فروغ فکری

فروغ فکری

روزنامه‌نگار

چه کسانی زاگرس را آتش زدند؟

فروغ فکری

۸ تیر ۱۴۰۴

چه کسانی زاگرس را آتش زدند؟

دو هفته قبل که آتش جنگنده‌های اسرائیل به ایران رسید، آتش‌سوزی جنگل‌ها در ایلام هم شدت گرفت. همان روزها که بمب‌ها بر سر مردم در تهران، کرج و بسیاری دیگر از شهرها می‌ریخت، مردان و زنان برای مهار آتش «توه حل صالح‌آباد» و «بان‌سر» می‌جنگیدند؛ همچنان‌که آتش به جنگل‌های استان فارس هم آمد. استانی که بارها توسط جنگنده‌های اسرائیل بمباران شد و البته جنگل‌های زاگرس در بویراحمد و لرستان هم از آتش‌سوزی در امان نبودند. «حسین منصوری»، مدیر انجمن مردم‌نهاد زاگرس‌بان در ایلام که در آتش دو هفته قبل شاخه‌ای آتش‌گرفته به چشمانش خورد و دستانش سوخت، حالا از شکستگی دست یکی از نیروهای منابع‌طبیعی استان و سوختگی دست‌وپای دیگر دوستانش می‌گوید. وضعیت در جنگل‌های فارس هم همین‌طور بود و «بهمن ایزدی» می‌گوید آتش، دشمن مقابل همیاران و نیروهای دولتی بود و آنها همچنان‌که صدای جنگنده‌ها را می‌شنیدند، رو در رو با آتشی بودند که در زاگرس تمامی نداشت. آنها مردانی بودند که در کنار بمباران مداوم ۱۲روزه کشور، هر روزشان در جنگل‌هایی گذشته که می‌خواهند حفظ شود. آنها نگران زاگرس‌اند، همچنان‌که نگران کل ایران‌اند.
کوچ اجباری ۲۶ کودک به دامنه‌ البرز

فروغ فکری

۲ تیر ۱۴۰۴

کوچ اجباری ۲۶ کودک به دامنه‌ البرز

«ليلا» زودتر از باقى دختران مؤسسه «مهر طه» صداى جت‌ها را شنيد. دستانش را به‌هم قفل كرد و گفت: «اين صداى رعدو‌برق نيست. جنگ شده؟» صبح جمعه، ٢٣ خرداد، در بهت مربيان مركز و ۲۶ دخترى شروع شد كه آنها هم صداى جنگ را از پشت پنجره‌های خانه خيابان مطهرى شنيده بودند. شنبه، روز دوم كه حملات اسرائيل شدت گرفت و صداى تهران زير صداى پدافند و جت‌ها بی‌صدا شد، «زهره زارع»، رئيس مركز مهر طه، روز يكشنبه با مسئوليت خود بچه‌ها را راهى گیلان كرد و اين شروع سفرى سخت شد كه هنوز از آینده‌اش خبر ندارند؛ مانند همه کسانی كه حالا در شهرى غير از تهران‌اند. اما براى زارع چاره‌ای نبود. او گریه مدام دخترانش را ديده بود كه از ترس صداى پهپادها و جت‌ها به گوشه اتاق پناه برده بودند و يكى از آنها از ظهر جمعه كوله‌پشتى‌اش را آماده كرده و كفشش راكنار تختش گذاشته بود؛ براى دور شدن از جنگ، از صداى بمباران و آتش بی‌امان تهران.
قلب‌هایی که برای ایران می‌تپد

فروغ فکری

۳۱ خرداد ۱۴۰۴

قلب‌هایی که برای ایران می‌تپد

۱۰ روز می‌شود که ایران زیر آتش رژیم صهیونیستی بوده و تهران بی‌وقفه صدای انفجار تجربه کرده است. 10 روز پس از آن صبح ۲۳ خرداد، حالا اغلب شهرهای کشور در تلاطمند. از ظهر چهارشنبه، ۲۸ خرداد اینترنت‌ها قطع شدند و تا شب پنجشنبه این قطعی ادامه داشت. آنها که در تهران مانده‌اند، از لحظه‌های سکوت و زمانی که جنگنده‌های اسرائیل بر فراز آسمان نیست، فیلم برمی‌دارند تا خاطره شهری که دوستش دارند در یادشان امن بماند. قطعی اینترنت اما کار را هم برای آنها که خارج از کشورند و هم آنها که در شهرهایی دور از تهران‌اند، سخت کرده؛ بی‌خبری رنج بزرگ دیگری است. عده‌ای در این شرایط اعلام کرده‌اند به آنها که در تهران مانده‌اند سر می‌زنند؛ اگر کسی می‌خواهد از پدر و مادر پیرش خبری بگیرد، آنها حاضرند و اگر کسی نیاز به کمکی دارد، پیشقدم‌اند؛ مانند سحر، محسن، شاهد، علیرضا، مریم و بسیاری دیگر.
نه‌! نه! قلبم نمی‌خواهد خانه کوچکم را رها کند

فروغ فکری

۲۷ خرداد ۱۴۰۴

نه‌! نه! قلبم نمی‌خواهد خانه کوچکم را رها کند

در دو راهی رفتن یا ماندن
برخورد محرمانه با اصلاحیه قانون مدیریت پسماند

فروغ فکری

۲۰ خرداد ۱۴۰۴

برخورد محرمانه با اصلاحیه قانون مدیریت پسماند

زباله از در خانه که خارج می‌شود، گویی دیگر از زندگی‌مان خارج شده و اغلب افراد دیگر مسئولیتی در قبال آن ندارد. این مسئولیت اما در سال‌های اخیر برای مردمی در شهرهای شمالی و جنوبی که محل‌های دفن زباله در نزدیک خانه‌هایشان بوده، حالا دغدغه‌ای جدی شده است. آنها می‌دانند چیزی به‌نام «دور» وجود ندارد و وقتی زباله را دور می‌ریزیم، خیلی زود آثارش به زندگی‌مان برمی‌گردد. شیرابه‌اش در زمین فرو می‌رود و بو و حشراتش جانمان را کم می‌کند. «نرگس آذری»، جامعه‌شناس و پژوهشگر حوزه پسماند، نیز بر این امر صحه می‌گذارد. او که سال‌ها در این حوزه پژوهش کرده، معتقد است سیاستگذاران فقط می‌خواهند مسئله را از خود دور کنند و این را می‌توان در اصلاحیه قانون پسماند هم دید؛ اصلاحیه‌ای که در مجلس در دست بررسی است، اما هیچ‌یک از فعالان این عرصه تاکنون امکان دسترسی به آن را نداشته‌اند.
تیر بر جان حافظان جنگل، تبر بر جان درختان

فروغ فکری

۱۱ خرداد ۱۴۰۴

تیر بر جان حافظان جنگل، تبر بر جان درختان

صدای تیر، تپه‌ها و کوه‌های اطراف روستای کوپیچ سفلی را در هم پیچید تا به گوش «شهرام سلامی» برسد. شهرام، صدای تیر را که شنید، قلبش به تپش افتاد. یک ساعت قبل برادرش، «آراس»، زنگ زده بود، صدایش پشت تلفن می‌لرزید. گفته بود قاچاقچیان چوب را دیده که در روشنایی روز درختان بلوط را می‌برند. به آنها گفته بود نکنید، درختان زندگی ما هستند. اما آنها به روی آراس و پسرعمویش، «محمد»، آتش گشودند. جنگل‌های کوپیچ سفلی از دو روز قبل هنوز صدای تیر را در خود نگه داشته‌اند. آراس حالا در بیمارستان صلا‌ح‌الدین بانه بستری است، درحالی‌که تیر از کنار شاهرگش گذشته و محمد که تیر به قفسه سینه‌اش خورده و صدا و نفسش را تنگ کرده، به‌دلیل شدت جراحات به سقز منتقل شده است.
خرس یتیم در تهران گم شد

فروغ فکری

۱۰ خرداد ۱۴۰۴

خرس یتیم در تهران گم شد

عاقبت سفر از مرودشت برای زندگی بهتر
مردم پای کار آمدند، آهوان زاده شدند

فروغ فکری

۹ خرداد ۱۴۰۴

مردم پای کار آمدند، آهوان زاده شدند

وقتی خبر رسید دوربین‌های تله‌ای در قرق علی‌آباد چهل‌گزی یزد بالاخره و بعد از غیبتی چهارساله تصویر پلنگ را ثبت کرده‌اند، «مهدیه کرمی»، کارشناس قرق که در راه بازگشت از منطقه بود، تمام راه را گریه کرد. آن روزِ آذرماه پارسال برای او تصویری از زندگی دوباره در ۵۰ هزار هکتار از زمین‌هایی بود که از سال ۱۳۹۵ مجوز قرق را گرفته بودند. همان روزی که برای «امیر منصوری»، قرق‌دار منطقه، متفاوت‌ترین روز فعالیت‌ ۱۲ساله‌اش است و حالا هم که یاد آن روز می‌افتد، سرش را بالا می‌گیرد و با صورتی که از شادی شکفته، می‌گوید «چه خوشحالی‌ای بیشتر از این؟ تلاش‌هایمان نتیجه داد. بعد از هفت سال حفاظت، مجوز قرق دادند.» هفت قرق‌بان از هشت سال قبل در علی‌آباد چهل‌گزی، تنه‌ به‌ تنه منطقه حفاظت‌شده کالمند-بهادران، شب را به‌ روز رسانده‌اند و تصویر ماندگار هر لحظه‌شان دیدن آهو در دشت علی‌آباد و دنبال کَل و بزها گشتن در رشته‌‌کوه‌های مشرف به دشت است؛ آنجا که کل‌ها و بزها در سایه کوه پناه می‌گیرند و پرندگان شکاری در آسمانش راه پروازشان طولانی است. در همان دشتی که به‌تازگی تصویر رودک عسل‌خوار در آن ثبت شده و مهدیه کرمی با چشمانی که از ذوق برق می‌زند، دست به گوشی می‌شود، فیلم رودک عسل‌خوار را پیدا می‌کند و می‌گوید: «می‌دانستیم در منطقه هستند، دوربین‌ تله‌ای آنها را ثبت کرده بود. اما این فیلم فرق دارد. یکی از بچه‌های خودمان گرفته، ببینید چقدر زیباست!»