فروغ فکری

فروغ فکری

روزنامه‌نگار

آینده مسموم

فروغ فکری

۲۵ مرداد ۱۴۰۴

آینده مسموم

اوایل مردادماه که استاندار گیلان از پروژه مدیریت پسماند روستای لسکوکلایه از توابع کیاشهر بازدید کرد و یک دستگاه زباله‌سوز کوچک‌مقیاس افتتاح شد، موافقان این طرح، آن را راهی برای همراهی با فناوری و مدیریت پسماند دانستند و مخالفان نیز بی‌ضابطه بودن و تولید گازهای سمی ناشی از سوزاندن زباله در این دستگاه‌ها را از جمله دلایل نگرانی‌ها برای آینده آن عنوان کردند. بعد از این بازدید استاندار گفت این طرح می‌تواند برای ۱۱۳ روستای گیلان عملی شود و این گفته بار نگرانی را بیشتر کرد، آن‌هم برای وسیله‌ای که به‌گفته «مهدی خادم ثامنی»، مدیرکل دفتر مدیریت پسماند سازمان حفاظت‌ محیط‌زیست، صرفاً مجوزی موقت از اداره‌کل محیط‌زیست استان گیلان دارد و باید وضعیتش در آینده بررسی شود. او در گفت‌وگو با «پیام ما» به وضعیت زباله‌سوزهای بزرگ‌مقیاس اشاره کرد و درنهایت زباله‌سوزی را آخرین گزینه مدیریت پسماند دانست و عملکرد وزارت کشور و زیرمجموعه‌هایش یعنی شهرداری‌ها، بخشداری‌ها و دهیاری‌ها را در مدیریت پسماندهای کشور ضعیف توصیف کرد؛ مدیریتی که در نبود اعمال قانون و برخورد ضعیف با اشتباهات این مجموعه، خود را بیش‌ازپیش نشان داده است.
نوشتن از محیط‌زیست در روزگار بحران

فروغ فکری

۱۵ مرداد ۱۴۰۴

نوشتن از محیط‌زیست در روزگار بحران

زباله‌سوز، راه مدیریت پسماند یا افزایش آلودگی؟

فروغ فکری، سامان محمدی

۱۲ مرداد ۱۴۰۴

زباله‌سوز، راه مدیریت پسماند یا افزایش آلودگی؟

روستاییان اطراف محل دفن زباله سراوان، سه سال قبل که مقابل این دفنگاه روزها و روزها بست نشستند تا زباله‌ای به جنگل وارد نشود. آنها می‌گفتند صدایشان به جایی نمی‌رسد و خسته از بو، شیرابه، حشرات و کوه صدمتری زباله‌اند. وعده‌های بسیاری به آنها داده شد. مانند سال‌های قبل‌تر که تابلوی روزشمار برای جابه‌جایی و حل مشکل این دفنگاه نصب شده بود و نتیجه‌اش هیچ بود. در نهایت طرح‌هایی مانند جابه‌جایی زباله به شهرهای دیگر مانند رودبار مطرح شد و طرح دیگر این بود که روستاهای اطراف زباله‌هایشان را به سراوان نیاورند و خودشان مدیریتش کنند. سوزاندن زباله در روستاها و تلنبار شدن آنها در ورودی و اطراف جاده‌ها مشکل جدید منطقه شد تا در نهایت در روستای سالکده چند سال قبل زباله‌سوزی کوچک نصب شد که نظارتی بر آن وجود نداشت و بعد هم روستای لسکوکلایه در کیاشهر زباله‌سوز کوچک‌مقیاس اما این بار جدید و با نظارت نصب کرد. واکنش‌ها به راه‌اندازی این زباله‌سوز کم نبوده و موافقان و مخالفان روبروی هم صف کشیده‌اند. عده‌ای آن را فناوری‌ای مناسب در شرایطی می‌دانند که مدیریت زباله‌ها در گیلان به فاجعه بدل شده و این کار می‌تواند با مشارکت جامعه محلی تفکیک را نهادینه کند و عده دیگر این زباله‌سوزها را بدون پروتکل دانسته و نگرانی‌هایی برای ایجاد آلودگی آنها در آینده دارند.
ما فقط با مشارکت مردم می‌توانیم از طبیعت حفاظت کنیم

فروغ فکری

۶ مرداد ۱۴۰۴

ما فقط با مشارکت مردم می‌توانیم از طبیعت حفاظت کنیم

سه جان عزیز برای خاموش کردن مراتع و جنگل‌های آبیدر از دست رفته‌اند. «حمید مرادی»، «چیاکو یوسف‌نژاد» و «خبات امینی»، هر سه داوطلبانی بودند که به دره‌های پارک جنگلی منطقه زدند و در شیب تند گرفتار دود و آتش شدند. در این شرایط که هر ماه نام عزیزی در فهرست کشته‌شدگان مقابله با آتش جنگل‌ها قرار می‌گیرد، سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری به‌عنوان یکی از ارکان حفاظتی، از عملکرد خود دفاع می‌کند و «ابراهیم پیرزادیان»، معاون سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری، در گفت‌و گو با «پیام ما» عنوان می‌کند که تمام نیروهای لشکری و کشوری برای مهار آتش باید پای کار بیایند. او در جواب نقدها به عملکرد سازمان می‌گوید: «قبل از اینکه آتش اتفاق بیفتد و در فصول امن‌تر، چندین رزمایش اطفای حریق برگزار کردیم و خواستیم همه دستگاه‌ها و مردم را پای کار بیاوریم. ما تلاش خودمان را کردیم.»
انفجارهای معدنی، جنگ هر روزه

فروغ فکری

۳۰ تیر ۱۴۰۴

انفجارهای معدنی، جنگ هر روزه

با نخستین انفجاری که کوه‌ «آق‌برون» را در عصر روز سه‌شنبه، ۲۴ تیرماه، در هم شکست، اهالی روستای ویدر در استان مرکزی از خانه‌هایشان بیرون آمدند. دومین انفجار مهیب آنها را مطمئن کرد که باز هم جنگ شده و این صدای موشک یا بمبی است که از جنگنده‌های اسرائیلی بر سر کوه آوار شده. اما نه جتی در کار بود و نه جنگنده‌ای. شدت انفجار معدن «سیمان سفید فرداد» این‌بار آنقدر زیاد بود که ترس جنگ را برای اهالی روستاهای منطقه زنده کرد. موج انفجار ساختمان‌ها را لرزاند، وسایل خانه‌ها را تکان داد و نفس اهالی را بند آورد. آنها آق‌برون را از دور می‌دیدند که میان تلی از خاک گم شده و بعد از آن خاک‌ها بر ریه و تن باغ‌های اهالی ویدر نشستند و آنها را مجاب کردند تا برای چندمین‌بار در سال‌های اخیر به وضعیتی که کارخانه‌های سیمان و معادن با برداشت‌هایشان در منطقه ایجاد کرده‌اند، معترض شوند.
تالاب ما روزگاری ماهی داشت

فروغ فکری

۲۳ تیر ۱۴۰۴

تالاب ما روزگاری ماهی داشت

چند روز قبل از آنکه صدای جنگنده‌ها در آسمان ایران شنیده و راه پهپادها به استان‌های مختلف باز شود، دختران و پسران دبستانی در کنار تالاب لاگون پارک ملی بوجاق به صف شدند و رو به تالابی که می‌خواهند روزهای پرآبی‌‌اش را ببینند، گفتند: «تالاب شهر ما زمانی آب داشت، روزی ماهی داشت، روزی پرنده‌ها می‌اومدن، روزی می‌شد قایق‌سواری کرد،روزی آدم‌ها شاد بودند، روزی تالاب زنده بود…». تالاب لاگون پارک ملی بوجاق بندر کیاشهر زیر پاهایشان قرار داشت، زیر پل چوبی بندری که تا سال‌های قبل به داشتن تالاب می‌بالید و بعدها تبدیل به فاضلاب شهری و نی‌ها شد. آنها روی زمینی خشک که نی‌ها جای آب را در آن گرفته‌اند، خواستار احیای تالاب شدند؛ تالابی که در دهه اخیر ساکنان کیاشهر هر روز شاهد کم‌جان‌ شدنش بودند. آنها با تشکیل زنجیره‌ای انسانی و امضای طوماری خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، در روزهایی که خبری از جنگ نبود، خواستند راهی برای زنده‌شدن تالاب پیدا کنند، راهی برای زندگی.
توله‌‌‌خرس‌های گمشده مادر نیمه‌جان

فروغ فکری

۲۱ تیر ۱۴۰۴

توله‌‌‌خرس‌های گمشده مادر نیمه‌جان

روز جمعه، ۲۰ تیرماه، جسم نیمه‌جان خرسی در ارتفاعات بخش «نشل» شهرستان لاریجان پیدا شد؛ با وضعیتی ناپایدار و غیرطبیعی. همیار محیطبانی که این خرس را پیدا کرده، به «پیام ما» می‌گوید آنها حداقل سالی یک‌بار به‌دلیل تعارض باغداران و زنبورداران با جنازه این گونه روبه‌رو می‌شوند و خرس فعلی احتمالاً مسموم شده است. در این میان خبری از دو توله‌خرس نیست و در ۲۴ ساعت گذشته فقط ردپای آنها دیده شده و نگرانی برای سرنوشت آنها بالاست. مانند دو توله‌خرس قهوه‌ای که اردیبهشت‌ماه امسال مادرشان را در مرودشت استان فارس از دست دادند و به پارک پردیسان تهران آورده شدند، اما یکی از آنها اوایل خردادماه در این پارک گم شد و هنوز خبری از او نیست و سرنوشتش به معمایی بدل شده که هیچ‌یک از مسئولان سازمان حفاظت محیط‌زیست تا این لحظه برای آن جوابی ندارند.
جنگ تمام شد، زمین هنوز می‌سوزد

فروغ فکری

۱۷ تیر ۱۴۰۴

جنگ تمام شد، زمین هنوز می‌سوزد

حملات اسرائیل که منطقه حفاظت‌شده سفیدکوه لرستان را به آتش کشید، محیطبانان با چشمان خود کَل و بزهایی را دیدند که از شر آتش و صدای جت‌ها و پهپادها فرار می‌کردند. آنها به چشم خود مرگ حیات‌وحش و نابودی جنگل‌ها را دیدند. مانند محیطبانان منطقه حفاظت‌شده بیستون کرمانشاه و منطقه مانشت و قلارنگ ایلام. سازمان حفاظت محیط‌زیست در روزهای گذشته بیانیه‌ای درباره تبعات محیط‌زیستی جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران صادر کرد و نام استان‌های فارس، ایلام، کرمانشاه، اصفهان، خوزستان، همدان، لرستان، کهگیلویه‌وبویراحمد و گیلان را در آن آورد. استان‌هایی که مناطقی از آنها تحت‌تأثیر قرار گرفته‌اند. در میان استان‌هایی که نامشان در این بیانیه آمده، اما جای تهران خالی است. استانی که تلفات جانی گسترده‌ای در این جنگ داد و بمب‌های اسرائیل، بخش‌های مختلفی از این شهر خصوصاً در شرق تهران و در نزدیکی پارک ملی خجیر را نابود کردند.