فرزانه قبادی

فرزانه قبادی

روزنامه‌نگار

بازگشت قاجارها از دل تاریکخانه

فرزانه قبادی

۲۷ مهر ۱۴۰۴

بازگشت قاجارها از دل تاریکخانه

یک بلاگر و صفحه رسمی کاخ گلستان شنبه‌شب گذشته در اینستاگرام یک خبر «مسرت‌بخش» دادند و آن «کشف ۳۱ حلقه نگاتیو تصویربرداری‌شده در مخزن آلبوم‌خانه» این مجموعه جهانی بود؛ درحالی‌که جای رسانه‌های رسمی در زمان اعلام این خبر و رونمایی از آثار خالی بود و کسی به سؤالات متعدد رسانه‌ها درباره این خبر پاسخی نداد. هرچند این وعده داده شده که به‌زودی کنفرانس خبری این موضوع برگزار می‌شود، اما این روش اطلاع‌رسانی درباره یکی از مهمترین آلبوم‌خانه‌های جهان که بخشی از تنها اثر جهانی پایتخت است، با اصول حرفه‌ای اطلاع‌رسانی در یک مجموعه جهانی در تضاد بود. بیش از ۲۰ سال از گشایش مجموعه کاخ گلستان برای بازدید عموم و حدود ۱۲ سال از جهانی‌شدن آن می‌گذرد، اما عجیب اینجاست که هنوز کشفیات در مخازن و آلبوم‌خانه آن ادامه دارد و هر بار به طریقی اسناد موجود در آرشیو آن خبرساز می‌شود. روزی با انتشار تصاویر تاریخی آرشیو آلبوم‌خانه توسط شخصی ناشناس و حالا با انتشار خبری مهم در صفحه‌ اینستاگرامی یک بلاگر.
باستان‌شناسی ایران نیازمند تعامل بین‌المللی است

فرزانه قبادی

۲۵ مهر ۱۴۰۴

باستان‌شناسی ایران نیازمند تعامل بین‌المللی است

|پیام ما| امروز روز جهانی باستان‌شناسی است؛ دانشی که ما را به ریشه‌هایمان وصل می‌کند. دانشی که پاسخ بسیاری از سؤالات بشر را داده و هنوز هم به‌دنبال پاسخ سؤالات بسیار دیگری است. دانشی که شاید در سال‌های اخیر بیش از همیشه مورد بی‌مهری قرار گرفته است؛ هم از سوی مسئولان و هم از سوی آنها که «حفاران غیرمجاز» می‌خوانیمشان. آنها که لایه‌های فرهنگی را که محل مطالعه و کاوش باستان‌شاسان است، در تمامی محوطه‌های باستانی ایران تاراج کرده‌اند. افرادی که با تخریب لایه‌های فرهنگی و تاریخی محوطه‌های باستانی ایران، میراث ارزشمند کشور را تاراج می‌کنند. این غارتگران که گاه خود را باستان‌شناس معرفی می‌کنند، تلاش می‌کنند چهره‌ای مشروع از خود بسازند و اعتبار بزرگانی را که جان و جوانی‌شان را برای شناخت حلقه‌های گمشده تمدن ایران صرف کرده‌اند، خدشه‌دار کنند. امروز شاید فرصتی باشد برای گفتن از اهمیت و ارزش این دانش ارجمند که نقش پررنگی در هویت‌بخشی به جوامع بشری دارد. با «جلیل گلشن»، باستان‌شناس پیشکسوت و رئیس پیشین پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، درباره این روز و کاوش‌های انجام‌شده در ایران گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم. او معتقد است باستان‌شناسی امروز ایران نیاز به تعامل بین‌المللی دارد؛ چراکه این دانش مرز نمی‌شناسد و این تعامل می‌تواند منجر به رشد دانش باستان‌شناسی و توسعه همکاری‌های بین‌المللی در ایران شود.
میراث را به یونجه فروختند

فاطمه علی‌اصغر، فرزانه قبادی

۲۹ شهریور ۱۴۰۴

میراث را به یونجه فروختند

اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطه‌های باستانی آذربایجان‌غربی؛ جایی که گمان می‌رود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکان‌دهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشت‌وکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطه‌ای که کشفیات آن جامعه‌ باستان‌شناسی را به سرنخ‌های دنیای کهن متصل می‌کند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیری‌های «پیام ما» اما به نتایج عجیب‌تری هم می‌رسد؛ مدیران میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها، خودشان اجازه کشاورزی را داده‌اند! بررسی‌های بعدی گویای آن است که اجاره‌ دادن زمین‌های عرصه و حریم محوطه‌های باستانی که به تملک وزارت میراث‌فرهنگی درآمده‌اند، در استان آذربایجان‌غربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراث‌فرهنگی این استان، به آن وجهه‌ حفاظتی و قانونی می‌دهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراث‌فرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار می‌داند و مدیرکل میراث‌فرهنگی استان آن را تکذیب می‌کند، این رویه اما روی عرصه تپه‌های باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موت‌آباد» دیده می‌شود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها از کشاورزان اجاره‌بها می‌گیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمی‌رسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراث‌فرهنگی نظارت نشده و هیچ‌ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطه‌های باستانی نشده است؟
کاروانسراهای بی‌پناه

فرزانه قبادی

۲۶ شهریور ۱۴۰۴

کاروانسراهای بی‌پناه

|پیام ما| دو سال پیش در بیست‌وششم شهریور اعضای کمیته میراث جهانی یونسکو به ثبت ۵۴ کاروانسرای شاخص ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو رأی مثبت دادند تا این شاهکار معماری ایران به جهان معرفی شود. کاروانسراهای جهانی ایران، با تمام ویژگی‌های منحصربه‌فردشان امروز با چالش‌های متعددی از جمله مرمت‌های غیراصولی، بهره‌برداری نادرست، تغییرات مدیریتی و نبود برنامه‌ریزی بلندمدت مواجه‌اند.
کنسرت پینک فلوید، هشدار برای تخت‌جمشید

فرزانه قبادی

۱۵ شهریور ۱۴۰۴

کنسرت پینک فلوید، هشدار برای تخت‌جمشید

برگزاری کنسرت در کنار برج آزادی و پل خواجو و تخت‌جمشید در روزهای اخیر هر یک به‌دلیلی جنجال‌آفرین شده‌اند. یک نقطه مشترک در این سه خبر وجود دارد: برگزاری برنامه در جوار یک بنای تاریخی. سال‌هاست که تمام سؤالات درباره اینکه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی تا چه اندازه با رعایت ضوابط و اصول انجام می‌شود، از سوی مسئولان امر بی‌پاسخ مانده و یا با پاسخ‌ کلی «همه‌چیز رو به راه است، نگران نباشید» روبه‌رو شده است. اما اگر وزیر میراث‌فرهنگی با قاطعیت می‌گوید: «در این رویدادها تمام نظام‌های مراقبتی و حفاظتی رعایت می‌شود.» لازم است درباره جزئیات این «نظام‌های مراقبتی» توضیح دهد. آیا دستورالعمل و آیین‌نامه‌ای از سوی وزارت میراث‌فرهنگی در این زمینه تدوین، تصویب و منتشر شده است؟ برگزارکنندگان این کنسرت‌ها تا چه اندازه به ضوابط حضور در یک بنای تاریخی واقف‌اند؟ اگر با این اصول آشنا هستند؛ تجهیزاتی که در اختیار دارند، چقدر با استانداردهای برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی منطبق است؟ چه کسی بر اجرای این ضوابط نظارت دارد؟ درصورت رعایت نکردن این ضوابط چه اتفاقی می‌افتد؟ وقتی در تمام این سال‌ها پاسخ روشنی به این سؤالات داده نشده است، می‌توان به نتایج تلخی رسید. در دنیا کنسرت‌های متعدد در بناهای تاریخی برگزار می‌شود؛ از کولوسئوم تا اهرام جیزه، از آکروپلیس تا پمپئی. اما تمام این برنامه‌ها با اعمال محدودیت‌ها و رعایت اصول نورپردازی، تنظیم صدا، نصب استیج و... اجرا می‌شود. درحالی‌که در ایران به‌وضوح شاهدیم کیفیت و شیوه برگزاری کنسرت در یک بنای تاریخی تفاوت چندانی با فضاهای دیگر ندارد که اگر داشت، به‌طور حتم توضیح شفافی از سوی مسئولان در مورد آن داده می‌شد.
«شاپور» تخت‌جمشید

فرزانه قبادی

۱۲ شهریور ۱۴۰۴

«شاپور» تخت‌جمشید

|پیام ما| پیش از او تاریخ هخامنشیان را دانشمندانی چون «اریک اشمیت»، «رومن گیرشمن»، «ارنست هرتسفلد» و دیگران روایت می‌کردند. آنها که نتایج مطالعاتشان در مجلات علمی معتبر جهان منتشر می‌شد و حق کاوش در تخت‌جمشید و دیگر محوطه‌های باستانی ایران را داشتند. «علیرضا شاپور شهبازی» اما این معادله چندین‌ساله را تغییر داد. او نخستین ایرانی‌ای بود که مقالاتش درباره سرزمین مادری و تاریخ هخامنشیان در مجلات معتبری چون مجله تاریخ باستان آمریکا منتشر شد. آنقدر در این راه استمرار و همت داشت که بعد از درگذشتش «ریچارد فرای»، ایران‌شناس برجسته آمریکایی، او را بهترین نویسنده تاریخ هخامنشی نه‌تنها در ایران بلکه در دنیا معرفی کرده بود. امروز زادروز مردی است که تاریخ ایران باستان را به‌گونه‌ای دیگر برای جهانیان و ایرانیان روایت کرد. مردی که تا آخرین سال‌های عمر به هویت ایران و تاریخ ارزشمندش وفادار بود و برای معرفی آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
ایران بی‌موزه

فرزانه قبادی

۱۰ شهریور ۱۴۰۴

ایران بی‌موزه

می‌خواست با دست‌های خودش تابلوها را روی دیوار موزه نصب کند. این رؤیا آنقدر برایش شیرین بود که سال‌ها برای تحققش تلاش کرد. از خانه پاریس گذشت تا سرمایه‌ای جور کند برای ساخت موزه، از فروش تابلوهایش چشم پوشید تا روزی خستگی یک عمر تلاش را با دیدنشان روی دیوار آن به در کند. می‌خواست موزه‌اش جایی باشد برای آشنایی با هنر معاصر و تا آخرین روزهای حیات از این خواسته چشم نپوشید. او می‌دانست تحقق این هدف چه خدمتی به فرهنگ این سرزمین می‌کند. به‌دنبال نمایش آثارش نبود، نگاهش فراتر از اینها بود: «باید زنده باشم تا آن مرکز فرهنگی که آرزو دارم را ایجاد کنم؛ مرکز تبادل فرهنگی ایران با کشورهای دیگر باشد.» امروز زادروز «ایران درودی» است. زنی که نومیدی را نمی‌شناخت، اما آنقدر عشق و سخاوتش را نادیده گرفتند و وعده‌های بی‌سرانجام به او دادند که بالاخره مرگ سر رسید و آرزوی موزه را به دل «ایران» گذاشت. هرچند دوستانش به رؤیای او وفادار مانده‌اند و هنوز نامه‌نگاری‌ها و پیگیری‌هایشان ادامه دارد، اما بی‌توجهی‌ها و تنگ‌نظری‌ها هم به قوت خود باقی‌اند. «تکتم نعیمی»، مدیرعامل و «محمدرضا کارگر»، نایب‌رئیس هیئت‌مدیره «مؤسسه ایراندخت درودی» در گفت‌وگو با «پیام ما» از آخرین وضعیت موزه ایران درودی گفته‌اند و تلاشی که چهارسال بعد از درگذشت او همچنان ادامه دارد.
مهمانی موریانه‌ها در قلعه قجری

فرزانه قبادی

۳ شهریور ۱۴۰۴

مهمانی موریانه‌ها در قلعه قجری

|پیام ما| موریانه‌ها از درون پوکش کرده‌اند. چوب‌های سقف و درهای چوبی خوراک موریانه‌ها و سوسک‌های چوبخوار شده است. هر از گاهی سقف یکی از اتاق‌ها تسلیم شده و فرو می‌ریزد و کف یکی از اتاق‌ها به‌دست حفاران غیرمجاز سوراخ می‌شود. دیوارها را رطوبت سست کرده و احوال قلعه خوش نیست. سخن از قلعه‌ای باشکوه است در ساحل خلیج‌فارس، جایی که روزگاری بزرگترین معاملات تجاری را به خود دیده است و میزبان افراد مهمی بوده. «قلعه خاندان مرزوقی» یا «قلعه مغویه» از آن‌همه شکوه و رونق، حالا نشان چندانی ندارد. سیمان‌هایی که به ازاره و گچ‌هایی که بر تن دیوارها کشیده‌اند، نفسش را بریده و باعث شده رطوبت تا عمق جانش نفوذ کند. برخی می‌گویند این اشتباهات به زمانی برمی‌گردد که قرار بود لوکیشن فیلم «کشتی آنجلیکا» شود. برخی هم مرمت‌های غیراصولی در سال‌های اخیر را عامل این‌همه آسیب و نفوذ رطوبت به جان بنا می‌دانند. مسئولان محلی می‌گویند می‌خواهند عمارت را نجات دهند، اما اعتبارات یک در میان می‌رسد و آنچه می‌رسد، کفاف کار اساسی برای مرمت را نمی‌دهد. همین گاه‌به‌گاهی اعتبارات بیشتر به بنا آسیب زده و باعث شده بیش از آنکه نجات پیدا کند، از مرمت مقطعی آسیب ببیند و به‌تدریج تخریب شود. از طرفی بنا قابل واگذاری به سرمایه‌گذار نیست، چون مالک شخصی دارد و ورثه هنوز رضایت نداده‌اند که ملک اجدادی‌شان احیا شود. همین است که عمارت باشکوه مرزوقی‌ها از درون در حال فرو ریختن است.