فرزانه قبادی
روزنامهنگار
فرزانه قبادی
۱۰ خرداد ۱۴۰۴
ورزشگاه روی تمدن ۴ هزارساله
دو دهه پیش، وقتی خواب کنارصندل آشفته شد و بخشی از حافظه تاریخیاش به یغما رفت، بودند کسانی که به دادش برسند و صدایش را به گوش دنیا برسانند. «حمیده چوبک» و «یوسف مجیدزاده» و بسیاری از کسانی که ایران و تمدن کهن آن برایشان ارزشمند بود، تمام تلاششان را برای شناسایی این محوطه باستانی بهکار گرفتند. جیرفت و کنارصندل شهرت جهانی پیدا کرد. آنها نمیدانستند کنارصندل قرار است دو دهه به حال خود رها شود و بعد هم دهیار روستا لودرها را راهی تپه باستانی کند. او با صراحت تمام میگوید: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.» او درباره کدام مردم حرف میزند؟ لودرها کارشان را شبانه پیش بردهاند، یکهفتهای میشود که مشغول کارند و مخالفتهای پایگاه میراث ملی جیرفت راه به جایی نبرده و مثل همیشه از مسئولان بالادستی وزارتخانه هم خبری نیست. حالا تپه کنارصندل پر از تکههای سفال شده و تخریبی سازمانیافته در قلب نشانههای تمدن «ارته» رخ داده است؛ بدون اینکه کسی کاری کند. جیرفت قرار بود جهانی شود، قرار بود تاریخ بینالنهرین را تغییر دهد، قرار بود از تمدنی ارزشمند بگوید؛ حالا اما لودرها کنارصندل را شخم زدهاند، همانطورکه دو دهه پیش حفاران غیرمجاز سوراخسوراخش کردند و همانطورکه ۲۰ سال به حال خود رها شد و همانطورکه امروز کسی دم نمیزند و به تخریب نشانههای یک تمدن بزرگ واکنشی نشان نمیدهد.
فرزانه قبادی
۷ خرداد ۱۴۰۴
رقص «گوران» روی موجهای خلیجفارس
ریشسفیدها با آن دشداشههای پاکیزه که زیر آفتاب بهاری ساحل برق میزند، پابهپای جوانترها هر کدام یک گوشه کار را گرفتهاند. انگار که یاد جوانی کنند و بخواهند خاطراتشان را از آیین به آب انداختن لنج زنده کنند. با رقص و موسیقی، نازکشان لنج را بهسمت دریا میبرند. ریشسفیدها به آخرین لنجی که ساخته شد و به دریا رفت فکر میکنند، چند سال پیش بود؟ کسی به خاطر دارد؟ جوانها اما به اولین لنجی که به دریا میبرند، به «گوران»، فکر میکنند، به آینده لنجسازی که شاید با همتشان امیدوارکننده باشد. ناخدای پیر خوشحال است و میرقصد، روی ساحل، روی لنج، در جمع همسن و سالهایش، خود را به موسیقی سپرده، خوشحال است که عمرش قد داده تا دوباره ببیند به آب افتادن یک لنج دیگر را، آن دیگری سراغ بادبان رفته، یک نفر بر داریه میکوبد و یک نفر میانداری میکند. هر گوشه این اتفاق یک بخش از داستان بلند لنجی چوبی است که روانه دریا شده. لنج که شش هزار سال مرکب و امید معیشت و بخش مهمی از زندگی مردمان جنوب ایران بوده، حالا قرار است بار دیگر از «گوران» قشم، با نام «آرورا» و نمادی از «شاهین بحری» و «درختان حرا» بر پیشانیاش، با هزار امید مردم جنوب، خرامان بر تن خلیجفارس روان شود. آن تلاش عرقریز بعدازظهر آخرین روز اردیبهشت در گوران، میگوید لنج ایرانی قرار است زنده بماند، تمام آدمهایی که آن را تا نقطه مد آب کشیدند این قرار را با خود گذاشتهاند. حالا نخستین لنج گردشگری چوبی ایران راهاندازی شده هر چند بندریها دردودلها دارند آنها از خرید ۵۰۰ لنج چوبی از شهرهای جنوبی ایران توسط قطر میگوید و اینکه آنها این ۵۰۰ لنج را بازسازی و در جامجهانی از آن بهرهبرداری کردند و ما نشستیم و تماشا کردیم.
فرزانه قبادی
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
مهاجرتی که دیگر معکوس نیست
اواخر دهه ۸۰ بود، آن روزها که گردشگری هنوز نفس میکشید و امیدها هنوز زنده بود برای آمدن مهمانهایی از آنسوی مرزها. همان روزها بود که اولین خانههای بومگردی، شدند میزبان مهمانان ماجراجویی که بهدنبال تجربههای ناب و تازه بودند و هدفشان از سفر شناخت بیشتر فرهنگها بود و دمخور شدن با آدمها و دنیاهای جدید. هر روز به تعداد مهمانان و بومگردیها اضافه میشد. بومگردیها خانههای باصفا و کوچکی بودند با میزبانانی که گردشگری را میشناختند و با ذائقه مسافران تا حدودی آشنا بودند. رونق گرفتن این خانهها بهانهای شد تا جوانان بیشتری برگردند و خانههای اجدادی را احیا کنند. کاهگل دیوارها را نو کنند و روایت خانه را برای مسافران بازگو کنند. در نقاط مختلف کشور، قصه آدمهایی که ماجرایشان پایان مشابهی داشت دهانبهدهان نقل شد؛ پایانی با نام «خانه بومگردی».
فرزانه قبادی
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
ابعاد پنهان سرقت قرآنهای تاریخی
در روزهای گذشته خبر بهسرقترفتن تعدادی از نسخ خطی قرآن، معروف به «گنجینه ماهان»، از موزه شاهنعمتالله ولی در کرمان، آنهم در روز روشن، منتشر شد. تصاویری که نشان میداد سارق در آرامش و با خیالی آسوده کتابها را به بیرون از مجموعه میبرد. بهرغم اینکه این مجموعه تحت نظارت سازمان اوقاف و امور خیریه مدیریت میشد، هنوز مسئولان این سازمان توضیح روشنی از جزئیات آثار بهسرقترفته ارائه ندادهاند. سه روز بعد از رسانهایشدن این خبر دیروز «غلامرضا عادل»، معاون فرهنگی اجتماعی سازمان اوقاف، در پاسخ به سؤال «پیامما» درباره جزئیات آثاری که به سرقت رفته است و اینکه آیا اطلاعات مربوط به این آثار در سامانه «جام» به ثبت رسیده بود و وضعیت آنها قابل پیگیری است یا خیر؟ اظهار بیاطلاعی میکند. حفاظت از آثار تاریخی و فرهنگی در اختیار نهادهای خاص سالهاست که محل چالش است و همچنان این ارگانها الزامی برای پاسخگو بودن در قبال این آثار احساس نمیکنند. درحالیکه قانون آنها را ملزم کرده است که اطلاعات آثار و بناهای تاریخی در اختیار خود را به وزارت میراثفرهنگی ارائه دهند.
فرزانه قبادی
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
جیرفت، تمدن گمشده
«جیرفت» این نام برای پژوهشگران و باستانشناسان جهان نامی آشناست. اما تا پیش از طغیان هلیلرود و جاری شدن سیل در آن منطقه، جیرفت شهری بود نزدیک کرمان با مردمانی که چندان مرفه نبودند و خبر نداشتند در همسایگی چه گنجینه بزرگی زندگی میکنند. سیل اما رازهای بزرگی را برملا کرد، با شسته شدن گورهای تاریخی منطقه، آثار فراوانی نمایان شد و این، شروع فاجعهای فرهنگی در این منطقه بود. غارت آثار باستانی در سطحی گسترده و بهشکلی بیسابقه آغاز شد. تا جایی که خبرنگار یکی از مجلات خارجی تصویرش از مواجهه با منطقه را اینطور تصویر کرده است: «اینجا شبیه یک پنیر سوئیسی بزرگ است که در هر سوراخ آن یک نفر در حال حفاری و بیرون کشیدن آثار تاریخی است.» کاوشها در جیرفت شروع شد و دو باستانشناس بزرگ در آن حفاریهای علمی انجام دادند، اما این دولت مستعجل کُنارصندل بود؛ با تنگنظری حفاریها را متوقف کرد و ۱۷ سال طول کشید تا باز کلنگ باستانشناسان به زمین جیرفت بخورد. هنوز جیرفت اسیر بیمهریهاست و بهاندازه یک تمدن بزرگ که تاریخ بینالنهرین را تغییر داده، قدر ندیده است. در هشتصد و چهل و چهارمین شب از شبهای بخارا جیرفت محور سخنرانیها شد و باستانشناسان و مسئولان پیشین و امروز میراثفرهنگی از خاطرات و تجربیاتی گفتند که در جریان کشف این تمدن بزرگ داشتند. در پایان نشست مستند «جیرفت تمدن گمشده» به کارگردانی «پژمان مظاهریپور» به نمایش درآمد؛ مستندی که بهمرور حادثه و بررسی ابعاد حقوقی فاجعه غارت آثار باستانی در جیرفت پرداخته است.
فرزانه قبادی
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
آینده موزهها در عصر شتابزدگی
صف بلند مقابل موزه هنرهای معاصر برای بازدید از نمایشگاه «چشم در چشم» و بعد از آن نمایشگاه «پیکاسو در تهران» آنقدر پدیده عجیبی بود که بسیاری رسانهها آن را خوشبینانه «نشانی از تغییر در جامعه ایرانی» تعبیر کردند و بسیاری این نکته را یادآور شدند که اگر محتوای خوب ارائه شود، مخاطب خود پا به موزه خواهد گذاشت و موزه دیگر مکانی راکد و فراموششده نخواهد بود.
فرزانه قبادی
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
شکست قاچاقچیان در تختجمشید
گامهای بیاجازه، شبانه به حریم تاریخ نفوذ کرده بودند. نیروهای یگان حفاظت گوشبهزنگ بودند و کتیبهای ارزشمند، مدتی بود زیر ذرهبینشان بود. نشانهها و اخباری به گوششان رسیده بود که عدهای در پی سرقت کتیبهاند. آن شب بالاخره آمدند. آسوده در حال حفاری بودند که نیروهای یگان حفاظت مرودشت به محل نزدیک و با پرتاب سنگهایی از سوی حفاران روبهرو شدند. درگیری آغاز شد. یکی از نیروها مجروح شد و نزاع بالا گرفت، دو طرف حالا گلاویز شده بودند. مأمور یگان دستبندش را بیرون کشید تا خاطی را بازداشت کند، اما کاردی تیز، عمیق به رگ دستش نشست تا حفاران بتوانند از مهلکه جان به در برند، او اما با وجود زخم عمیق تیغ، آن فرد را رها نکرد. پنج ضربه چاقو، مأمور یگان حفاظت میراث را راهی بیمارستان کرد. همکارش هم که با پرتاب سنگ آسیب دیده بود، همراه او شد. کتیبه عجالتاً در امان مانده و ضارب بازداشت شده است. به دستور دادستان نه وثیقه و نه ضمانت برای آزادیاش پذیرفته نشد و همچنان، در بازداشت بهسر میبرد تا تعیینتکلیف شود. دشت مرودشت و کوهستانهای اطراف آن و بسیاری از مناطق این سرزمین همچنان جولانگاه حفاران غیرمجاز است. آنها در امنیتی عجیب در سایه ضعف قوانین، بیپروا به فعالیت مشغولند و با جسارتی گستاخانه به روی حافظان تاریخ این سرزمین تیغ میکشند.
فرزانه قبادی
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
رؤیای یک تحریف
«من پارسیام و از پارس، مصر را فتح و امر کردم این کانال را بکنند و از «پی رو» (رود نیل) که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس میآید (خلیج فارس) این کانال حفر شد؛ چنانکه فرمان داده بودم و کشتیها بهوسیله این راه آبی از مصر بهسوی سرزمین پارس روان شدند، چنانکه اراده من بود.» همان زمان که داریوششاه هخامنشی دستور ساخت آبراه سوئز را صادر کرد، این متن بر تن سنگ نقش بست تا قدمت نام «دریای پارس» تا امروز بماند و روشن باشد. حالا اما این تاریخ چند دههای که است که در حال تحریف است.
