فاطمه باباخانی
روزنامهنگار
فاطمه باباخانی
۶ بهمن ۱۴۰۳
حفاظت یوزها را به زندگی برمیگرداند
خبر انتصاب «سعید یوسفپور» بهعنوان سرپرست ادارهکل حفاظت محیطزیست استان سمنان با استقبال گستردهای، هم از سوی کارشناسان و هم از سوی کارکنان سازمان حفاظت محیطزیست، مواجه شد. درعینحال، کسانی که در این استان چه بهعنوان فعال محیطزیست و چه کارشناس فعالیت کردهاند، همان وقت گفتند او راه پرسنگلاخی را برای حفاظت از زیستگاههای گسترده و متنوع این استان در پیش خواهد داشت. محدودههای گستردهای از این استان جزو مناطق تحتمدیریت سازمان حفاظت محیطزیست است، گونههای شاخصی چه در حوزه گوشتخواران، چه نشخوارکنندگان و چه تنها پرنده اندمیک ایران در آن زیست میکنند، در عین اینکه سطح تعارض هم در آنها بالاست، هر محدوده درگیر یک یا چند نوع تعارض! در گفتوگو با «سعید یوسفپور» از او پرسیدیم با چه چالشهایی در کار خود روبهروست، چه برنامههایی برای حفاظت از زیستگاههای این استان دارد و فکر میکند بتواند در امر حفاظت موفق باشد؟
فاطمه باباخانی
۲ بهمن ۱۴۰۳
مورچهها در چشم پرتو ایروانی
درحالیکه اغلب کارشناسان، رسانهها و مردم اخبار یوز، پلنگ، خرس و سایر گوشتخواران را دنبال کرده و میکنند، پرتو ایروانی از نسل دهه هفتادیهای کارشناسان حیاتوحش تصمیم گرفت سراغ مورچهها برود و روی آنها پژوهش کند و رسالهاش را دراینباره بنویسد. او بعدتر تورهای کودک با عنوان «مورچهنگری» برگزار کرد و همچنان این برنامه را ادامه میدهد. فعالیتهای ایروانی در حوزه حفاظت و پژوهش حیاتوحش محدود به مورچهها نیست، او یکی از اعضای تیم مدیریتی پروژه شمارش شکاریها در گلوگاه برای سه سال بود که پس از شمارش سال ۱۴۰۳ تصمیم گرفت بهعنوان یک عضو عادی با آنها همکاری کند. درعینحال، پرتو ایروانی عضوی از مؤسسه رمیاران حیاتوحش است که روی حفاظت از گوشتخواران متمرکز شده است. از او پرسیدم این پراکندگی در حوزههای مختلف به کارش صدمه نزده؟ چرا سراغ مورچهها رفت و آیا مورچههای مهاجم در ایران داریم که تنوعزیستی سایر گونهها را با مشکل مواجه کنند؟ و درنهایت اینکه آیا زن بودن چالشی برایش ایجاد کرده است یا خیر؟
فاطمه باباخانی
۲۵ دی ۱۴۰۳
توران تکهای از وجود من است
دهه ۸۰ بهار انجمنهای محیطزیستی بود، پروژه حفاظت از یوز آسیایی در همین دهه کلید خورد و بخش بزرگی از کارشناسان شاخص حیاتوحش ایران در دل آن رشد کردند و توانستند تجربهشان را به نسل بعدی منتقل کنند. «دلارام عشایری» در همین دهه وارد عرصه حفاظت شد، مشابه بسیاری دیگر کارش را با انجمن طرح سرزمین شروع کرد، بعدتر به مؤسسه حیاتوحش میراث پارسیان رفت و در ادامه با دوستانش تصمیم گرفتند سازمان مردمنهاد دیگری را تأسیس کنند که در این راه با چالشهایی مواجه شدند. او که یکی از فعالترین زنان در عرصه میدانی در دهه ۸۰ و سالهای ابتدایی دهه ۹۰ بود، این روزها بهشکل مستقل فعالیت میکند. در آن دهه فعالیت زنان چطور تعریف میشد؟ آنها بیشتر در روستا حضور داشتند یا در زیستگاههای حیاتوحش؟ با چه شرایطی حاضر است به کار میدانی بازگردد؟ در گفتوگو با این حفاظتگر از او در این باره پرسیدیم.
فاطمه باباخانی
۲۳ دی ۱۴۰۳
زنده شدن «هامون» تکعاملی نیست
بپذیریم که مدیریت یکپارچه و نگاه جامعنگر در مسئله آب نداریم و علیرغم دههها شکست در مدیریت منابع آب، همچنان تفکر توسعه آبمحور و افزایش طرحهای کشاورزی در کشور وجود دارد. ما نیاز داریم برای حل مسئلههایی که پیچیده است و بازیگران مختلف در آن وجود دارد، تعامل داشته باشیم، بدهوبستان کنیم، امتیاز بدهیم و امتیاز بگیریم. مسائلی ازایندست با شعار قابلحل نیستند، البته اگر امید به توسعه و روزهای خوش سیستان وجود دارد. امروز روز خوش سیستان نیست، کمااینکه دهههاست مردم این منطقه روز خوشی نداشتند و شرایط سخت زندگی بارها مردم را به مهاجرت و حاشیهنشینی در سایر شهرها و استانها وادار کرده است. اما تقلیل مسئله به مقصر جلوه دادن کامل طرف افغانستان، همچنان که این روزها میبینیم، اشتباه است. اینها بخشی از گفتههای «کامیار پهلوان»، کارشناس ارشد بخش آب، است که قریب به ۲۰ سال را در سیستان زندگی کرده است. پهلوان رئیس کمیته تخصصی سدهای پسماند کمیته ملی سدهای بزرگ ایران و نماینده ایران در کمیته تخصصی سدهای پسماند کمیسیون بینالمللی سدهای بزرگ (ICOLD) است.
فاطمه باباخانی
۲۲ دی ۱۴۰۳
من جاسوس هستم، ولی جاسوس درناها
|پیام ما|«بله، من جاسوس هستم، ولی جاسوس درناها»؛ وقتی بازار تهمت داغ بود و به الن ووسالو شک میکردند که برای چه ایران مانده درحالیکه همسرش به آمریکا مهاجرت کرده است، این جمله را به خنده میگفت. او برای دههها زیر بار انواع و اقسام حرفها تاب آورد و درنهایت هفته گذشته ۱۹ دی در ۹۵سالگی در ایران درگذشت، میراث الن ووسالو- توکلی اما در دنیای حفاظت باقی خواهد ماند. به مناسبت درگذشت او پروندهای را با دو یادداشت منتشر کردیم، «محمود قاسمپوری»، عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس، در یادداشت خود شرحی از مرارتهایی که او در ایران کشید و دستاوردهایی که داشت، ارائه داده است. «ایمان ابراهیمی»، حفاظتگر پرندگان، نیز در یادداشت خود با مروری بر زندگی ووسالو و تلاشهایش نتیجه گرفته است «زندگی الن به ما یادآوری میکند که عشق و تلاش بهتنهایی ضامن موفقیت در حفاظت نیستند.»
فاطمه باباخانی
۲۱ دی ۱۴۰۳
قبیلهگرایی در سازمان محیطزیست
سالهاست در ایران در گفتههای مدیران و مسئولان از مشارکت مردم در عرصه سیاست، فرهنگ و اجتماع و... صحبت میشود. در محیطزیست هم مدیران به دفعات از این گفتهاند که حفاظت پادگانی جواب نمیدهد و راهکار یک عبارت است؛ حفاظت مشارکتی! وقتی از مشارکت صحبت میکنیم، از چه حرف میزنیم؟ آیا این شیوه از حفاظت الگوی خاصی دارد؟ چالشهای پیش روی آن چیست و برای گذر از آن چه باید کرد؟ «امیرحسین خالقی»، کارشناس حیاتوحش، در این گفتوگو به این پرسشها پاسخ داده است. او در این گفتوگو عنوان میکند قبیلهگرایی بزرگترین سد راه حفظ طبیعتمان در سایه مشارکت است.
فاطمه باباخانی
۱۶ دی ۱۴۰۳
محصورشده درمیان تالاب زریوار
فاطمه باباخانی
۱۴ دی ۱۴۰۳
پارک ملی گلستان؛ تجزیه یا یکپارچگی
پارک ملی گلستان با مساحت ۹۱ هزار و ۸۹۵ هکتار مرداد ۱۳۳۶ بهعنوان منطقه حفاظتشده «آلمه وایشکی» تحتمدیریت کانون شکار و صید درآمد. این محدوده در ۲۲ فروردین ۱۳۴۳ «پارک وحش» نامگذاری شد و هفت سال بعد در شهریور ۱۳۵۰ منطقهای به اسم «قرخود» به آن افزوده شد. درنهایت، در سال ۱۳۵۳ «پارک ملی گلستان» بهعنوان اولین پارک ملی ایران به ثبت رسید. از همان سال ۱۳۳۶ که شاهد شکلگیری منطقه حفاظتشده «آلمه وایشکی» بودیم، بحث سکونتگاهها و روستاها مطرح و قرار بود برای یکپارچه کردن زیستگاه، زمینها از مردم خریداری شود و با پرداخت حقوق ذینفعان، آنها از این محدوده خارج شوند. بااینحال، در سالهای اخیر با برنامههای ادارهکل منابعطبیعی خراسانشمالی برای خارج کردن اسناد این پارک از دست ادارهکل محیطزیست گلستان نگرانیهای جدی بابت دستاندازی به عرصههای پارک ملی گلستان بهوجود آمده است.
