اندر حکایات کافهالظرفا
۱۴ فروردین ۱۳۹۵، ۱۶:۰۰
اندر کتب باقی مانده از گذشتگان ما و چنان که از خاطرات و روایات بزرگان قوم برمیآید کافه داری در کرمان شغلی بوده به قدمت مسگری و گیوه کشی و با اعتباری کمتر از هر دو . ولیکن ما که گوشمان بدهکار نصیحت دیگران نیست و نبوده و به قول شاعر:
آنچنان دیوانگی بگسسته بند
که همه دیوانگان پندم دهند
در یک حرکت خودجوش و خانه ویران کننده برآن شدیم که محلی بنا کنیم کافه نام تا خلق در آن گرد هم آیند و کلامی و سلامی رد و بدل نموده و صله ارحام بجا بیاورند (بدون ترساندن صاحبخانه ) و یک جرعه چای بی دغدغه نوش جان بنمایند و یادی از پدر مرحوم گشته ما کنند به شادی و خودمان راهم به نان پارهای عاقبت به خیر نمایند.
اما « چرخ بازیگر از این بازیچهها بسیار دارد»
در نتیجه رفتیم کسب علم نماییم و سر از کار جوانان درآوریم که برای مثال کاپوچینو چیست ؟کافه لاته با اصغر لاته که سر کوچهما منزل کرده (و هر روز هم با چشم غره به پیشوازمان میآید) چه تفاوتی دارد؟و میلک شیک چطور شیری است که خوش تیپ به نظرمیآید؟
زین سبب اول قصد اروپا و دیار کفار کردیم که برویم آب را از سرچشمه بنوشیم و روزه شک دار نگیریم که خوب قاعدتا با حال ریالی غمانگیزی که ما داشتیم ترسیدیم آنجا سوژه مستند سازان و رسانههای گرسنه خوراک خبری شویم و از همه بدتر سر پیری دردیار غربت عاقبتمان با حاجی واشنگتن یکی شود، در نتیجه تصمیم گرفتیم به خدمت یکی از مشایخ سیر و سلوک کافه داری و کافه نشینی برویم و کسب تکلیف کنیم که:
یا خواجه پدرام قهوهچی چه کنیم ؟ و چگونه مقابل خلق تشنه و گرسنهای که قدمرنجه میکنند تا کافه، آبرو داری کنیم ؟خواجهی قهوهچیان نگاهی با کلاس اندر پت پت به ما انداخت و پس از مکثی طولانی و پکهای عمیقی که به سیگار بهمنش زد با لحنی حاکی از خستگی و دل شکستگی گفت راهی است بس دراز که هیچاش کناره نیست گر ره رو و اهل نظری قدم به این وادی بگذار و ار نه دست بردار که عرض خود می بری و زحمت ما می داری.
ما نیز در حالتی بین جو گرفتگی و به تریش قبا برخوردگی عرض کردیم یا خواجه ما قصد کاری عظیم کردهایم که هیچ نمانده سر بر سر این کار بنهیم که معراج کافه دار پشت بار است .
خواجه سیگاری به گوشهای افکند و چنان ناگهانی ایستاد که گمان بردم حالاست شلوار گران قیمت مارکدارش از چند جهت دریده شود (که الحمدالله نشد)و فریادی از سر شادی برآورد که : زود باشد که سر قسط پاره سرخ کنی و با سرعت و شدت به سمت دارالعشاقی که انتهای شهاب است بروی و فنا فی الکافه شوی.
از پسین روز بعد خواجه هرروز به کلبه درویشی ما آمد و بسیار مفتخرمان میکرد و ناهار و پیش غذا و پس غذای مفصلی میل میکرد و نصایحی مینمود و به تدریس کافه داری مشغول میشد من هم چونان یکی از هزار شاگرد جنید سر زانو مینشستم و به گوش جان میشنیدم دفتری هم به خط خرچنگ قورباغه ام سیاه میکردم که مثلا موکا چنین است و کرم موکا چنان ، تا اینکه روزی که خواجه ناهار مفصلی میل کرده بود و قلیان خوبی هم منزل در برابرشان نهاده بود و گویا حال نعشه در افتاده بود و من نیز ناخنی به ساز می زدم که دیر زمانی پیش چهارپایی داشتم به رنگ خاکستر(رنگ معروف و گوشنواز یه خری داشتم خاکستری بود/مشت حسن بنا به من فروخته بود)
خواجه اندکی روی مخدعه جابجا شد و با رخوتی خاص که حالا درمیابم مختص کافه نشینان و بزرگزادگان است فرمود: ای دوست تا کی چنین بی حاصل باشی ؟ هم اکنون حق التدریس ما فراهم کن که سه چهار ملیونی بدهکاری و این علوم خفیه را ما به سختی و با رفتن راههای دراز و حضور طولانی در مجالس وعظ اساتید از اروپا برگشتهای که یکی دکتری سس داشت و دیگری دکتری سالاد با منت و هزینه زیاد آموخته ایم و حالا آن زمان فرارسیده که حق شاگردی به جا آوری و بعد هم به دنبال سرنوشتت روانه شوی .
ما که چند وقتی بود در محضر استاد با حدود و شمایل با کلاسی و پرستیژمندی آشنا شده بودیم نگاهی به منزل انداختیم و اوهم با چشم و ابرو لب به دندان گزیدن حالی ام کرد که دسته چک بردار و استاد شاد کن که خودت به درک من آبرو دارم پیش این خواجگان و خدای ناکرده خودت هم دیگر امروز و فرداست که به مقام شامخ کافه داری نائل گردی و میزبان وزیر و وکیل باشی از این پس.
فی الفور دسته چک و خودکار را چنان کشیدم که کلینت ایستوود هفت تیرش را به این سرعت نکشیده بود و گفتم ای خواجه امر کن تا بهمراه هزینههای خرید قهوه جوش و آسیاب و ظرف و علم و کتل کافه چقدر باید بنویسم تا خودت چنان کنی که تو خشنود شوی و ما کافه دار.
در روزهای آینده انشاالله اگر عمری باقی باشد ادامه رساله حکایات کافه الظرفا در همین مطبوعه پیش کشتان خواهد شد .
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
محدوده تاریخی شهر کرمان در آستانه ای ثبت جهانی شدن
در راستای مسئولیتهای اجتماعی گروه مالی گردشگری صورت میگیرد
گشایش پروژههای درمانی، حمایتی و اشتغالزا در پهنه کرمان
کودکان کویر به یاد دانشآموزان مدرسه شجره طیبه نقاشی کشیدند
از تکاب برای بچههای میناب
بیتوجهی وزارتخانه میراثفرهنگی به میراث جهانی کرمان
قنات جهانی گوهرریز ۴ ماه پس از تخریب همچنان مدیر ندارد
پیام وزیر فرهنگ برای درگذشت پیشکسوت هنرهای نمایشی استان کرمان
بازدید مدیرعامل شرکت ملی مس از پروژههای توسعهای مجتمع شهربابک
آغاز احداث پروژه ۴۲۰ مگاواتی نیروگاه خورشیدی در سیرجان
عضو کمیسیون آب مجلس: انتقال موقت آب از یزد و کرمان کافی نیست؛ اجرای کامل طرح ۲۰۰ میلیون متر مکعبی برای احیای زایندهرود ضروری است.
پروژه انتقال آب از دریای عمان به زاینده رود: آینده اصفهان در گرو تکمیل طرح
نگاهی به نمایش «عزادار» و گفتوگو با کارگردان اثر
سوگ مکرر
فاجعه اتوبوسهای فرسوده
دانشآموزان با تهدید سوار ارابه مرگ شدند
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید