فروغ فکری
روزنامهنگار
فروغ فکری
۳۰ تیر ۱۴۰۴
انفجارهای معدنی، جنگ هر روزه
با نخستین انفجاری که کوه «آقبرون» را در عصر روز سهشنبه، ۲۴ تیرماه، در هم شکست، اهالی روستای ویدر در استان مرکزی از خانههایشان بیرون آمدند. دومین انفجار مهیب آنها را مطمئن کرد که باز هم جنگ شده و این صدای موشک یا بمبی است که از جنگندههای اسرائیلی بر سر کوه آوار شده. اما نه جتی در کار بود و نه جنگندهای. شدت انفجار معدن «سیمان سفید فرداد» اینبار آنقدر زیاد بود که ترس جنگ را برای اهالی روستاهای منطقه زنده کرد. موج انفجار ساختمانها را لرزاند، وسایل خانهها را تکان داد و نفس اهالی را بند آورد. آنها آقبرون را از دور میدیدند که میان تلی از خاک گم شده و بعد از آن خاکها بر ریه و تن باغهای اهالی ویدر نشستند و آنها را مجاب کردند تا برای چندمینبار در سالهای اخیر به وضعیتی که کارخانههای سیمان و معادن با برداشتهایشان در منطقه ایجاد کردهاند، معترض شوند.
فروغ فکری
۲۳ تیر ۱۴۰۴
تالاب ما روزگاری ماهی داشت
چند روز قبل از آنکه صدای جنگندهها در آسمان ایران شنیده و راه پهپادها به استانهای مختلف باز شود، دختران و پسران دبستانی در کنار تالاب لاگون پارک ملی بوجاق به صف شدند و رو به تالابی که میخواهند روزهای پرآبیاش را ببینند، گفتند: «تالاب شهر ما زمانی آب داشت، روزی ماهی داشت، روزی پرندهها میاومدن، روزی میشد قایقسواری کرد،روزی آدمها شاد بودند، روزی تالاب زنده بود…». تالاب لاگون پارک ملی بوجاق بندر کیاشهر زیر پاهایشان قرار داشت، زیر پل چوبی بندری که تا سالهای قبل به داشتن تالاب میبالید و بعدها تبدیل به فاضلاب شهری و نیها شد. آنها روی زمینی خشک که نیها جای آب را در آن گرفتهاند، خواستار احیای تالاب شدند؛ تالابی که در دهه اخیر ساکنان کیاشهر هر روز شاهد کمجان شدنش بودند. آنها با تشکیل زنجیرهای انسانی و امضای طوماری خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، در روزهایی که خبری از جنگ نبود، خواستند راهی برای زندهشدن تالاب پیدا کنند، راهی برای زندگی.
فروغ فکری
۲۱ تیر ۱۴۰۴
تولهخرسهای گمشده مادر نیمهجان
روز جمعه، ۲۰ تیرماه، جسم نیمهجان خرسی در ارتفاعات بخش «نشل» شهرستان لاریجان پیدا شد؛ با وضعیتی ناپایدار و غیرطبیعی. همیار محیطبانی که این خرس را پیدا کرده، به «پیام ما» میگوید آنها حداقل سالی یکبار بهدلیل تعارض باغداران و زنبورداران با جنازه این گونه روبهرو میشوند و خرس فعلی احتمالاً مسموم شده است. در این میان خبری از دو تولهخرس نیست و در ۲۴ ساعت گذشته فقط ردپای آنها دیده شده و نگرانی برای سرنوشت آنها بالاست. مانند دو تولهخرس قهوهای که اردیبهشتماه امسال مادرشان را در مرودشت استان فارس از دست دادند و به پارک پردیسان تهران آورده شدند، اما یکی از آنها اوایل خردادماه در این پارک گم شد و هنوز خبری از او نیست و سرنوشتش به معمایی بدل شده که هیچیک از مسئولان سازمان حفاظت محیطزیست تا این لحظه برای آن جوابی ندارند.
فروغ فکری
۱۷ تیر ۱۴۰۴
جنگ تمام شد، زمین هنوز میسوزد
حملات اسرائیل که منطقه حفاظتشده سفیدکوه لرستان را به آتش کشید، محیطبانان با چشمان خود کَل و بزهایی را دیدند که از شر آتش و صدای جتها و پهپادها فرار میکردند. آنها به چشم خود مرگ حیاتوحش و نابودی جنگلها را دیدند. مانند محیطبانان منطقه حفاظتشده بیستون کرمانشاه و منطقه مانشت و قلارنگ ایلام. سازمان حفاظت محیطزیست در روزهای گذشته بیانیهای درباره تبعات محیطزیستی جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران صادر کرد و نام استانهای فارس، ایلام، کرمانشاه، اصفهان، خوزستان، همدان، لرستان، کهگیلویهوبویراحمد و گیلان را در آن آورد. استانهایی که مناطقی از آنها تحتتأثیر قرار گرفتهاند. در میان استانهایی که نامشان در این بیانیه آمده، اما جای تهران خالی است. استانی که تلفات جانی گستردهای در این جنگ داد و بمبهای اسرائیل، بخشهای مختلفی از این شهر خصوصاً در شرق تهران و در نزدیکی پارک ملی خجیر را نابود کردند.
فروغ فکری
۸ تیر ۱۴۰۴
چه کسانی زاگرس را آتش زدند؟
دو هفته قبل که آتش جنگندههای اسرائیل به ایران رسید، آتشسوزی جنگلها در ایلام هم شدت گرفت. همان روزها که بمبها بر سر مردم در تهران، کرج و بسیاری دیگر از شهرها میریخت، مردان و زنان برای مهار آتش «توه حل صالحآباد» و «بانسر» میجنگیدند؛ همچنانکه آتش به جنگلهای استان فارس هم آمد. استانی که بارها توسط جنگندههای اسرائیل بمباران شد و البته جنگلهای زاگرس در بویراحمد و لرستان هم از آتشسوزی در امان نبودند. «حسین منصوری»، مدیر انجمن مردمنهاد زاگرسبان در ایلام که در آتش دو هفته قبل شاخهای آتشگرفته به چشمانش خورد و دستانش سوخت، حالا از شکستگی دست یکی از نیروهای منابعطبیعی استان و سوختگی دستوپای دیگر دوستانش میگوید. وضعیت در جنگلهای فارس هم همینطور بود و «بهمن ایزدی» میگوید آتش، دشمن مقابل همیاران و نیروهای دولتی بود و آنها همچنانکه صدای جنگندهها را میشنیدند، رو در رو با آتشی بودند که در زاگرس تمامی نداشت. آنها مردانی بودند که در کنار بمباران مداوم ۱۲روزه کشور، هر روزشان در جنگلهایی گذشته که میخواهند حفظ شود. آنها نگران زاگرساند، همچنانکه نگران کل ایراناند.
فروغ فکری
۲ تیر ۱۴۰۴
کوچ اجباری ۲۶ کودک به دامنه البرز
«ليلا» زودتر از باقى دختران مؤسسه «مهر طه» صداى جتها را شنيد. دستانش را بههم قفل كرد و گفت: «اين صداى رعدوبرق نيست. جنگ شده؟» صبح جمعه، ٢٣ خرداد، در بهت مربيان مركز و ۲۶ دخترى شروع شد كه آنها هم صداى جنگ را از پشت پنجرههای خانه خيابان مطهرى شنيده بودند. شنبه، روز دوم كه حملات اسرائيل شدت گرفت و صداى تهران زير صداى پدافند و جتها بیصدا شد، «زهره زارع»، رئيس مركز مهر طه، روز يكشنبه با مسئوليت خود بچهها را راهى گیلان كرد و اين شروع سفرى سخت شد كه هنوز از آیندهاش خبر ندارند؛ مانند همه کسانی كه حالا در شهرى غير از تهراناند. اما براى زارع چارهای نبود. او گریه مدام دخترانش را ديده بود كه از ترس صداى پهپادها و جتها به گوشه اتاق پناه برده بودند و يكى از آنها از ظهر جمعه كولهپشتىاش را آماده كرده و كفشش راكنار تختش گذاشته بود؛ براى دور شدن از جنگ، از صداى بمباران و آتش بیامان تهران.
فروغ فکری
۳۱ خرداد ۱۴۰۴
قلبهایی که برای ایران میتپد
۱۰ روز میشود که ایران زیر آتش رژیم صهیونیستی بوده و تهران بیوقفه صدای انفجار تجربه کرده است. 10 روز پس از آن صبح ۲۳ خرداد، حالا اغلب شهرهای کشور در تلاطمند. از ظهر چهارشنبه، ۲۸ خرداد اینترنتها قطع شدند و تا شب پنجشنبه این قطعی ادامه داشت. آنها که در تهران ماندهاند، از لحظههای سکوت و زمانی که جنگندههای اسرائیل بر فراز آسمان نیست، فیلم برمیدارند تا خاطره شهری که دوستش دارند در یادشان امن بماند. قطعی اینترنت اما کار را هم برای آنها که خارج از کشورند و هم آنها که در شهرهایی دور از تهراناند، سخت کرده؛ بیخبری رنج بزرگ دیگری است. عدهای در این شرایط اعلام کردهاند به آنها که در تهران ماندهاند سر میزنند؛ اگر کسی میخواهد از پدر و مادر پیرش خبری بگیرد، آنها حاضرند و اگر کسی نیاز به کمکی دارد، پیشقدماند؛ مانند سحر، محسن، شاهد، علیرضا، مریم و بسیاری دیگر.
فروغ فکری
۲۷ خرداد ۱۴۰۴
نه! نه! قلبم نمیخواهد خانه کوچکم را رها کند
در دو راهی رفتن یا ماندن
