وزارتخانه‌هایی که درگیر کار اجرایی در عرصه می‌کنند با حفاظت منابع طبیعی تعارض دارند

سازمان منابع طبیعی مستقل شود

رئیس سازمان منابع طبیعی بایستی به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که احیاء یا حفاظت، دست‌پایین را نسبت به تخریب نداشته باشد





سازمان منابع طبیعی مستقل شود

۹ شهریور ۱۴۰۳، ۲۰:۱۳

عرصه‌های منابع طبیعی، بخش بزرگی از مساحت ۱۶۵ میلیون هکتاری خاک ایران را تشکیل می‌دهند‌ که در آن‌ها جنگل‌ها،‌ مراتع‌، بیابان‌ها و رودخانه‌ها قرار گفته‌اند. در دهه‌های اخیر متأسفانه ما با چالش‌های جدی در این عرصه‌‌ها مواجهیم. به‌عنوان نمونه، بحران جدی در دشت‌ها باعث شده، حجم آب‌های زیرزمینی کاهش داشته و فرونشست به‌عنوان یک مسئلۀ جدی در کشورمان مطرح شود. از طرف دیگر وضعیت عرصه‌های طبیعی هم به‌گونه‌ای است که نفوذ بارندگی در آن‌ها پایین آمده است. برای بهبود این وضعیت، بایستی جنگل‌ها و مراتع که عامل جذب آب و جلوگیری از رواناب هستند، از شادابی خوبی برخوردار باشند. به‌علاوه گرچه منابع طبیعی عامل اصلی جلوگیری از فرسایش خاک است، در ایران سالانه چندین میلیارد تن فرسایش خاک داریم و جزو کشورهای در رده‌های اول در این زمینه هستیم،؛ همین روند سبب شده، شاهد شسته‌شدن خاک توسط سیل و آلودگی‌های وسیع به‌واسطۀ توفان‌ها باشیم.

منابع طبیعی در مقولۀ تولید اهمیت فراوان دارد. بهر‌ه‌برداری در این بخش به دو شکل سنتی توسط مردم و یا در سایر اشکال توسط دولت انجام می‌شود. ازجمله این موارد می‌توان به برداشت گیاهان مرتعی‌، جنگلی و تولیدات جانوری اشاره کرد. متأسفانه بهره‌برداری‌های خارج از ظرفیت، باعث شده تنوع‌زیستی کشور ما دچار خسارت جدی شود و بخشی از گونه‌های گیاهی و جانوری کشورمان در فهرست در معرض خطر انقراض قرار گیرند. این وضعیت درحالی‌است که ایران به‌واسطۀ تنوع‌زیستی بالا و انواع و اقسام اکوسیستم‌ها، مشابه یک شبه‌قاره است.
تخریبی که در عرصه‌های طبیعی صورت می‌گیرد، تنها به‌واسطۀ برداشت از این منابع نیست؛ تمام طرح‌ها و پروژه‌ها نظیر جاده‌سازی، نصب دکل، معادن که در برنامه‌های توسعه، دولت ملزم به اجرای آن می‌شود، در این عرصه‌ها صورت می‌گیرند. به‌علاوه جمعیت ایران که در ابتدای انقلاب ۳۵ میلیون نفر بود، به ۸۵ میلیون نفر افزایش یافته است. چه در روستاها و چه شهرها، بخشی از ساکنان به دنبال پیشروی در عرصه‌های طبیعی هستند و نمود آن را هم در تخریب کمی و کیفی عرصه‌ها می‌بینیم. ازاین‌رو ما به یک شبکۀ مدیریتی نیاز داریم که در مقام هجوم سنگین دستگاه‌های دولتی از یک سو و مردم از سوی دیگر، این عرصه‌ها را حفظ و محدوده‌های تخریب‌شده را احیاء کند.

سه ویژگی اصلی رئیس سازمان منابع طبیعی
الف) از اهمیت منابع طبیعی آگاه باشد و این دانش را داشته باشد که برای بقاء سرزمین و تمدن ما و برای تضمین ادامۀ حیات انسان‌ها به‌شکل یک حیات شرافتمندانه و بدون بحران، هر روزه منابع طبیعی چگونه باید حفاظت و عرصه‌های تخریب‌شده احیاء شود.
ب) به روابط اجتماعی بهره‌برداران آگاه باشد. زمانی که از بهره‌برداری صحبت می‌کنیم، دو قسم سنتی و امروزی است. ما به‌شکل سنتی بهره‌برداری‌هایی را از این عرصه‌ها داریم و در کنار آن با بهره برداری‌های جدید نظیر جاده‌ها،‌ معادن و سایر تأسیسات مواجهیم. متأسفانه ما نتوانسته‌ایم بهره‌برداری‌های قدیم را کنترل کنیم و به آن‌ها اشکال دیگری از بهره‌برداری را هم اضافه کرده‌ایم. به‌عنوان مثال، آیا دامداری سنتی باید به‌شکل گذشته حفظ شود و یا وقتی با افزایش جدید جمعیت مواجهیم، ادامۀ زغال‌گیری به‌شکل سابق توجیه دارد؟
ج) رئیس سازمان منابع طبیعی بایستی با تسلط به دانش منابع طبیعی، اجتماعی و شبکۀ مدیریتی، به تمام ابزارهای قانونی و برنامه‌هایی که برای حفاظت لازم است، مسلط باشد.
این سه شرط جزو اصول پایه هستند و می‌‌توان به آن‌ها یکی دو شرط دیگر را هم افزود که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، مقابله با فساد است. عرصۀ منابع طبیعی شبیه کارخانه و… نیست که یک عرصۀ محدود را شامل شود؛ رئیس این سازمان بایستی روی تمام عرصۀ ملی در خارج از عرصۀ شهرها و روستاها حاکمیت و مدیریت خود را اعمال کند. درعین‌حال دولت و مردم به‌واسطۀ منافعشان (نظیر شهرک‌سازی دولتی و یا کشاورزی در عرصه‌های مرتعی یا ویلاسازی توسط افراد)، به دنبال تصرف این اراضی هستند؛ همین امر باعث شکل‌گیری فساد و… می‌شود. مبارزه با فساد، نیازمند قدرت و مدیرانی است که شناخت کافی از آن داشته باشند.

نکتۀ آخر اینکه حفاظت، وظیفۀ سازمان منابع طبیعی است؛ درعین‌حال ما با عرصه‌هایی مواجه هستیم که طی دهه‌های مختلف تخریب شده‌اند. رئیس سازمان منابع طبیعی بایستی به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که احیاء یا حفاظت، دست‌پایین را نسبت به تخریب نداشته باشد. او با کمک مدیرانش بایستی مشارکت مردم (چه روستایی و چه شهری) و همچنین سازمان‌های مردم‌نهاد را برای حفاظت جلب کند، والا در کار خود توفیق نخواهد یافت.
اما در آخر بایستی به یک موضوع مهم دیگر اشاره کنم؛ اینکه آیا سازمان منابع طبیعی با جایگاه فعلی، قادر است مأموریت‌ها و وظایف محولۀ خود را انجام دهد؟ از ابتدای انقلاب ضمن فعالیت در دانشگاه،‌ با جهاد کشاورزی به‌عنوان مشاور همکاری می‌کردم. از آن دوره تا دهۀ ۸۰، تأکید زیادی داشتم که ما باید وزارت مستقل منابع طبیعی داشته باشیم. تمام وزارتخانه‌هایی که کار اجرایی در عرصه می‌کنند، با حفاظت منابع طبیعی تعارض دارند؛ چه وزارتخانه‌‌‌ای که در کار راه‌سازی است یا وزاتخانه‌ای که درگیر کشف معادن است یا وزارتخانۀ دیگری که فاضلاب مسموم را در عرصه‌ها رها می‌کند و… بنابراین ما برای دو دهه عنوان کردیم که به‌خاطر تعارض منافع و بالابردن جایگاه منابع طبیعی‌، این سازمان به وزارتخانه بدل شود تا قدرت بیشتری در مقابل سایر وزرا داشته باشد. سازمان حفاظت محیط‌زیست ناظر بر کل اکوسیستم‌هاست، ولی سازمانی که این عرصه‌ها را مدیریت می‌کند، منابع طبیعی است. آخرین کوشش‌ها به برنامۀ سوم توسعه برمی‌گشت که دلایل خود را دراین‌باره به تمام نمایندگان عرضه کرده و برایشان توضیح دادیم، خوب است وزارت منابع طبیعی در کشور شکل بگیرد. در سال‌های اخیر می‌بینم که دوباره این بحث مطرح شده. توصیه‌ام این است، کسانی که به دنبال پیشینۀ این موضوع هستند، می‌توانند به جزوه ۴۰-۵۰ صفحه‌ای آن دوره مراجعه کنند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *