فروغ فکری
روزنامهنگار
فروغ فکری
۱۸ مهر ۱۴۰۴
جان دادن در آب، جنازه در خشکی
از ابتدای سال تا یازدهم مهرماه، لاشه ۳۵ فوک در گیلان، ۴۶ فوک در مازندران و یک فوک در سواحل استان گلستان پیدا شده است. این آماری است که مرکز حفاظت فوک خزری ایران به «پیام ما» داده است. یک روز بعد از ارائه این آمار توسط این مرکز، خبر آمد لاشه یک فوک دیگر در ساحل فرحآباد ساری پیدا شده. در تصاویر، لاشه از آب بیرون کشیده میشود و هنوز مشخص نیست چه مدت از زمان مرگش گذشته است. اما آنطورکه شواهد چند سال اخیر نشان میدهند، به نسبت گذشته پیدا شدن جسم بیجان فوکها در سواحل ایران افزایش یافته، اما هنوز دلیل اغلب این مرگومیرها مشخص نیست. لاشههایی که در هفته گذشته به سواحل گیلان رسیدند، زمانی پیدا شدند که دچار فساد و پوسیدگی بودند و برای بررسی علت مرگ دیر بود. همین دلیلی است که با لاشههای گونهای در معرض خطر انقراض روبهرو باشیم، بی آنکه در اغلب موارد دلیل مرگ مشخص باشد.
فروغ فکری
۷ مهر ۱۴۰۴
تیر خلاص به گونهای قیصری
برداشت غیرقانونی گزانگبینها از منطقه حفاظتشده قیصری چهارمحالوبختیاری امسال یک مصدوم داشت. «احمد»، از عشایر منطقه که از مدتها قبل برداشتکنندگان غیرمجاز را دیده بود، در چندمتری سیاهچادرشان با تهدید تعدادی از آنها که مسلح بودند، روبهرو شد: «تفنگ را روی شقیقهام گذاشت و گفت چرا زاغسیاه ما را چوب میزنی و خبر آمدن ما را به محیطزیست دادی؟» بعد هم او را کتک زدند و حالا پرونده شکایت او از این افراد از چهارمحال به ایذه منتقل شده است. برداشت گزانگبین در مناطق حفاظتشده قیصری چندسالی است که به معضلی برای منطقه بدل شده و نابودی اکوسیستم برای عشایر نگرانی بزرگتری است. این درحالیاست که براساس قراردادهای مخفیانه، رقمهای بالایی برای برداشت گزانگبین پرداخت میشود و تعدادی از متخلفان در منطقه قیصری در حال حاضر مسلح هستند.
فروغ فکری
۳۱ شهریور ۱۴۰۴
حمله با داس و چاقو به جنگلبان آملی
سر با داس شکافته شده و بخیهها روی لایههای خون نشستهاند. چاقو پای راست «فضلالله اسماعیلی» را نشانه گرفته و او در روزهای اخیر بر تخت بیمارستان آراد تهران مدام به این فکر کرده که چطور قاچاقچیان چوب، جنگلبانی را در شهر و مقابل خانوادهاش به خاک نشاندهاند و فقط یک نفر از آنها بازداشت شده؟ اتفاق روز هجدهم شهریور افتاد، در شهر آمل؛ یک روز بعد از آنکه اسماعیلی و همکارانش کامیون یک قاچاقچی چوب را گرفتند. فردای آن روز دو برادرزاده آن فرد مقابل همسر، زن برادر و کودکان دو و هشت ساله به اسماعیلی حمله کردند. بچه هشتساله هنوز نتوانسته حمله به عمویش را هضم کند، تحت رواندرمانی است و مدام گریه میکند. پای اسماعیلی بیحس است، عصبها ناتوانند و او میگوید: «هیچچیز به قبل برنمیگردد.» سال گذشته هم عدهای خانه او را به رگبار بستند و هنوز مشخص نیست این کار توسط چه کسانی انجام گرفته بود.
فروغ فکری
۲۸ شهریور ۱۴۰۴
کودکان حاشیه، گروگان شهریه
«لیلا» دستان و چشمانش را میدزدد، اما لبخندش را نه. سرش را بالا میگیرد و با جسارت میگوید: «ما پول ثبتنام در مدرسه نداریم، اما من میخوام درس بخونم.» او مانند بسیاری دیگر از دختران و پسرانی است که در سالهای اخیر بهخاطر اجبار در پرداخت شهریه مدارس دولتی، آنهم در منطقه هرندی تهران، با مشکل ثبتنام مواجه شده؛ اما امسال مشکل دوچندان است. یک مدرسه دولتی دخترانه در مقطع متوسطه در منطقه ۱۲ بهدلیل اخراج اتباع و کمشدن تعداد دانشآموزان تعطیل شده و دانشآموزان ایرانی برای تحصیل باید به منطقه دیگری بروند؛ جایی که «کوچههای ترسناکی» دارد و رفتوآمد در آن حتی برای مادر لیلا و سایر بزرگسالان دشوار است. اگر هم به آنجا برسند با شهریه ۱۰ میلیون تومانی چه کنند؟ سخنگوی آموزشوپرورش به «پیام ما» میگوید این کار تخلف است و مدارس دولتی نباید شهریه دریافت کنند. اما برخورد مدیران مدارس با این دانشآموزان و خانوادههایشان تلخ است. مددکار مؤسسه توانمندسازی «ندای ماندگار» که به آموزشوپرورش منطقه و بهزیستی رفته و نامهنگاریهای بسیاری انجام داده هم از برخوردها گلایه دارد. این در حالی است که امسال بیش از ۲۰ دانشآموز ایرانی و ۳۰ دانشآموز اتباع به مؤسسه ندای ماندگار مراجعه کردهاند که همگی در پرداخت شهریه مدرسه مشکل دارند. وضعیت سایر مؤسسات حمایتی هم به همین شکل است و حالا نگرانی از ترک تحصیل بچهها در این مناطق بیش از گذشته قوت گرفته است.
فروغ فکری
۲۲ شهریور ۱۴۰۴
«تنگ دیل»، شاهد مرگ بلوطها
«البرز زارعی» بعد از خاموش کردن آتش «خامی» در خردادماه سال ۹۹، به کوه دیل رفت. خودش تعریف کرده بود که «داخل دیوارهای گیر کردم. آتش از پایین زبانه کشید و آمد سمت من. هیچ راه فراری نداشتم. همانجا ماندم و سوختم.» او در دشت دیل سوخت، در میان بلوطها و بادامها. دو هفته جسم عفونتکردهاش در بیمارستان برای زنده ماندن تلاش کرد، اما نشد. او برای حفظ درختان تنگ دیل کهگیلویهوبویراحمد جانش را به آتش داد، همان جایی که حالا میخواهند با جادهسازی درختانش را نابود کنند و محلیهایش نام البرز از دهانشان نمیافتد: «البرز برای حفظ درختان اینجا جانش را داد، حیف!». این پوشش گیاهی متراکم بعد از تونلی است که برای روان شدن تردد بین گچساران تا روستای دیل و چرام کشیده شده، اما فعالان میگویند نیازی به عریض کردن جاده در خروجی تونل نیست؛ آنهم در منطقه حفاظتشده. بهانه فعلی اما ملی بودن این طرح است و حمایت نماینده مردم گچساران در مجلس بدون توجه به اثرات مخرب محیطزیستی و بیتوجهی ادارهکل محیطزیست استان به این تخریب، نگرانیها را چندین برابر کرده است.
فروغ فکری
۱۵ شهریور ۱۴۰۴
مرگهای دنبالهدار در زاگرس
«ریبین گورانی» ۱۰ روز در کما برای زنده ماندن تلاش کرد. دود آتشسوزی گسترده در جنگلهای مریوان، اواخر مردادماه به ریههایش تاخت، همان زمان و پس از بازگشت از محل حادثه به مراکز درمانی رفت اما آنطورکه انجمن محیطزیستی چیا نوشت، با تأخیر بستری شد و پس از چند روز وخامت حال، تهوع و سرگیجه شدید، نهایتاً در روز سهشنبه، ۴ شهریور، به کُما رفت. ۱۰ روز در کما ماند و ۱۴ شهریور خبر ازدسترفتنش آمد تا نامش در کنار «حمید مرادی»، «چیاکو یوسفینژاد» و «خبات امینی»، بهعنوان کشتهشدگان در آتشسوزیهای امسال کردستان قرار گیرد. حمید، چیاکو و خبات برای خاموش کردن آتش آبیدر اوایل مرداد جانشان را از دست دادند و حالا در شهریورماه، ریبین ۲۷ساله برای خاموش کردن آتش جنگلهای مریوان از دست رفته است.
فروغ فکری
۷ شهریور ۱۴۰۴
۳۴ خانواده، ۴ سال آوارگی
اهالی روستای «خِرِشت پایین» در رودبار بعد از گذشت چهار سال هنوز صدای رانش کوه را به یاد دارند. هنوز در گوشهایشان غرش سنگهایی که بهدلیل برداشت بیرویه معدن شن و ماسه راهی پایین دست شده، تلخترین صدایی است که شنیدهاند و آن روز خردادماه سال ۱۴۰۰ را که باعث شد ۳۴ خانوار مجبور به ترک خانههایشان شوند، فراموش نکردهاند. هرچند فعالیت معدن بعد از این رانش متوقف شد، اما از یک سال قبل تلاشهایی برای راهاندازی دوباره به راه افتاده، آنهم در شرایطی که نه خسارتی به ۳۴ خانواده آواره پرداخت شده و نه زمینی که قرار بود بنیاد مسکن روبهروی روستای خالیشده برای ساختوساز مجدد اختصاص دهد، به آنها داده شده است. آنها هنوز بعد از چهار سال با همان خشم و استیصال روزهای نخست به معدن و کوه مینگرند، به روستای آبا و اجدادیشان که حالا خالی از سکنه شده است.
فروغ فکری
۲ شهریور ۱۴۰۴
حلقه سیمخاردار بر گردن مراتع ملی
غروب یک روز مهآلود در بهار امسال، سیمهای خاردار به ارتفاعات «مالیدره» سوادکوه رسیدند و دو هکتار از اراضی ملی را محصور کردند. محلیها میگویند بارها در روزهای بارانی و مهآلود که رفتوآمد در ارتفاعات کمتر است این اتفاق برای زمینهای دیگر هم افتاده. مراتعی که براساس اسناد قدیمی جزو زمینهای منابعطبیعی بودند، اما با سندسازی به مالکیت فردی درآمدهاند، آنهم در قلب منطقه شکارممنوع. «داریوش احمدیپور»، فعال محیطزیست منطقه هم بعد از پیگیری با تهدیدهای بسیاری روبهرو شده و حالا اهالی روستاهای اطراف که در سالهای گذشته بارها شاهد ازدسترفتن مراتع و زمینهای بالادست بودهاند، از شبکهای میگویند که بهراحتی زمین را تصاحب میکند، چندبار میفروشد و درنهایت بعد از پلاک گرفتن برای ساخت ویلا در آن تلاش میکند. مانند اتفاقی که در «گرزینخیل»، «اترگله» و «بیمدره» و بسیاری دیگر از ارتفاعات شهرهای مازندران افتاده است.
