فرزانه قبادی

فرزانه قبادی

روزنامه‌نگار

ایران تماشا می‌کند، اعراب احیا می‌کنند

فرزانه قبادی

۴ آذر ۱۴۰۴

ایران تماشا می‌کند، اعراب احیا می‌کنند

قطر و امارات لنج‌های کهنه ایرانی را خریداری و احیا کرده‌اند و در بخش گردشگری از آن بهره‌ می‌برند. این خبر تازه‌ای نیست، موضوعی است که در جریان جام‌جهانی قطر بیش از همیشه خبری شد. اما بعد از گذشت چند سال هنوز اقدامی برای احیای این صنعت و حتی ثبت تاریخ شفاهی دانش لنج‌سازی از سوی وزارت میراث‌فرهنگی صورت نگرفته، حتی پاسخ وزیر به این سؤال که چه برنامه‌ای برای احیای صنعت لنج‌سازی دارید؟ «اطلاعی ندارم» است. درحالی‌که در چند سال اخیر یکی از اصلی‌ترین سیاست‌هایی که این وزارتخانه دنبال می‌کند، توسعه گردشگری دریامحور است. از طرفی دولت سال ۹۹ مصوبه امحای تمامی لنج‌های چوبی را ابلاغ کرد که براساس آن، باید لنج‌های آهنی جایگزین لنج‌های چوبی شود. همین مصوبه بر بی‌توجهی به این صنعت دامن زد. در این سال‌ها به‌جز تلاش‌هایی از سوی فعالان فرهنگی جنوب کشور، اقدامی برای احیای این صنعت صورت نگرفته است.
نمایش ملی‌گرایی یا تحریف تاریخ؟

فرزانه قبادی

۲۳ آبان ۱۴۰۴

نمایش ملی‌گرایی یا تحریف تاریخ؟

نمادها و شخصیت‌های تاریخی ایران در حالی در چند ماه اخیر مورد توجه سیاستگذاران قرار گرفته‌‌اند، که مصادیق واقعی میراث تاریخی و فرهنگی کشور در وضعیت نگران‌کننده‌ای به سر می‌برند. این تضاد این سؤال را ایجاد می‌کند که چطور می‌شود به میراث یک سرزمین افتخار کرد و مصادیق همان میراث را نادیده گرفت؟ آیا قرار است نمادهای حقیقی میراث تاریخی ایران تخریب و تنها مواردی گزیده‌شده با مجسمه‌های برنزی و فایبرگلاس و تصاویر بیلبوردی -آن‌هم نادرست و تحریف‌شده- باقی بماند؟
فراعنه باستان در مسیر توسعه پایدار

فرزانه قبادی

۱۲ آبان ۱۴۰۴

فراعنه باستان در مسیر توسعه پایدار

مصری‌ها با افتتاح موزه بزرگ مصر در اولین روز نوامبر ۲۰۲۵ شکوه تمدن خود را به رخ دنیا کشیدند. مصر پس از عبور از بحران‌های متعدد در سال‌های اخیر، در تلاش است دوباره پای گردشگران را به شهرهایش باز کند و شکوه تمدنی کهن را به جهان یادآوری کند. آن‌هم با کمک موزه‌ای با ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد از جمله آثار باستانی ارزشمندی که برخی را از سراسر جهان با پیگیری‌های متعدد حقوقی به مصر بازگردانده تا این موزه، بزرگترین موزه باستان‌شناسی جهان شود؛ با بنایی که الهام گرفته از اهرام مصر است و سال گذشته موفق به دریافت جایزه Prix Versailles 2024 به‌عنوان یکی از زیباترین موزه‌های جهان از سوی یونسکو شده و با مساحتی ۵۰۰ هزار مترمربعی که دو برابر موزه لوور فرانسه و دو و نیم برابر موزه بریتانیاست و آثار یک تمدن کهن را به نمایش گذاشته. اما اینها تنها وجوه تمایز این موزه نیستند، مصری‌ها با همکاری ژاپن در این موزه توجه ویژه‌ای به فناوری‌های روز و الزامات محیط‌زیستی داشتند. موزه بزرگ مصر تمام معیارهایی را که یک موزه ایدئال در جهان امروز می‌تواند مورد توجه قرار دهد، در طراحی، نمایش آثار، حفاظت و تجربه بازدیدکننده در نظر گرفته است.
بازگشت قاجارها از دل تاریکخانه

فرزانه قبادی

۲۷ مهر ۱۴۰۴

بازگشت قاجارها از دل تاریکخانه

یک بلاگر و صفحه رسمی کاخ گلستان شنبه‌شب گذشته در اینستاگرام یک خبر «مسرت‌بخش» دادند و آن «کشف ۳۱ حلقه نگاتیو تصویربرداری‌شده در مخزن آلبوم‌خانه» این مجموعه جهانی بود؛ درحالی‌که جای رسانه‌های رسمی در زمان اعلام این خبر و رونمایی از آثار خالی بود و کسی به سؤالات متعدد رسانه‌ها درباره این خبر پاسخی نداد. هرچند این وعده داده شده که به‌زودی کنفرانس خبری این موضوع برگزار می‌شود، اما این روش اطلاع‌رسانی درباره یکی از مهمترین آلبوم‌خانه‌های جهان که بخشی از تنها اثر جهانی پایتخت است، با اصول حرفه‌ای اطلاع‌رسانی در یک مجموعه جهانی در تضاد بود. بیش از ۲۰ سال از گشایش مجموعه کاخ گلستان برای بازدید عموم و حدود ۱۲ سال از جهانی‌شدن آن می‌گذرد، اما عجیب اینجاست که هنوز کشفیات در مخازن و آلبوم‌خانه آن ادامه دارد و هر بار به طریقی اسناد موجود در آرشیو آن خبرساز می‌شود. روزی با انتشار تصاویر تاریخی آرشیو آلبوم‌خانه توسط شخصی ناشناس و حالا با انتشار خبری مهم در صفحه‌ اینستاگرامی یک بلاگر.
میراث را به یونجه فروختند

فاطمه علی‌اصغر، فرزانه قبادی

۲۹ شهریور ۱۴۰۴

میراث را به یونجه فروختند

اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطه‌های باستانی آذربایجان‌غربی؛ جایی که گمان می‌رود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکان‌دهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشت‌وکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطه‌ای که کشفیات آن جامعه‌ باستان‌شناسی را به سرنخ‌های دنیای کهن متصل می‌کند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیری‌های «پیام ما» اما به نتایج عجیب‌تری هم می‌رسد؛ مدیران میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها، خودشان اجازه کشاورزی را داده‌اند! بررسی‌های بعدی گویای آن است که اجاره‌ دادن زمین‌های عرصه و حریم محوطه‌های باستانی که به تملک وزارت میراث‌فرهنگی درآمده‌اند، در استان آذربایجان‌غربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراث‌فرهنگی این استان، به آن وجهه‌ حفاظتی و قانونی می‌دهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراث‌فرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار می‌داند و مدیرکل میراث‌فرهنگی استان آن را تکذیب می‌کند، این رویه اما روی عرصه تپه‌های باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موت‌آباد» دیده می‌شود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها از کشاورزان اجاره‌بها می‌گیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمی‌رسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراث‌فرهنگی نظارت نشده و هیچ‌ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطه‌های باستانی نشده است؟
کنسرت پینک فلوید، هشدار برای تخت‌جمشید

فرزانه قبادی

۱۵ شهریور ۱۴۰۴

کنسرت پینک فلوید، هشدار برای تخت‌جمشید

برگزاری کنسرت در کنار برج آزادی و پل خواجو و تخت‌جمشید در روزهای اخیر هر یک به‌دلیلی جنجال‌آفرین شده‌اند. یک نقطه مشترک در این سه خبر وجود دارد: برگزاری برنامه در جوار یک بنای تاریخی. سال‌هاست که تمام سؤالات درباره اینکه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی تا چه اندازه با رعایت ضوابط و اصول انجام می‌شود، از سوی مسئولان امر بی‌پاسخ مانده و یا با پاسخ‌ کلی «همه‌چیز رو به راه است، نگران نباشید» روبه‌رو شده است. اما اگر وزیر میراث‌فرهنگی با قاطعیت می‌گوید: «در این رویدادها تمام نظام‌های مراقبتی و حفاظتی رعایت می‌شود.» لازم است درباره جزئیات این «نظام‌های مراقبتی» توضیح دهد. آیا دستورالعمل و آیین‌نامه‌ای از سوی وزارت میراث‌فرهنگی در این زمینه تدوین، تصویب و منتشر شده است؟ برگزارکنندگان این کنسرت‌ها تا چه اندازه به ضوابط حضور در یک بنای تاریخی واقف‌اند؟ اگر با این اصول آشنا هستند؛ تجهیزاتی که در اختیار دارند، چقدر با استانداردهای برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی منطبق است؟ چه کسی بر اجرای این ضوابط نظارت دارد؟ درصورت رعایت نکردن این ضوابط چه اتفاقی می‌افتد؟ وقتی در تمام این سال‌ها پاسخ روشنی به این سؤالات داده نشده است، می‌توان به نتایج تلخی رسید. در دنیا کنسرت‌های متعدد در بناهای تاریخی برگزار می‌شود؛ از کولوسئوم تا اهرام جیزه، از آکروپلیس تا پمپئی. اما تمام این برنامه‌ها با اعمال محدودیت‌ها و رعایت اصول نورپردازی، تنظیم صدا، نصب استیج و... اجرا می‌شود. درحالی‌که در ایران به‌وضوح شاهدیم کیفیت و شیوه برگزاری کنسرت در یک بنای تاریخی تفاوت چندانی با فضاهای دیگر ندارد که اگر داشت، به‌طور حتم توضیح شفافی از سوی مسئولان در مورد آن داده می‌شد.
ایران بی‌موزه

فرزانه قبادی

۱۰ شهریور ۱۴۰۴

ایران بی‌موزه

می‌خواست با دست‌های خودش تابلوها را روی دیوار موزه نصب کند. این رؤیا آنقدر برایش شیرین بود که سال‌ها برای تحققش تلاش کرد. از خانه پاریس گذشت تا سرمایه‌ای جور کند برای ساخت موزه، از فروش تابلوهایش چشم پوشید تا روزی خستگی یک عمر تلاش را با دیدنشان روی دیوار آن به در کند. می‌خواست موزه‌اش جایی باشد برای آشنایی با هنر معاصر و تا آخرین روزهای حیات از این خواسته چشم نپوشید. او می‌دانست تحقق این هدف چه خدمتی به فرهنگ این سرزمین می‌کند. به‌دنبال نمایش آثارش نبود، نگاهش فراتر از اینها بود: «باید زنده باشم تا آن مرکز فرهنگی که آرزو دارم را ایجاد کنم؛ مرکز تبادل فرهنگی ایران با کشورهای دیگر باشد.» امروز زادروز «ایران درودی» است. زنی که نومیدی را نمی‌شناخت، اما آنقدر عشق و سخاوتش را نادیده گرفتند و وعده‌های بی‌سرانجام به او دادند که بالاخره مرگ سر رسید و آرزوی موزه را به دل «ایران» گذاشت. هرچند دوستانش به رؤیای او وفادار مانده‌اند و هنوز نامه‌نگاری‌ها و پیگیری‌هایشان ادامه دارد، اما بی‌توجهی‌ها و تنگ‌نظری‌ها هم به قوت خود باقی‌اند. «تکتم نعیمی»، مدیرعامل و «محمدرضا کارگر»، نایب‌رئیس هیئت‌مدیره «مؤسسه ایراندخت درودی» در گفت‌وگو با «پیام ما» از آخرین وضعیت موزه ایران درودی گفته‌اند و تلاشی که چهارسال بعد از درگذشت او همچنان ادامه دارد.
دارابگرد در گرداب فروچاله‌ها

فرزانه قبادی

۱۱ مرداد ۱۴۰۴

دارابگرد در گرداب فروچاله‌ها

ثبت جهانی دارابگرد، سالها یکی از وعده‌های مدیران استان فارس و شهرستان داراب به مردم بوده، وعده‌ای که گویی مدیران قرار نیست برای تحقق آن گام اجرایی بردارند. بیش از یک دهه است که فعالان میراث فرهنگی درباره تبعات فرونشست در این منطقه و همچنین گسترش حفاری‌های غیرمجاز هشدار می‌دهند. فرونشست در دارابگرد آنقدر پیش‌روی کرده و چاه‌های غیرمجاز آنقدر جان زمین را مکیده‌اند که در این محدوده به جای شکاف‌های ناشی از فرونشست باید از «فروچاله‌ها» سخن گفت. فروچاله‌هایی که عمق برخی از آنها تا دو متر هم می‌رسد و این روند رو به افزایش است. با اینهمه هنوز مطالعات دقیقی در این زمینه در دارابگرد صورت نگرفته است. سیاست و رویکرد مدیران اما همچنان وعده ثبت جهانی است. با وجود چالش‌ها و مشکلات و تهدیدات جدی پیرامون این اثر باستانی، باید پرسید که ثبت جهانی این اثر چه گرهی از مشکلات آن باز خواهد کرد؟ آیا الزامات حفاظتی مورد نظر یونسکو در مورد این اثر رعایت شده است؟ پس از یک دهه از تشدید فرونشست در عرصه و حریم این اثر چه اقدامی برای کنترل آسیب‌های ناشی از آن در این محدوده صورت گرفته است؟ حتی اگر یونسکو با ثبت این اثر در فهرست میراث جهانی موافقت کند، چه برنامه حفاظتی برای آن تدوین شده است؟