بایگانی

اعلام خطر بخش خصوصی درباره وضعیت گردشگری

در هفته‌ای که گذشت «انوشیروان محسنی بندپی» به جای «علی‌اصغر شالبافیان» بر مسند معاونت گردشگری کشور تکیه زد. حوزه‌ای که احوال خوشی ندارد و این روزها با چالش‌ها و موانع جدیدی هم روبرو شده است. غالب کشورهای اروپایی و برخی کشورهای شرق آسیا شهروندان خود را از سفر به ایران منع کرده‌اند. اتحادیه اروپا ایرلاین‌های ایرانی را تحریم کرده و ناامنی یکی از دلایل اصلی لغو تورها و سفر گردشگران به ایرانی است که جاذبه‌های فرهنگی و تاریخی و طبیعی بسیاری دارد اما آنچه برای گردشگران در درجه اول اهمیت است، از نگاه جهانیان در ایران وجود ندارد: «احساس امنیت»

در کنار تمام این موانع، بخش خصوصی درباره برخی اقدامات در این وضعیت بحرانی هشدار می‌دهد. از جمله اینکه در نخستین جلسه فراکسیون گردشگری مجلس شورای اسلامی با مجمع تشکل‌های صنفی گردشگری که با حضور معاون گردشگری کشور برگزار شد، «حرمت‌الله رفیعی» رییس مجمع تشکل‌های گردشگری، به نکته‌ای که در ماه‌های اخیر بارها در خصوص آن هشدار داده و اعلام خطر کرده بود، تاکید کرد و به تشریح دلایل اعلام هشدارش پرداخت. رفیعی از وخیم شدن وضعیت ایرلاینها و افزایش نجومی نرخ بلیت‌ها ابراز نگرانی کرده و می‌گوید: «شرکت‌های هواپیمایی با هم تبانی می‌کنند، هواپیماها را در آشیانه می‌خوابانند و پرواز نمی‌دهند تا قیمت بلیت را بالا ببرند. در ماجرای تعمیر قطعات هواپیما یک مافیا وجود دارد، قطعه را خراب اعلام می‌کنند تا از دولت برای تعمیرات ارز دریافت کنند» وضعیت فعلی ایرلاینهای داخلی و بین‌المللی در ایران پس از تحریم‌های اتحادیه اروپا رو به وخامت رفته و افزایش نرخ بلیت تنها یکی از مسائل مبتلا به این بخش است. اگر نهادهای ناظر به این حوزه ورود نکنند کسی نمی‌داند چه سرنوشتی در انتظار گردشگری کشور خواهد بود.

 

ماهی گرفتن ایرلاین‌ها از آب گل‌آلود

حرمت‌الله رفیعی، رئیس مجمع تشکل‌های صنفی گردشگری، با اشاره به مشکلات عدیده‌ای که گردشگری کشور را در وضعیت بحرانی قرار داده است، نسبت به شرایط موجود هشدار داد. رفیعی با تأکید بر این جمله که بخش خصوصی گردشگری از دولت نمی‌خواهد که دستش را بگیرد، فقط کافی است پایش را رها کند تا بتواند حرکت کند، گفت: «من در مورد یک اتفاق بسیار خطرناک هشدار می‌دهم، باید زودتر برای این مسئله کاری کرد، فردا دیر است.» رفیعی به وضعیت فروش بلیت برخی ایرلاین‌ها اشاره کرد و گفت: «ایرلاین‌های خارجی نظیر هواپیمایی قطر و ترکیش ایرلاینز نرخ‌ها را از روی سیستم خود حذف کرده‌اند و باتوجه‌به اینکه در ایران تنها چهار ایرلاین فعال هستند، بلیت‌ها را به چندین برابر نرخ واقعی در ایران می‌فروشند و کاری از دست ما برنمی‌آید. نرخ‌ پرواز های‌کلاس تهران-پاریس هواپیمایی ترکیش در ایران ۱۴۰ میلیون تومان است که اگر این بلیت‌ را از خارج ایران (ترکیه یا امارات) تهیه کنیم، نرخ آن ۴۰ میلیون تومان است. این درحالی‌است که این ایرلاین در روز، هفت پرواز از ایران دارد که ۱۴۰۰ مسافر را جابه‌جا می‌کند، با یک حساب سرانگشتی می‌شود محاسبه کرد روزانه چقدر ارز از کشور خارج می‌شود.» به‌گفته رفیعی، این تفاوت قیمت نه‌تنها باعث آسیب جدی به گردشگری می‌شود بلکه باعث خروج ارز و اطلاعات فردی ایرانیان می‌شود. رفیعی هشدار داد در حال حاضر روزانه هزاران دلار از کشور به‌دلیل سیاست‌های غلط در حمل‌ونقل هوایی خارج می‌شود. او به مسائل دیگری از قبیل دریافت مالیات در پروازهایی که از مبدأ ایران است نیز اشاره کرد و گفت: «تا هزینه سفر و مراکز اقامتی مدیریت نشود و تا زمانی که زیاده‌خواهی ایرلاین‌ها که به‌ازای هر ساعت نفر پرواز ۳۰ تا ۳۵ دلاری، بیش از ۱۰۰ دلار دریافت می‌کنند، مدیریت نشود، گردشگری کشور به سرانجام نمی‌رسد.» رفیعی همچنین درباره آمارهای رسمی اعلام‌شده در حوزه گردشگری گفت: «اعلام می‌کنیم شش میلیون گردشگر خارجی داریم، به والله این رقم واقعی نیست. ما ۶۰۰ هزار گردشگر خارجی هم نداریم. اصلاً گردشگر خارجی به ایران نمی‌آید و آنها که به‌عنوان گردشگر ورودی محاسبه می‌شوند، افرادی هستند که در حال رفت‌وآمد در مرزهای ایران هستند.»

 

آسیب‌های ناشی از ایران‌هراسی و نبود امنیت سیاسی

«مصطفی شفیعی شکیب»، رئیس جامعه تورگردانان، در این جلسه به مشکلات ناشی از ایران‌هراسی و چالش‌های امنیتی و تأثیر آنها بر گردشگری اشاره و اعلام کرد بسیاری از آژانس‌ها به‌دلیل این مسائل به‌شدت آسیب دیده‌اند و بسیاری از آنها ورشکسته شده و یا مجبور به تغییر شغل شده‌اند. او به سخنان وزیر گردشگری در این زمینه اشاره کرد و گفت: «آقای وزیر همواره از توسعه گردشگری صحبت می‌کنند، اما باید یادآوری کنم که توسعه، فارغ از اینکه در حوزه گردشگری باشد یا در سایر حوزه‌ها، بدون وجود امنیت محقق نمی‌شود. رئیس‌جمهور کشورمان در شورای امنیت سازمان ملل از کشورهای مختلف برای دوستی و وفاق دعوت کرده‌اند، اما باید پرسید که چرا برخی کشورها مانند چین و روسیه هنوز در سایت‌های سفارتخانه‌های خود توصیه عدم سفر به ایران را برنداشته‌اند؟»

به‌اعتقاد رئیس جامعه تورگردانان ایران: «باید یک فرد شجاع پیدا شود تا این موضوعات را به گوش رهبری برساند. تا زمانی که رهبری به‌طور جدی دنیا را دعوت به دوستی و صلح نکند، این صلح برای ما ممکن نخواهد شد و گردشگر به ایران نخواهد آمد. من مدیر یکی از سه آژانس مسافرتی برتر ایران بودم که بیشترین گردشگر را به کشور وارد می‌کردیم، اما در شش تا هفت ماه اخیر فقط سه یا چهار گردشگر داشتیم. همکاران من هم وضعیت مشابهی دارند. روزبه‌روز وضعیت صنعت گردشگری ضعیف‌تر می‌شود. گردشگری ما به‌شدت به امنیت و ثبات سیاسی نیاز دارد. اگر این مشکلات در سطح جهانی برطرف نشود، هرگونه توسعه در گردشگری غیرممکن خواهد بود.»

 

زورمان به خصولتی‌ها نمی‌رسد

«حسین نکونام»، رئیس جامعه گردشگری سلامت ایران، با اشاره به اینکه بیش از دو دهه است که درخواست‌های این بخش را با رؤسای جمهور در دولت‌های مختلف مطرح کرده و نتیجه نگرفته است، گفت: «گویی یک تردمیل بزرگ برای بخش خصوصی گذاشته شده که راه به جایی نمی‌برد. بیش از پنج میلیارد دلار ظرفیت گردشگری سلامت ایران است، اما این مبلغ قبل از اینکه به جیب مردم بیاید، به جیب دولت می‌رود.» نکونام با اشاره به اینکه متولی اصلی گردشگری در همه حوزه‌ها وزارت گردشگری است، اما در عمل چیز دیگری می‌بینیم، گفت: «بعضی از دولتی‌ها و خصولتی‌ها آسیبی به ما می‌زنند که آمریکا و اسرائیل نمی‌زند. ما ممکن است از پس تحریم‌های آمریکا بر بیاییم، اما زورمان به خصولتی‌ها نمی‌رسد.» او به ویزافروشی بعضی دستگاه‌ها و واسطه‌هایی که در این حوزه فعال هستند، اشاره کرد و گفت: «باید شرکت‌های گردشگری سلامت و آژانس‌ها متولی رسیدگی به گردشگران حوزه سلامت باشند، اما چندین دستگاه در این میان دست دارند؛ درنهایت هم از یک میلیارد دلاری که تنها گردش مالی گردشگری سلامت ایران از افغانستان است، نه در جیب دولت می‌رود و نه در جیب مردم.» او از نمایندگان مجلس خواست تا ترتیبی دهند که تیم تحقیق و تفحص مجلس درباره این موضوع بررسی لازم را به‌ویژه در مورد بازار افغانستان و پاکستان انجام دهد. نکونام تأکید کرد: «در حوزه گردشگری سلامت پنج وزارتخانه متولی هستند، وزارت گردشگری باوجود اینکه متولی اصلی و قانونی این حوزه است، متأسفانه نمی‌تواند از مواضعش دفاع کند»

 

گله‌مندی مجلسی‌ها از کم‌کاری وزارت گردشگری

«حاکم ممکان»، سخنگوی فراکسیون گردشگری، در نشست مشترک فعالان بخش خصوصی با این فراکسیون با اشاره به اینکه برای نخستین‌بار در برنامه هفتم توسعه یک فصل مستقل به بخش گردشگری و میراث فرهنگی اختصاص دارد و در ماده ۸۲ و ۸۳ به این موضوعات پرداخته شده، گفت: «این موضوع نشان از دغدغه‌مندی مجلس در بخش گردشگری دارد.» سخنگوی فراکسیون گردشگری، در ادامه با تأکید بر اینکه مسئله بخش گردشگری نبود قوانین نیست و اگر خلأ در این زمینه وجود داشته باشد، مجلس به آن خواهد پرداخت، گفت: «قبول کنید که بیشتر موانعی که پیش پای بخش گردشگری است، به بخش اجرایی برمی‌گردد. وزارت گردشگری باید در مورد برخی مسائل این بخش با هیئت دولت و دستگاه‌های اجرایی هماهنگی‌های لازم را صورت دهد. انتظار نداشته باشید مجلس این کارها را انجام دهد. نگاه دولت به این بخش باید یک نگاه جدی و اساسی باشد و از ظرفیت بخش خصوصی نهایت استفاده را ببرد.»

«رحیم زارع»، یکی از اعضای فراکسیون گردشگری، با اشاره به توجه مجلس به بندهای مربوط به بخش گردشگری در لایحه بودجه، گفت: «در مجلس اقداماتی در زمینه تسهیل واردات خودرو، واردات موبایل، افزایش حقوق‌ها، معافیت‌های مالیاتی که بخشی به حوزه گردشگری مربوط است، انجام شده؛ اما دریغ از یک درخواست از سمت وزارت میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در زمینه تسهیل در موضوع بودجه.» زارع در ادامه با تأکید بر اینکه نقدهایی از سوی مجلس به وزیر گردشگری وارد است و در چندماه اخیر سروسامانی در وضعیت این وزارتخانه محسوس نبوده، گفت: «آقای وزیر آمد در کمیسیون اقتصاد اعلام کرد می‌خواهد ۱۵ میلیون گردشگر وارد کشور کند، درحالی‌که گردشگر داخلی را رها کرده‌ایم. یک نفر حاضر نشد بگوید چقدر در حوزه گردشگری داخلی رونق ایجاد شده است، مگر وزارت گردشگری فقط محدود به گردشگری ورودی است؟ آثار طبیعی و تاریخی ایران به حال خود رها شده است.» اشاره زارع به موضوع مدیریت مقصد در گردشگری داخلی کشور است که سال‌هاست به‌شکل عامدانه‌ای مورد غفلت قرار گرفته است و گویی اراده‌ای هم برای توجه به آن بین تصمیم‌گیران وجود ندارد.

 

حساب‌های اقماری باز هم از قلم افتاد

در نخستین نشست فراکسیون گردشگری مجلس با مجمع ملی تشکل‌های گردشگری، مباحث مهمی مطرح شد، اما در این میان باز هم موضوع تعیین‌تکلیف حساب‌های اقماری از قلم افتاد. در پایان این جلسه «اردوان اکبرپور»، از اعضای فراکسیون گردشگری، خطاب به محسنی بندپی گفت: «من شش ماه دیگر بشخصه از عملکرد شما سؤال خواهم پرسید؛ از شما سند آمایش گردشگری ایران را می‌خواهم، زیرساخت‌ها و جاذبه‌های کشور را به تفکیک تهیه کنید، از شما برنامه اجرایی و قابل ارزیابی به‌همراه الزامات آن می‌خواهیم، تا بتوانیم آن را بررسی کنیم.» ای کاش آقای نماینده شش ماه دیگر سراغ حساب‌های اقماری را هم از وزیر و معاون او بگیرد. موضوعی که بیش از سه دهه است در گردشگری دنیا تبدیل به امری بدیهی شده و در ایران همچنان در وادی وعده‌ها سرگردان است.

 

امیدوارم روزی نمایشگاه توسعه پایدار داشته باشیم

سعید تاجیک، رئیس کمیسیون انرژی و محیط زیست و اتاق بازرگانی: ما بی‌کفایتی‌های دولت را عیان می‌کنیم

ایده آل گرایی دولت و واقعیت گرایی بخش خصوصی

رئیس کمیسیون توسعه پایدار، محیط زیست و استاندارد اتاق ایران می گوید اتاق بازرگانی به عنوان نماینده بخش خصوصی واقعیت ها و ظرفیت های موجود را برای برنامه های دولتی در نظر می گیرد.

 

امید تازه برای محیط‌زیست ایران

جوانان اغلب با خود می‌اندیشند که واقعیت‌ها در دستان آنان است و بزرگترها اغلب بر این تصور که جوانان هنوز کم‌تجربه‌اند و روزی آنان نیز به پاسخ‌های آزموده‌شده قدیمی‌ترها خواهند رسید که آزموده را آزمودن خطاست! با روی کار آمدن متولدین دهه ۸۰ و راه یافتن واژه نسل زد (نسل z یا زومرها) به ادبیات محاوره‌ای و حرف‌ها و حکایت‌های فراوان در مورد ارزیابی توان این جوانان، باید گفت این نسل در حوزه محیط‌زیست می‌تواند نسلی بی‌پروا، بی‌حاشیه و پیشرو باشد. این روزها حقایق از منظری دیگر سر برآورده و به ما لبخند می‌زند. انگار تجربیات نسل قبلی آشکارا توسط جوان‌ترهای امیدوار برای بهبود شرایط فعلی قابل‌استفاده است. دنیا، دنیای انتقال سریع داده‌هاست. بهمنی از اطلاعات است که پیوسته بر سر همه آوار می‌شود و پیر و جوان نمی‌شناسد.

شاید پالایش و دست بردن به اطلاعات برای جوان‌ترها به‌مراتب ساده‌تر باشد. در حوزه‌ای که پسران و دختران جوان دوشادوش هم فعال‌اند و سخاوتمندانه تجربیات خود را با یکدیگر و بزرگترها به اشتراک می‌گذارند، می‌توان همچنان به آینده محیط‌زیست امیدوار بود. «بهراد فرخنده» یکی از همین جوانان بود. جوانی با علاقه عمیق به طبیعت و محیط‌زیست تنها ۲۰ سال زندگی کرد که هر روز آن سال‌ها می‌ارزید. او دانشجوی مهندسی مکانیک در دانشگاه تهران بود و به‌عنوان یک فعال محیط‌زیست و عکاس حیات‌وحش شناخته می‌شد. بهراد از دوران کودکی ارتباط نزدیکی با طبیعت داشت و از سن ۱۰سالگی به پرنده‌نگری علاقه‌مند شد. او به گروه پرنده‌نگری «طرلان» پیوست و سفرهای متعددی برای مشاهده و عکاسی از پرندگان در نقاط مختلف ایران انجام داد. این عشق به طبیعت او را به مطالعه عمیق‌تری درباره محیط‌زیست سوق داد و عکاسی را به‌عنوان ابزاری برای معرفی زیبایی‌های طبیعی انتخاب کرد.

دوربین بهراد وسیله‌ای برای هنرنمایی و فخرفروشی نبود، با آن وقایعی را ثبت می‌کرد که هر کدام ار ارزش‌های علمی‌بالایی برخوردار بود. بهراد نه‌تنها در زمینه عکاسی فعالیت داشت بلکه برای حفاظت از محیط‌زیست نیز تلاش می‌کرد، در فعالیت‌های هنری مشارکت داشت و در تئاترها و نمایشگاه‌های مختلف حضور داشت که نشان‌دهنده تنوع علایق او بود. پس از فوت بهراد، پدرش، «محمدرضا فرخنده»، نمایشگاه‌هایی برگزار کرد تا یاد او را زنده نگه دارد و عشقش به طبیعت را ترویج کند. یکی از این نمایشگاه‌ها با عنوان «عکس‌های پسر طبیعت» برگزار شد که هدف آن نشان دادن زندگی حیات‌وحش و تشویق دیگران به حفاظت از محیط‌زیست بود. بهراد فرخنده نه‌تنها یک عکاس بلکه یک فعال محیط‌زیست بود که زندگی خود را به حفاظت از طبیعت اختصاص داد. یاد او همچنان در دل دوستداران محیط‌زیست زنده است و تلاش‌های او برای حفظ زیبایی‌های طبیعی ایران ادامه خواهد داشت. آذین، شایان و الوند، سه جوان فعال در حوزه محیط‌زیست، در مصاحبه‌ای به بیان تجربیات و چالش‌های خود پرداخته‌اند و به‌خوبی یادآور بهراد عزیز هستند. این سه نفر هرکدام از زاویه‌ای متفاوت به موضوع حفاظت از محیط‌زیست و تنوع‌زیستی ایران نگاه می‌کنند و امیدواری‌هایی برای آینده دارند. یکی با دیدن یک مستند علمی، یکی با تجربه حضور خود در یک تور علمی، یکی با دیدن جانوران و زیستمندان پیرامون خود و شاید هم یکی با نگاه به طبیعت از دریچه دوربین عکاسی علاقه‌مندی خود را یافته است.

اگرچه به فراخور وضع نگران‌کننده طبیعت این سرزمین، هنوز در تربیت علاقمندان به طبیعت توفیق چشمگیر نداشتیم، اما با دیدن این عزیزان هرگز نباید به آینده ناامید بود. هر سه فعال محیط‌زیست به چالش‌های جدی در مسیر فعالیت‌های خود اشاره کردند. مشکلاتی مانند عدم حمایت کافی از سوی سازمان‌های دولتی، محدودیت‌های مالی، عدم دسترسی به داده‌ها و همچنین فشارهای اجتماعی بر روی زنان در این حوزه، از جمله موانع اصلی هستند. آذین و شایان بر این نکته تأکید کردند که شرایط فعلی موجب ناامیدی در نسل جوان شده است. با وجود چالش‌ها، هر سه عزیز امیدوارند که با تلاش‌های مستمر بتوانند تأثیر مثبتی بر وضعیت محیط‌زیست ایران بگذارند. صحبت‌های آذین، شایان و الوند نشان‌دهنده عزم راسخ جوانان ایرانی برای حفاظت از محیط‌زیست است. اگرچه چالش‌ها و موانع زیادی وجود دارد، اما امید به آینده‌ای بهتر همچنان در دل آنها زنده است. آنها معتقدند با تلاش مستمر و همکاری میان نسل‌ها می‌توان وضعیت محیط‌زیست ایران را بهبود بخشید. این جوانان نه‌تنها نمایندگان نسل خود هستند بلکه نماد امید برای آینده‌ای پایدارتر در کشورشان هستند.

فست فشن یعنی خریدن و دور انداختن لباس؛ مثل آب خوردن

فست فشن یا مد سریع دنیای ما‌، مد و لباس را تغییر داده. در گزارش ببینید چه راهکاری می تواند فست فشن را از آسیب رساندن بیش از حد به محیط زیست رها سازد. @payamema

مسئولیت اجتماعی شرکتی؛ ابزاری برای تغییرات مثبت و پایدار

در این نشست، کارشناسان به بررسی و پاسخ به این سوالات پرداختند:
چگونه می‌توانیم مسئولیت اجتماعی شرکتی را در ایران به ابزاری برای ایجاد تغییرات مثبت و پایدار تبدیل کنیم؟
مسئولیت اجتماعی شرکتی در ایران با چه چالش‌هایی مواجه است؟

این ویدیو را تماشا کنید تا با دیدگاه‌های ارزشمند و راهکارهای عملی در زمینه مسئولیت اجتماعی شرکتی آشنا شوید.

 

فلرها سم مزمن در هوای خوزستان

گزارش فروغ فکری، روزنامه نگار پیام ما را ببینید در هنگام بازدید از پالایشگاه نفت کارون.

تدوین: ساغر کوهستانی

فلرها، سم مزمن در هوای خوزستان

گرافیتی سبز: دیوارهایی که به طبیعت جان می‌بخشند

انواع دیوارنگاری محیط‌زیستی

دیوارنگاری محیط‌زیستی به اشکال مختلفی انجام می‌شود که هر کدام بازتاب‌دهنده خلاقیت و نوآوری هنرمندان و تعهد آنها به پایداری است:

۱. نقاشی‌های دیواری سنتی

این نوع شامل نقاشی‌های دیواری بزرگی است که با موضوعات محیط‌زیستی کشیده می‌شوند. این آثار اغلب تصاویری از گونه‌های در خطر انقراض، چشم‌اندازهای آلوده یا پیام‌های امیدبخش درباره پایداری را به نمایش می‌گذارند. هنرمندان بااستفاده از رنگ‌های زنده و طرح‌های برجسته، توجه بینندگان را جلب و آثارشان را به نقطه کانونی فضاهای شهری تبدیل می‌کنند.

۲. گرافیتی معکوس

گرافیتی معکوس که گاهی «تمیزکاری هنری» نیز نامیده می‌شود، یک روش منحصربه‌فرد و دوستدار محیط‌زیست برای خلق هنر است. در این روش، هنرمندان با تمیز کردن آلودگی و چرک از دیوارها یا پیاده‌روها طرح ایجاد می‌کنند. این تکنیک نه‌تنها از افزودن آلودگی به محیط جلوگیری می‌کند بلکه مستقیماً به مسئله آلودگی شهری می‌پردازد.

نمونه‌ای شاخص از گرافیتی معکوس، پروژه «اوساریو» اثر الکساندر اوریون در سائوپائولو، برزیل است که با تصاویر جمجمه در یک تونل آلوده، مسئولان را مجبور کرد تا این منطقه را تمیز کنند.

۳. گرافیتی خزه‌ای

گرافیتی خزه‌ای، که به آن «گرافیتی سبز» نیز گفته می‌شود، از خزه زنده یا سایر مواد گیاهی برای خلق طرح‌ها استفاده می‌کند. این تکنیک به‌جای استفاده از مواد مصنوعی، از عناصر طبیعی و زیست‌تخریب‌پذیر بهره می‌برد و هنری خلق می‌کند که به محیط‌زیست نیز کمک می‌کند.

۴. نقشه‌برداری تصویری و گرافیتی دیجیتال

با پیشرفت فناوری، برخی هنرمندان محیط‌زیستی از تکنیک‌های تصویری برای نمایش پیام‌های پویا و موضوعات زیست‌محیطی روی ساختمان‌ها و دیوارها استفاده می‌کنند. این روش کاملاً غیرتهاجمی و موقت است و برای کمپین‌ها یا رویدادهای بزرگ بسیار مناسب است.

تأثیر بر فرهنگ شهری

دیوارنگاری محیط‌زیستی، نوعی کنشگری است که به‌طور یکپارچه با فرهنگ شهری ترکیب می‌شود. این آثار هنری، مناظر شهری معمولی را به بوم‌های تفکربرانگیز تبدیل می‌کنند و مسائل محیط‌زیستی را غیرقابل چشم‌پوشی می‌کنند.

بااستفاده از فضاهای عمومی، دیوارنگاری محیط‌زیستی شکاف بین هنر و کنشگری را پر می‌کند و آن را برای افراد از همه اقشار جامعه در دسترس می‌کند. رهگذران به تأمل در بحران‌های زیست‌محیطی که در این آثار نمایش داده شده است، دعوت می‌شوند و این باعث ایجاد گفت‌وگو و مسئولیت‌پذیری فردی و جمعی می‌شود.

بسیاری از پروژه‌های دیوارنگاری محیط‌زیستی، جوامع محلی را درگیر می‌کنند و حس مالکیت و هدف مشترک را ترویج می‌دهند. کارگاه‌ها و پروژه‌های گروهی به ساکنان کمک می‌کنند تا با مسائل محیط‌زیستی ارتباط برقرار کنند و در زیباسازی محله‌های خود سهیم شوند.

دیوارنگاری محیط‌زیستی اغلب پیام‌های آموزشی ارائه می‌دهد. به‌عنوان مثال، نقاشی‌های دیواری ممکن است شامل آماری درباره انتشار کربن یا اهمیت انرژی‌های تجدیدپذیر باشند و بینندگان را به سبک زندگی پایدارتر تشویق کنند.

هنرمندان و پروژه‌های شاخص

تعدادی از هنرمندان و ابتکارات برای مشارکت در جنبش دیوارنگاری محیط‌زیستی به رسمیت شناخته شده‌اند:

بنکسی: این هنرمند مشهور هنر خیابانی در چندین اثر به موضوعاتی همچون گرمایش جهانی و آلودگی پرداخته است. آثار او اغلب بینندگان را به پرسش درباره هنجارهای اجتماعی و بی‌توجهی به محیط‌زیست دعوت می‌کند.

پروژه «اوساریو» از الکساندر اوریون: این پروژه گرافیتی معکوس بااستفاده از تصاویر جمجمه در یک تونل آلوده، مسئولان را مجبور کرد تا این منطقه را تمیز کنند.

نقاشی‌های دیواری با موضوع تغییراقلیم: در شهرهایی مانند برلین، نیویورک و لندن، هنرمندان نقاشی‌های قدرتمندی درباره افزایش سطح دریاها، ذوب شدن یخچال‌ها و گونه‌های در معرض خطر ایجاد کرده‌اند که یادآور فوریت اقدام اقلیمی است.

دیوارنگاری محیط‌زیستی در بستر جهانی

دیوارنگاری محیط‌زیستی به یک پدیده جهانی تبدیل شده است و هنرمندان از فرهنگ‌های متنوع به این جنبش کمک کرده‌اند. در شهرهایی مانند بوگوتا، مدلین و سائوپائولو نقاشی‌های دیواری محیط‌زیستی به نشانه‌های شهری تبدیل شده‌اند و گردشگران و مردم محلی را به خود جذب می‌کنند.

در کشورهای در‌حال‌توسعه، دیوارنگاری محیط‌زیستی به‌عنوان ابزاری برای کنشگری مردمی مورد استفاده قرار می‌گیرد و به مسائل محلی مانند جنگل‌زدایی یا کمبود آب می‌پردازد. به‌عنوان مثال، در هند و کنیا هنرمندان از گرافیتی برای ترویج درختکاری و حفاظت از منابع آب استفاده کرده‌اند.

چالش‌ها و مناقشات

با وجود تأثیر مثبت، دیوارنگاری محیط‌زیستی با چالش‌هایی نیز مواجه است:

مسائل قانونی: دیوارنگاری اغلب به‌عنوان خرابکاری تلقی می‌شود که منجر به درگیری با مقامات می‌شود. برخی هنرمندان برای خلق آثار خود با جریمه یا دستگیری مواجه می‌شوند.

تجاری‌سازی: با افزایش محبوبیت هنر خیابانی، خطر تجاری‌سازی وجود دارد که ممکن است ریشه‌های کنشگری آن را تضعیف کند.

دوام آثار: بسیاری از آثار دیوارنگاری موقتی هستند و یا با گذر زمان محو یا حذف می‌شوند. اگرچه این مسئله با ماهیت زودگذر این هنر هماهنگ است، اما می‌تواند تأثیر پیام را محدود کند.

دیوارنگاری محیط‌زیستی یک رسانه قدرتمند است که هنر و کنشگری را برای پرداختن به مهمترین مسائل زمان ما ادغام می‌کند. این هنر فضاهای شهری را به بوم‌هایی پرجنب‌وجوش و تفکربرانگیز تبدیل می‌کند و تعامل عمومی را تقویت می‌کند و آگاهی زیست‌محیطی را ترویج می‌دهد. همان‌طور که شهرها رشد می‌کنند و چالش‌های محیط‌زیستی تشدید می‌شوند، این نوع هنر نقش بزرگتری در شکل دادن به گفتمان عمومی و الهام‌بخشیدن به اقدامات پایدار ایفا خواهد کرد.

آقای رئیس‌جمهور! ما از ناترازی‌ها مطلعیم؟ شما چطور؟

هوای شش شهر خوزستان در وضعیت خطرناک است. دید افقی به کمتر از صد متر رسیده است و گردوخاک و ریزگردی که از بستر تالاب‌های خشک برخاسته راه نفس خوزستانی‌ها را بریده است. آسمان سایر شهرها نیز پر از دود است و مازوت‌سوزی در نیروگاه‌ها ادامه دارد، درحالی‌که برق مناطق مختلف کشور ساعاتی از روز قطع می‌شود. نیمی از استان‌ها هم تعطیل شده است تا در دمایی که معمول زمستان‌های همه سال‌های گذشته بوده، گازرسانی مختل نشود. تا چندوقت پیش انتظار داشتیم هریک از این پدیده‌ها در فصل خودش رخ دهد. کمبود برق در تابستان و آلودگی در روزهای آخر پاییز. اما همچون تورم و رشد دائمی قیمت‌ها که برای تجربه کردنش نیاز نیست که تا فصل خاصی منتظر بمانیم، سایر مسئله‌ها نیز مستمرتر شده‌اند تا همیشه جلوی چشم باشند.

همه این موارد مربوط به وضعیتی است که با نام ناترازی از آن یاد می‌شود. ناترازی در آب، برق، گاز، بنزین و البته بودجه. اما این‌‍ها حرف‌های جدیدی نیست. نمی‌شود شهروند اینجا بود و از ناترازی‌ها بی‌خبر بود. بااین‌حال رئیس‌جمهور ما شهروندان مطلع را خطاب قرار داد و از ما خواست که کمتر مصرف کنیم تا زمینه سوخت‌رسانی به همه مردم فراهم شود و چاره‌ای برای آلودگی هوا نیز باشد. توصیه‌هایی که همچون خود مسئله، تکراری و به گوش آشنا است. در تابستان خطاب قرار می‌گیریم تا آب و برق کمتری مصرف کنیم و در فصل سرد گاز و خودرو شخصی و مجدداً برق.

آقای رئیس‌جمهور پیش از درخواست شما نیز دماسنج خانه ما در زمستان اعدادی بین ۱۷ تا ۲۰ و در تابستان ۲۹ تا ۳۲ را نشان می‌داد. خودرو شخصی نداریم و آب و برق را هم با دقت بسیار مصرف می‌کنیم. چون ما از خیلی پیشتر مطلع بوده‌ایم که در چه وضعیتی هستیم و چه بر سرمان آمده است.

اما به‌عنوان یک شهروند و پژوهشگر آب، شما و مدیر دولت و وزارتخانه‌ها را خطاب قرار می‌دهم تا بپرسم شما چقدر اطلاع دارید؟ درباره پروژه انتقال آب ماندگان از رودخانه ماربر در سرشاخه‌های کارون به زاینده‌رود صحبت می‌کنم. پروژه‌ای که بر افسانه مازاد و بی‌صاحب بودن آب کارون و انرژی و بودجه، در پستوهای وزارت نیرو و استانداری مجوز گرفت و در حال اجراست. آب و انرژی و بودجه که مازاد و بی‌صاحب شد، دیگر جای نگرانی‌ای بابت ناترازی و کمبودش نیست. چالش‌های جزئی و بی‌اهمیتی همچون اعتراض اهالی روستاهای ماندگان و سیور درباره از دست رفتن آب و زمین‌شان هم با گارد ویژه و بازداشت مرتفع می‌شود. لابد مردم کهگیلویه‌وبویراحمد و چهارمحال‌وبختیاری و خوزستان هم خسته می‌شوند و مخالفت با انتقال آب از سرشان می‌افتد تا مجدداً شهروندان شنوای توصیه‌های صرفه‌جویی شوند. دولت که ناترازی‌ها را و مردم که مخالفت‌ها را فراموش کردند، دیگر همه چیز آماده است تا لوله‌ها ۲۸۰ میلیون مترمکعب آب ماربر را که خوزستان و تالاب‌هایش از آن بی‌نیاز بودند با برق‌های مازادی که نیروگاه‌های پاک با منابع انرژی نامحدود کشور تولید کردند، به صدها کیلومتر آن‌طرف‌تر و صدها متر بالاتر پمپ کنند.

 این پروژه را بگذارید در کنار طرح‌های متعدد دیگری که قرار است آب خلیج فارس و دریای عمان را شیرین و به فلات مرکزی منتقل کند. در این موارد بی‌صاحب بودن آب راحت‌تر توجیه می‌شود. برای فراموش کردن، این‌بار ناترازی انرژی و بودجه کافی است. اگرچه برای شیرین‌سازی آب دریا و انتقال آن، اعداد بزرگتری از نیاز به انرژی و بودجه باید فراموش شوند. ولی ظاهراً ایرادی ندارد. گویا اگر مدیر دولتی باشی، فراموش کردن راحت‌تر می‌شود و صرفه‌جویی ضرورتی ندارد. باز هم مسئله جزئی و بی‌اهمیت اعتراض مردم، این‌بار ساحل‌نشینان که در جمع‌وجور کردن آن هم استادیم. دیگر چه مسئله‌ای باقی می‌ماند؟

نه آقای رئیس‌جمهور! من اشتباه می‌کردم. آنقدرها هم مطلع نیستم. سؤالات جدیدی برایم مطرح شده که پاسخی برایش ندارم. اگر شما اطلاع دارید ما شهروندان بی‌اطلاع ولی حرف گوش‌کن و صرفه‌جو را هم در جریان بگذارید تا بدانیم مدیر دولتی آیا لازم است دغدغه ناترازی و صرفه‌جویی داشته باشد؟ و اگر مسائل عمومی ناترازی و راهکارهای عملی پرداختن به آنها نه صرفاً مربوط به شهروندان، که وظیفه مدیران دولت هم هست، آنها چگونه قرار است نه برای حلش، لااقل برای جلوگیری از تشدیدش، کاری بکنند؛ یا شاید کاری نکنند؟

اعداد تکان‌دهنده آب

نکته بسیار مهمی که وجود دارد، این است که همین آبی که ما مصرف می‌کنیم، تقریباً رایگان است. اگر ما تولید ناخالص کشورها را تقسیم بر میزان آب تجدیدپذیر کنیم، عددی حاصل می‌شود که نشان می‌دهد هر مترمکعب آب چه میزان ثروت تولید می‌کند. قطر با هر مترمکعب آب تجدیدپذیر ۵۳۴ دلار ثروت تولید می‌کند. قطر وضعیت خاصی دارد. حتی عراق که زیرساخت ندارد و جنگ‌های طولانی را از سر گذرانده است، ۶.۹ دلار ثروت تولید می‌کند. اما ایران با هر مترمکعب آب تجدیدپذیر فقط ۴.۲ دلار ثروت تولید می‌کند. همین عدد ۴.۲ هم براساس عدد رشد اقتصادی که صحیح نیست، به‌دست می‌آید؛ یعنی میزان تولید ثروت در کشور ما بر هر مترمکعب آب کمتر از همین عدد است.

در بهره‌وری آب هم اعداد قابل‌قیاسی بین ایران با کشورهای اطراف وجود دارد. اینها اعدادی هستند که باید با سیاستگذاران کشور صحبت کنند و آنان را به فکر فرو ببرند. اگر دقت کنید، خواهید دید ما حتی سدسازی‌ها را هم براساس کشاورزی انجام دادیم. کشاورزی که از ۴۰۰ میلیارد دلار تولید ناخالص ملی فقط سهم ۳۰ میلیارد دلاری دارد. برای این عدد کوچک، در آرزوی خودکفایی داریم همه آب مملکت را به نابودی می‌بریم. همین سیاست موجب شد طی ۴۵ سال روند رشد دشت‌های ممنوعه ما به‌شدت افزایش داشته است و اگر در نقشه ایران دشت‌های ممنوعه را مشخص کنیم، فقط مناطق محدودی برای برداشت می‌ماند. در بخش صنایع و جانمایی صنایع کشور هم چون به‌تنها بحثی که توجه نشده است موضوع آب است، شاهد فرونشست‌های فراوان در کشور هستیم. تا جایی که ۱۰ درصد از کل مساحت کشور دچار فرونشست شده‌اند. این عدد معادل ۶۰ درصد از اراضی قابل‌کشت در کشور است. در بخش تالاب‌ها هم ۶۶ درصد از تالاب‌های ما خشک شده‌اند و آن دسته از تالاب‌هایی که خشک نشده‌اند، تالاب‌هایی متصل به دریا هستند؛ مانند تالاب انزلی که البته از آن‌ هم فقط شبه تالاب مانده است و بخش‌هایی از انزلی از عمق ۱۱ متر به عمق یک متر رسیده است. اگر به همین ترتیب پیش برویم و باز هم با فرض تغییرات خطی، ما در سال ۱۴۱۲ به نقطه‌ای می‌رسیم که دیگر نمی‌گوییم داریم بیش از توان آب مصرف می‌کنیم، بلکه می‌گوییم داریم بیشتر از منابعمان برداشت می‌کنیم و به‌ آن چیزی می‌رسیم که نام آن ورشکستگی آبی است. هرچند که این موضوع ممکن است به مذاق بسیاری خوشایند نباشد، ما می‌توانیم نام آن را ناترازی مطلق بگذاریم.

در کنار همه اینها می‌توانیم به روند طول عمر طرح‌های عمرانی کشور نگاه کنیم که حدود ۱۷ سال است. درحالی‌که مطالعات جامع یک طرح ممکن است در این ۱۷ سال دچار تغییر شود. ازسوی دیگر باید به‌ترتیب طرح‌های عمرانی ملی براساس مدت زمان گذشته از آغاز هم نگاه کنیم که بسیاری از طرح‌های بزرگ ملی ما بیش از ۲۰ سال عمر دارند. این موارد را در نظر داشته باشید و در کنار آن، به روند تخصیص و تحقیق بودجه هم توجه کنید. براساس یک محاسبه ساده، بودجه بخش آب و طرح‌های آبی وزارت نیرو از ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ حدود ۱۵۰ و اندی درصد افزایش پیدا کرده است، اما شاخص‌های تعدیلی که خود سازمان برنامه می‌دهد، ۱۶۰۰ درصد افزایش پیدا کرده است؛ به این معنا که ارزش اعتبارات بخش آب در طول این سال‌ها کمتر از یک‌دهم شده است. در بخش بازچرخانی، از ۱۰ میلیارد مترمکعبی که مجموعاً در بخش شرب، بهداشت و صنعت مصرف می‌کنیم، ۲.۴ میلیارد آن را جمع‌آوری می‌کنیم که ۱.۷ میلیارد مترمکعب آن ورودی تصفیه‌خانه‌های ماست که ۱.۵ میلیارد مترمکعب به ما پساب می‌دهد، اما فقط ۳۰۰ میلیون مترمکعب آن را عملاً به چرخه مصرف برگردانده‌ایم و مصرف می‌کنیم. یعنی فقط ۱۵.۵ درصد مصارف در کشور را تصفیه می‌کنیم.   

در مطالعات مرحله دوم قانون جامع آب کشور از عددی صحبت می‌شود که ما تا سال ۱۴۲۵ براساس آن عدد و با در نظر گرفتن نرخ روز تسعیر ارز باید ۶۳ میلیارد دلار در صنعت آب سرمایه‌گذاری کنیم؛ فقط ۴۵۰ هزار میلیارد تومان این عدد بنابه اعلام شرکت آب‌و‌فاضلاب بودجه طرح‌های نیمه‌تمام است.

نوسازی بی‌حساب در نصف جهان

شهر اصفهان، با عنوان نصف جهان، همواره به‌واسطه آثار تاریخی منحصربه‌فرد خود، نه‌تنها در ایران بلکه در جهان شناخته‌‌شده است. میدان نقش‌جهان، مسجد جامع، پل‌های تاریخی و خانه‌های قدیمی که هریک روایتگر تاریخ و فرهنگ این سرزمین هستند، در محدوده بافت تاریخی این کلانشهر جای گرفته‌اند. این بافت تاریخی حدود یک‌هزار و ۵۰۰ هکتار از شهر اصفهان را در بر می‌گیرد و در طول دهه‌های گذشته، به‌عنوان قلب تپنده میراث فرهنگی این شهر شناخته می‌شده است. بااین‌حال، اخیراً خبرهایی مبنی‌بر بازنگری در محدوده بافت تاریخی اصفهان از سوی معاونت شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان منتشر شده است. مسئولان شهری اعلام کرده‌اند مناطقی که «دیگر ارزش تاریخی ندارند»، از محدوده بافت خارج خواهند شد. این تصمیم که با هدف تسهیل در نوسازی بافت‌های فرسوده و رونق ساخت‌وساز مطرح شده، نگرانی‌هایی در بین کارشناسان میراث فرهنگی و فعالان این حوزه ایجاد کرده است.

 

بازنگری؛ ضرورت یا تهدید؟

«سیدمرتضی حسام‌نژاد»، معاون شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان، در گفت‌وگو با رسانه‌ها از لزوم بازنگری در محدوده بافت تاریخی سخن گفته و اظهار داشته است: «این بازنگری‌ها برای رفع مشکلات موجود و تسهیل فرآیند نوسازی انجام می‌شود. مناطقی که دیگر ارزش تاریخی ندارند، از محدوده بافت تاریخی خارج خواهند شد تا بتوان با اعطای مشوق‌های نوسازی، به بازآفرینی این فضاها کمک کرد» این درحالی‌است که طبق مصوبات شورای‌عالی معماری و شهرسازی، محدوده بافت تاریخی مشمول ضوابط سختگیرانه‌ای برای ساخت‌وساز و نوسازی است و اعطای طبقات تشویقی و سایر مشوق‌های ساخت‌وساز به این مناطق اعمال نمی‌شود. بنابراین، به‌نظر می‌رسد هدف اصلی بازنگری، آزادسازی بخش‌هایی از محدوده بافت تاریخی برای تسهیل توسعه شهری باشد. اما این پرسش مهم مطرح می‌شود که معیار «بی‌ارزشی تاریخی» مناطق چیست و آیا حذف برخی محلات از محدوده بافت تاریخی، پیامدهای ناگواری به‌همراه نخواهد داشت؟

 

بازنگری در محدوده بافت تاریخی، ضرورت کارشناسی و دقت در تصمیم‌گیری

در همین رابطه، «محمدرضا کاظمی»، دکترای مرمت شهری، در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید: «بافت تاریخی یک شهر، صرفاً به بناهای ارزشمند و شاخص خلاصه نمی‌شود. این بافت یکپارچه، شامل معماری، فضاهای شهری و حتی ارتباط اجتماعی بین محلات است. هرگونه بازنگری و حذف مناطقی از بافت تاریخی، می‌تواند به تخریب تدریجی هویت شهر اصفهان منجر شود.»

کاظمی می‌گوید: «معیارهای تشخیص ارزش تاریخی بسیار حساس و نیازمند مطالعات گسترده کارشناسی هستند. متأسفانه تجربه نشان داده است در بسیاری از موارد، با نادیده‌ گرفتن ابعاد اجتماعی و فرهنگی، محلات ارزشمند از محدوده خارج شده و به‌سرعت تغییر کاربری داده‌اند. نتیجه این رویکرد، از دست رفتن هویت شهر و ساخت‌وسازهایی نامتجانس با بافت تاریخی بوده است»

 

پیامدهای بازنگری غیرکارشناسی در بافت تاریخی

۱. تهدید ثبت جهانی آثار تاریخی

بافت تاریخی اصفهان، به‌دلیل آثار شاخصی همچون میدان نقش‌جهان و مسجد جامع، در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد. هرگونه تغییر در محدوده یا حریم این آثار می‌تواند باعث تهدید ثبت جهانی آنها شود. نمونه‌های مشابهی از این خطر را در سایر شهرهای تاریخی کشور، مانند شیراز و یزد، شاهد بوده‌ایم.

۲. از بین رفتن یکپارچگی بافت تاریخی

خروج برخی محلات از محدوده تاریخی، نه‌تنها باعث تخریب تدریجی این مناطق می‌شود بلکه یکپارچگی بافت تاریخی را نیز از بین می‌برد. معماری جدید و ساخت‌وسازهای ناهماهنگ با بافت سنتی می‌تواند هویت تاریخی شهر را دچار خدشه کند.

۳. تغییر کاربری و فشار توسعه شهری

تجربه نشان داده است خروج مناطق از محدوده بافت تاریخی، بلافاصله زمینه را برای ساخت‌وسازهای تجاری و مسکونی فراهم می‌کند. این امر نه‌تنها هویت تاریخی این محلات را نابود می‌کند بلکه فشار بیشتری به زیرساخت‌های شهری اصفهان وارد خواهد کرد.

 

لزوم نظارت دقیق و هماهنگی با میراث فرهنگی

به‌نظر می‌رسد بازنگری در محدوده بافت تاریخی اصفهان، موضوعی بسیار حساس و پیچیده است که باید با هماهنگی کامل اداره‌کل میراث‌فرهنگی و کارشناسان حوزه شهرسازی و مرمت شهری انجام شود. این بازنگری نباید تنها با هدف تسهیل ساخت‌وساز صورت گیرد بلکه باید به‌دنبال حفاظت از هویت تاریخی و بازآفرینی پایدار بافت‌های فرسوده باشد.

کاظمی دراین‌باره تأکید می‌کند: «راهکار اصلی، نه حذف مناطق از محدوده تاریخی، بلکه ارائه طرح‌های اصولی بازآفرینی است. این طرح‌ها می‌توانند به احیای بناهای فرسوده، تشویق ساکنان به ماندگاری و رونق گردشگری کمک کنند.»

برای بررسی بیشتر موضوع را از «امیرکرم‌زاده»، مدیرکل میراث‌فرهنگی استان اصفهان، پیگیر می‌شویم. او در گفت‌وگو با «پیام ما» پیرامون وضعیت بافت تاریخی اصفهان و تصمیمات اخیر درباره بازنگری در محدوده این بافت، تأکید کرد این تغییرات باید با دقت و بررسی‌های کارشناسی دقیق انجام شود.

 

ارزش بی‌بدیل بافت تاریخی اصفهان

مدیرکل میراث‌فرهنگی استان اصفهان با اشاره به اهمیت بی‌بدیل بافت تاریخی اصفهان در سطح کشور، گفت: «بافت تاریخی اصفهان که حدود ۲۰۰۰ هکتار است، برای ما ارزش ویژه‌ای دارد. بناهایی با تزئینات خاص و منحصربه‌فرد در این شهر وجود دارند که در هیچ‌جای کشور مشابه آنها یافت نمی‌شود. این بافت از منظر تاریخی و فرهنگی به‌طور ویژه‌ای حائز اهمیت است.»

معیارهای تشخیص ارزش تاریخی بسیار حساس و نیازمند مطالعات گسترده کارشناسی هستند. متأسفانه تجربه نشان داده است در بسیاری از موارد، با نادیده‌گرفتن ابعاد اجتماعی و فرهنگی، محلات ارزشمند از محدوده خارج شده و به‌سرعت تغییر کاربری داده‌اند. نتیجه این رویکرد، از دست رفتن هویت شهر و ساخت‌وسازهایی نامتجانس با بافت تاریخی بوده است

به‌گفته کرم‌زاده: «یکی از مشکلاتی که در حال حاضر با آن روبه‌رو هستیم، تبدیل بافت تاریخی به بافت فرسوده است. این مسئله به‌دلیل عدم توجه کافی به این بخش از شهر و نبود تسهیلات برای ساکنان آنها، باعث شده است برخی از مناطق خالی از سکنه شوند یا شاهد سکونت افراد غیرمرتبط با بافت تاریخی باشیم.»

کرم‌زاده با اشاره به اقدامات ستاد اجرایی حضرت امام (ره) و وزارت مسکن برای فعال‌سازی گروه‌های هدف در بافت تاریخی، اظهار کرد: «این برنامه‌ها برای توانمندسازی ساکنان بافت در زمینه‌های اشتغال و اقتصادی انجام می‌شود، اما باید اذعان کنم سیاست‌های فعلی برای حفظ بافت تاریخی کافی نیست.»

 

مشکلات بافت تاریخی و اصفهان و تبدیل آن به بافت فرسوده

او همچنین از مسئولین خواست هرچه سریع‌تر آیین‌نامه‌هایی برای حفظ بافت تاریخی تدوین و اجرایی کنند و گفت: «در بافت تاریخی، نیاز به تغییرات اساسی در سیستم‌های ایمنی مانند آتش‌نشانی و دیگر زیرساخت‌ها داریم. باید این سیستم‌ها با ویژگی‌های خاص بافت تاریخی سازگار شوند. این اصل مهم است که ما باید خود را با بافت تاریخی سازگار کنیم، نه اینکه بافت تاریخی را تغییر دهیم.»

مدیرکل میراث‌فرهنگی استان اصفهان درباره تصمیم شهرداری اصفهان برای بازنگری در محدوده بافت تاریخی، تصریح کرد: «من از جزئیات این اقدام شهرداری مطلع نیستم. اما بازنگری در بافت تاریخی باید کاملاً براساس کارشناسی و نظرات متخصصین انجام شود. هر تغییری در محدوده بافت تاریخی باید با دقت و توجه به تاریخ و فرهنگ منطقه باشد. اگر برخی از قسمت‌های بافت تخریب شده‌اند، ممکن است حذف این بخش‌ها ضروری باشد، اما این کار باید با بررسی دقیق و کارشناسی انجام شود.»

کرم‌زاده همچنین تأکید کرد: «در برخی از مناطق اصفهان، بافت تاریخی به‌شدت آسیب دیده است و نمی‌توان آن را احیا کرد، اما باید در انتخاب بخش‌هایی که از محدوده بافت خارج می‌شوند، دقت فراوانی به‌کار گرفته شود. لازمه هر تصمیم دراین‌باره، انجام مطالعات کارشناسی و بررسی‌های دقیق است. تصمیماتی که براساس نظر کارشناسان و متخصصین حوزه میراث فرهنگی اتخاذ شود، می‌تواند به حفظ و صیانت از بافت تاریخی اصفهان کمک کند.»

 

چالش های موجود در مصوبات گذشته

«حسن سلمانی»، مدیر بازآفرینی معاونت شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان، در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره بازنگری در محدوده‌های تاریخی شهر اصفهان و حذف محله‌های فاقد ارزش تاریخی از فهرست بافت تاریخی گفت: «در سال‌های گذشته، شهرداری اصفهان مصوبات متعددی درباره محدوده‌های تاریخی داشته است که بعضی از این مصوبات در دوره‌های مختلف تصویب شده‌اند. این مصوبات شامل عبارات و مفاهیمی همچون «منطقه تاریخی»، «بافت تاریخی» و «محور فرهنگی تاریخی» می‌شوند. یکی از مشکلات اصلی در حال حاضر، تعدد و تنوع این مصوبات است که باعث عدم تمرکز و به‌وجود آمدن ابهاماتی در تعریف دقیق محدوده‌های تاریخی شده است.»

 

هدف از بازنگری محدوده‌های بافت تاریخی

سلمانی می‌گوید: «در این راستا، ما به این نتیجه رسیدیم که لازم است یک بازنگری جدید در این محدوده‌ها انجام شود. هدف این بازنگری، شناسایی مناطقی است که واقعاً ویژگی‌های تاریخی و میراثی دارند و باید در فهرست بافت تاریخی باقی بمانند. در همین راستا، ممکن است برخی از محله‌هایی که دیگر ویژگی‌های تاریخی ندارند، از فهرست بافت تاریخی حذف شوند، یا محله‌هایی که قبلاً از محدوده‌های تاریخی خارج شده‌اند، مجدداً وارد این فهرست شوند. یکی از اهداف این تغییرات، حفظ کیفیت زندگی و جلوگیری از کاهش جمعیت بومی در این مناطق است. به‌ویژه در مناطقی که با تغییر کاربری‌ها، همچون تبدیل خانه‌ها به انبارهای تجاری، روبه‌رو هستند، باید فضاهای زیست‌پذیر برای ساکنان بومی حفظ شود تا این مناطق از رونق نیفتند.»

 

تأثیر ساخت‌وسازهای گذشته بر بافت تاریخی

مدیر بازآفرینی معاونت شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان همچنین توضیح داد که در گذشته، ساخت‌وسازهای وسیعی در این مناطق انجام شده که باعث تغییرات گسترده در بافت شهری شده است: «این تغییرات باعث شده است برخی از مناطق تاریخی دیگر ویژگی‌های میراثی خود را از دست بدهند و اکنون نیازمند بازنگری برای تعیین وضعیت دقیق هر کدام از این مناطق هستیم.»

او همچنین بر اهمیت همکاری بین دستگاه‌های مختلف برای اجرای این طرح تأکید کرد و گفت: «هدف این است که با همکاری میراث فرهنگی و سایر نهادهای مربوطه، برنامه‌ای جامع برای حفظ و بازسازی بافت‌های تاریخی داشته باشیم که هم برای ساکنان بومی این مناطق رضایت‌بخش باشد و هم توسعه اقتصادی و ساخت‌وساز در این مناطق به‌شکلی متوازن صورت گیرد.»

 

هدف از بازنگری: شناسایی محدوده‌های تاریخی واقعی

سلمانی با اشاره به نگرانی‌هایی که درباره کوچک‌تر شدن محدوده بافت تاریخی مطرح شده است، گفت: «هدف ما از بازنگری، کاهش یا افزایش محدوده‌ها نیست بلکه هدف این است که محدوده‌های واقعی و ارزشمند تاریخی شناسایی شوند و برای آنها برنامه‌ریزی مناسبی انجام شود. درنهایت، باید از چندگانگی مفاهیم و مصوبات گذشته خارج شویم و یک تعریف روشن و واحد از محدوده‌های تاریخی داشته باشیم. با این رویکرد، نه‌تنها از اصفهان به‌عنوان یک شهر تاریخی حفاظت می‌شود بلکه برای ساکنان بومی نیز شرایط بهتری فراهم خواهد آمد.»

 

حذف اصفهان از جایگاه جهانی با یک تصمیم اشتباه در حوزه بافت تاریخی

بازنگری در محدوده بافت تاریخی اصفهان، اگر بدون مطالعات دقیق و هماهنگی با میراث فرهنگی انجام شود، می‌تواند تهدیدی جدی برای هویت فرهنگی و تاریخی این کلانشهر باشد. خروج برخی مناطق از محدوده تاریخی، خطر تخریب تدریجی این بافت ارزشمند را به‌همراه دارد و می‌تواند جایگاه جهانی اصفهان را به خطر بیندازد. ازاین‌رو، لازم است مسئولان شهری با رویکردی کارشناسی و با مشارکت نهادهای ذی‌ربط، به‌دنبال راهکارهایی برای حفاظت و بازآفرینی پایدار بافت تاریخی اصفهان باشند، نه کوچک‌سازی و حذف بخش‌هایی از آن.

این تصمیمی نیست که تنها برای امروز باشد بلکه آینده میراث فرهنگی اصفهان به آن وابسته است.

جمع کردن بازار پرندگان فریدونکنار را کوچک نشمارید

تعطیلی بازار پرندگان فریدونکنار تاکنون نتوانسته باعث خوشحالی فعالان محیط‌زیست و فعالان حقوق حیوانات باشد. آنها معتقدند این کار نمایشی است و آنچه باید کنترل و با آن برخورد شود، در گام نخست، صید و شکار است. تا زمانی‌که شکار و صید در جریان است، تعطیلی بازار فقط محل خریدوفروش را تغییر می‌دهد. پاسختان به این انتقادات چیست؟

بخشی از این نقدها کاملاً قابل‌پذیرش است و اگر بخواهیم با منشأ این فرایند برخورد کنیم، باید به محدوده دامگاه‌ها ورود کنیم. اما از طرفی باید بپذیریم هرچه فروش آسان‌تر باشد، تمایل به صید بیشتر است. این درباره هر بازاری وجود دارد و عرضه و تقاضا به یکدیگر وابسته‌اند. این بازار به‌صورت رسمی و علنی مشغول به کار بود و در آن نرخ تعیین می‌شد. این باعث شده بود قبح خریدوفروش پرندگان شکسته شود. سازمان حفاظت محیط‌زیست هم بیش از دو دهه به‌دنبال جمع کردن این بازار بود و اگر این پروژه خوب نبود، چرا سازمان این همه سال به‌دنبال این پروژه بود؟! بنابراین، می‌دانیم مسئله شکار و صید مهم است، اما نباید جمع‌آوری بازار خریدوفروش را هم کوچک شمرد.

 

اتفاقاً یکی دیگر از نقدها این است که سازمان بانی جمع‌آوری نبوده و شهرداری یا سازمان دامپزشکی این کار را انجام داده است…

این‌طور نیست. وقتی یک موفقیتی به‌دست می‌آید، همه می‌خواهند خود را در آن سهیم کنند. این موفقیت صرفاً محصول تلاش‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست و در کنارش اداره‌کل محیط‌زیست مازندران و فریدونکنار بوده است. من زمانی که برای این سِمت انتخاب شدم، جلسه‌ای با حضور دامگاه‌داران درون خود دامگاه برگزار کردم. دامگاه زمین شخصی افراد است و دامگاه نقطه‌ای است که هیچ‌کس اجازه ورود به آن را ندارد. ما با چندین جلسه صحبت راهی باز کردیم که در همین دامگاه‌ها میزبان ما باشند. مسئولان مختلف استان در این جلسه حاضر بودند و آنجا تلاش کردیم به آنها نزدیک شویم و مسائل مختلف را مطرح کنیم. جمع شدن بازار حاصل تلاش دو دهه‌ای بود و یک بخشی از این چرخه، جایی با این کار قطع شد. اما فرایند شکار و صید موضوع دیگری است. ما ابتدا با شکار و صید و بعد عرضه و فروش مواجهیم. در عرضه و فروش کار انجام داده‌ایم و در رابطه با شکار و صید هم برنامه‌های گسترده آموزشی از سال‌های قبل داریم که همین الان هم در حال انجام است. امسال سومین پاییز و زمستانی است که مدیر مازندران هستم. در دو پاییز و زمستان گذشته در ۱۱ روستای پیرامون برنامه آموزشی انجام دادیم. در مدارس و مساجد به‌هر عنوان برنامه آموزشی می‌گذاریم که نسل‌های بعدی را متقاعد کنیم. وقتی به آنها مراجعه می‌کنیم، مدام می‌گویند کارشان ۲۰۰-۳۰۰ سال سابقه دارد و نسل‌ به‌ نسل این شکار رواج داشته است. به قدمتش می‌نازند و باید نسل‌های بعدی متقاعد شوند که این قدمت اهمیت ندارد و باید از آن به‌شکل فعلی دست بکشند.

 

وضعیت پیگیری‌های قضائی در سال‌های اخیر چگونه بوده است؟

پیگیری قضائی در سال‌های گذشته به این شکل بود که حتی یک رأی به‌نفع محیط‌زیست صادر نشده بود. سال قبل ۷۰ مورد شکایت از دامگاه‌داران داشتیم، اما یک مورد هم نتیجه نداشت. به‌این‌ترتیب، هم با دادستان قبلی و هم با دادستان جدید فریدونکنار چند جلسه گذاشتیم که ایشان بسیار همراه است. در هفته‌های گذشته از همه دامگاه‌ها بازدید کرده و این در‌حالی‌است که این فرد به‌عنوان دادستان نمونه سال گذشته هم مورد تقدیر قرار گرفته است. بنابراین، یک بخش بازدارندگی قانونی است و بخش دیگر برخورد مستقیم با مردم است که من اصلاً با آن موافق نیستم و از ابتدا گفته‌ام که با برخورد پادگانی و پلیسی اصلاً موافق نیستم. اگر بتوانیم موفقیتی به‌دست بیاوریم، با روش‌های نرم و طولانی‌مدت است و روش‌های دیگر هیچ‌کدام ماندگاری ندارد.

 

صحبت از افرادی خاص و روابط خاص در این منطقه بسیار گسترده است. گفته می‌شود افرادی مشخص این چرخه را هدایت می‌کنند و مسئولان استان هم آنها را می‌شناسند، اما برخوردی با آنها ندارد. پاسختان چیست؟

این افراد را به‌عنوان لیدر می‌شناسیم و در سال‌های گذشته تلاش کردیم با آنها ارتباط بگیریم در قالب معیشت جایگزین که برگزاری تورهای پرنده‌نگری بود، اول همین افراد را وارد کار کنیم. چون معتقدیم اگر این لیدرها در مسیر درست قرار گیرند، افراد بسیاری را همراه خود می‌آورند. در محدوده‌ای که در اختیارش است، به یکی از آنها مجوز پرنده‌نگری دادیم و بخشی از پاسگاه «اجاکله» که یک مرکز پرنده‌نگری قرار بود آنجا ساخته شود. گفتیم بااستفاده از روش سنتی دوما صید کن و صیدت را طبخ کن و به مردم بفروش. استقبال زیادی کردند. طرحی از ایشان گرفتیم، طرحشان را بررسی کردیم و با دوستان میراث فرهنگی هم صحبت کردیم، اما متأسفانه مشکلات دیگری پیش آمد که در تلاش برای حل این مسائل هستیم؛ چراکه بخشی از این املاک، املاک ملی است و منابع طبیعی گفت عرصه ملی است و در تلاشیم این گره را باز کنیم و خواستیم ایشان تعهد دهد که درصورت اجاره و نه واگذاری حق استفاده را بگیریم. دنبال این هستیم که این افراد را جذب کنیم و معیشت جایگزین برایشان تعریف کنیم و مطمئنم اگر یک پاییز و زمستان به این شکل کار کنند، شکار و صید را رها می‌کنند. من مخالف برخورد قهری هستم و باید بتوانیم آنها را قانع و بعد به راه درست بیاوریم.

 

شنیده‌ها حاکی است که در سال‌های گذشته و حالا پرندگان حتی از استان‌های گیلان و گلستان هم به فریدونکنار می‌‌آیند. کمی در این باره توضیح دهید.

بله. از تالاب‌های گلستان، خلیج گرگان و میانکاله، شهرهای گیلان و دیگر شهرهای مازندران به اینجا پرنده می‌آوردند. ما این بازار را حذف کرده‌ایم و این باعث شده است بخش بزرگی از این آمدوشدها هم از بین برود. ما در این بازار زنده‌فروشی هم داشتیم و دو سال گذشته در یک عملیات ۴۰ پرنده زنده را در جویبار گرفتیم که عازم اصفهان بود و قاچاق می‌شد.

طی دو سال گذشته در یک عملیات ۴۰ پرنده زنده را در جویبار گرفتیم که عازم اصفهان بود و قاچاق می‌شد. محیطبان ما با لباس مبدل و صیادی به این مناطق می‌رفت، فیلم می‌گرفت تا بتوانیم افراد را شناسایی کنیم

محیطبان ما با لباس مبدل و صیادی به این مناطق می‌رفت، فیلم می‌گرفت تا بتوانیم افراد را شناسایی کنیم. خیلی شرایط سختی برای ما هم بود و البته باید بدانیم که کار خیلی زیادی باقی مانده، اما خواهش می‌کنم تعطیلی بازار را کوچک نکنیم. ما یکی از دو بخش اصلی این فرایند را عقیم کرده‌ایم. ما نمی‌توانیم برای هر پرنده مأمور بگذاریم. در یک دامگاه در یک شب هزار پرنده ممکن است بیاید و همه هم شکار می‌شوند. در یک سالی نیروهای مازندران، سمنان و تهران جمع شدند در مازندران. درگیری و تنش بالا گرفت. این برخورد قهری مورد حمایت من نیست؛ چون دیده‌ایم که نتیجه درستی نداده است و جلوی صید را هم نگرفت.

تالاب فریدونکنار بین‌المللی است. لطفاً به ما بگویید تاکنون آیا رایزنی برای حضور و حمایت بین‌المللی داشته‌ایم؟

در سفر رئیس‌جمهور فقید، آقای رئیسی، یکی از پیشنهادات ما این بود که اعتباری به ما داده شود تا بتوانیم عرصه‌های کشاورزی این منطقه را خریداری کنیم. به‌این‌ترتیب، مالکیت در اختیار سازمان محیط‌زیست قرار می‌گیرد، نیروهایمان حاضر می‌شوند و پرنده‌ها به‌راحتی در این عرصه‌ها می‌نشینند. اینجا نقطه امنی می‌شد که در اختیار ماست. پیشنهاد خرید این عرصه ۱۰ هکتاری به مصوبات استانی هم رفت، اما آن اتفاق افتاد و دولت جدید مستقر شد و از آن سفر تاکنون هیچ مصوبه‌ای برای اجرا ابلاغ نشده است. اگر این اتفاق بیفتد برنامه بسیار خوبی خواهد شد. اینجاست که کمک‌های بین‌المللی می‌تواند برای خرید زمین به کمک ما بیاید. ما دنبال عرصه‌ای هستیم که به‌عنوان تالاب حفظش کنیم.

کمک‌های بین‌المللی می‌تواند برای خرید زمین به کمک ما بیاید، ما دنبال عرصه‌ای هستیم که به‌عنوان تالاب حفظش کنیم. آنجا بیش از ۸۰۰ مالک دارد، اما بردن این کار در کنوانسیون‌های بین‌المللی و گرفتن اعتبار می‌تواند بسیار اثربخش باشد

ما در سرخرود و ازباران برخی از دامگاه‌ها را نداریم؛ چراکه کشت دوم برنج بصرفه است. این کشت تا آذر طول می‌کشد و دامگاه‌دار نمی‌آید برای آذر تا بهمن هزینه و دامگاه ایجاد کند. بعضی خوشحالند، اما من نه. من به‌دنبال این هستم که اکوسیستم تالابی را حفظ کنیم. در فریدونکنار، تالابی خصوصی داریم که مالکانی خرد دارد و مذاکره و خرید و مواردی ازاین‌دست بسیار سخت است. آنجا بیش از ۸۰۰ مالک دارد، اما بردن این کار در کنوانسیون‌های بین‌المللی و گرفتن اعتبار می‌تواند بسیار اثربخش باشد.

سازمان محیط‌زیست به‌عنوان عنصر بالادست در‌این‌باره چه کمکی به شما‌ می‌تواند بکند؟

از سازمان توقع داریم در فریدونکنار تنها به‌دنبال برخورد با افراد نباشد. از ما فقط  نخواهند نیروهای نظامی و انتظامی را صف کنیم. این باید گزینه آخر ما باشد، نه گزینه اول. در میانکاله آتش‌سوزی ۸۵ درصد کاهش یافته و توانسته‌ایم حریق را کنترل کنیم. دلیلش این است که کمیته بومیان احیا شده و با آنها ارتباط درست گرفتیم. هر وقت مردم بومی را در کنار خودمان پذیرفتیم، حتی اگر توفیقی به‌دست نیاوریم، وضعمان از آنچه هست، بدتر نمی‌شود. انتظار ما این است که سازمان پشتیبان باشد. تخریب دامگاه‌ها و تورها و … مهم است، اما سازمان باید برای گرفتن کمک بین‌المللی رایزنی کند و وقتی در جلسات شورای تأمین استان از سازمان دعوت می‌شود، حضور پیدا کنند و به‌شکل میدانی میدانی وارد کار شوند. باید اولویت بر روش‌های مردم‌پایه و اجتماعی باشد و به این درک برسیم که روش قهری نمی‌تواند نتیجه مطلوب به‌دست دهد، همان‌طورکه تاکنون به‌دست نداده است.