۳۰ میلیارد دلاری، چهارمین تجارت سیاه پرسود دنیاست





وقتی گوزن زرد ایرانی هم تاکسیدرمی شد

۲۳ تیر ۱۴۰۴، ۱۶:۱۹

|پیام ما| هنوز پرونده‌های قبلی تاکسیدرمی‌های غیر‌قانونی به نتیجه نرسیده‌ بود که روز چهارشنبه، ۱۸ تیرماه، خبر دستگیری متخلف دیگری پخش شد. فردی که حالا مشخص شده ۶۸ حیوان تاکسیدرمی‌شده را به‌صورت غیر‌قانونی نگهداری می‌کرده که میان این آمار، حیوانات در خطر انقراض هم دیده می‌شود. هنگام بررسی‌ها درباره این موضوع و پیشینه آن به ابعاد جدیدی از آن رسیدیم.

کشف اخیر محموله‌ بزرگ حیوانات تاکسیدرمی‌شده و سلاح در تهران به‌سرعت در فضای مجازی پیچید و کنجکاوی‌های بسیاری را برانگیخت. در پی این ماجرا، برای روشن‌شدن ابعاد بیشتر، با «محمدرضا اشرف‌زاده»، مدیرکل دفتر موزه ملی تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی تماس گرفتیم. او درباره جزئیات این دستگیری به «پیام ما» می‌گوید: «در حال حاضر پرونده در جریان است و دستگیری توسط یگان حفاظت انجام شده؛ به همین دلیل اطلاعات دقیق‌تری وجود ندارد.» اما در توضیح جزئیات این کشف گفت: «تقریباً ۶۸ نمونه از حیوانات تاکسیدرمی‌شده در این محموله وجود داشت که متأسفانه تنوع بالایی را هم شامل می‌شد. در بین این موارد، گونه‌هایی مشاهده شد که در فهرست‌های حفاظتی به‌عنوان گونه‌های تهدید‌شده، در خطر انقراض و یا آسیب‌پذیر طبقه‌بندی می‌شوند.» او با تأکید بر اینکه اغلب این حیوانات متعلق به زیست‌بوم‌های داخلی ایران بوده‌اند، افزود: «هرچند، در میانشان نمونه‌هایی از گونه‌های خارجی هم وجود داشت؛ به‌طور‌ خاص، غزال‌هایی از حوزه آفریقا.» به‌گفته مدیرکل دفتر موزه ملی تاریخ طبیعی، در این محموله تعداد زیادی قوچ و میش که به‌صورت هدمان (یعنی تاکسیدرمی صرفاً سر حیوان) آماده شده بودند و همچنین نمونه‌های کامل‌تری مانند سیاه‌گوش یا قوچ ارمنی به چشم می‌خورد. او ادامه داد: «در این محموله، گوزن‌ نیز وجود داشت؛ از جمله گوزن زرد ایرانی.» گوزن زرد گونه‌ای است که وضعیت حفاظتی شکننده‌ای دارد. اشرف‌زاده همچنین گفت: «چندین گونه پرنده هم میان این تاکسیدرمی‌ها کشف شد؛ مثل خوتکا، اردک سرسبز، قرقاول و حتی فکر می‌کنم، یک نمونه طاووس.»

شنیدن این آمار و گستردگی گونه‌های کشف‌شده، این پرسش را ایجاد می‌کند که اساساً قانون درباره تاکسیدرمی حیوانات چه می‌گوید و آیا هیچ نظارتی در این زمینه وجود دارد یا خیر؟

وقتی این موضوع را از اشرف‌زاده پرسیدیم، او در پاسخ گفت: «برای هر حیوان باید مجوز صادر شود و مبدأ و منشأ آن باید مشخص شود.» او سپس به مسئله‌ای اشاره کرد که به‌گفته خودش، خیلی‌ها اطلاعی از آن ندارند: «نکته مهمی که وجود دارد و خیلی‌ها در جریانش نیستند، این است که در تاکسیدرمی ما با بحث شناسنامه روبه‌رو هستیم. این موضوع خیلی‌ها را متعجب می‌کند، ولی درواقع هر نمونه تاکسیدرمی‌شده باید شناسنامه مخصوص به خودش را داشته باشد که همه مشخصات در آن ثبت شود.» او ادامه داد: «همان‌طورکه گفتم برای شکار و نگهداری نمونه‌ها باید مجوز صادر شود. البته از همان مجوز شکار را می‌توانند برای تاکسیدرمی هم استفاده کنند و در ادامه باید برای آن نمونه، شناسنامه دریافت شود.»

اما با وجود چنین قوانین و ضوابطی، آیا اصلاً آماری در دست است که نشان دهد پیش‌تر هم این‌گونه تخلفات رخ داده یا نه؟ اشرف‌زاده می‌گوید آمار دقیقی وجود ندارد و «این موارد تابه‌حال به‌صورت منسجم ثبت نشده است». بااین‌حال، او به برنامه‌هایی اشاره می‌کند که در دست انجام است تا بتوانند ازاین‌پس بهتر و جزئی‌تر وضعیت را تحت‌نظر بگیرند: «اقدامی که انجام داده‌ایم، این است که سامانه‌ای برای صدور شناسنامه تخصیص داده‌ایم که آنجا همه موارد ثبت شود و ما بدانیم دقیقاً چه نمونه‌هایی مجوز گرفته‌‌اند و چه مشخصاتی دارند. چیزی که الان دنبالش هستیم و می‌خواهیم دقیق‌تر و بهتر انجامش بدهیم، رصد خریدوفروش این نمونه‌ها در سایت‌های اینترنتی است. این بخش مهمی است که تاکنون خیلی جدی گرفته نشده بود.»


پرونده‌های قبلی به کجا رسیدند؟

برای «علی کشمیری»، فعال محیط‌زیست، مواجهه با خبر کشف تاکسیدرمی تکراری است، هرچند می‌گوید: «در این قضیه چیزی که اهمیت دارد، فقط تنوع حیوانات نیست. مهمتر از آن این است که پرونده‌های قبلی به کجا رسیدند.»

او به تخلفی اشاره می‌کند که خرداد امسال اتفاق افتاد: «این‌بار یک محموله خرس سیاه آسیایی کشف شد. این افراد قطعاً آدم‌های معمولی نیستند، راهکار را بلدند، اما خب درنهایت پرونده‌های آنها به چه نتیجه‌ای می‌رسد؟» کشمیری معتقد است اگر چند پرونده ازاین‌دست به‌درستی پیگیری می‌شد و بعد اطلاع‌رسانی لازم انجام می‌گرفت، «ما الان شاهد این حجم از اتفاقات مشابه نبودیم». او در انتقاد به این روند می‌گوید: «این دستگیری نباید برای یگان حفاظت مزیت باشد. از طرف دیگر، اولاً به‌دلیل خلأ در بدنه خود سازمان، چنین اتفاقی افتاده که این افراد یا شکار کرده‌اند یا زنده‌گیری. بعد از اینها هم باید پرسید چرا این آدم‌ها اینقدر زیاد هستند و چرا تمام نمی‌شوند؟ چرا هر روز با یک کشف محموله جدید مواجه می‌شویم؟» 

به‌گفته کشمیری، تمامی موارد تخلف کشف نمی‌شوند و آنچه در خبرها می‌آید، گوشه‌ای از تخلفات در بخش حیات‌وحش است. او توضیح می‌دهد: «یک قانون نانوشته وجود دارد که از بین هر پنج تا هفت محموله معمولاً فقط یکی‌ از آنها کشف می‌شود. هر شکارچی هم از بین هر شش‌هفت باری که به شکار غیرمجاز می‌رود، فقط یک‌ بار گیر می‌افتد. این محموله‌ای که الان کشف شده، درواقع فقط نوک کوه یخ است، بقیه‌ آن زیر آب است و ما اصلاً نمی‌دانیم.»

او یاد‌آوری می‌کند که این دستگیری‌ها اهمیتی ندارند؛ چراکه آماری از اینکه چند درصد از متخلفین در دادگاه تجدید نظر محکوم می‌شوند، وجود ندارد. برای این فعال محیط‌زیست این موضوع اهمیت دارد که «چرا برخورد بازدارنده صورت نمی‌گیرد و نتایج این پرونده‌ها هیچوقت درست به اطلاع مردم نمی‌رسد؟»

«سپهر سلیمی»، فعال محیط‌زیست و حقوق حیوانات، به ابعاد دیگری از تخلفات این بخش اشاره می‌کند و می‌گوید: «اگر در اخبار جست‌وجو کنیم، می‌بینیم که روند قاچاق حیات‌وحش طی پنج سال گذشته خیلی افزایش پیدا کرده است. ما بارها به سازمان حفاظت محیط‌زیست هشدار داده‌ایم، اما متأسفانه هیچ اتفاق مثبتی نیفتاده و آمار همچنان در حال افزایش است.» 

به‌اعتقاد او، ادامه بی‌توجهی به قاچاق حیات‌وحش، نشانه‌دهنده رضایت سازمان از این وضع یا دست‌کم کوتاهی در این‌ مورد است.


تجارت گونه‌های حیات‌وحش با گردش مالی ۳۰ میلیارد دلاری

اکنون سؤال دیگر این است که این مشکلات و خلأهای نظارتی از کجا ریشه گرفته‌اند؟

کشمیری در پاسخ به یکی از ساده‌ترین و درعین‌حال هولناک‌ترین واقعیت‌های ماجرا اشاره می‌کند: «از لحظه‌ای که برای خرید گونه‌های حیات‌وحش اراده کنیم تا لحظه‌ای که موفق بشویم، فقط چند ساعت طول می‌کشد. کافی‌ است در فضای مجازی تهران یا حتی بازار خلیج‌فارس جست‌وجو کنیم.» کشمیری سپس اضافه می‌کند: «ما حتی می‌توانیم در خانه‌مان آنها را تحویل بگیریم. ما راجع به آدم‌فضایی‌ها حرف نمی‌زنیم. کافی است اینستاگرام را باز کنید، در عرض یک ساعت می‌توانید گونه‌های متفاوت حیات‌وحش را تهیه کنید.» او با این گفته‌ها، تأکید می‌کند: «من نمی‌گویم اقدامی صورت نگرفته، اما سؤال این است: آیا این اقدامات اثربخش بوده؟»

سلیمی اما دراین‌باره زاویه‌دید متفاوتی را مطرح می‌کند و موضوع را از منظر اقتصادی و ساختار شبکه‌های قاچاق می‌بیند: «تجارت گونه‌های حیات‌وحش با گردش مالی ۳۰ میلیارد دلاری، چهارمین تجارت سیاه پرسود دنیاست.» او سپس به آمار تکان‌دهنده‌ای اشاره می‌کند که پیش‌تر از سوی مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌وحش اعلام شده بود: «ارزش کشفیات قاچاق حیات‌وحش در سال گذشته سه هزار میلیارد تومان بود که این میزان تنها ۲۰ درصد تخلفات را شامل می‌شود.» سلیمی با تأکید بر اینکه سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌تنهایی توان مقابله با این حجم از تخلفات را ندارد، اضافه می‌کند: «این سازمان نیاز دارد دستگاه‌های دیگر را نیز به‌کار گیرد، مثل نهادهای نظامی، اما متأسفانه نه‌تنها این کار را انجام نداده، بلکه میزان نظارت از چند سال پیش کمتر هم شده است.»

او مانند کشمیری، فضای مجازی را یکی از بسترهای اصلی خریدوفروش غیرقانونی می‌داند و بر این باور است که این فضا عملاً رها شده و هیچ کنترلی بر آن وجود ندارد. نکته تازه‌ای که او مطرح می‌کند، نقش باغ‌وحش‌ها در این چرخه است؛ موضوعی که به‌گفته‌ او حتی در گزارش‌های بین‌المللی نیز تأیید شده است. به‌گفته این فعال محیط‌زیست، براساس اعلام نهادهایی چون اینترپل و سازمان جرایم سازمان‌یافته سازمان ملل، باغ‌وحش‌ها در بسیاری از کشورها یکی از حلقه‌های زنجیره قاچاق حیات‌وحش هستند. او می‌گوید: «حدود ۸۰ باغ‌وحش در کشور وجود دارد که سازمان به آنها مجوز داده، ولی هیچ نظارتی روی آنها نیست.» 

سلیمی با انتقاد از نبود شفافیت ادامه می‌دهد: «آمار زادوولد حیوانات در باغ‌وحش‌ها شفاف نیست و اصلاً معلوم نیست خیلی از این حیوانات چه سرنوشتی دارند. همین می‌شود که بعد می‌بینیم فلان شیر در اتوبان پیدا می‌شود، یا فلان شیر در یک ویلا کشف می‌شود.» او حرف‌هایش را این‌طور به پایان می‌برد: «وقتی نظارت نباشد و فضا باز گذاشته شود، قطعاً تخلفات اتفاق می‌افتند.»

اینکه در آینده‌ای نه‌چندان دور، شاهد اقداماتی جدی و بازدارنده از سوی سازمان حفاظت محیط‌زیست و دیگر نهادهای مسئول خواهیم بود یا خیر، پرسشی است که پاسخش بیش از هر چیز، به اراده همان نهادها بازمی‌گردد. باید دید آیا قرار است این روند فرساینده همچنان ادامه پیدا کند و هرازگاهی، تنها با کشف یک محموله جدید برای چند روزی سر زبان‌ها بیفتد، یا بالأخره تصمیمی گرفته می‌شود که بتواند تخلف را در همان نقطه آغاز متوقف کند. پاسخی که هر چه باشد، دیر یا زود، آینده حیات‌وحش ایران را رقم خواهد زد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *