فروغ فکری

فروغ فکری

روزنامه‌نگار

نفس‌تنگی در مجاورت «پارک ملی بمو»

فروغ فکری

31 شهریور 1405

نفس‌تنگی در مجاورت «پارک ملی بمو»

سوزش چشم و تنگی نفس را هرچند اهالی زرقان طی سال‌های گذشته بارها تجربه کرده‌اند، اما در هفته‌های گذشته بویی را شب‌ها استشمام می‌کنند که جدید است؛ بوی گاز است یا مواد شیمیایی؟ نمی‌دانند و تاکنون هم پیگیری‌هایشان از محیط‌زیست و علوم پزشکی بی‌اثر بوده، اما چشم‌هایشان می‌سوزد و نفسشان تنگ‌تر از همیشه است. آنها نه حالا، که دهه‌ها پیگیر آلودگی گسترده شهرشان بوده‌اند؛ شهری در ۳۰ کیلومتری شیراز، تکیه‌داده به رشته‌کوه زاگرس و تنه‌به‌تنه با پارک ملی بمو. همان‌جایی که چشمه‌هایش به‌دلیل فعالیت گسترده صنایع خشک شدند و هیچ گزارشی از تأثیر این حجم از آلودگی بر حیات‌وحش و زیستگاهش در دست نیست. اهالی می‌گویند گزارشی از تأثیر سالیان زندگی در مجاورت حجم بزرگی از صنایع پالایشگاهی و شیمیایی بر زیست آنها هم وجود ندارد و با آنکه بارها خواسته‌اند علوم پزشکی و محیط‌زیست دراین‌باره تحقیق کنند، هیچ‌کدام آماری نمی‌دهند. آنها اما می‌گویند با چشم خود مرگ‌های فراوان بر اثر سرطان و خودکشی را دیده‌اند و می‌پرسند: «چطور ثابت کنیم سال‌ها زندگی در این وضعیت باعث این تعداد بیماران سرطانی و خودکشی است؟»
بیابان لوت؛ رهاشده و بدون حفاظت

فروغ فکری

23 شهریور 1405

بیابان لوت؛ رهاشده و بدون حفاظت

با شروع جنگ در اسفندماه گذشته، تخریب بسیاری از عرصه‌های محیط‌زیستی هم شروع شد؛ عرصه‌هایی که پیش از این، فعالان محیط‌زیست مقابل تخریب آن‌ها ایستاده بودند، اما با سوءاستفاده از شرایط جنگی و قطعی اینترنت، بار دیگر آماج حمله قرار گرفتند. یکی از آن‌ها کویر لوت بود و پرونده جاده‌ای که در چند سال گذشته محل مناقشه میان «هواپیمایی ماهان»، به‌عنوان مجری، و فعالان محیط‌زیست و میراث فرهنگی بود، در روزهای جنگ اسفندماه بار دیگر باز شد. ماشین‌های سنگین راهی بیابانی شدند که سال‌ها از ثبت جهانی آن می‌گذرد و در شرایط بحرانی که دسترسی فعالان هم محدود شده بود، کار را شروع کردند. با گرم‌شدن هوا و درحالی‌که بحران در کشور همچنان گسترده بود، کار تا حدودی متوقف ماند؛ اما «بهمن ایزدی»، فعال محیط‌زیستی که تلاش‌های بسیاری برای ثبت جهانی لوت انجام داده است، این روزها نگران خنک‌شدن هوا و ادامه تخریب این عرصه مهم ثبتی است.
زباله در خانه پرندگان مهاجـــــر

فروغ فکری

15 شهریور 1405

زباله در خانه پرندگان مهاجـــــر

پشت‌به‌پشت کوه زباله، شالیزار است و آن‌سوتر، آب. آب‌بندان «ازباران»، بخشی از مجموعه تالابی «فریدونکنار»، «ازباران» و «سرخرود» است که به گفته رئیس اداره محیط‌زیست «فریدونکنار»، دو دهه است محل ریختن زباله روستاهای «ازباران»، «سوته» و «مهلبان» بوده و حالا کوه زباله رخ نشان داده و اعتراض‌ها بالا گرفته است. محیط‌زیست پس از کش‌وقوس‌های بسیار، از دهیاران این روستاها شکایت کرده، اما مسئولان روستایی می‌گویند مدیریت پسماند در این منطقه کلاف سردرگمی است و همه فقط در انتظار دور کردن زباله‌هایی هستند که حالا به نزدیک‌ترین جای ممکن رسیده‌اند؛ کنار شالیزار و آب‌بندان. این آب‌بندان در «کنوانسیون رامسر»، در کنار مجموعه تالابی «فریدونکنار»، به ثبت رسیده و از جمله مناطقی است که پرندگان مهاجر نیز برای زمستان‌گذرانی راهی آن می‌شوند. سال‌هاست که در کنار مسئله شکار، آلودگی آب ناشی از زباله نیز به مشکلات آنجا اضافه شده است. شهرها و روستاهای شمال کشور هر روز بیشتر از روز قبل در زباله‌هایشان فرو می‌روند و مسئولان تنها ناظر وضعیت وخیم موجودند.
دو دهه تلاش برای ساخت جاده بدون ارزیابی

فروغ فکری

9 شهریور 1405

دو دهه تلاش برای ساخت جاده بدون ارزیابی

دو دهه بعد از طرح پروژه ساخت جاده قزوین ـ الموت به کلاچای و تنکابن، هنوز وضعیت جاده نامشخص است. شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل‌ونقل کشور در روزهای اخیر گفته است که با بهره‌گیری از مشاوره و هماهنگی سازمان حفاظت محیط‌ زیست، مسیرهای جایگزین را بررسی کرده و اکنون کریدور جدیدی با رعایت ملاحظات محیط‌ زیستی شناسایی شده است. اما «مرجان شاکری»، رئیس دفتر ارزیابی اثرات محیط‌ زیستی سازمان حفاظت محیط‌ زیست، به «پیام ما» می‌گوید به‌تازگی مجوزی از طرف این سازمان و بخش ارزیابی برای این جاده صادر نشده است و معاونت محیط‌ زیست طبیعی سازمان هم با آن موافق نیست. ۷۰ کیلومتر از جاده در استان گیلان قرار دارد و مدیرکل حفاظت محیط‌ زیست این استان به ما می‌گوید جاده جدیدی ساخته نمی‌شود. او از ساخت جاده در این نقطه گله‌مند است، اما مسئولان استان قزوین، که بیشترین مشکلات این جاده مربوط به آنجاست، با وجود پیگیری‌های بسیار پاسخی به ما ندادند. این در حالی است که «کامران پورمقدم»، معاون امور جنگل و سخنگوی سازمان منابع‌ طبیعی، نیز به «پیام ما» می‌گوید فقط ۹ کیلومتر از این جاده در سمت قزوین دارای گزارش ارزیابی محیط‌ زیستی است و برای باقی مسیر هیچ مطالعه‌ای انجام نشده است.
معدن‌کاوی به جاده ییلاقـــــی رسید

فروغ فکری

3 شهریور 1405

معدن‌کاوی به جاده ییلاقـــــی رسید

«بز و گوزن می‌اومدن رود هراز آب می‌خوردن، همه منقرض شدن. همه‌چی نابود شد.» مرد این جمله را با صدای بلند می‌گوید و بعد پلاکارد بزرگی را که در دست دارد، نشان می‌دهد. روی آن نوشته شده است: «مخالفت و اعتراض به صدور مجوز و فعالیت معدن در جاده روستاهای کمربن، هلیچال، کُپین و روستاهای همجوار». آنها در روزهای اخیر به فعالیت معدنی معترض‌اند که به‌تازگی در اطراف جاده هراز مجوز برداشت مخروط کوهی گرفته و حالا برای برداشت به بالادست رفته است. می‌گویند این معدن نه‌تنها زندگی روستاییان را نابود می‌کند، بلکه آب و خاک را از بین می‌برد و عامل رانش کوه نیز می‌شود. ممکن است کوه به جاده سرازیر شود و این مصیبت دیگری است. آنها می‌پرسند چطور در جاده هراز، از چلاو و پل بلده تا سیاه‌بیشه و کهرود، معادن، کوه و زندگی را نابود کرده‌اند و هیچ‌کس سالیان متمادی جلودار آنها نبوده است؟
قیــــــر، رودخانه را پوشاند

فروغ فکری

30 مرداد 1405

قیــــــر، رودخانه را پوشاند

شهرداری الیگودرز حدود ۱۵ هزار مترمربع از بستر رودخانه داخل شهر را آسفالت کرده است. استدلال مدیریت شهری این است که این بخش از رودخانه در بیشتر ایام سال خشک است و می‌توان از آن برای ایجاد فضای شهری، پارکینگ فصلی، ساماندهی دست‌فروشان و برخی فعالیت‌های خدماتی استفاده کرد. شهردار الیگودرز همچنین گفته است که برای اجرای این طرح از تجربه برخی شهرهای دیگر استفاده شده و در این زمینه به شهر قم اشاره کرده است. اما در صحبت‌های او نیامده است که بستن راه رودخانه با آسفالت چه تبعاتی برای شهر و محیط‌ زیست شهری دارد. در هیچ‌یک از این صحبت‌ها نیامده است که چطور و بر اساس چه برآوردی راه یک رود با ریختن آسفالت بسته می‌شود. اتفاقاً تجربه قم و شیراز در این زمینه تا چه میزان منفی بوده و هنگام سیلاب چه وضعی برای این مناطق پیش آمده است. رئیس اداره حفاظت محیط‌ زیست لرستان هم به «پیام ما» می‌گوید این کار بدون مطالعه و استعلام از دستگاه‌های متولی انجام شده و به همین دلیل، کار متوقف شده است.
حفاظت دیرهنگام از جنگل‌های «گلندرود»

فروغ فکری

26 مرداد 1405

حفاظت دیرهنگام از جنگل‌های «گلندرود»

جنگل‌های گلندرود در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی از اواسط دهه هشتاد معدنی را در خود دیدند که دو دهه پس از راه‌اندازی، تلاش برای باطل کردن پروانه آن ادامه دارد. هنوز مشخص نیست چگونه در آن سال‌ها ۴۶۹ هکتار از جنگل برای برداشت سنگ لاشه آهکی واگذار شده است. مدیر اداره منابع طبیعی غرب مازندران می‌گوید با وجود پیگیری‌های بسیار، هنوز پاسخی از وزارت صنعت، معدن و تجارت و سایر ارگان‌ها درباره چنین واگذاری‌ای دریافت نکرده و حالا تنها راه باقی‌مانده، ابطال پروانه این معدن و نجات جنگل‌هایی است که دو دهه در منطقه حفاظت‌شده زیر کندوکاو گسترده قرار داشته‌اند.
چشمه‌ها خاموش شدند، دریاچه مرد

فروغ فکری

18 مرداد 1405

چشمه‌ها خاموش شدند، دریاچه مرد

دریاچه «بزنگان» در خاطرات اهالی روستا هنوز پرآب است. آن‌ها همچنان در خاطرشان مانده وقتی از دور به آن نگاه می‌کردند، خوف دریا می‌گرفتشان. بزنگان، در قلب «سرخس»، حالا چند ماهی است کاملاً خشکیده. دریاچه بزرگی که اهالی شرق کشور آن را جان خود می‌دانستند، مدت‌هاست درگیر برداشت آب، بی‌برنامگی، لایروبی‌نکردن و البته تصاحب زمین‌هایش است. حالا از بزنگان زمینی شور باقی مانده و مردمی که روزگاری در آن با قایق‌هایشان جولان می‌دادند، نگران طوفان نمک‌اند؛ نگران ازبین‌رفتن کشاورزی و نگران مرگ سرچشمه و سه چشمه‌ای که در قلب بزنگان می‌تپید و حالا از جوشش افتاده است.
جنگل‌تراشی برای مدیریت پسماند

فروغ فکری

17 مرداد 1405

جنگل‌تراشی برای مدیریت پسماند

وضعیت دفنگاه زباله سراوان بعد از گذر چهار دهه همچنان بحرانی است. مردم روستاهای اطراف این دفنگاه در استان گیلان سال‌های سخت زیادی را از سر گذرانده‌ و بارها به جرم ایستادن مقابل ماشین‌های حمل زباله بازداشت شده‌اند. آنها در این مدت تنها یک درخواست داشته‌اند؛ «دیگر زباله‌ای به سراوان نیاید و دفنگاه سامان یابد.» حالا پس از کشمکش‌های مکرر، خبر آمده که قرار است سه و نیم تا پنج هکتار از جنگل باز هم به دفنگاه سراوان داده شود. معاون امور جنگل و سخنگوی سازمان منابع طبیعی به «پیام ما» می‌گوید این درخواست درحال بررسی است و نباید عرصه جنگلی جدیدی دفنگاه شود، اما مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان گیلان معتقد است که چاره‌ای جز این کار نیست. دفنگاه سابق خاکریزی و به صورت تپه‌ای درآمده و حالا باید زمین جدیدی برای ریختن زباله‌ها اختصاص یابد. زمینی در قلب جنگل، کنار دفنگاه قبلی که باید برای راه‌اندازی‌اش درختان زیادی بریده شوند.
مجازات کم‌اثر عاملان حریق

فروغ فکری

30 تیر 1405

مجازات کم‌اثر عاملان حریق

تا امروز چند نفر به اتهام آتش‌زدن جنگل‌ها و مراتع بازداشت شده‌اند و سرنوشت هر کدام چه شده است؟ حتی اگر از تعداد بازداشت‌شدگان تا حدودی اطلاع داشته باشیم، از سرنوشت بعدی آن‌ها اطلاع چندانی در دست نیست. مسئله حریق‌های عمدی زاگرس فقط به بازداشت‌ها خلاصه نمی‌شود؛ ماجرای اصلی، ریشه‌یابی این رخدادهاست. آتش‌زدن‌های عمدی از سال ۱۳۹۹ در زاگرس شکل دیگری به خود گرفته است. به گفته «بهمن ایزدی»، فعال محیط‌زیست، این حریق‌ها ارتفاعاتی را درگیر کرده‌اند که انگیزه‌هایی مانند تعارضات زمین و سایر موارد در آن‌ها بی‌معناست. پرسش او این است که چرا تاکنون علت این آتش‌سوزی‌ها از سوی نهادهای انتظامی و قضایی بررسی و رصد نشده است؟ چرا مشخص نیست این اقدام که به خشکی و تغییر اکوسیستم زاگرس می‌انجامد، با چه انگیزه‌هایی و از سوی چه کسانی هدایت می‌شود؟ و چرا میزان مجازات با سنگینی جرم همخوانی ندارد؟
رشت و بندرانزلی آماج حمله برج‌سازان

فروغ فکری

22 تیر 1405

رشت و بندرانزلی آماج حمله برج‌سازان

آبان‌ماه سال ۱۴۰۴، وزیر راه و شهرسازی اعلام کرد که «طرح بلندمرتبه‌سازی در پهنه‌های مناسب مازندران در حال تدوین است و غرب، شرق و مرکز این استان را دربرمی‌گیرد.» همان زمان پیگیری‌های «پیام ما» از شورای عالی شهرسازی و معماری نشان می‌داد این طرح هنوز به تصویب نرسیده است. درحالی‌که مخالفان بلندمرتبه‌سازی در این استان، نگرانی خود را از تخریب گسترده اکوسیستم این مناطق مطرح می‌کردند، حالا صحبت از بلندمرتبه‌سازی در گیلان مطرح شده است. استاندار این استان در هفته‌های اخیر اعلام کرده که بلندمرتبه‌سازی در شهرهای رشت و بندرانزلی به تصویب شورای عالی معماری و شهرسازی رسیده است. فعالان محیط‌زیست استان که دو روز پیش از جلسه شورای عالی شهرسازی از محتوای این جلسه مطلع شده‌اند، نگران آینده گیلان هستند. آنها می‌پرسند این حجم از بارگذاری در استانی که با مشکلاتی مانند پسماند، فاضلاب، خشکی تالاب‌ها و آلودگی آب و خاک روبه‌روست، چه آینده‌ای برای آن رقم خواهد زد؟ پرسش اصلی از شورای عالی شهرسازی و معماری این است که این شورا چگونه بارگذاری در استانی با این میزان مشکل را عملی می‌داند و چه پاسخی برای پرسش‌های فعالان محیط‌زیستی و شهری دارد؟
«تقی» سوخت، من ماندم با زخم‌هایم 

فروغ فکری

20 تیر 1405

«تقی» سوخت، من ماندم با زخم‌هایم 

عکس‌های گوش عفونت‌کرده، سر و دست و پاهای سوخته «فایز عبادی»، تصویر روشنی از آتش‌سوزی اخیر در منطقه شکار ممنوع بدیل بهبهان را نشان می‌دهد. فایز بازمانده آن آتش است؛ آتشی که به دوستش «تقی چنگلوایی» امان نداد و جان او را گرفت. او شاهد سوختن تقی بود، در حالی که بیش از ۳۰ درصد سوختگی نیز بر بدن ۲۰ ساله خودش باقی مانده است. فایز مانند تقی از جمله داوطلبانی بود که در آتش‌نشانی آموزش دیده بود. حریق منطقه شکار ممنوع بدیل نخستین عملیاتی بود که در آن حضور پیدا می‌کرد. او می‌گوید آموزش‌ها، هرچند بسیار خوب بودند، اما برای مهار آتش در جنگل کمکی به آن‌ها نکردند. او این روزها در غم از دست دادن تقی به سر می‌برد؛ در حالی که تنها مدت کوتاهی مرخصی استعلاجی از خدمت سربازی دریافت کرده و هنوز نمی‌داند با این حجم از آسیب، در آینده چه وضعیتی خواهد داشت.