بایگانی مطالب: آثارباستانی
طلسم جیرفت
|پیام ما| در میان مسافرانی که در جریان ناآرامیهای اخیر و لغو پروازها و قطعی اینترنت سفرشان با چالش مواجه شد، چند باستانشناس و متخصص علوم میانرشتهای اهل ایتالیا بودند که قرار بود بیستم دیماه به ایران بیایند و در جیرفت حاضر شوند تا فصل جدید کاوشهای کنارصندل را آغاز کنند. نابسامانی شرایط، سفر آنها را لغو کرد و سرپرست ایرانی هیئت باستانشناسی جیرفت با ارزیابی شرایط، صلاح را بر این دانست که کاوشها به زمان دیگری موکول شوند. «سیدمنصور سیدسجادی»، باستانشناس پیشکسوت ایرانی که چند روزی بود از ایتالیا به ایران آمده بود، در جریان ناآرامیها به محل سکونتش در ایتالیا برگشت و حالا کاوشهای جیرفت به زمانی نامعلوم در آینده موکول شده است و مشخص نیست کی دوباره کلنگ باستانشناسان رازهای کنارصندل را خواهد کاوید.
بازار خشتی سمنان گرفتار بیتوجهی و آتشسوزی
حراج دیوار صفوی
چیزی حدود ۲۱ سال از زمان کشف رسمی باقیمانده حصار ۵۰۰ساله طهماسبی در دل بازار تهران و درست چند قدمی دروازه محمدیه یا همان اعدام سابق میگذرد؛ سازهای تاریخی که مغازهدارهای قلب بافت تاریخی تهران، نهتنها به آن رحم نکردهاند، بلکه بهمرور در حال حذف تدریجی این بخش از تهران قدیم هستند. حالا نهتنها از دیوار کاهگلی صفویها فقط چند وجب باقی مانده، بلکه منارههای دروازه محمدیه که بدنه پایینی آنها روزی جزو جدارههای این مغازهها بودند، اکنون باعث افزایش مساحت آنها شده و مغازهداران تا آخرین آجرهای منارهها را سوراخ کرده و به عمق دیوارها نفوذ کردهاند.
تاریخ اصفهان در میانه راه رها نمیشود
بازدید میدانی «محمدابراهیم زارعی»، رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، از گذر تاریخی کمرزرین در اصفهان، بار دیگر یکی از جدیترین پرسشهای میراثفرهنگی شهری در ایران را مطرح کرد: با محوطههای باستانی که ناگهان از دل پروژههای عمرانی سر برمیآورند، چه باید کرد؟ آیا شهر معاصر تاب پذیرش گذشته خود را دارد یا همچنان راه سادهتر، پوشاندن، توقف و عبور است؟
ابتذال شر و زوال میراث
میراث فرهنگی و طبیعی ایران بازتابی گرانمایه و ماندگار از خلاقیت و همزیستی مسالمتآمیز انسان ایرانی با جهان پیرامون خویش است که در طول اعصار مختلف جلوههای تحسینبرانگیز آن در هنر، معماری و صنعت و بسیاری از آیینها و مناسک بومی تجسم پیدا کرده. در سالهای اخیر این عرصه راهبردی و بسیار ارزشمند با چالشها و تخریبهای مختلفی مواجه شده و در سطوح مختلف خرد و کلان آسیبهای بعضاً غیر قابل بازگشتی متحمل شده است. از تخریب بافتهای تاریخی گرفته تا پاکتراشی تپهها و محوطههای تاریخی، آتشسوزی و جنگلخواری، مرمت غیراصولی شاهکارهای معماری و تعرض به عرصه و حرایم آثار ملی و جهانی فرهنگی و طبیعی از جمله مصداقهای این وضعیت خطرناک و مهلک به شمار میروند. اما پرسشی که در این میان پیش میآید، این است که چرا چنین وضعیتی بهشکل فراگیر پدید آمده و اینگونه افسارگسیخته سرمایههای تاریخی، طبیعی و فرهنگی ایران را در معرض نیستی قرار داده است؟
حفاظت یا حذف یکپارچگی؟
در سالهای اخیر بارها با این استدلال مواجه شدهایم که اگر در بخشی از یک محوطه یا شهر تاریخی، آثار معماری شاخص بهوضوح دیده نمیشود، میتوان آن بخش را از شمول عرصه خارج کرد و به فعالیتهای توسعهای سپرد. تازهترین نمونه این رویکرد، پیشنهاد آزادسازی حدود ۵۹ هکتار از عرصه مصوب شهر تاریخی ارگان است؛ آنهم با این وعده که پس از برداشت شن و ماسه، این پهنه به «سایتموزه» تبدیل شود. پرسش ساده اما بنیادین این است: وقتی بستر تاریخی یک شهر باستانی از میان میرود، قرار است چه موزهای شکل بگیرد؟
احیای پرخطر در قلب میراث جهانی
تأیید نهایی طرح احیای بخشی از طبقه دوم میدان نقشجهان اصفهان، اگرچه از سوی متولیان رسمی میراثفرهنگی و صندوق توسعه صنایعدستی، فرش دستباف و احیا و بهرهبرداری از اماکن تاریخی و فرهنگی بهعنوان گامی در مسیر صیانت و بهرهبرداری فرهنگی معرفی میشود، اما همزمان موجی از نگرانی، هشدار و پرسشهای بیپاسخ را در میان کنشگران و کارشناسان میراثفرهنگی برانگیخته است؛ نگرانیهایی که ریشه در تجربههای پیشین، حساسیت بیبدیل این میدان ثبت جهانی و پیامدهای بلندمدت هرگونه مداخله در ساختار کالبدی و معنایی آن دارد.
صاحبقرانیه ۱۱ سال بعد از تعطیلی
|پیام ما| «کاخ صاحبقرانیه» یکی از بناهای شاخص پایتخت هم از منظر اهمیت تاریخی و هم از منظر معماری است. حوضخانه این بنا از سال ۱۳۹۳ بهدلیل مشکلات فنی و آسیبهای ساختاری تعطیل شد. یک سال بعد اعلام شد بنا دچار تبعات ناشی از فرونشست است و بازدید از بنا ممنوع شد. حالا صاحبقرانیه یازده سال است که تعطیل شده، ابتدا عنوان شد گودبرداری عمیق اطلس مال در جنوب این بنا عامل اصلی ترکها و فرونشست است، اما حالا مدیر مجموعه نیاوران میگوید مطالعات درباره وضعیت این بنا همچنان ادامه دارد و نمیدانیم چه زمانی دوباره میشود در راهروهای تاریخی آن قدم گذاشت و در تالار آینه به تهران دودگرفته چشم دوخت.
قصه قهر شاپور با سیلک
سهم «صادق ملک شهمیرزادی» از سالها کاوش باستانشناسی و تدریس، نه قدردانی درخوری بود و نه حتی اتاقی در دانشگاه. مرگش هم در سال ۱۳۹۹ و در روزهای کرونا همانقدر مظلومانه بود که سالهای پایانی عمر هشتادسالهاش گذشت. پژوهشگری که نخستین تحلیلهای انسانشناسانه را وارد باستانشناسی ایران کرد، از «مارلیک» تا «سیلک» لایههای پنهان تاریخ را آشکار ساخت و صدها دانشجو تربیت کرد، اما در تمام این سالها در حد یک استادیار ماند و بارها نادیده گرفته شد و نخواست از کسی مقامی بالاتر طلب کند. با وجود این بیمهریها، شهمیرزادی راه خود را ادامه داد؛ با وسواس علمی، تعهد حرفهای و ایمان عمیق به میراثفرهنگی. تا جایی که منش و کردار او در نسل باستانشناسانی که تربیت کرد، دیده میشود و اقدامات باستانشناسیاش همچنان معتبر و سند است.
سودای گنج در اراضی ملی
|پیام ما| در همین ۹ سال اخیر تمام این زمینها را سوراخ کردهاند. شبها با خیال راحت میآیند کار میکنند. در همین چند سال بیشتر از ۳۰۰ چاله کندهاند و هر چه در این زمینها بوده، بردهاند. منابعطبیعی اندیمشک، میگوید حفاریها در اراضی ملی صورت گرفته، هدفمند و با دستگاه آمدهاند و نقاط خاصی را کندهاند، مشخص است انگیزهشان گنج بوده است. میراثفرهنگی شهرستان میگوید هیچکدام از حفاریها جدید نیست و همه در سالهای گذشته انجام شده، اما مالکان زمین شواهدی دارند از اینکه حفاریها در یک ماه اخیر بیشتر شده است.
