فروغ فکری
روزنامهنگار
فروغ فکری
۲۲ شهریور ۱۴۰۴
«تنگ دیل»، شاهد مرگ بلوطها
«البرز زارعی» بعد از خاموش کردن آتش «خامی» در خردادماه سال ۹۹، به کوه دیل رفت. خودش تعریف کرده بود که «داخل دیوارهای گیر کردم. آتش از پایین زبانه کشید و آمد سمت من. هیچ راه فراری نداشتم. همانجا ماندم و سوختم.» او در دشت دیل سوخت، در میان بلوطها و بادامها. دو هفته جسم عفونتکردهاش در بیمارستان برای زنده ماندن تلاش کرد، اما نشد. او برای حفظ درختان تنگ دیل کهگیلویهوبویراحمد جانش را به آتش داد، همان جایی که حالا میخواهند با جادهسازی درختانش را نابود کنند و محلیهایش نام البرز از دهانشان نمیافتد: «البرز برای حفظ درختان اینجا جانش را داد، حیف!». این پوشش گیاهی متراکم بعد از تونلی است که برای روان شدن تردد بین گچساران تا روستای دیل و چرام کشیده شده، اما فعالان میگویند نیازی به عریض کردن جاده در خروجی تونل نیست؛ آنهم در منطقه حفاظتشده. بهانه فعلی اما ملی بودن این طرح است و حمایت نماینده مردم گچساران در مجلس بدون توجه به اثرات مخرب محیطزیستی و بیتوجهی ادارهکل محیطزیست استان به این تخریب، نگرانیها را چندین برابر کرده است.
فروغ فکری
۱۵ شهریور ۱۴۰۴
مرگهای دنبالهدار در زاگرس
«ریبین گورانی» ۱۰ روز در کما برای زنده ماندن تلاش کرد. دود آتشسوزی گسترده در جنگلهای مریوان، اواخر مردادماه به ریههایش تاخت، همان زمان و پس از بازگشت از محل حادثه به مراکز درمانی رفت اما آنطورکه انجمن محیطزیستی چیا نوشت، با تأخیر بستری شد و پس از چند روز وخامت حال، تهوع و سرگیجه شدید، نهایتاً در روز سهشنبه، ۴ شهریور، به کُما رفت. ۱۰ روز در کما ماند و ۱۴ شهریور خبر ازدسترفتنش آمد تا نامش در کنار «حمید مرادی»، «چیاکو یوسفینژاد» و «خبات امینی»، بهعنوان کشتهشدگان در آتشسوزیهای امسال کردستان قرار گیرد. حمید، چیاکو و خبات برای خاموش کردن آتش آبیدر اوایل مرداد جانشان را از دست دادند و حالا در شهریورماه، ریبین ۲۷ساله برای خاموش کردن آتش جنگلهای مریوان از دست رفته است.
فروغ فکری
۷ شهریور ۱۴۰۴
۳۴ خانواده، ۴ سال آوارگی
اهالی روستای «خِرِشت پایین» در رودبار بعد از گذشت چهار سال هنوز صدای رانش کوه را به یاد دارند. هنوز در گوشهایشان غرش سنگهایی که بهدلیل برداشت بیرویه معدن شن و ماسه راهی پایین دست شده، تلخترین صدایی است که شنیدهاند و آن روز خردادماه سال ۱۴۰۰ را که باعث شد ۳۴ خانوار مجبور به ترک خانههایشان شوند، فراموش نکردهاند. هرچند فعالیت معدن بعد از این رانش متوقف شد، اما از یک سال قبل تلاشهایی برای راهاندازی دوباره به راه افتاده، آنهم در شرایطی که نه خسارتی به ۳۴ خانواده آواره پرداخت شده و نه زمینی که قرار بود بنیاد مسکن روبهروی روستای خالیشده برای ساختوساز مجدد اختصاص دهد، به آنها داده شده است. آنها هنوز بعد از چهار سال با همان خشم و استیصال روزهای نخست به معدن و کوه مینگرند، به روستای آبا و اجدادیشان که حالا خالی از سکنه شده است.
فروغ فکری
۲ شهریور ۱۴۰۴
حلقه سیمخاردار بر گردن مراتع ملی
غروب یک روز مهآلود در بهار امسال، سیمهای خاردار به ارتفاعات «مالیدره» سوادکوه رسیدند و دو هکتار از اراضی ملی را محصور کردند. محلیها میگویند بارها در روزهای بارانی و مهآلود که رفتوآمد در ارتفاعات کمتر است این اتفاق برای زمینهای دیگر هم افتاده. مراتعی که براساس اسناد قدیمی جزو زمینهای منابعطبیعی بودند، اما با سندسازی به مالکیت فردی درآمدهاند، آنهم در قلب منطقه شکارممنوع. «داریوش احمدیپور»، فعال محیطزیست منطقه هم بعد از پیگیری با تهدیدهای بسیاری روبهرو شده و حالا اهالی روستاهای اطراف که در سالهای گذشته بارها شاهد ازدسترفتن مراتع و زمینهای بالادست بودهاند، از شبکهای میگویند که بهراحتی زمین را تصاحب میکند، چندبار میفروشد و درنهایت بعد از پلاک گرفتن برای ساخت ویلا در آن تلاش میکند. مانند اتفاقی که در «گرزینخیل»، «اترگله» و «بیمدره» و بسیاری دیگر از ارتفاعات شهرهای مازندران افتاده است.
فروغ فکری
۲۵ مرداد ۱۴۰۴
آینده مسموم
اوایل مردادماه که استاندار گیلان از پروژه مدیریت پسماند روستای لسکوکلایه از توابع کیاشهر بازدید کرد و یک دستگاه زبالهسوز کوچکمقیاس افتتاح شد، موافقان این طرح، آن را راهی برای همراهی با فناوری و مدیریت پسماند دانستند و مخالفان نیز بیضابطه بودن و تولید گازهای سمی ناشی از سوزاندن زباله در این دستگاهها را از جمله دلایل نگرانیها برای آینده آن عنوان کردند. بعد از این بازدید استاندار گفت این طرح میتواند برای ۱۱۳ روستای گیلان عملی شود و این گفته بار نگرانی را بیشتر کرد، آنهم برای وسیلهای که بهگفته «مهدی خادم ثامنی»، مدیرکل دفتر مدیریت پسماند سازمان حفاظت محیطزیست، صرفاً مجوزی موقت از ادارهکل محیطزیست استان گیلان دارد و باید وضعیتش در آینده بررسی شود. او در گفتوگو با «پیام ما» به وضعیت زبالهسوزهای بزرگمقیاس اشاره کرد و درنهایت زبالهسوزی را آخرین گزینه مدیریت پسماند دانست و عملکرد وزارت کشور و زیرمجموعههایش یعنی شهرداریها، بخشداریها و دهیاریها را در مدیریت پسماندهای کشور ضعیف توصیف کرد؛ مدیریتی که در نبود اعمال قانون و برخورد ضعیف با اشتباهات این مجموعه، خود را بیشازپیش نشان داده است.
فروغ فکری
۱۵ مرداد ۱۴۰۴
نوشتن از محیطزیست در روزگار بحران
فروغ فکری، سامان محمدی
۱۲ مرداد ۱۴۰۴
زبالهسوز، راه مدیریت پسماند یا افزایش آلودگی؟
روستاییان اطراف محل دفن زباله سراوان، سه سال قبل که مقابل این دفنگاه روزها و روزها بست نشستند تا زبالهای به جنگل وارد نشود. آنها میگفتند صدایشان به جایی نمیرسد و خسته از بو، شیرابه، حشرات و کوه صدمتری زبالهاند. وعدههای بسیاری به آنها داده شد. مانند سالهای قبلتر که تابلوی روزشمار برای جابهجایی و حل مشکل این دفنگاه نصب شده بود و نتیجهاش هیچ بود. در نهایت طرحهایی مانند جابهجایی زباله به شهرهای دیگر مانند رودبار مطرح شد و طرح دیگر این بود که روستاهای اطراف زبالههایشان را به سراوان نیاورند و خودشان مدیریتش کنند. سوزاندن زباله در روستاها و تلنبار شدن آنها در ورودی و اطراف جادهها مشکل جدید منطقه شد تا در نهایت در روستای سالکده چند سال قبل زبالهسوزی کوچک نصب شد که نظارتی بر آن وجود نداشت و بعد هم روستای لسکوکلایه در کیاشهر زبالهسوز کوچکمقیاس اما این بار جدید و با نظارت نصب کرد. واکنشها به راهاندازی این زبالهسوز کم نبوده و موافقان و مخالفان روبروی هم صف کشیدهاند. عدهای آن را فناوریای مناسب در شرایطی میدانند که مدیریت زبالهها در گیلان به فاجعه بدل شده و این کار میتواند با مشارکت جامعه محلی تفکیک را نهادینه کند و عده دیگر این زبالهسوزها را بدون پروتکل دانسته و نگرانیهایی برای ایجاد آلودگی آنها در آینده دارند.
فروغ فکری
۶ مرداد ۱۴۰۴
ما فقط با مشارکت مردم میتوانیم از طبیعت حفاظت کنیم
سه جان عزیز برای خاموش کردن مراتع و جنگلهای آبیدر از دست رفتهاند. «حمید مرادی»، «چیاکو یوسفنژاد» و «خبات امینی»، هر سه داوطلبانی بودند که به درههای پارک جنگلی منطقه زدند و در شیب تند گرفتار دود و آتش شدند. در این شرایط که هر ماه نام عزیزی در فهرست کشتهشدگان مقابله با آتش جنگلها قرار میگیرد، سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری بهعنوان یکی از ارکان حفاظتی، از عملکرد خود دفاع میکند و «ابراهیم پیرزادیان»، معاون سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری، در گفتو گو با «پیام ما» عنوان میکند که تمام نیروهای لشکری و کشوری برای مهار آتش باید پای کار بیایند. او در جواب نقدها به عملکرد سازمان میگوید: «قبل از اینکه آتش اتفاق بیفتد و در فصول امنتر، چندین رزمایش اطفای حریق برگزار کردیم و خواستیم همه دستگاهها و مردم را پای کار بیاوریم. ما تلاش خودمان را کردیم.»
