مدیریت زیستگاهی و مشارکت جامعه محلی عامل بازگشت یوزها





مدیریت زیستگاهی و مشارکت جامعه محلی عامل بازگشت یوزها

۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۹:۲۵

ماجرای میاندشت و یوزهای حاضر در آن را اگر بخواهیم مرور کنیم، باید بدانیم در این منطقه دو خانواده‌ داشتیم که مادر و توله بودند و «یارقلی» هم نر قالب در منطقه به حساب می‌آمد. یکی از  مادر و توله‌ها تصادف کردند و یارقلی هم پاییز سال ۹۷ در منطقه تصادف کرد. او متأسفانه آخرین یوزی بود که می‌دانستیم در میاندشت وجود دارد و تصویرش را گرفته بودیم. این تصاویر تا مهر ۹۷ در دوربین‌هایی که منطقه داشت، ثبت شده بود و دوربین که جمع شد، متأسفانه یارقلی هم تصادف کرد. بعد از آن از هیچ یوزی در میاندشت چه به‌صورت دستی چه با دوربین تله‌ای تصویربرداری نشد. 

 

در یکی-دو سال اخیر و در زمان مدیریت آقای رادمان، وضعیت بهتری در توران به‌وجود آمد و شاهد افزایش جمعیت نقطه‌ای بودیم و انتظار داشتیم که توله‌ها به‌سمت شمال فرستاده شوند. هلیا از جمله این یوزها بود که معروف شد که حالا باید نسل دومش را به منطقه بفرستد. آقای صفرزاده وقتی رئیس شهرستان شد، منطقه شرایط خیلی بدی داشت. یوزها از بین رفته بودند و هیچ‌چیز جدیدی ثبت نشده بود. میاندشت برعکس توران منابع آبی طبیعی بسیار کمتری دارد و این باعث می‌شود آبرسانی جدی انجام گیرد. در این مدت هم خشکسالی پشت خشکسالی بود و شرایط بسیار بد بود. آبرسانی باید انجام می‌شد و این کار هزینه داشت. درعین‌حال، آب کافی در دسترس نبود و باید از کارخانجات یا مردمی که آب اضافه داشتند یا می‌خواستند به محیط‌زیست بدهند می‌گرفتند. از سوی دیگر، مسئله سگ‌های ولگرد هم بود. در غرب میاندشت، محل دفن زباله جاجرم را داریم که در آن منطقه سگ‌های ولگرد خیلی زیاد بودند و گله تشکیل شده بود که یواش یواش به مرکز منطقه کشیده شده بودند و در عکس‌های دوربین تله‌ای گله‌های سگ را می‌دیدیم. اما مدیر جدید منطقه با گروه‌های مردمی خوب کار کرد و برای حل این مسائل تلاش کرد. ما چند تا پروژه خوب درباره منابع آبی و پوشش گیاهی میاندشت داشتیم که یک بخشی از آن مبتنی‌بر دانش بومی بود و آب‌بندهایی که ساختیم تقریباً مشکل آب را خیلی زیاد حل کرد و گویا اتفاقاً یوزها نزدیک یکی از همان بندها تصویربرداری شدند. آبشخورها را بازسازی کردیم و کلی کار انجام شد و گروه‌های مردمی را هم ایشان بسیار پای کار آوردند. اگر نمودار میاندشت در پنج سال اخیر را ببینیم، از هزار و ۵۰۰ آهو به پنج هزار آهو رسیده است و این شگفت‌انگیز است. 

 

اگر از منظر حفاظت یوز بخواهم بگویم، سازمان آن‌طورکه به توران توجه داشت، به میاندشت توجه نداشت و صدایی از میاندشت در دولت قبل نمی‌شنیدیم. یوزی که در جنوب میاندشت زنده‌گیری شد، هرچند در حوزه استحفاظی سمنان بود، باعث اختلافات و تعارضات محلی شد. 

 

اتفاق مهمی است که آقای صفرزاده کم نیاورد و ما هم تلاش کردیم کنارشان باشیم. اما این خبر چرا مهم است؟ چون یوز به منطقه‌ای که فکر می‌کردیم در آن از بین رفته، برگشته است. آن هم نه با جابه‌جایی و معرفی مجدد، بلکه خودش آمده. در جمعیت اصلی یعنی توران کار به‌خوبی انجام گرفته و این باعث شده است به مناطق دیگر هم بیایند. میاندشت با طعمه خوب و آب مناسب، بهشتی است برای یوزها. میاندشت نمی‌تواند به منطقه اصلی مانند توران تبدیل شود؛ چراکه زمین توران بسیار بزرگتر است و ۸۴ هزار هکتار زمین میاندشت بسیار کم است. حفاظت زیستگاهی باعث این اتفاق شده است و امیدواریم روزی در یزد و نایبندان هم توله ثبت کنیم و جمعیت از توران به‌سمت پایین حرکت کند و به این نشانه‌هایی برای تغییر روند انقراض است. 

 

اما برای آینده نباید تصورمان از میاندشت را خیلی بالا ببریم. میاندشت نهایتاً همان یوزهایی که داشته، یعنی دو ماده و یک نر را داشته باشد که ماده جابه‌جا می‌شود. باید حواسمان باشد ظرفیت میاندشت بی‌نهایت نیست و باید زیستگاه‌های مختلف مانند شرق و جنوب توران را هم مورد بررسی کرد و مدیریت زیستگاهی و مشارکت جامعه محلی را در کنار هم داشته باشیم تا یوز به همه نقاط برگردد. کاری که درباره میاندشت اتفاق افتاد و باید در مناطق دیگر هم عملی شود.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق