فروغ فکری

فروغ فکری

روزنامه‌نگار

برخورد محرمانه با اصلاحیه قانون مدیریت پسماند

فروغ فکری

۲۰ خرداد ۱۴۰۴

برخورد محرمانه با اصلاحیه قانون مدیریت پسماند

زباله از در خانه که خارج می‌شود، گویی دیگر از زندگی‌مان خارج شده و اغلب افراد دیگر مسئولیتی در قبال آن ندارد. این مسئولیت اما در سال‌های اخیر برای مردمی در شهرهای شمالی و جنوبی که محل‌های دفن زباله در نزدیک خانه‌هایشان بوده، حالا دغدغه‌ای جدی شده است. آنها می‌دانند چیزی به‌نام «دور» وجود ندارد و وقتی زباله را دور می‌ریزیم، خیلی زود آثارش به زندگی‌مان برمی‌گردد. شیرابه‌اش در زمین فرو می‌رود و بو و حشراتش جانمان را کم می‌کند. «نرگس آذری»، جامعه‌شناس و پژوهشگر حوزه پسماند، نیز بر این امر صحه می‌گذارد. او که سال‌ها در این حوزه پژوهش کرده، معتقد است سیاستگذاران فقط می‌خواهند مسئله را از خود دور کنند و این را می‌توان در اصلاحیه قانون پسماند هم دید؛ اصلاحیه‌ای که در مجلس در دست بررسی است، اما هیچ‌یک از فعالان این عرصه تاکنون امکان دسترسی به آن را نداشته‌اند.
تیر بر جان حافظان جنگل، تبر بر جان درختان

فروغ فکری

۱۱ خرداد ۱۴۰۴

تیر بر جان حافظان جنگل، تبر بر جان درختان

صدای تیر، تپه‌ها و کوه‌های اطراف روستای کوپیچ سفلی را در هم پیچید تا به گوش «شهرام سلامی» برسد. شهرام، صدای تیر را که شنید، قلبش به تپش افتاد. یک ساعت قبل برادرش، «آراس»، زنگ زده بود، صدایش پشت تلفن می‌لرزید. گفته بود قاچاقچیان چوب را دیده که در روشنایی روز درختان بلوط را می‌برند. به آنها گفته بود نکنید، درختان زندگی ما هستند. اما آنها به روی آراس و پسرعمویش، «محمد»، آتش گشودند. جنگل‌های کوپیچ سفلی از دو روز قبل هنوز صدای تیر را در خود نگه داشته‌اند. آراس حالا در بیمارستان صلا‌ح‌الدین بانه بستری است، درحالی‌که تیر از کنار شاهرگش گذشته و محمد که تیر به قفسه سینه‌اش خورده و صدا و نفسش را تنگ کرده، به‌دلیل شدت جراحات به سقز منتقل شده است.
خرس یتیم در تهران گم شد

فروغ فکری

۱۰ خرداد ۱۴۰۴

خرس یتیم در تهران گم شد

عاقبت سفر از مرودشت برای زندگی بهتر
مردم پای کار آمدند، آهوان زاده شدند

فروغ فکری

۹ خرداد ۱۴۰۴

مردم پای کار آمدند، آهوان زاده شدند

وقتی خبر رسید دوربین‌های تله‌ای در قرق علی‌آباد چهل‌گزی یزد بالاخره و بعد از غیبتی چهارساله تصویر پلنگ را ثبت کرده‌اند، «مهدیه کرمی»، کارشناس قرق که در راه بازگشت از منطقه بود، تمام راه را گریه کرد. آن روزِ آذرماه پارسال برای او تصویری از زندگی دوباره در ۵۰ هزار هکتار از زمین‌هایی بود که از سال ۱۳۹۵ مجوز قرق را گرفته بودند. همان روزی که برای «امیر منصوری»، قرق‌دار منطقه، متفاوت‌ترین روز فعالیت‌ ۱۲ساله‌اش است و حالا هم که یاد آن روز می‌افتد، سرش را بالا می‌گیرد و با صورتی که از شادی شکفته، می‌گوید «چه خوشحالی‌ای بیشتر از این؟ تلاش‌هایمان نتیجه داد. بعد از هفت سال حفاظت، مجوز قرق دادند.» هفت قرق‌بان از هشت سال قبل در علی‌آباد چهل‌گزی، تنه‌ به‌ تنه منطقه حفاظت‌شده کالمند-بهادران، شب را به‌ روز رسانده‌اند و تصویر ماندگار هر لحظه‌شان دیدن آهو در دشت علی‌آباد و دنبال کَل و بزها گشتن در رشته‌‌کوه‌های مشرف به دشت است؛ آنجا که کل‌ها و بزها در سایه کوه پناه می‌گیرند و پرندگان شکاری در آسمانش راه پروازشان طولانی است. در همان دشتی که به‌تازگی تصویر رودک عسل‌خوار در آن ثبت شده و مهدیه کرمی با چشمانی که از ذوق برق می‌زند، دست به گوشی می‌شود، فیلم رودک عسل‌خوار را پیدا می‌کند و می‌گوید: «می‌دانستیم در منطقه هستند، دوربین‌ تله‌ای آنها را ثبت کرده بود. اما این فیلم فرق دارد. یکی از بچه‌های خودمان گرفته، ببینید چقدر زیباست!»
پرنده‌ها نادیده گم می‌شوند

فروغ فکری

۲ خرداد ۱۴۰۴

پرنده‌ها نادیده گم می‌شوند

فروردین‌ماه امسال که بعد از چند سال بسته بودن درهای برج پرنده‌نگری سِلکه در جنوب تالاب انزلی به‌بهانه ساخت‌وساز، فعالان با هماهنگی یکی از اساتید دانشگاه به این منطقه رفتند، با واقعیت عجیبی روبه‌رو شدند؛ نه ساخت‌وسازی در جریان بود و نه تغییری در آنجا داده شده بود. درهای این برج که یکی از استانداردترین برج‌های فعلی است، بی‌دلیل، از سال ۱۴۰۱ بسته بود و بعد از آن‌هم کسی پاسخی برای این اتفاق نداشت. از سال ۱۳۸۶ که نخستین برج پرنده‌نگری به‌صورت رسمی در تالاب کانی‌برازان آذربایجان‌غربی به راه افتاد، تا کنون نقدها به عملکرد این مجموعه‌ها کم نبوده است. برج‌هایی که قرار بود محلی برای اتصال آموزش و گردشگری باشند، با نقدهایی چون جانمایی اشتباه، استفاده نکردن از مواد مناسب هر منطقه، بسته بودن درهایشان و البته نداشتن ضابطه برای رسیدگی بر عملکردشان روبه‌رو هستند. برج‌هایی با سازه‌هایی عمرانی و عموماً غیر همسو با اصول و استاندارد‌های محیط‌زیستی.
بودن یا نبودن سطل‌های زباله؟

فروغ فکری

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

بودن یا نبودن سطل‌های زباله؟

سه سال از آن بهاری که اهالی سراوان مقابل ماشین‌های حمل زباله برای چند هفته ایستادند تا زباله‌ به جنگل نرسد، می‌گذرد. سه سال بعد از آن برخوردهای سخت با مردمی که دهه‌ها از بو و کوه چند‌صدمتری زباله خسته بودند، «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در هفته گذشته به گیلان سفر کرد و گفت «موضوع زباله در گیلان قابل‌حل است؛ چون زباله در شمال کشور هنوز به مرحله بحران نرسیده است.» از نظر سخنگو، کوه‌های زباله در جنگل و ساحل، نبود سایت‌های استاندارد، مشکل گسترده کارخانه کود آلی و زباله‌سوزها، بی‌توجهی به تفکیک از مبدأ و زباله‌های سرگردان در روستاها و اعتراضات و بستن راه بر ماشین‌های حمل زباله هنوز به مرحله بحرانی نرسیده! این صحبت‌ها در حالی از سوی نماینده دولت مطرح شده است که از اسفند گذشته صدای دهیاران روستاهای گیلان بلند بود. آنها سردرگم میان عملکرد استانداری برای مدیریت پسماند قرار گرفته‌ بودند؛ زمانی به‌اجبار سطل‌های زباله از روستاها جمع شد و به آنها گفتند خودشان باید زباله‌های روستاهایشان را مدیریت کنند و حالا به آنها گفته شده به‌اجبار باید سطل زباله بگذارند. آنها می‌پرسند چه چیزی در این چند سال تغییر کرده؟ آیا محل دپوی جدیدی برای زباله‌ها تعیین شده؟ آیا فکری به حال ساماندهی سراوان و دیگر محل‌های دپو کرده‌اید و آیا قرار است حالا برخلاف سال‌های قبل زباله‌های روستایی را جمع کنید؟ دهیاران بسیاری از روستاها بدون پاسخ از سوی استانداری، سرگردان در این شرایط هستند و بسیاری از آنها می‌گویند بازگشت سطل‌های زباله یعنی برگشت به عقب.
مواجهه با دریای گردوغبار

فروغ فکری

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

مواجهه با دریای گردوغبار

«اگر ۱۰ سال قبل کسی می‌گفت در مازندران غبار وجود دارد، همه فکر می‌کردند شوخی می‌کند، حالا چی؟ غبار به اینجا هم رسید.» این جمله را یکی از اهالی بابل می‌گوید که در چندین عکس و فیلم از آنجا در کانال بابلی‌ها و دیگر کانال‌ها، این شهر را هم با ریزگرد اندک نشان می‌دهد. در سال‌های اخیر غبار راهش به گلستان و بعد مازندران باز شد. مهمترین راهی که غبارها طی کرده‌اند، از بیابان قره‌قوم ترکمنستان بوده؛ اما حالا که آب خزر عقب نشسته، بیم افزایش غبارهای داخلی هم بالا گرفته است. شن‌های ساحل با پسروی دریا رطوبت خود را از دست می‌دهند و آب دریا که قبلاً تالاب‌های مهم استان‌های شمالی را سیراب می‌کرد، هر روز کم‌رمق‌تر از قبل می‌شود. چنانچه استاندار مازندران در روزهای اخیر گفت «۱۵ هزار هکتار از ۴۵ هزار هکتار پهنه آبی تالاب میانکاله رو به خشکی رفته است.»
پساب آکواریوم در قلب آبخوان

فروغ فکری

۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴

پساب آکواریوم در قلب آبخوان

«پروژه آکواریوم در پارک کوهستانی دراک فاجعه‌ای محیط‌زیستی در دل فاجعه‌ای دیگر رقم می‌زند.» این را فعالان محیط‌زیست استان فارس می‌گویند که از سال گذشته نگران راه‌اندازی تله‌کابین در کوه دراک هستند. ماجرای راه‌اندازی تله‌کابین به تابستان سال گذشته برمی‌گردد. زمانی‌که شهردار خبر ساخت آن را داد، چون گزارش ارزیابی اثرات محیط‌زیستی وجود نداشت و شهرداری هم مالک عرصه نبود، ادار‌ه‌کل منابع‌طبیعی و آبخیزداری مانع ادامه کار شد و پرونده تخریب و تخلف شهرداری را به دادگستری شیراز فرستاد. این منع اما مانع ادامه کار نشد و شهرداری خبر از ارائه طرح برای نوشتن گزارش ارزیابی داد. گزارشی که با وجود تلاش فعالان تاکنون در اختیار آنها قرار نگرفته است. با وجود این وضعیت و مشخص نبودن شرایط راه‌اندازی تله‌کابین در یکی از مهمترین آبخوان‌ها، رویشگاه‌ها و زیستگاه‌های مرتفع‌ترین چکاد شهرستان شیراز، خبر از راه‌اندازی پروژه آکواریوم با زیربنای چهارهزار مترمربع و آوردن چند هزار جانور آب‌های شور و شیرین و اندمیک به میان آمده است.