فروغ فکری

فروغ فکری

روزنامه‌نگار

مرگ «دوهزار» و «سه‌هزار» با انتقال آب

فروغ فکری

۱۴ آذر ۱۴۰۴

مرگ «دوهزار» و «سه‌هزار» با انتقال آب

لوله‌ها سه کیلومتر از سمت منطقه چالدره به پایین کشیده شده‌اند و قرار است این لوله‌ها به ۱۳۰ کیلومتر برسند تا آب رودهای «دوهزار» و «سه‌هزار» را به تنکابن، رامسر و عباس‌آباد برسانند. مسئولان می‌گویند تنش آبی در این مناطق جدی است و باید به‌سمت انتقال آب سطحی پیش برویم، اما منتقدان این طرح می‌گویند به‌جای انتقال آب و طرح‌های شکست‌خورده از این‌دست، لوله‌های شبکه توزیع را که به‌علت فرسودگی و شکستگی باعث هدررفت ۴۰ درصد آب شُرب تولیدی شهرستان تنکابن می‌شود، درست شود و مسئولان از دادن اطلاعات اشتباه خودداری کنند. فعالان محیط‌زیست گلایه‌مندند که با وجود پیگیری‌های مستمر، گزارش ارزیابی این طرح در دست نیست و نگران‌اند این منطقه هم به عاقبت سایر نقاط کشور که درگیر طرح‌های بی‌دلیل انتقال آب است، دچار شود. این درحالی‌است که مسئولان محیط‌زیست استان مازندران پیگیری‌های «پیام ما» برای این مسئله را پاسخ ندادند.
هیچ طرحی برای مهار آتش در جنگل نداریم

فروغ فکری

۵ آذر ۱۴۰۴

هیچ طرحی برای مهار آتش در جنگل نداریم

نزدیک به ۳۰ روز از شروع آتش‌سوزی در منطقه حفاظت‌شده «چهارباغ» می‌گذرد. بعد از آن، جنگل‌های ارسباران، ایلام و مناطق دیگری در مازندران طعمه حریق شدند. شدت آتش بالا و همچنان ضعف مدیریت سازمان‌های متولی بیش‌ازپیش عیان بود. در این میان، عده‌ای خشک‌دارها یا درختان افتاده و شکسته را عامل آتش‌سوزی و شدت آن عنوان کردند، افرادی که «وحید اعتماد»، دانشیار گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشکده منابع‌طبیعی دانشگاه تهران، آنها را کسانی می‌داند که می‌خواهند از آب گل‌آلود برای بهره‌برداری از جنگل ماهی بگیرند. نبود مدیریت و وجود نداشتن هیچ زیرطرحی در جنگلداری کشور برای مهار آتش دیگر موضوعاتی بودند که او در گفت‌وگو با «پیام ما» مطرح کرد.
سیلاب ناجی بیابان و قنات

فروغ فکری

۲۶ آبان ۱۴۰۴

سیلاب ناجی بیابان و قنات

بیابان، تا چشم کار می‌کند گسترده است. تپه ماهورها، شن‌های روان و آفتاب. بی‌هیچ نشانی از درخت و آب. آب در «هیزم‌چاه» به مترمکعب حساب نمی‌شود، قطره‌قطره‌اش در بیابان‌هایی که تنه‌ به‌ تنه شهر انارک و خشکی بی‌دریغ شرق اصفهان قرار گرفته، مهم است و «یک یا دو بار باران در سال، یعنی وفور نعمت». این را پیرمرد انارکی می‌گوید که از آمدن سیل خوشحال است، فقط اینجا و در سال‌های اخیر است که سیل خوشحالی آورده. طرح آبخیزداری، سیلاب را به‌جای رهاشدن در جاده ترانزیتی اصفهان-مشهد و زندگی مردم، به هیزم‌چاه آورده، در ۲۰۰ هکتار با این آب، پسته، آنغوزه و گیاهان دارویی کشت شده و حیات‌وحش قرق هیزم‌چاه هم جان گرفته‌اند. نگرانی اما از آینده این طرح هم وجود دارد، از اینکه بخواهند به حساب این آب مهارشده از سیلاب، معادن و صنایع را در این منطقه توسعه دهند؛ منطقه‌ای که هنوز شر فرونشست، مانند اصفهان گریبانش را نگرفته است.
نجات دماوند

فروغ فکری

۱۸ آبان ۱۴۰۴

نجات دماوند

«ببردندش از پیشِ تختِ بلند/ به کوهِ دماوند کردند بند» فریدون، در نبرد با ضحاک، آن‌طورکه فردوسی در شاهنامه نوشته، ضحاک را نمی‌کُشد، در دماوند به بند می‌کشد. اما این کوه اسطوره‌ای که نماد به بند کشیدن شر است، سالیان دراز است که با معدن‌کاوی و جاده‌‌کشی‌های بی‌ضابطه و برداشت‌های مداوم در بند شده است. ثبت ملی‌ این کوه هم کاری از پیش نبرد و امیدها برای ثبت جهانی به‌دلیل وضعیت نابسامانش راه به‌جایی نبرده است. این روزها اما سازمان منابع‌طبیعی تلاش می‌کند مجوز اکتشاف به معدن جدیدی داده نشود. معادن قبلی فعالیتشان متوقف و جاده‌های فرعی راهشان به قله بسته شود. قله‌ای که در تصاویر اخیری که از آن منتشر شده، بی‌برف است. برف برای این کوه نمادی است از ایستادگی مقابل شر و نیروهای اهریمنی، حالا دست این کوه خالی‌تر از همیشه است.
«کوه زندان» فرو ریخت، میش‌مرغ‌ها پَر کشیدند

فروغ فکری

۱۱ آبان ۱۴۰۴

«کوه زندان» فرو ریخت، میش‌مرغ‌ها پَر کشیدند

«کوه زندان قهرآباد» را که معدن‌دار منفجر کرد، اهالی روستاهای «قهرآباد علیا» و «قهرآباد سفلی»، «بیگ‌‌اویسی»، «بغده‌کندی» و «کوچک» از ترس به خود پیچیدند. بخشی از منطقه «شکارممنوع بیگ‌اویسی» که در استان کردستان و مشرف به پنج روستا و در امان کوه زندان قهرآباد قرار گرفته، مأمن گونه در معرض خطر انقراض میش‌مرغ‌ است و کارشناسان محیط‌زیست در روزهای اخیر و بعد از انفجار نتوانسته‌اند اثری از میش‌مرغ‌ها در دشت بیابند و حالا بیش‌ازپیش نگران‌اند. این منطقه سالی چندبار با انفجار معادن روبه‌روست و انفجار اخیر هم بار دیگر ترس به جان روستاییان و میش‌مرغ‌ها انداخته است.
برج‌‌سازان به جان مازندران افتادند

فروغ فکری

۱۰ آبان ۱۴۰۴

برج‌‌سازان به جان مازندران افتادند

«طرح بلندمرتبه‌سازی در پهنه‌های مناسب مازندران در حال تدوین است.» همین جمله «فرزانه صادق مالواجرد»، وزیر راه‌وشهرسازی، در سخنرانی اخیرش در استان مازندران، کافی بود تا یک‌بار دیگر موافقان و مخالفان این طرح مقابل یکدیگر صف بکشند. موافقان می‌گویند زمین کم است و باید از ارتفاع استفاده کرد و مخالفان معتقدند مازندران گنجایش ساخت‌وساز بیشتر را ندارد.
زباله‌سوز ۶ هزار تنی، فاجعه آرادکوه را تمام می‌کند؟

فروغ فکری

۴ آبان ۱۴۰۴

زباله‌سوز ۶ هزار تنی، فاجعه آرادکوه را تمام می‌کند؟

«وضعیت بحرانی است» این جمله را هم مدیرکل حوزه معاونت خدمات شهری و مدیر پروژه پسماندسوز نوین کلانشهر تهران می‌گوید و هم معاون پردازش و دفع سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران. آنها می‌گویند زمان کمی برای مدیریت وضعیت آرادکوه باقی مانده و ورودی روزانه شش هزار و ۸۰۰ تن زباله و دفن بیش از ۶۰ درصد زباله‌ها در این نقطه کار را به جایی رسانده که دیگر زمینی برای دفن باقی نمانده است. این بحران در کارگروه ملی پسماند که یک ماه قبل با موضوع بررسی وضعیت مدیریت پسماند در مجتمع «آرادکوه» تهران برگزار شد، هم مطرح شد. هرچند شهردار تهران در این جلسه حضور نداشت، اما صحبت از خرید زباله‌سوز شش‌هزارتنی یک‌بار دیگر به میان آمد که با مخالفت‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست، وزارت بهداشت و مجلس روبه‌رو شد. حالا «محمدمهدی عزیزی»، مدیر پروژه پسماندسوز نوین، و «حسین حیدریان»، معاون پردازش و دفع سازمان پسماند شهرداری تهران، به «پیام ما» می‌گویند این تکنولوژی جدید که قرار است از چین وارد شود، با مخلوط‌سوزی تنها راهی است که می‌تواند آرادکوه را از شر تصاحب زمین بیشتر و آلودگی نجات دهد. این درحالی‌است که تاکنون زباله‌سوزهای ۲۰۰ تا ۶۰۰ تنی در شهرهایی چون تهران و نوشهر و زباله‌سوزی که در رشت و ساری بعد از سال‌ها به بهره‌برداری نرسیده، نگاه‌ها به این تکنولوژی را با تردید همراه کرده است. آنها می‌گویند «مهمترین در بسته‌ای که با آن روبه‌رویند عدم شناخت است» و امیدوارند با ورود این تکنولوژی و بهره‌برداری از آن، تا سه سال آینده وضعیت از حالت بحران خارج شود.
نگهبانان روح جنگل

مهتاب جودکی، فروغ فکری

۲۵ مهر ۱۴۰۴

نگهبانان روح جنگل

بانگ چند گوزن در جنگل می‌پیچد. «پیمان» می‌گوید این «صداهای پسرانه» از گلوی مرال نر جوانی می‌آید که هنوز جفتی پیدا نکرده. دقیقه‌ای بعد، ارتفاعات جنوبی ارفع‌کوه از صدای مرالی بزرگ به لرزه می‌افتد. در عصر یکی از آخرین روزهای فصل گاوبانگی، گوزن‌های قرمز هنوز سرمست‌اند. «تا چند سال پیش این‌همه بانگ مرال نبود.» «داریوش» می‌گوید «مرال‌ها می‌دانند که اینجا دیگر امن است» و «مرال‌ها می‌دانند» را محکم ادا می‌کند. آنها دوست و برادرند، نگهبانان این راشستان بزرگ، حافظان مرال‌های تیزرو در یکی از آخرین نقاط بکر ایران.