فرزانه قبادی
روزنامهنگار
فرزانه قبادی
۸ اسفند ۱۴۰۴
شکوه بیمرز
|پیام ما| بعد از تجربه موفق مشارکت جهانی برای نجات معبد باستانی مصر در جریان ساخت سد بلند اسوان؛ که به بزرگترین نجات باستانشناسی جهان مشهور شد؛ یونسکو در سال ۱۹۷۲ کنوانسیون حفاظت از میراث جهانی را در هفدهمین نشست خود در پاریس تصویب کرد. کنوانسیونی که تا امروز بالغبر ۱۹۰ کشور به آن متعهد شدهاند و خود را ملزم به حفاظت از میراث جهانی میدانند. ایران جزو اولین کشورهایی بود که به این کنوانسیون پیوست؛ در روز هفتم اسفند ۱۳۵۳(در ۲۶ فوریه ۱۹۷۵). کنوانسیونی که چند سال بعد کمیتهای برای ثبت آثار تاریخی کشورها در فهرستی جهانی با نام کمیته میراث جهانی تشکیل داد که نخستین رئیس آن «فیروز باقرزاده» بود. این کمیته در نشست سالانه خود، به بررسی پروندههای مربوط به آثار تاریخی کشورها میپردازد و با رأی اعضا با ثبت این آثار در فهرست جهانی موافقت یا مخالفت میکند. نزدیک به یک سال از انقلاب ۵۷ گذشته بود و ایران هنوز درگیر التهاب بود که «شهریار عدل»، باستانشناس جوان ایرانی، راهی مصر شد. قرار بود این مأموریت به «فیروز باقرزاده» که تا پیش از سال ۵۷ رئیس کمیته میراث جهانی یونسکو بود، سپرده شود؛ اما اقداماتی غرضورزانه از سوی برخی افراد، باعث شد شهریار عدل بهتنهایی این مأموریت را انجام دهد. او چهارم آبان ۱۳۵۸ به قاهره رفت و در سومین نشست کمیته میراث جهانی یونسکو حاضر شد. دستاورد او از این سفر در آن روزها که میراثفرهنگی آخرین چیزی بود که مسئولان و مردم به آن فکر میکردند، ثبت سه اثر شاخص ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو بود. «چغازنبیل»، «نقشجهان» و «تختجمشید»؛ در آن سال جهانی شدند و بعدازآن، با شروع جنگ، این روند تا سالها متوقف ماند.
فرزانه قبادی
۶ اسفند ۱۴۰۴
جاودانه با الواح هخامنشی
تنها کتیبهخوان زبان ایلامی در ایران بود. تخصص او را در جهان تنها چهار یا پنج نفر داشتند. عمر و جوانی را صرف کشف راز کتیبههایی کرده بود که قرنها سر به مهر مانده بود. مردی که در جوانی از بورسیه دانشگاهی آمریکایی صرفنظر کرد تا در رشتهای تحصیل کند که ایران به آن نیاز داشت. اما مثل بسیاری از همنسلانش که عاشق ایران بودند، بیمهریها دید بعد از سالهای آشوب و التهاب. به او گفتند تخصصش «مازاد بر احتیاج» است. ۲۰ سال بیکار ماند، کتابش توقیف شد و سالهایی را به رنج و مهجوری گذراند. حالا «عبدالمجید ارفعی» با تمام مهرش به ایران و آن کتیبههای گلی، رفته و نامش بهعنوان کسی که برای نخستین بار منشور کوروش را از بابلی به زبان فارسی ترجمه کرد، جاودانه شده است.
فرزانه قبادی
۲۴ بهمن ۱۴۰۴
صنایعدستی در زنجیر ناامیدی
|پیام ما| حدود ۴۰ روز از فاجعه دیماه و قطعی اینترنت گذشته است، اما اثر آن در جامعه و کارگاههای صنایعدستی هنوز ادامه دارد. هنرمندان صنایعدستی از توقف سفارشها، ازدسترفتن بازار و بیمعنا شدن ادامه کار میگویند؛ وضعیتی که برای برخی از آنها منجر به تصمیم برای کوچ از این حوزه شده است. هنرمندان صنایعدستی سالهاست که با بیمهریهای ناتمام مواجهاند و با تمام موانعی که سر راهشان است، سعی کردند ادامه دهند؛ چراکه برای بسیاری از آنها این هنر-صنعت در کنار تأمین معیشت، نمودی از فرهنگ ایران است. بسیاری از آنها سالها تلاش کردند با امید به آینده ایران بعضی از هنرهای فراموششده شهرشان را احیا کنند. حالا اما بحران آنقدر مزمن و طولانی شده که امیدوارترین آنها هم رگههایی از خستگی و ناامیدی در کلامشان پیدا شده؛ برخی از هنرمندان دیگر نه از کاهش درآمد، بلکه از کنار گذاشتن شغلشان حرف میزنند.
فرزانه قبادی
۱۳ بهمن ۱۴۰۴
میراث تاریخی در بحران فرو میریزد
|پیام ما| «اشراری که در مسیر تخریب میراثفرهنگی حرکت میکنند، همیشه آمادهبهرکاباند؛ چه در دوران بحران و چه در دوران ثبات. تفاوت اینجاست که در دوران بحران، شمشیرشان تیزتر و رکابشان محکمتر میشود؛ چون توجه و حواس مدیران شهری و کشوری به آنچه پیشینه و فرهنگ ما را تعریف میکند، کمتر میشود و همین غفلت، میدان را برای تخریب بازتر میکند.» این جمله «مهدی تمیزی» شاید چکیده دیدگاه ده کنشگر میراثفرهنگی در شهرها و استانهای مختلف ایران باشد که در گفتوگو با «پیام ما» از وضعیت امروز میراثفرهنگی گفتند. کسانی که بیش از یک دهه است که در این حوزه فعالیت دارند و بهخوبی با چالشها و مشکلات آن آشنا هستند.
فرزانه قبادی
۱ بهمن ۱۴۰۴
زمهریر گردشگری جنوب
|پیام ما| قشم، هنگام، بوشهر، هرمز، چابهار و بسیاری از شهرها و جزایر جنوبی ایران این روزها برخلاف زمستان هر سال، خلوت و آراماند. این آرامی اما نگرانکننده و ناخواسته است. یک ماهی میشود که تنگناهای معیشتی و بعدازآن، اعتراضات سراسری و درنهایت قطع شدن اینترنت، مسافران جنوب را مجبور به صرفنظر از سفرشان کرد. تورها لغو شد، همانطورکه پروازها. اقامتگاهها خالیترین روزهای زمستانشان را سپری میکنند. آنها که به امید بهرهمندی از رونق نیمبند گردشگری در جنوب، هر سال برای مشاغل فصلی از شهرهای دیگر راهی مناطق گردشگرپذیر جنوب میشدند هم مستأصل و درماندهاند و نمیدانند چطور حسابوکتاب زندگی را در این وضعیت مدیریت کنند. با هر کسی حرف بزنی، از نابسامانی اوضاع میگوید و ضرر و زیانی که اصلاً نمیداند جبران میشود یا نه. روایت جنوب این روزها شبیه روایت بسیاری از مناطق ایران است، روایت تلخ رکودی زمستانی.
فرزانه قبادی
۲۲ آذر ۱۴۰۴
بادبانها در قطر برافراشته شدند، لنجها در ایران به گل نشستند
قطر این روزها پانزدهمین دوره فستیوال جهازهای بادبانی «کاتارا» را برگزار میکند. این رویداد با محوریت میراث دریانوردی، به یکی از جاذبههای فرهنگی منطقه تبدیل شده است و هر پاییز گردشگران بسیاری را به دوحه میکشاند. محور اصلی فستیوال، جهازهای بادبانی (دُوْ Dhow) است. تصویر این قایقهای چوبی بزرگ با بادبانهای افراشته سفیدشان که بر گستره خلیجفارس در حرکتاند، تبدیل به نماد این رویداد سالانه شده است. اما این رویداد تنها تلاش قطریها برای احیا و معرفی میراثشان نیست، آنها در بخش گردشگری هم جایگاه ویژهای برای دُوْ تعریف کردهاند. مروری بر نگاه قطر به میراث دریاییاش و در مقابل، بیتوجهی مسئولان فرهنگی ایران به همین میراث، نشان میدهد در دو سوی خلیجفارس دو روایت متفاوت از یک میراث مشترک وجود دارد.
فرزانه قبادی
۱۶ آذر ۱۴۰۴
نوبت جهانیشدن هنر آینهها
بیستمین نشست کمیته بیندولتی پاسداری از میراثفرهنگی ناملموس یونسکو از امروز در هند آغاز میشود. ایران در این دوره پرونده «هنر آینهکاری در معماری ایرانی» را برای بررسی و ثبت جهانی ارائه کرده است. آینهکاری نخستین پروندهای است که در زمینه معماری ایرانی برای ثبت در فهرست میراث ناملموس جهانی ارائه شده است. درعینحال، این پرونده با آثار ثبتشده ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو از جمله کاخ گلستان و عالیقاپو نیز، پیوندی مهم و برجسته دارد. «شهاب نیکمان»، مدیر و تدوینگر پرونده هنر آینهکاری، در گفتوگو با «پیام ما» جزئیاتی از این پرونده و نکاتی درباره اهمیت ثبت جهانی این عنصر میراث فرهنگی را بیان کرده است.
فرزانه قبادی
۱۵ آذر ۱۴۰۴
تعارض منافع دشمن میراثفرهنگی است
گستره کمنظیر و وسیع میراثفرهنگی در ایران -از محوطههای باستانی گرفته تا آثار تاریخی و موزهها و میراث ناملموس- بهخودیخود حفاظت از این سرمایههای ارزشمند را دشوار میکند. اما وقتی این میراث در نگاه سیاستگذاران جایگاهی درخور نداشته باشد، مسئله حفاظت از میراثفرهنگی به یک معضل جدی تبدیل میشود؛ اتفاقی که در چند دهه اخیر رخ داده و باعث شده، حفظ میراثفرهنگی در برابر توسعهطلبی، سوداگری و تصمیمهای کوتاهمدت مدیران، به مرز بحران برسد. بحرانی که ریشههای آن را میتوان در نگاههای متعصبانه و سلبی و پس از آن، در ادغام سه حوزه میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری جستوجو کرد. با «علی دارابی»، معاون میراثفرهنگی کشور، درباره چالشهای ساختاری حفاظت از میراثفرهنگی ملموس و ناملموس گفتوگو کردیم. او هم از مشکلات و موانعی گفت که وزارت میراث با آن مواجه است. هر چند هنوز هم این سؤال مطرح است که چرا این وزارتخانه در حفظ میراثفرهنگی قاطعیت لازم را ندارد و در موارد بسیاری عقبنشینی و مماشات را به ایستادگی در برابر سوداگریها و زیادهخواهیهای عدهای، ترجیح میدهد.
