زوال خانوادگی در زندگیِ مستأجری
۲۰ شهریور ۱۴۰۳، ۱۲:۰۸
«وقتی بزرگ شدم، با یک مرد احمقِ بیپول ازدواج نمیکنم … پرسیدم احمق از نظر تو یعنی چی، یعنی کی؟ گفت: احمق یعنی پدر و مادر من که این همه سال نتونستند یه خونه بخرند ….» امروز با دختری نوجوان حدود ۱۶ساله آشنا شدم که از کلاسهای تابستانی مدرسه برمیگشت؛ میگفت: «مامان بابام از صبح تا شب مثل سگ دعوا میکنند، اعصاب ندارند، بیشتر دعواهاشون بر سر پوله، یعنی کل دعواهاشون بر سر پوله. بعد ما هم اعصابمون خرد میشه، واقعاً اعصابم در اون خونه نمیکشه، از خودم و شخصیتم بدم میآد؛ چون از بس از بابا و مامانم متنفرم و رفتاری را نشون میدم که خودم دوست ندارم. وقتی مستقل شدم، وقتی بزرگ شدم، با یک مرد احمقِ بیپول ازدواج نمیکنم. حالا بیپول هم بود اولش، چیزی نیست، ولی کسی باشه که بتونه برا آیندهاش برنامهریزی کنه؛ یعنی یه چیزی، عقلی داشته باشه که بتونه بعداً کاری انجام بده؛ چون همه که از اول پولدار نبودند. تازه اجاره باعث شده ما را به کلاسهایی که میخوایم ننویسند یا چیزایی که میخوایم نگیرند؛ چون ۲۰ میلیون در ماه اجاره میدن.
وقتی دوستانم به کلاسهای مختلف ثبتنام میکنند، به من میگن تو هم بیا باهم بریم، خوش میگذره، ولی من خجالت میکشم بگم مستاجریم، مامان بابام پول ندارند، چون احساس میکنم با نگاه ازبالابهپایین نگاه میکنند و شاید بعضی وقتها دلشون واسم بسوزه، نذارند پول چیزی رو بدم.» قطعاً اجارهنشینی و عدم ثبات روانی و استرسهای مدام، ذهن و روان مستأجران را تحتتأثیر قرار میدهد و ذهن آشفته و درگیر، منجر به رفتارهای ناخواستۀ خشونتی میشود و همۀ اینها منجر به اختلافات خانوادگی و عدم رضایت میشود. در این میان، فشارهای اجارهنشینی به کودکان نیز انتقال داده میشود. گرچه در تمام مباحث زندگی و روانشناسی، تأکید میشود مشاجرهها و مشکلات زندگی به کودکان منتقل نشود که آثار سوء بسیاری در آیندۀ کودک باقی میگذارد، ولی شاید شدت و پیچیدگی مسائل اجارهنشینی چنان زیاد است که ناخواسته این انتقال صورت میگیرد و کودکان مستأجر، نگرانیها، اضطرابها، حسرتها و کمبودهایی را تجربه میکنند که شخصیتشان را میسازد. یاد صحبتهای مستاجری دیگر میکنم؛ پدری که از افزایش رهن خانهاش آشفته بود و میگفت: «همیشه دعوا هست، چون فشارها منتقل میشه، خواسته ناخواسته؛ مثلاً الان صاحبخانهام به من گفته ۱۰۰ میلیون رو رهن بذارید، بچهام میاد میگه بابا فلان، یه دفعهای ناخواسته میگم مگه تو نمیفهمی؟ آدم نیستی؟ نمیدونی من باید پول جور کنم نمیدونی اینو؟ اون پسرم برمیگرده بهم میگه بابا با ۱۰۰ تومن ۲۰۰ تومن که میخوای به من بدی، مشکلت میخواد حل بشه؟ میبینم درست هم میگه، ولی چون ذهنم درگیره و نمیتونم رو سر صاحبخانه پیاده کنم، میام رو سر زنم داد میکشم یا با پسرم بد حرف میزنم؛ خواه ناخواه اونا هم درگیر میشن. خیلی مواقع با هم بحث داریم.
خیلی مواقع نمیتونم خواستههاش رو تأمین کنم؛ مثلاً صد هزار تومن تو جیبش بذارم که یک صبح تا ظهر بره دربند یا درکه، بره سینما یا کافه، با دوستش یه اسپرسویی بخورند ….» پدران مستأجر ، پدرانی که در فرهنگ ما بهعنوان سرپرست و تأمینکنندۀ اصلی نیازهای خانواده شناخته میشدند، به دلیل شرایط اقتصادی نامساعد و اجارهبهاهای هردمافزون، نمیتوانند نیازهای اولیۀ فرزندان خود را برآورده کنند. این موضوع نهتنها به احساس ناکامی در خود پدران منجر میشود، بلکه میتواند بر روابط خانوادگی آنها نیز تأثیر بگذارد و ممکن است با کاهش احترام و جایگاه مواجه شوند. از طرف دیگر در اجارهنشینی، فقط جایگاه و منزلت پدر خانواده در نزد فرزندان دچار تزلزل نمیشود، بلکه جایگاه و منزلت مرد خانه نزد همسر نیز زیر سؤال میرود. به قول مستأجری دیگر که بهتازگی از همسرش جدا شده است و عامل این جدایی را در عدم تواناییاش برای خرید خانه میداند، اگر مستأجری بیش از ۱۵سال بهطول انجامد، دیگر اعتماد همسر به شوهر خود کاملاً از بین میرود و گویا مرد عرضۀ زندگیکردن و زننگهداشتن و خیلی چیزهای دیگر را ندارد. در این گفتوگوی کوتاه که تصویری واضح از شرایط بحرانی خانوادههای مستأجر را ترسیم میکند، شرایطی که طی دهۀ اخیر بسیاری از خانوادهها را درگیر خود کرده است، تنها به چند پیامد اجارهنشینی در محیط خانواده اشاره شد. گویا جنگ سرد اجاره، مرکز خانوادهها را هدف قرار داده و هر روز قربانی میگیر. کاهش منزلت پدر و مادر نزد فرزندان، تنشها و اختلافات خانوادگی به دلیل درگیری و آشفتگی ذهنی، بهطوری که حتی تنشهای آشکار و پنهان خانوادگی به کودکان نیز تعمیم یافته و کودکان خانوادههای مستأجر خشونتهای عاطفی، کلامی و حمایتیِ بیشتری را تجربه میکنند.
باتوجهبه ناتوانی افراد سرپرست خانواده در تأمین نیازهای خانواده و نیز رفتارهای تندِ ناخواستهای که نتیجۀ آشفتگی ذهنیشان است، این افراد چه پدر و مادر باشد چه فرزند، احساس ناتوانی و شرمساری میکنند و حتی باعث فاصله و جدایی اعضای خانواده از هم میشود. باید این صدای هشدار را شنید. نمیتوان مدعی حمایت از خانواده و سیاستهای خانوادهمحور بود، ولی به اثرِ وضعیت فعلیِ اجارهنشینی بر فرهنگ و زیست روزمره و سلامت روان بیتفاوت بود. شاید پس از چند سال، آسیبهای اقتصادیِ زیست اجارهنشینی ترمیم شود، اما جبران آثار روانی و اجتماعیِ آن بر خانوادهها و فرهنگِ خانوادگی به سادگی نیست.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ر
روایت زندگی در جوار دود مشعلها
«گچساران» و ثروتی که هر شب میسوزد
۶۰ سال پس از «سازمان جلب سیّاحان» و تحولی که در گردشگری ایجاد کرد
ایران؛ دروازه جهان
«برادران امیدوار» نمونه عالی همراهی قلم با قدم
پرندگان؛ پیامآوران صلح و زندگی
در ظاهر پرآب و در واقعیت خشک
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
دروازههای صادرات بسته شده و نخلداران درماندهتر از همیشهاند
دپوی اجباری خرماهای شیرین
وزیر میراثفرهنگی خبر داد
بستههای حمایتی برای فعالان گردشگری بهزودی اعلام میشود
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید