بایگانی

آیا مکران می‌تواند جایگزین تهران شود؟

گزارش افشین امیرشاهی سردبیر روزنامه پیام ما به علل عدم توانایی مکران به‌عنوان گزینه‌ای برای جایگزینی پایتخت پرداخت. در این ویدئو خلاصه‌ای از آن گزارش را ببینید و بشنوید.

مدارس استان تهران در تمام مقاطع تحصیلی فردا غیرحضوری شد

سرپرست معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری تهران از تداوم آموزش غیر حضوری کلاس درس مدارس در تمام مقاطع تحصیلی استان تهران برای فردا یکشنبه ۲۳ دی ماه خبر داد.
سرپرست معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری تهران:با توجه به استمرار آلودگی هوا بر اساس تصمیمات مأخوذه، آموزش غیر حضوری کلاس درس مدارس در تمام مقاطع تحصیلی استان تهران برای فردا یکشنبه تداوم دارد.
تمامی ادارات و بانک ها برای فردا فعال و دایر خواهند بود.
با همکاری شهرداری تهران و پلیس راهور، طرح زوج و فرد فردا در شهر تهران از درب منزل اجرا و مجوز طرح ترافیک صادر نمی‌شود.

داستان «خودگردانی شورایی» یک شهرک

در شهرک دانشگاه هیچ‌چیز آن‌طور‌که انتظار می‌رود، به‌نظر نمی‌رسد. در مسیر رفتن به خانه‌ای که میزبانان انتظارمان را می‌کشند، همه گذرها تمیز است و خبری از زباله نیست. زمستان مانند هر جای دیگری بر محوطه و خیابان‌های این شهرک هم خانه کرده است. اما همه‌جا، نسبت به جایی که سه سال از خدمات شهرداری محروم شده، بسیار تمیزتر است؛ حتی تمیزتر از کوچه و خیابان‌های شهر تهران. انگار آدم‌هایی که برای پاکیزگی شهرک دانشگاه تلاش می‌کنند، حتی فیلترهای سیگار را هم جا نمی‌گذارند. بلوک‌های مسکونی کوچک و کم‌ارتفاع است و آسمان تهران که از قضای روزگار یکی از روزهای پاکش را می‌گذارند، بالای سر ساختمان‌های کوتاه، آبی روشن پهن شده است با لکه‌های کوچکی از ابر سفید.

 

قصه آدم‌های شهرک

در خانه «خانم احمدی» گروه کوچکی از اهالی میزبان ما هستند. چهار خانم و سه آقا. آدم‌هایی که کارستان شهرک را راه انداخته‌اند و در ۱۰۳ روز فعالیت، بعد از گذشت سه سال از آخرین روزی که شهرداری تهران این محدوده را هم در حوزه مشمول خدمات شهری حساب می‌کرد و زباله‌های شهرک را جا‌به‌جا و فضای سبز و محوطه آنان را تمیز می‌کرد، خودشان یک‌هزار کامیون زباله انباشت‌شده طی این سه سال را از محوطه پاکسازی و آن را جابه‌جا کرده‌اند. کاری کارستان که برای زنان همراه حالا دست‌های پینه‌بسته و درد کمر و گردن باقی گذاشته، اما از آن با لبخند،‌ غرور و افتخار صحبت می‌کنند.

در میانه صحبت‌ها و تعارف‌های اولیه متوجه می‌شویم می‌توان «مینا کوهی» را به‌عنوان آغازگر این پویش فرض کرد. زنی بالای ۵۰ سال با موهای جوگندمی و صورتی ساده و بی‌آرایش. زنی که خودش می‌گوید از شرایط بغرنج زندگی در میان انباشت زباله‌ها به ستوه آمده و تصمیم گرفته کاری کند: «ماجرای شهرک دانشگاه از سال ۱۳۴۸ شروع شد. این تاریخ زمانی است که اوراق به کارکنان شهرک دانشگاه فروخته شده است. در سال ۵۴ کلنگ آن توسط هویدا زده شد، اما پیشتر و از زمان قاجار این اراضی وقف بود. موضوعی که باعث شده است مردم با هم متحد شوند و اجازه ندهند که باتوجه‌به عملکرد شهرداری، شهرک از بین برود، همین موضوع زمین است. شهرداری روی این زمین دست گذاشت و به آن خدمات نداد.»

او توضیح می‌دهد: «اولویت اقدام شهرداری این بود که چاه‌های آب شهرک را با هماهنگی شورا یا هیئت‌مدیره تملک کردند. از مردم می‌خواستند که شهرک را نوسازی یا بازسازی کنند و این درصورتی‌است که خانه‌های شهرک دانشگاه فرسوده نیستند. آنها می‌خواهند مردم خانه‌هایشان را تحویل دهند و به‌جای این بلوک‌های مسکونی برای دو هزار و ۷۰۰ واحد که وضعیت موجود است، بلوک‌هایی با واحدهای بیشتر و درحقیقت تراکم بیشتر ساخته شود. مردم نمی‌خواهند این اتفاق بیفتد. ما دو دوره شورایاری داشتیم و همه امور را انجام می‌دادیم، اما این شورایاری منحل شد.»

به‌نظر می‌رسد پیچیدگی ماجرا میان ساکنان شهرک دانشگاه و شهرداری از همین پیشنهاد شکل می‌گیرد و اینکه باتوجه‌به وجود یک سند بر عرصه باید همه ساکنان به انجام نوسازی شهرک رضایت دهند. کوهی تعریف می‌کند: «الان می‌گویند قرار است اسناد را جدا کنند تا شهرداری بتواند اقدام خودش را انجام دهد. درصورت تفکیک سند دیگر نیازی به رضایت همگانی نیست. به همین دلیل، شهرداری خدمات‌دهی به شهرک را کنار گذاشت. اقدام دیگری که انجام شد، انحراف لوله‌های آب چاه‌هایی بود که برای آبیاری فضای سبز شهرک استفاده می‌شد. چاه‌های آب در اختیار آبفا قرار دارد، اما یکی از این چاه‌ها در اختیار شهرداری منطقه ۲۱ برای آبیاری فضای سبز شهرک قرار گرفته است. آبفا ناخواسته مدرکی در مورد آب فضای سبز به ما داد. روزی ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار لیتر آب از شهرک خارج می‌شود. شهرداری اما جوابی در مورد چاه به ما نداد. فقط در اعتراض به اینکه شهرداری برای نظافت و پاکسازی شهرک اقدامی انجام نمی‌دهد، گفتند نیرو می‌دهند تا این پاکسازی انجام شود.»

کوهی می‌گوید سه ماه هم برای تحقق این وعده صبر کردند و اما پاسخ شهرداری بعد از گذشت این زمان این جمله صریح بود که «خدماتی ارائه نمی‌دهیم.»

کوهی مانند دوستانش می‌گوید بهانه‌های متعددی از سوی شهرداری، مانند نداشتن هیئت‌مدیره، محصور بودن شهرک و موضوعاتی مانند آن مطرح می‌شود که ساکنان شهرک را همچنان در این وضعیت نگه می‌دارند تا بلکه به تخلیه شهرک رضایت دهند.

 

فاضلاب چالشی دیگر

«آقای کاشانی» جوان‌تر از سایر میزبانان ماست. پدر او نیز در همین شهرک زندگی می‌کند: «در شهرک دانشگاه ممکن است بسیاری از امکانات و دسترسی‌ها به‌خاطر فاصله از شهر وجود نداشته است. ما می‌دانیم خانه‌هایمان بر زمین‌های باارزشی ساخته شده است و شهرداری هم این را می‌داند. اما برای ما موضوع زمین نیست. موضوع آرامشی است که در سال‌های زندگی در این مکان به دست آورده‌ایم. شهرداری فکر می‌کند اگر امروز به نتیجه نرسد، با ندادن خدمات درنهایت ۱۰ سال دیگر می‌توانند مردم را ناچار به ترک اینجا کنند. ما عاشق فضای سبز و خیابان‌های خلوتمان هستیم و شهرداری می‌گوید همه اینها را رها کنیم و اینجا را تبدیل به شهرکی شلوغ و پرازدحام کنیم؛ مانند آنچه در تهران انجام داده است.»

در زمان بازدید از شهرک،‌ حدود ۱۲ روز بود که چاه فاضلاب بالا زده بود و اهالی می‌گویند با وجود تماس‌های مکرر خبری از شرکت آبفا نشده است

او ادامه می‌دهد: «الان بیش از ۱۲روز است که فاضلاب در نقاطی از شهرک بالا زده است، اما هیچ دستگاهی برای آن اقدامی انجام نمی‌دهد. کنار میدان میوه و تره‌بار می‌توانید با چشم خود ببینید که فاضلاب بالا زده است. ما در فیش‌های آب داریم پول مدیریت فاضلاب را پرداخت می‌کنیم، اما کسی به ما خدمات آن را نمی‌دهد. دفعه اول هم نیست که این اتفاق می‌افتد. پیشتر جلوی ساختمان یکی از مدارس شهرک فاضلاب بالا زده بود.»

شگرد شهرداری زاکانی: آزار و اذیت به‌جای خدمت‌رسانی

در گروه میزبانان ما همه اتفاق نظر دارند که شهرداری می‌خواهد با ندادن خدمات مردم را وادار به ترک شهرک کند. نتیجه‌ای که اهالی را به اقدام عملی برای جبران خلأ خدمات شهری متقاعد کرد. اهالی می‌گویند حتی اگر بخواهند شهرک را ترک کنند چه تضمینی وجود دارد که شهرداری بر تعهداتش بماند. یکی از اهالی شهرک که علاقه‌ای به انتشار نامش ندارد، می‌گوید: «در بهترین حالت می‌خواهند خانه‌های ما را مثلاً متری ۲۰ میلیون تومان بخرند و بعد از چند سال یک خانه نیمه‌کاره را متری ۸۰ میلیون تومان به ما بفروشند.»

گروه همیاران فضای سبز می‌گویند نگرانی از اینکه خانه‌هایشان را به شهرداری بفروشند و دیگر هرگز صاحب خانه‌ای نشوند یا ناچار به زندگی در فضایی پرازدحام شوند، آنها را بر آن داشت تا تسلیم فشارها نشوند

«شیرین کریمی» یکی دیگر از زنان این مجموعه می‌گوید: «این احساس نگرانی بسیار زیاد باعث شد خودمان اقدام کنیم. سرمایه مادی و معنوی ما در این شهرک است. حال که اینجا ساکنیم، نمی‌توانیم در مورد محیط‌زیستمان بگوییم که آن را امروز متوقف کنیم و برای فردا بگذاریم. چیزی از این واجب‌تر وجود ندارد. مگر می‌شود در محیطی آلوده و پر از مسمومیت زندگی کرد؟ برای ما مسئله‌ای واجب‌تر از این وجود ندارد. الان که با شما صحبت می‌کنیم ۱۰۳روز است که خودمان اقدام به پاکسازی شهرک کرده‌ایم و فکر می‌کنم زباله‌های شهرک را که مربوط به بیش از سه سال است، از محوطه بیرون کشیدیم.»

کریمی ادامه می‌دهد: «یک‌هزار کامیون زباله جمع‌آوری کردیم و به بیرون از شهرک انتقال دادیم. خودمان زباله‌ها را تا خروجی شهرک جابه‌جا می‌کردیم و بعد شهرداری می‌آمد و زباله‌ها را از خروجی شهرک می‌برد. آخرین‌باری که زنگ زدیم به راننده‌های حمل زباله خودشان ذوق‌زده شده بودند که بالاخره تمام شد. دست‌های خانم کوهی زخم شده بود و دور همه انگشت‌هایش چسب پیچیده بود. همه اعضای خانواده‌اش هم کمک می‌کردند. ما همین تعداد نیستیم. برخی از اهالی شهرک هم وقتی روزهای اول دیدند که ما مشغول کار هستیم، آمدند برای کمک.»

آنها تعریف می‌کنند که بارها برای رفع این مشکلات تلاش و تجمع کرده‌اند و تصاویرشان از تجمع جلوی شهرداری و آبفا را نشانمان می‌دهند و می‌گویند: «ما نه بیکار بودیم، نه سلامت، نه خوشی زده بود زیر دلمان. چون در این سال‌ها گوش شنوایی وجود نداشت، ناچار شدیم آستین بالا بزنیم.»

 

همیاران فضای سبز

کریمی با بیان اینکه کم‌کم نوعی تقسیم‌ کار براساس توانایی‌های اعضای شهرک شکل گرفت، توضیح می‌دهد: «دیگر دیدیم که نمی‌شود. به‌ همت خانم کوهی گروهی به‌نام همیاران فضای سبز تشکیل شد. براساس برنامه‌ریزی در این گروه، ما پنج نفر حتماً در ساعات پاکسازی حضور داشتیم. گاهی دوستان دیگری از شهرک هم به ما اضافه می‌شدند.»

خانم کوهی هم یک‌بار دیگر به این گفت‌وگو اضافه می‌شود: «از ۲۶ شهریور شهرداری با هدف منحرف کردن مطالبات بحق ما درباره بازپس‌گیری آب شهرک دانشگاه، وعده اختصاص نیروی انسانی به‌منظور کمک به پاکسازی شهرک از زباله‌ها را داد. گفتند به شما نیرو می‌دهیم تا شهرک را جهادی تمیز کنید. اما این نیرو‌ها فقط چهار روز اول را منظم آمدند. تا ۱۰ روز هم یک روز در میان آمدند. بعد از این ۱۰ روز دیگر جواب ما را هم نمی‌دادند. آبفا هم دیگر جواب تلفن‌های ما را نداد.»

کریمی ادامه می‌دهد: «ما ابزار کار تهیه کردیم. دستکش و فرغون و شن‌کش و خلاصه ادوات مورد نیاز را خریدیم و شروع کردیم. البته اهالی کمک‌های مالی انجام دادند. در گروه ۴۰۰ عضو حضور دارند که هرکدام به فراخور برای خرید امکانات پول دادند.»

 

سازوکار شفاف

«شفافیت» در مورد مسائل مالی گویی برای این گروه دارای اهمیت بسیار بالایی بود. فردی که مسئولیت امور مالی و مدیریت این بخش را به‌عهده داشت، توضیح می‌دهد: «همه ورودی‌های مالی و هزینه‌کرد را در یک فایل اکسل وارد می‌کنیم و بلافاصله پس از واریز هر مبلغ یا هزینه،‌ مهم نیست کم باشد یا زیاد، گزارش آن را به اعضای گروه ارائه می‌کنیم. همه آدم‌هایی که یک ریال هم پول داده باشند، باید بدانند مبلغ پرداختی‌شان صرف چه کاری شده است.»

همراه این گروه از دوستان از خانه خانم احمدی بیرون می‌آییم و در محوطه شهرک قدم می‌زنیم. به‌گفته خود آنان، تا روز حضور ما در شهرک حدود ۹۰ درصد از محوطه پاکسازی شده است. با چشم هم می‌توان مناطق پاکسازی‌شده را از مناطقی که هنوز انبوهی از زباله را میزبانی می‌کنند، تشخیص داد. در مسیر عبوری، درختان قطع‌شده زیادی را می‌بینیم که اهالی می‌گویند شهرداری به‌بهانه خشک شدن آنها را قطع می‌کند: «شهرداری هیچ‌کاری به کار شهرک ندارد، فقط می‌آید و برخی درختان را که عمدتاً قطور هستند، قطع می‌کند و می‌رود.»

در مسیر به همان چاه فاضلابی برمی‌خوریم که بالا آمده و در خیابان جاری است. کمی آن‌سوتر هم کانالی از فاضلاب است که به‌سمتی خارج از شهرک هدایت می‌شود. اهالی می‌گویند آبفا با احداث تصفیه‌خانه‌ای برای شهرک که بشود آب استاندارد آن را برای آبیاری فضای سبز هم استفاده کرد، مخالفت کرده است. در میان درختان قطع‌شده اما درختانی هستند که یک تکه کاغذ شماره‌گذاری‌شده با چسب نواری رویشان گذاشته شده است. خانم کوهی منبع آبی را نشان می‌دهد و می‌گوید: «این منبع را خریدم و اینجا نصب کردیم. همه اهالی آب می‌خرند و آن را پر می‌کنند؛ بعد برای آبیاری از آن استفاده می‌کنیم. برای اینکه یادمان نرود مثلاً دیروز یا هفته گذشته به چه درختانی آب دادیم، نوه‌ام روی آنها شماره می‌گذارد. همه اینجا تلاش می‌کنند به هر قیمتی درختان را نگه دارند. اما کسی از دستگاه‌های دولتی با ما همراهی نمی‌کند؛ فقط چون این زمین‌ها را می‌خواهند.»

نه شهرداری و نه آبفای منطقه ۲۱ هیچ‌کدام پاسخی در مورد مسائل این شهرک ارائه نمی‌دهند. اهالی اما فکر می‌کنند خودشان از عهده امور شهرک برمی‌آیند و حاضر نیستند برای دریافت خدمات، زمین‌ها و خانه‌هایشان را معاوضه کنند. در زمان خروج از شهرک بنرهایی که از سوی گروه «همیاران فضای سبز شهرک» در خیابان‌ها نصب شده است، به چشم می‌آید. بنرهایی که از اهالی می‌خواهند «لطفاً زباله‌های خود را در محوطه نریزید.»

با وجود تلاش این گروه اما گاهی در میان شمشادها هم پلاستیک‌های زباله به چشم می‌خورد که از طبقه بالای ساختمان به محوطه پرت شده است. همراهان می‌گویند: «گروهی از مردم این‌طور به شهرداری واکنش نشان می‌دهند. اگر متولی رسیدگی به امور کارش را انجام نمی‌دهد، آنها هم سر لجاجت را باز می‌کنند.»

 

یک دعوای سیاسی  اصیل

احسان خواجه‌ای جامعه‌شناس است. او می‌گوید: «الگوی شهرک دانشگاه موضوع بسیار جالبی است؛ برای اینکه ما ناکارآمدی ساختار شهری را ببینیم. ما در برهه‌ای از تاریخ شهردای را وارد ایران کرده‌ایم. شهرداری ذاتاً نهادی دموکراتیک است. در بسیاری از کشورها همین شوراهای شهری و ساختار مدیریت شهری الگوی اداره دموکراتیک حکومت بوده است. ما این ساختار را وارد کرده‌ایم، اما این موضوع را همچنان در نظر نمی‌گیریم که ذی‌نفعان ما شهروندان ما هستند. اتفاقی که در اینجا رخ می‌دهد، همین اتفاقی است که می‌توانیم در الگوهای توسعه از بالا به‌ویژه در مورد توسعه جامعه محلی نیز ببینیم. این موضوع را فارغ از پیشینه قانونی آن منطقه می‌گویم. با هر پیشینه‌ای که وجود دارد، در حال حاضر مسئله این است که گروهی در آن شهرک زندگی می‌کنند و حق دارند سهم خودشان را بخواهند. این سهم الزاماً اقتصادی نیست. مشابه آنچه در شهرک دانشگاه رخ داده است، فقط می‌تواند در جوامعی اتفاق بیفتد که شکل‌گیری نهادهای مدیریت شهری کامل انجام نشده است. ما دچار این ضعف هستیم که نه سازوکارهایمان درست شکل گرفته است و نه منافع همه ذی‌نفعان را در نظر می‌گیریم. به‌شکل مشخص این مثال بین آنچه شهروند حق و منافع خودش می‌داند با آنچه شهرداری آن را منافع شهروند می‌داند، تفاوت و تضاد است.»

او ادامه می‌دهد: «مسئله مهم دیگر این است که در ایران نهادها تلاش می‌کنند قدرت خودشان را به‌واسطه چنین رفتارهایی تقویت کنند. کار این گروه مقاومت مدنی و یک دعوای بسیار حقیقی است که آدم‌ها برای پیروزی در آن تلاش می‌کنند که آن قدرت را پس بگیرند. من فکر می‌کنم این یک دعوای اصیل سیاسی است و اتفاقاً دعوای بسیار مهمی و واقعی است.»

در مورد این موضوع که در این دعوا چرا گروهی خودشان را در خط مقدم قرار داده‌اند و گروهی هم ته خط ایستاده‌اند یا کارشکنی می‌کنند، محل بحث مهمی نیست؛ چراکه این یک خصلت عمومی است. شاید در تجربه شهرک دانشگاه اینکه بخواهیم فکر کنیم از آن ته‌خطی‌ها هم انسان‌های متعهدتری بسازیم، کمی زود است. در مورد اینکه آدم‌ها چطور تغییر را باور می‌کنند، پارامترهای متفاوتی وجود دارد.

 

آیا اینترنت اقشار ایده خوبی است؟

اینترنت در ایران درگیر فیلتر و فیلترینگ و حالا ساماندهی اینترنت اقشار است. مفهومی که دسترسی به منابع مختلف را برای گروه‌های متفاوت محدود یا رفع محدودیت می‌کند. در این ویدئو تلاش کردیم به این سؤال پاسخ دهیم

تدوین: ساغر کوهستانی

جلسه نجات شهر؛ تشکل‌ها وارد عمل شدند

در بحبوحه هفته هوای پاک، جلسه تخصصی آلودگی هوا در ادامه تأیید و نهایی شدن شعار «وفاق ملی، انرژی‌های تجدیدپذیر و هوای پاک» برگزار شد. به‌گفته «علیرضا رحمتی»، رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست شهر تهران، هفته هوای پاک با برنامه‌های متنوعی با رویکرد آسیب‌شناسی برگزار خواهد شد. او در مقدمه این جلسه از برگزاری یک نشست عمومی در سالن همایش‌های سازمان حفاظت محیط‌‌زیست در روز شنبه ۲۹ دی‌ماه و همچنین یک نشست تخصصی در روز دوشنبه با هدف آسیب‌شناسی درست از چگونگی اجرای قانون هوای پاک خبر داد.

 

این‌بار کلیشه نیست

۵۰ روز می‌شود که اداره‌کل محیط‌زیست استان تهران به دکتر عباس‌نژاد و معاونین او تحویل داده شده است. به‌گفته او، مدتی به شناخت وضع موجود گذشت و پس از آن طراحی در حوزه‌های مختلف، برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری بر مبنای توسعه ساختارها در حوزه‌های مختلف رویکرد این افراد بوده است. عباس‌نژاد بر این باور است که اقدامات خوبی را شروع کرده‌اند؛ این جمله این‌بار کلیشه‌ای نیست و انسجام‌ و تیم‌سازی در رابطه با مسئله پسماند و آلودگی هوا رخ خواهد داد.

حسن عباس‌نژاد در این جلسه گفت:‌ «شرکت‌هایی در سطح ملی و بین‌المللی در بحث مدیریت پسماند شناسایی شده‌اند. شرکتی با نام کمین فرانسه، به ایجاد کارخانه‌های تولید برق با روش پسماندسوزی کارهایی در کشورهای اسپانیا، فرانسه، آلمان و هلند انجام داده است. طی جلسه‌ای با سازمان بازرسی از این شرکت دعوت کردیم و انشالله با حضور این افراد اتفاقاتی خوبی رخ دهد. نماینده این افراد در چین قرار است در این جلسه حضور پیدا کند.»

عباس‌نژاد در رابطه با وضعیت سازما‌ن‌ها پیشنهاد داد: «نظر من این است که هر شهرستان‌ را برای کاری در نظر بگیریم؛ برای مثال آلودگی هوا را استان تهران و شهر تهران انجام دهد و در اداره محیط‌‌زیست تهران این کار صورت بگیرد. کار این سازمان باید بحث هوا باشد. به‌نظر من وظایفی که دستگاه‌ها زمین گذاشته‌اند و انجام نداده‌اند، درصورتی‌که بتوانیم آنان را وادار کنیم و تمرکز کنیم بر وظایف دستگاه‌های مختلف براساس قانون و برنامه هفتم توسعه، وضعیت هوا در استان و شهر تهران بهتر خواهد شد.»

مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان تهران پیشنهاد داد با تشکیل تیم‌های مشترک، بازدیدهایی از مناطق بحران‌زا انجام شود تا ضمن بهره‌گیری از نظرات کارشناسان، گام‌های عملی در راستای بهبود وضعیت محیط‌زیست تهران برداشته شود.

 

در تهران با پدیده بارگذاری خارج از ظرفیت مواجه هستیم

در ادامه جلسه تخصصی آلودگی هوا، «زهره عبادتی»، محیط‌زیست انسانی اداره‌کل محیط‌زیست استان تهران به شفاف‌سازی وضعیت موجود پرداخت: «از سال ۱۳۹۶ ما شاهد روند افزایشی در بحث آلودگی هوا در سطح استان تهران و کشور هستیم. همان‌طورکه شما می‌بینید، به‌ویژه در فصول سرد سال که وارونگی هوا را داریم، این بحث مقداری پررنگ‌تر می‌شود و تقریباً تمام  کلانشهرها و شهرهای صنعتی ما در کشور با آلودگی هوا مواجه می‌شوند. در استان تهران ما با پدیده عجیب بارگذاری خارج از ظرفیت و توان اکولوژیک استان مواجه هستیم. استان تهران ۰.۸۳ درصد مصارف کل کشور را در بر گرفته و به‌لحاظ وسعت رتبه ۳۰ را میان استان‌های کشور دارد، در‌حالی‌که بیش از ۱۸ درصد جمعیت کشور در این استان مستقر هستند و رتبه یک را به‌لحاظ جمعیت دارد و تراکم بیش از ۱۰ هزار نفر  در هر کیلومترمربع در شهر تهران و ۹۶۹ نفر در استان تهران زندگی می‌کنند. این نشان می‌دهد ما معادل این بارگذاری جمعیتی که در سطح استان و شهر تهران داریم، خودرو داریم و مجبور شدیم واحدهای صنعتی و اشتغال ایجاد کنیم. اکنون ما با مشکلات زیست‌محیطی و آلودگی هوا مواجه هستیم. بیشترین سهم در بحث آلودگی هوا در سطح استان تهران مربوط به منابع متحرک با سهم ۵۹ درصدی است و ۴۱ هم مربوط به منابع ساکن است. این داده‌ها مربوط به سال ۹۶ است و خوشبختانه سازمان قرارداد خود را برای مطالعات به‌روز کرده‌اند و ۱ الی ۱.۵ طول می‌کشد تا این اطلاعات به‌روز شوند.»

زهره عبادتی: از سال ۱۳۹۶ ما شاهد روند افزایشی در بحث آلودگی هوا در سطح استان تهران و کشور هستیم. همان‌طورکه شما می‌بینید به‌ویژه در فصول سرد که سال وارونگی هوا را داریم، این بحث مقداری پررنگ‌تر می‌شود و تقریباً تمام  کلانشهرها و شهرهای صنعتی ما در کشور با آلودگی هوا مواجه می‌شوند

عبادتی ادامه داد: «اگر بخواهم در مورد وضعیت کیفی هوا در گزارش مقایسه‌ای که در سال ۱۴۰۲ عرض کنم، می‌توان گفت در آن سال ۳۱ درصد روزها وضعیت نامطلوب یعنی شرایط ناسالم به‌خصوص برای گروه‌های حساس داشتیم و در سال ۱۴۰۳ به ۳۷ درصد افزایش پیدا کرده است. سازمان حفاظت محیط‌زیست وظیفه نظارت بر اجرای قانون هوای پاک تهران را برعهده دارد و ۱۶ دستگاه اجرایی در سطح استان تهران مکلف بر اجرای قانون هوای پاک هستند. براساس شیوه‌نامه پایش قانون هوای پاک، هر سال عملکرد دستگاه‌ها را از خودشان می‌گیریم و آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم و نهایتاً جمع‌بندی این گزارش در اختیار استانداری قرار می‌گیرد.»

عبادتی در انتها درخواست کرد پیشنهادات و راهکارهایی که بتواند در پیشبرد قانون هوای پاک کمک‌کننده باشد، از سوی تشکل‌های محیط‌زیستی مورد بررسی قرار بگیرد و اعلام کرد که از این پیشنهادات استقبال می‌شود.

 

جلسه تخصصی، فرصتی برای گفت‌وگو با تشکل‌ها

در ادامه جلسه هر تشکل از منظر حیطه تخصصی خود به طرح مسئله و راهکار پرداخت. در انتهای مکالمه با آنها نیز مبنا بر این شد که جلسات به‌صورت ادامه‌دار برگزار شوند و در حیطه‌های تخصصی مانند آلودگی هوا و پسماند کارگروه‌هایی شکل بگیرند که به‌صورت تخصصی به معضلات محیط‌زیستی بپردازند. همچنین برای پیگیری، استمرار و ایجاد انضباط در این مسئله، ذکر شد که دفتری در این اداره به تشکل‌ها اختصاص پیدا کند و جلسات به‌صورت ادامه‌دار برگزار شوند.

نماینده «انجمن کندو»، در ابتدای صحبت‌ها به‌درستی نشان داد که چگونه، به حرف‌هایی که می‌زنیم، اعتقاد نداریم: «من فکر می‌کنم یکی از دلایل آلودگی هوای شهر، عدم اعتقاد مسئولین به این موضوع است. به‌عنوان مثال در این اتاق پرده‌های پنجره‌ها کشیده شده و چراغ‌ها روشن است. از شما توقع داریم که حتی به این مسائل به‌ظاهر کم‌اهمیت توجه داشته باشید.»

نماینده انجمن دوستداران آوای طبیعت از لزوم مشارکت مردم در این جلسه صحبت کرد: «علاوه‌بر مشارکت تمام ادارت از جمله آموزش‌وپرورش و وزارت بهداشت، مشارکت مردم حرف اول را می‌زند.» 

در ادامه، مرکز «حافظان محیط‌زیست پردیس جوان» معضلات حمل‌ونقل عمومی را به دکتر عباس‌نژاد یادآور شد: «آموزش‌ها برای استفاده از حمل‌و‌نقل عمومی صورت گرفته اما امکان استفاده از آن فراهم نیست. به‌طور مثال کمبود اتوبوس یکی از معضلات است. ۲۰ دستگاه اتوبوس خریداری شده و در پارکینگ است و پلاک نمی‌شوند تا مردم بتوانند به‌جای استفاده از وسیله نقلیه شخصی از اتوبوس‌ها در سطح شهر استفاده کنند.»

«کاظم کوکرم»، روزنامه‌نگار، از آلودگی نوری به‌عنوان یکی از عوامل اثرگذار بر آلودگی هوا یاد کرد: «عاملی که در افزایش آلودگی هوا کمتر به آن توجه می‌شود، آلودگی نوری است. مستنداتی مبنی‌بر تأثیر نور مصنوعی بر آلاینده‌ها و درنتیجه عدم کاهش آلودگی هوا وجود دارد. آلودگی تهران همواره در حال افزایش است، اما آلودگی نوری فراموش شده است؛ درحالی‌که یکی از عوامل مهم تشدید آلودگی هوا در زمستان به‌شمار می‌رود. یکی از پیشنهادات من برای کاهش آلودگی‌های نوری، استفاده از سنسورهای حرکتی در مکان‌های عمومی مانند پارک‌ها است که موجب خاموش شدن چراغ ها در زمانی می‌شود که در آن مکان ترددی صورت نمی‌گیرد.»
در ادامه، نماینده «انجمن توان‌افزایان زندگی سبز» متذکر شد: «اصلاح رفتاری خودمان نسبت به ایجاد زیرساخت‌ها در اولویت هستند. به‌عنوان مثال، مهمان‌های شهرداری در جلسات مربوط به پیگیری‌های محیط‌زیستی، پذیرایی با تولید زباله بسیار داشتند و عدم جداسازی زباله‌های تر و خشک در آن جلسات به چشم می‌خورد؛ با اینکه شغل خودشان همین است.»

 

شما شکایت کنید، ما پیگیری می‌کنیم

یکی از پیشنهادهای حسن عباس‌نژاد برای رفع مشکلات، پیگیری قضائی بود. او در رابطه با مسئله‌ای مانند قطع درختان یا نهادی که آلودگی تولید می‌کند نیز متذکر شد: «شما شکایت آنها را پیش ما بیاورید، ما به آن قضیه ورود می‌کنیم. شما برای ما بنویسید و ما اقدام می‌کنیم.» نقش تشکل‌ها در نظر عباس‌نژاد ایجاد حساسیت است و حساس شدن را وظیفه خود خواند. او همچنین، از ایده‌‌ها و مشارکت درون‌بخشی و برون‌بخشی استقبال کرد.

او یادآور شد که تحرک باید از خود سازمان شروع شود: «ما باید به ضمانت اجرایی قوانینی که می‌خواهیم عملی کنیم، متعهد باشیم. حتی اگر از واحدی شکایت کردیم، به شکایتمان متعهد باشیم. جغرافیای تهران جغرافیای خاصی است و تعاملات جدید، فرهنگسازی خاص و آموزش می‌طلبد.» در رابطه با ظرافت تشکل‌های محیط‌زیستی نیز عباس‌نژاد تأیید کرد: «ما نه به آنها حقوق می‌دهیم، نه کمک مالی می‌کنیم. آنها از جیب خود هزینه می‌کنند و وقت خود را می‌گذارند و از آنجا به‌بعد ظرافت من و شماست که چگونه از آنها استفاده کنیم.» عباس‌نژاد درنهایت اعلام آمادگی برای همکاری و تشکیل تیم با تشکل‌های برای بازدید از مناطقی کرد که در آنها معضل وجود دارد.

زهره عبادتی در ادامه به برخی مسائل مطرح‌شده از سوی تشکل‌ها پاسخ داد. او در ابتدا ذکر کرد که آلودگی نوری مبحث جدیدی است که چندان در بحث آلودگی هوا دیده نشده، اما به‌خاطر اثراتی که بر زیستمندان و درختان دارد، پیگیری خواهد شد.» او همچنین در رابطه با بحث مازوت‌سوزی به‌عنوان منشأ آلودگی، جهت وزش باد در تهران (جنوب‌غرب به شمال‌شرق و غرب به شرق) را عامل آن خواند که فعالیت‌ نیروگاه‌ها بر تهران اثر می‌گذارد. البته همچنان او تأکید داشت که علت آلودگی هوای تهران الزاماً نیروگاه‌ها نیستند و مشکل منابع متحرک را علت این وضعیت ارزیابی کرد.

او افزود: همچنین، باتوجه‌به قانون ساماندهی خودرو،‌ چرخه اسقاط احیا خواهد شد و اسقاط طی سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، هرچند کم اما نسبت به سال‌های گذشته عدد قابل‌توجهی را نشان می‌دهد. بحث تفکیک زباله از مبدأ نیز موضوع مهم دیگری بود که پیش‌ازاین در آخرین کارگروه‌ مدیریت پسماند مطرح شده و پیگیری می‌شود که در دستورکار شهرداری قرار بگیرد.

قبیله‌گرایی در سازمان محیط‌زیست

حفاظت مشارکتی مقوله‌ای است که سازمان حفاظت محیط‌زیست در این سال‌‌ها بارها و بارها بر آن تأکید کرده، این حفاظت چه مؤلفه‌هایی دارد؟

از کدام حفاظت مشارکتی صحبت می‌کنید؟ با کدام تعریف؟ حفاظت مشارکتی در ایران جز در مواردی محدود بیشتر یک شعار است. اصلاً مشخص نیست ما وقتی از حفاظت سخن می‌گوییم، دقیقاً از کدام مفهوم علمی صحبت می‌کنیم یا اگر از مشارکت حرف می‌زنیم، منظورمان از مشارکت چیست؛ چه در سطح سازمان‌های متولی مانند سازمان محیط‌زیست یا حتی تشکل‌های مردمی. مشارکت در حفاظت مؤلفه‌های نسبتاً مشخصی دارد، اما بگذارید با مؤلفه‌ای که از نگاه من در شرایط کنونی ایران مهمترین مؤلفه و درواقع سد راه مشارکت در حفاظت است، شروع کنیم؛ حکمرانی (Governance). حکمرانی چیست؟ حکمرانی به بیان ساده در پاسخ به این سه پرسش است: ۱- مالکیت با چه فرد یا افرادی است؟ ۲- تصمیم با کیست؟ ۳- مسئولیت مدیریت و اجرای این تصمیم‌ها با کیست؟ در هر شکلی از مشارکت، حتی بین دو نفر در یک کسب‌وکار خصوصی هم پاسخ به این پرسش‌ها حیاتی است. در حفاظت از طبیعت البته که پاسخ‌ها سخت و چالشی خواهند بود. اما من از شما می‌پرسم: آیا سازمان محیط‌زیست مالک مناطق حفاظت‌شده یا گونه‌های جانوری ایران است؟ تصمیم را چه کسانی در رابطه با آنها می‌گیرند؟ و مدیریت و اجرا دراین‌باره با کیست؟ تا پیش از مطرح شدن بحث مشارکت، پاسخ به این پرسش‌ها نسبتاً ساده بود؛ البته از نظر سازمان حفاظت محیط‌‌زیست. اما نتیجه آن حکمرانی چه بود؟ امروز از مشارکت در حفاظت صحبت می‌کنیم. آیا سازمان پذیرفته است که مالک نیست؟ چون در مشارکت اولین قدم پذیرش این مسئله است. بگذریم از اینکه سازمان در گذشته هم مالک نبوده و مالک اصلی مردم هستند و این سازمان صرفاً متولی امر حفاظت از این منابع ملی بوده. اما در عمل آیا این موضوع را پذیرفته؟ آیا مشارکت را در سطح به اشتراک گذاشتن تصمیم‌گیری‌ها می‌شناسد؟ آیا مدیریت و اجرا را در عمل به اشتراک می‌گذارد؟

اگر این‌طور بود، امروز آن مدیر پارک ملی که بهترین نتایج از نظر مشارکت در تاریخ حفاظت را در ایران حتی براساس روش‌های تجربی گرفته است، حکم عدم به‌کارگیری در مشاغل حساس را، آن‌هم از هیئت نظارت بر تخلفات سازمان حفاظت محیط‌زیست، در جیب نداشت. یا اندک تلاشگران غیردولتی برای گونه‌های در خطر انقراض در ایران بنا به سلایق افرادی خاص غربال نمی‌شدند و با ممنوعیت ورود به مناطق و کار در آنها روبه‌رو نبودند. حتی از یک کارشناس سازمان با بیست‌و‌اندی سال سابقه نمی‌شنیدید که بگوید «من با بیست‌وخرده‌ای سال سابقه به یک بیرون‌سازمانی جواب پس بدهم؟» برای همین ما نیاز به بازنگری جدی در حکمرانی هستیم، با هر نامی که روی آن بگذاریم؛ حکمرانی محیط‌زیستی یا مشارکتی یا هر اسم دیگری. تأکید لفظی مدیران سازمان دردی از طبیعت رنجور ما دوا نمی‌کند.

 

آیا می‌توان الگوی واحدی را برای حفاظت مشارکتی تعریف کرد؟ و اگر نتوانیم الگویی تعریف کنیم، آیا هر مدیری نمی‌تواند کار خود را به‌عنوان حفاظت مشارکتی جا بزند؟

ببینید به‌قول هرمز اسدی، حفاظتگر نسل‌های پیش، «حفاظت یک عمل خلاقانه است». به‌نظر من قرار نیست یک عمل خلاقانه به یک الگوی واحد برسد؛ بی‌معنی خواهد بود. درست است که در دنیای امروز ما که همه در حال فروختن شعارها و ایده‌های غیر علمی و عملی خود برای دیده‌شدن و منافع شخصی خودشان هستند، این نگرانی جا زدن کارهای غیرمرتبط با برنامه‌های کارآمد ایجاد می‌شود، اما مؤلفه‌هایی برای آن تعریف شده است که باید همواره به آنها رجوع کرد، هرچند آنها هم در طول زمان، به‌شکل مداوم در حال تغییر بوده‌اند. مؤلفه‌های مانند: ۱- پایداری، چه اجتماعی و چه اقتصادی، ۲- شفافیت و پاسخگویی مشترک، ۳- زمینه‌سازی برای مشارکت همه ذی‌نفعان با رویکرد حکمرانی مشترک، ۴- پایش و ارزیابی مستمر، ۵- آموزش و آگاهی‌بخشی در بین همه ذی‌نفعان (حتی در بین  تصمیم‌گیران)، ۶- توزیع عادلانه منافع و مؤلفه‌های دیگر …

 

یکی از چالش‌هایی که در ایران با آن مواجهیم جابه‌جایی مسئولان و مدیران است‌ که باعث می‌شود در یک روند درست اختلال‌هایی به‌وجود آید. آیا برای این مسئله می‌توان کاری کرد؟

اگر به حکمرانی به‌عنوان مهمترین مؤلفه در شرایط حال حاضر ایران اشاره کردم، یکی از دلایل آن دقیقاً همین موضوع بود. در یک ساختار مشخص برای حکمرانی مشارکتی مسئولان و مدیران یکی از تصمیم‌سازان برای حکمرانی هستند. در ساختار درست برای مشارکت در حفاظت، جابه‌جایی مدیران بیشتر نقش تزریق فکر جدید در مقابل بقیه افکار و تصمیم‌های غیردولتی دارد. اگر شورایی متشکل از مدیران دولتی و فعالان غیردولتی با وزن برابر برای پارک ملی گلستان تصمیم می‌گیرد. این نقش افراد نیست که تعیین‌کننده است، بلکه ساختار حکمرانی است که تعیین‌کننده خواهد بود. برای همین به‌عقیده من مهمتر از تلاش‌هایی که مهدی تیموری برای رساندن جمعیت سم‌داران پارک ملی به عددی بی‌سابقه در سایۀ مشارکت تجربی خود انجام داده، انتخاب احمد رادمان از سوی شورای راهبری پارک به‌عنوان رئیس این منطقه مهم است، تصمیمی که حاصل یک حکمرانی نو است. نمی‌گویم این تصمیم درستی است یا غلط، اما می‌گویم به تجربه این ساختارها نیاز داریم نه به ساختارهای قائم به فرد. دقیقاً یکی از دلایلی که به مشارکت پناه آورده‌ایم همین موضوع بوده است.

 

در حفاظت مشارکتی انتفاع جامعه محلی شرط است. این انتفاع آیا تنها از راه اکوتوریسم است یا می‌توان اشکال متفاوتی را برای آن تعریف کرد؟

یکی از روش‌های مشارکت در حفاظت، حفاظت جامعه‌محور یا مشارکت جوامع محلی (Community-based conservation) است. بی‌شک یکی از مؤلفه‌ها برای حفاظت با مشارکت جامعه محلی منتفع کردن و توزیع عادلانه منافع بین آنها و دیگر دست‌اندرکاران است. این انتفاع نیازمند الگوهای اقتصادی مشخص است که بسته به منطقه و توانایی‌های اکولوژیک و حتی اجتماعی آن مردم تعریف می‌شود. در همین راستا، ممکن است این الگو اکوتوریسم باشد، ممکن است بهره‌برداری پایدار از منابع در قالب کشاورزی پایدار یا حتی شکار پایدار باشد. اما مبتنی‌بر پژوهش‌های فراوانی که دراین‌باره در دنیا انجام شده، مشکل اساسی آن است که این منافع پایدار چگونه مستقیم و غیرمستقیم به حل یک تعارض مشخص با طبیعت ارتباط پیدا می‌کند. مثلاً ممکن است شما در یک یا چند روستای اطراف یک منطقه حفاظت‌شده یا زیستگاه یک گونه در خطر انقراض برنامه تولید و فروش صنایع‌دستی در بین بانوان آن روستاها با هدف افزایش رفاه آن جامعه و کاهش فشار بر آن زیستگاه یا گونه در خطر یا مهار یک تهدید مشخص مانند شکار اجرا کنید. گاهی چون از تلاش صادقانه خودمان مطمئن هستیم، فکر می‌کنیم حتماً این تلاش به کمک طبیعت هم می‌آید. اما متأسفانه اگر این اقدام مبتنی‌بر بررسی‌های جامعه‌شناختی و حفاظتی انجام‌شده پیش از شروع برنامه نباشد، در خوشبینانه‌ترین حالت،‌ پروژه یک برنامه صرفاً توسعه روستایی خواهد بود. براساس تجربه و بررسی‌های انجام‌شده به‌خصوص در کشورهای دیگر ممکن است، برای مثال، شما با افزایش درآمد زنان روستاها کمک ‌کنید همسران شکارچی آنها اسلحه‌های بهتری برای شکار غیرمجاز و فروش گوشت تهیه کنند. مشارکت در حفاظت مسئله آنچنان ساده‌ای هم نیست.

و یک نکتۀ دیگر درباره مسئله حکمرانی، اینکه ما تشکل‌ها غیردولتی همواره در این برنامه‌ها و پروژه‌ها باید یادمان باشد که مسئله حکمرانی مشارکتی در ارتباط ما با جوامع محلی هم صادق است. مالکیت ما با آنها مشترک است و در بهترین حالت به‌شکلی برابر. تصمیم‌سازی‌مان مشترک خواهد بود و به‌صورت مشترک مدیریت و اجرای این برنامه‌ها را به‌عهده داریم. برتر دیدن خودمان مشکل بزرگی است که مشارکت را آسیب‌پذیر می‌کند. جایگاه برتر همان مشکل بزرگی است که ما با سازمان محیط‌زیست داریم.

 

آیا استقلال پارک‌های ملی لااقل در گام اول مناطقی مثل توران و پیاده کردن الگوی حفاظت مشارکتی می‌تواند به بهبود این مناطق منجر شود؟

اول به‌نظر من باید توجه ویژه‌ای به مسئله نسخه‌پیچی‌های یکسان در حفاظت داشته باشیم. نه طبیعت ما با شرایط اکولوژیک منحصربه‌فرد هر منطقه و نه جوامعی که پیرامون هر منطقه یا درون آنها زندگی می‌کنند، شرایط یکسانی ندارند که ما به‌راحتی نسخه‌های یکسانی برای آنها بپیچیم. یکی از دلایل خلاقانه بودن اقدام‌های حفاظتی هم در همین راستا است. به‌نظر من با‌توجه‌به شرایط کنونی طبیعت کشورمان بی‌شک به الگوهای جدیدی نیازمندیم که قطعاً یکی از آنها را براساس تجربه‌های خودمان در ایران و البته کشورهای پیشرو الگوهای مشارکتی می‌دانم. اما کاملاً معتقدم باید درس‌های آموخته از اقدام‌های گذشته را پیش‌ روی‌مان قرار دهیم و مبتنی‌بر شرایط و مؤلفه‌ها، تصمیم‌گیری مشترک داشته باشیم و البته حتماً پژوهش‌ کنیم. برای مثال، ما در تجربه پارک ملی گلستان راه درازی در مشارکت پیش‌ رو داریم که تازه قدم اول را برداشته‌ایم و در همین قدم هم با هزار چالش روبه‌رو شده‌ایم.

اگر مشارکت در تصمیم‌گیری بود امروز آن مدیر پارک ملی که بهترین نتایج از نظر مشارکت در تاریخ حفاظت را در ایران حتی براساس روش‌های تجربی گرفته، حکم عدم به‌کارگیری در مشاغل حساس را، آن‌هم از هیئت نظارت بر تخلفات سازمان حفاظت محیط‌زیست، در جیب نداشت. یا اندک تلاشگران غیردولتی برای گونه‌های در خطر انقراض در ایران بنا به سلایق افرادی خاص غربال نمی‌شدند و با ممنوعیت ورود به مناطق و کار در آنها روبه‌رو نبودند

اما درباره مناطق حفاظت‌شده، اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN)  یک سند راهنما برای مناطق حفاظت‌شده و مشارکت دارد که بسیار نسبت به مسئله حکمرانی راهگشا و ساده است. یکی از آنها، برای نمونه، این شکلی از کار است که در پارک ملی گلستان تمرین شده. در آن سند به این شکل از حکمرانی، حکمرانی اشتراکی (Shared governance) گفته شده که درواقع سازمان در قالب شورای راهبری، حکمرانی را با بقیه دستگاه‌های مسئول و مردم به اشتراک گذاشته. یا در قرق‌های اختصاصی در ایران شکلی از حکمرانی خصوصی(Private governance)  است (البته نه کاملاً چون مالک زمین نیستند) که در الگوهای مختلف در آن سند آورده شده. به نظر من ما نیاز داریم براساس تجربه‌های خودمان و تجربه‌های جهانی دراین‌باره تصمیم‌های مشترکی مبتنی‌بر شرایط هر منطقه بگیریم. اما بی‌شک راه‌حل را باید در شکلی از مشارکت جست‌وجو کرد.

 بارها در گفت‌وگو با مدیران محیط‌زیست‌، انجمن‌ها و کارشناسان یا مردم یک منطقه در مواجهه با مردم مناطق دیگر با این گزاره مواجه شده‌ایم،‌ منطقه ما،‌ جامعه محلی ما، گونه حیات‌وحش ما مثلاً یوز ما، این نگاه چه آسیبی برای مشارکت دارد؟

به‌نظر من قبیله‌گرایی بزرگترین سد راه برای حفظ طبیعتمان در سایه مشارکت است. قبیله‌گرایی تضاد منافع بزرگی برای دست‌اندرکاران ایجاد می‌کند که به‌وضوح در وضعیت حفاظتی ما خودنمایی می‌کند. سازمان محیط‌زیست به‌عنوان بزرگترین قبیله که تمامیت‌خواهی بسیار جدی برای حفاظت از طبیعت ایران است، تا قبیله تشکل‌های مختلف یا حتی جوامع محلی گاهی منافعشان در تضاد قرار می‌گیرد و متأسفانه اقدام به حذف یکدیگر می‌کنند. این واقعاً دردناک است. هدف حفظ طبیعت است، اما نتیجه‌اش اختلافاتی فاجعه‌بار.

با شرایط حال حاضر ما در ایران و رویکردهای سازمان حفاظت محیط‌زیست در عمل، مشارکت در حفاظت در مقیاس علمی و عملی، همراه با ممنوعیت‌ها و غربالگری‌ها و قبیله‌گرایی بیشتر یک شوخی بزرگ است

به‌نظر من شروع این راه تنها با حرف زدن دراین‌باره نیست. با شرایط حال حاضر ما در ایران و رویکردهای سازمان حفاظت محیط‌زیست در عمل، مشارکت در حفاظت در مقیاس علمی و عملی، همراه با ممنوعیت‌ها و غربالگری‌ها و قبیله‌گرایی بیشتر یک شوخی بزرگ است. به‌نظر من مهمترین تکلیف برای رسیدن به مشارکت در سازمان محیط‌زیست به‌عنوان دستگاه متولی، این است که قبیله‌گرایی در خود را بپذیرد و به‌طور جدی در راستای حل آن در سایه کلیدواژه عدالت اقدام کند. بیشتر آنچه امروز سازمان محیط‌زیست در این حوزه به آن می‌بالد، دستاوردهای خودجوش چند فرد محلی یا تشکل‌های ملی و محلی در مناطق آزاد است که تنها کاری که سازمان کرده به لطف چند کارشناس و محیطبان علاقه‌مند فقط کاری به کار آنها نداشته تا به حفاظت بپردازند.

 

ردای قانون بر تن طرح‌های تخریبی در بافت تاریخی شیراز

شیراز گویی در حال تکرار تجربه دهه هفتاد در بافت تاریخی است. همان روزها که طرح بین‌الحرمین اجرا شد و بخش گسترده‌ای از بافت تاریخی اصیل شیراز جای خود را به مجتمع‌های تجاری بی‌هویتی داد که قرار بود راه میان دو حرم را باز و تردد زائران را تسهیل کند. اما نه‌تنها اهداف طرح محقق نشد که زخمی بر پیشانی یکی از اصیل‌ترین بافت‌های تاریخی کشور برای همیشه ماندگار شد. حالا هم طرحی که سال‌ها به تخریب گسترده در بافت تاریخی تأکید داشت و به‌دنبال ساخت صحن در محدوده این بافت بود -صحن‌هایی که گفته می‌شد قرار است قبور چندطبقه در آنها ساخته و به فروش برسد- به‌گفته مسئولان وزارت راه‌وشهرسازی و وزارت میراث‌فرهنگی، با انجام اصلاحاتی به تصویب رسیده است و به‌زودی ابلاغ می‌شود. مدافعان طرح از توجه و تأکید بر زندگی در بافت می‌گویند؛ موضوعی که به باور بسیاری از کسانی که از سرگذشت بافت تاریخی شیراز خبر دارند، سال‌هاست در جریان تخریب‌های سازمان‌یافته و مستمر در محدوده بافت تاریخی از آن رخت بسته و رفته و جای خود را به بی‌سامانی داده است. 

به‌نظر می‌رسد بعد از واکنش‌های گسترده افکار عمومی به تخریب‌های شیراز، ادبیات طراحان پروژه‌ها تغییر کرده است، کلیدواژه‌ها هم تازگی دارند، اما گویی پیش‌روی‌ها به همان سیاق سابق است. حالا سخن از «بهبود شرایط زندگی ساکنان بافت»، «تأکید بر سرزندگی بافت شهری و ترغیب به مرمت و احیا» و مواردی ازاین‌دست است. باید قضاوت در مورد این شعارها را به زمانی دیگر موکول کرد و دید طرح جدیدی که قرار است از مصوبه شورای‌عالی معماری و شهرسازی بیرون بیاید، چه خوابی برای بافت تاریخی شیراز دیده است. برخی فعالان استانی و کشوری میراث فرهنگی در گفت‌وگو با «پیام ما» اظهارنظر شفاف درباره این مصوبه را به بعد از انتشار رسمی جزئیات آن موکول کردند، اما درعین‌حال نقدهایی به کلیات این مصوبه وارد می‌دانند، از جمله اینکه جدا کردن بخشی از بافت تاریخی در قالب یک طرح جامع، اقدامی اصولی نیست و محدوده پیرامون حرم، نه در قالب یک طرح جداگانه ۵۷ هکتاری که باید در طرح جامع بافت تاریخی ۳۵۰ هکتاری دیده می‌شد. 

 

دستاوردسازی از عقب‌نشینی

طرح تفصیلی بافت پیرامون حرم شاهچراغ که تصویب آن به‌گفته «غلامرضا کاظمیان»، دبیر شورای‌عالی شهرسازی و معماری، «با رعایت سیاست‌های مصوب شورای‌عالی، الزامات حفاظت از اثر ثبت ملی بافت تاریخی شیراز و با رعایت حداقل مداخله در بافت، ایجاد زمینه‌های احیای بافت تاریخی بین دو حرم شاهچراغ و سیدعلاء‌الدین حسین از طریق ساماندهی مزار امامزادگان و تأمین خدمات پشتیبان سکونت در مرکز محله‌ها به کارفرمایی سازمان مجری ساختمان‌ها و تأسیسات عمومی و دولتی تهیه شد و پیش از طرح در جلسه شورا در کمیته فنی با حضور دستگاه‌های ذی‌مدخل از جمله وزارت میراث‌فرهنگی و مدیریت استان فارس و نمایندگان تولیت آستان مورد بررسی کارشناسی قرار گرفت. تهیه این طرح با حفظ و رعایت جایگاه و منزلت محدوده پیرامون حرم شاهچراغ و ارتقای زندگی مجاوران حرم و زائران، الزامات میراث‌فرهنگی و تأمین نیازهای خدماتی زائران و مجاوران در ساختمان‌ها و بافت‌های موجود انجام شد». سؤالی که می‌توان مطرح کرد، این است که اگر بنا بود زندگی مجاوران حرم ارتقا داده شود، چرا زودتر به آن رسیدگی نشد تا مردم ساکن در این محدوده به اجبار و با تهدید خانه‌های خود را با دریافت حداقل مبلغ تعیین‌شده برای زمین‌هایشان ترک نکنند؟ چرا مسئولان اینقدر دیر به فکر زندگی ساکنان این محدوده افتادند؟

در جلسه اخیر شورای‌عالی معماری و شهرسازی «علی دارابی»، قائم‌مقام وزیر میراث‌فرهنگی، و «فاطمه داوری»، سخنگوی معاونت میراث‌فرهنگی، هم حضور داشتند. داوری درباره برگزاری این جلسه و تصویب طرح ۵۷ هکتاری می‌گوید: «کمیته فنی شورا با بررسی دقیق طرح ارسالی استان فقط نقشه پهنه‌بندی اصلاح‌شده را با تأکید بر رعایت تمام ملاحظات لازم برای حفاظت از بافت مصوب کرده است و مقرر شده طرح‌های جدید برای این محدوده تهیه شود.»

براساس اظهارات داوری و طبق مصوبه شورای‌عالی معماری و شهرسازی، «باید طرح‌ها و نقشه‌های این محدوده اعم از نقشه کاربری، شبکه معابر و ضوابط و مقررات با رعایت حفاظت از بناها و بافت ارزشمند با تأکید بر سرزندگی بافت شهری و ترغیب به مرمت و احیا در هم‌پیوندی بافت پیرامون حرم با بافت تاریخی ظرف دو ماه تهیه و در شورای‌عالی شهرسازی و معماری تصویب شود و تأکید شده است در مسیر زیارتی مابین دو حرم، چارچوب‌ها و ضوابط مرمت شهری با حداقل مداخله در بافت از طریق بهسازی معابر موجود و بهره‌گیری از بناهای ارزشمند مجاور امامزادگان برای استقرار فعالیت‌های متناسب مبنای طرح باشد.» به‌گفته سخنگوی میراث‌فرهنگی، دارابی در این جلسه تأکید داشته است که تمامی طرح‌ها باید به تأیید وزارت میراث‌فرهنگی برسد. داوری همچنین اعلام کرده «جانمایی بناهای ثبتی و ارزشمند بافت با همکاری وزارت میراث‌فرهنگی»، «رعایت حداقل مداخله در بافت تاریخی»، «ساماندهی تخریب‌های موجود» و «ایجاد زمینه‌های احیای بافت تاریخی در محدوده بین دو حرم» هم از مواردی است که نمایندگان وزارت میراث‌فرهنگی در این جلسه بر آن تأکید کرده‌اند. این اظهارات آنقدر با عملکرد این وزارتخانه در مواجهه با بافت‌ها و بناهای تاریخی تناسب ندارد که خوشبین‌ترین نگاه‌ها هم از باور آن عاجز می‌مانند. با اینهمه باید قضاوت را به زمان سپرد تا روشن شود این شرایط ایده‌آل روی کاغذها و سخنرانی‌ها تا چه اندازه در فضای حقیقی نمود عینی پیدا می‌کند.

 

انتشار متن مصوبه روشن می‌کند که طرح به‌ نفع بافت تاریخی است یا به ضرر آن

فعالان میراث فرهنگی هنوز از جزئیات طرح خبر ندارند و اطلاعات‌شان از این مصوبه محدود به همان اظهاراتی است که در رسانه‌های رسمی منتشر شده است و می‌گویند تا زمانی که جزئیات دقیقی از آن را نداشته باشند، اظهارنظری نخواهند کرد. یکی از کسانی که در دهه گذشته پیگیر موضوع بافت تاریخی شیراز بوده و تلاش‌هایی برای ایجاد حساسیت عمومی نسبت به تخریب‌ این محدوده تاریخی داشته، «محمدمهدی کلانتری» است که در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره تصویب این طرح می‌گوید: «در گفت‌وگو با برخی کارشناسان وزارت راه‌وشهرسازی شنیده‌ام که طرح بدون هیچ تخریب یا اضافه شدن صحن جدید تصویب شده است. منظور از «صحن جدید» همان صحن بین دو آستان شاهچراغ و علاءالدین حسین است؛ وگرنه صحن شرقی حرم در طرح ۵۷ هکتاری پیش‌بینی شده است. این طرح در یک زمین خالی‌ که بناهای آن قبلاً تخریب شده، اجرا خواهد شد.» کلانتری می‌گوید براساس شنیده‌های او خط، پیشنهادی پژوهشگاه میراث فرهنگی از طرح حذف شده است: «روی طرح ۵۷ هکتاری، پژوهشگاه میراث فرهنگی یک خط پیشنهادی اضافه کرده بود که براساس آن ۹۵ پلاک باید تخریب می‌شد تا میدانگاهی بین دو حرم ایجاد شود. انتقاد ما به این خط پیشنهادی بود، حالا گویا طرحی که به تصویب رسیده، بدون خط پیشنهادی پژوهشگاه به اضافه اصلاحات جدید است که هنوز نمی‌دانیم این اصلاحات شامل چه مواردی است.» کلانتری تأکید دارد: «هنوز نمی‌توانم نظر قطعی بدهم، چون اطلاعاتی که دارم شفاهی است. تا زمانی که سند مکتوب منتشر و نقشه و طرح به‌طور دقیق بررسی نشود -حدود یک هفته دیگر جزییات طرح منتشر خواهد شد- نمی‌توان با قطعیت گفت که مصوبه جدید به نفع یا به ضرر بافت تاریخی است و ابهاماتی در این زمینه وجود دارد.» 

 

مقیاس تخریب بافت‌های تاریخی به هکتار رسیده است

«غلامحسین معماریان»، استاد دانشگاه علم و صنعت که سال‌هاست با کمک دانشجویانش در مقابل تخریب بافت تاریخی شیراز مقاومت کرده و در مقاطع مختلف تلاش‌هایی در این زمینه داشته است نیز به «پیام ما» می‌گوید: «درباره طرح جدید و مصوبه اخیر شورای‌عالی معماری و شهرسازی چیزی نمی‌دانم؛ باید دید مستندات چیست، بعد اظهارنظر کرد. اما نفس اینکه برای ۵۷ هکتار از ۳۵۰ هکتار بافت تاریخی شیراز طرحی جداگانه تصویب شده، کار درستی نیست. قبلاً هم وقتی محدوده ۵۷ هکتار را از ۳۵۰ هکتار جدا کردند و برای بخشی از بافت طرح تفصیلی تهیه کردند، گفتم که در طرح تفصیلی کیفیت بناها، شبکه‌های ارتباطی، مسیرهای اصلی و فرعی به‌صورت یکپارچه مشخص می‌شود؛ نمی‌توان ۵۷ هکتار را که وسط این محدوده قرار دارد، بدون توجه به محدوده اطرافش در نظر گرفت و برای آن طرح تهیه کرد یا محدوده اطراف را بدون مرکز دید. اما متأسفانه طرح تفصیلی بافت تاریخی شیراز با همین رویکرد و به‌صورت دو پاره تهیه شده است. ما بارها به این روند اعتراض کرده‌ایم که این شکل ارائه طرح تفصیلی درست نیست و حالا باز می‌بینیم شورای‌عالی معماری و شهرسازی طرح جامع بخشی از بافت را تصویب می‌کند.»

معماریان: طرح ۵۷ هکتار باید در قالب طرح تفصیلی بافت تاریخی دیده شود که ۳۵۰ هکتار است. در این طرح می‌توان گفت که حرم و پیرامون آن هم دیده شده است. سؤال این است که چرا اسمش را طرح جامع گذاشته‌اند؟ چون از ابتدا جزو طرح توسعه شاهچراغ بوده و حالا با این مصوبه یک طرح جامع را به توسعه حرم متصل می‌کنند؟ من با جزئیات آن کار ندارم، اما واضح است که قصد دارند این ۵۷ هکتار را به توسعه حرم متصل کنند

معماریان معتقد است ۵۷ هکتار (طرح توسعه حرم) باید در طرح تفصیلی بافت تاریخی دیده می‌شد، نه به‌صورت جداگانه: «اساساً اینکه اسم طرح ۵۷ هکتار را «طرح جامع» گذاشته‌اند، غلط است. طرح ۵۷ هکتار باید در قالب طرح تفصیلی بافت تاریخی دیده شود که ۳۵۰ هکتار است. در این طرح می‌توان گفت حرم و پیرامون آن‌هم دیده شده است. سؤال این است که چرا اسمش را طرح جامع گذاشته‌اند؟ چرا ۵۷ هکتار؟ چرا ۶۰ هکتار یا ۵۵ هکتار نیست؟ چون از ابتدا جزو طرح توسعه شاهچراغ بوده و حالا با این مصوبه یک طرح جامع را به توسعه حرم متصل می‌کنند؟ من با جزئیات آن کار ندارم، اما واضح است که قصد دارند این ۵۷ هکتار را به توسعه حرم متصل کنند.»

او با تأکید بر اینکه وزارت میراث‌فرهنگی با ارائه خط پیشنهادی (خط امیری) که حالا گفته می‌شود از طرح مصوب‌شده حذف شده است، بیشترین آسیب را به جریان حفاظت از بافت تاریخی شیراز وارد کرد، می‌گوید زمانی که افکار عمومی به اقدام جدی میراث‌فرهنگی امیدوار بود، وزارت میراث‌فرهنگی با ارائه خط پیشنهادی تخریب در محدوده ۵۷ هکتار گام بزرگی در جهت تخریب بافت تاریخی برداشت. معماریان همچنین به گودبرداری اخیر در بافت تاریخی شیراز اشاره می‌کند و می‌گوید: «حدود یک ماه پیش آستان شاهچراغ یک کارگاه در محدوده ثبت ملی بافت تاریخی ایجاد کرده و اجازه نمی‌دهند کسی نزدیک آن شود و نمی‌دانیم قرار است در آن محدوده چه اتفاقی بیفتد. کنار هم قرار دادن این اتفاقات این تصور را ایجاد می‌کند که مجریان پروژه از تصویب طرح باخبر بودند و به همین دلیل پروژه خود را آغاز کرده‌اند تا پس از تصویب طرح با تکیه بر اینکه قانون عطف به ماسبق نمی‌شود، پروژه خود را پیش ببرند.»

معماریان در صحبت‌هایش اشاره ظریفی دارد به اینکه ۵۷ هکتار طرح توسعه حرم شاهچراغ به مساحت طرح توسعه حرم امام رضا نزدیک است و به‌نظر می‌رسد طراحان همان تفکری را که منجر به تخریب‌های گسترده در بافت تاریخی مشهد شد، دنبال می‌کنند. مشاهده تجربه بافت تاریخی مشهد می‌تواند تا حدودی به ما بگوید که در شیراز قرار است با چه سرنوشتی در محدوده تاریخی شهر مواجه شویم.

 معماریان در سخنانش به رویکردی که اخیراً در وزارت میراث‌فرهنگی مورد تأکید قرار گرفته و در حال اجراست، اشاره می‌کند و می‌گوید: «باید از میراث‌فرهنگی پرسید که ما اظهارات شما درباره حفظ و احیای بافت تاریخی شیراز را باور کنیم یا طرح کوچک کردن حریم‌ بافت‌های تاریخی در شهرهای مختلف را که در حال وقوع است؟» او خطاب به وزیر میراث‌فرهنگی درباره موضوع حرایم می‌گوید: «شما کاری کردید که ضرغامی در سه سال وزارتش فقط حرفش را زد و انجامش نداد. می‌دانید وقتی ۹۰ هکتار از بافت تاریخی را کم می‌کنید، یعنی چه؟ اگر این اتفاق ادامه پیدا کند، فاجعه برای میراث فرهنگی کشور است.» او معتقد است تأکید وزارت میراث‌فرهنگی بر دستاوردسازی از تصویب طرح ۵۷ هکتار با هدف سرپوش گذاشتن بر موضوع بازنگری حرایم است که با انتقادات و واکنش‌های زیادی روبه‌رو شده است. به باور او: «وزارت میراث‌فرهنگی که از اموال شخصی خود، آن‌هم به‌صورت هکتاری، به شهرداری‌ها بذل و بخشش نمی‌کند، اینها میراث فرهنگی یک کشور است. در بسیاری از کشورها حتی تخریب یک مترمربع از بافت تاریخ با برخورد قانونی مواجه می‌شود. در کشور ما مقیاس تخریب‌ در بافت‌های تاریخی به هکتار رسیده است.» او تبعات بلندمدت کوچک‌سازی حرایم را تخریب همیشگی بخشی از تاریخ می‌داند و می‌گوید: «ممکن است امروز بودجه کافی برای کاوش در بعضی مناطق نداشته باشیم یا مسئولان ما درکی از اهمیت موضوع نداشته باشند، اما باید تمام تلاشمان را برای حفظ آثار برای آیندگان به‌ کار گیریم. بافت تاریخی شیراز فقط همین لایه رویی و بناهای قابل‌مشاهده نیست. چند لایه تاریخی در این محدوده است که می‌تواند روزی مورد کاوش و بررسی قرار گیرد. وقتی این محدوده را تخریب می‌کنیم و ساخت‌وساز جدید انجام می‌دهیم، لایه‌های زیرین را از بین می‌بریم و راه را برای بررسی لایه‌های زیرین این محدوده برای همیشه می‌بندیم. این موضوع در مورد تمام محدوده‌های تاریخی ایران صدق می‌کند. بازنگری حرایم از این جهت است که اهمیت دارد.» تنها نگاهی به گذشته و رویکرد غالب به محدوده‌های تاریخی در دولت‌های مختلف می‌تواند دلیل نگرانی از تصویب طرحی باشد که سال ها به‌دنبال تخریب چند ده‌هکتاری در یکی از اصیل‌ترین محدوده‌های تاریخی کشور بود و حالا به‌گفته مسئولان در چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای قرار است موجب احیا و باز زنده‌سازی بافت تاریخی پر از زخم و ترکش شیراز شود. آیا تخریب در بافت تاریخی شیراز قرار است لباس قانون به تن کند؟ 

اجرای ۶ طرح کلیدی تأمین آب در سیستان

وزیر نیرو: پروژه‌های زیرساختی آب و فاضلاب باید به سرعت و با کیفیت بالا اجرایی شوند.

طرح‌های آبرسانی کوتاه‌مدت و بلندمدت سیستان در قالب ۶ طرح مهم در سطح شهرها و روستاهای این منطقه تدوین شده و در دستور کار است.

اکنون با بیش از ۳۰ درصد پیشرفت در حال اجرا است.

مهلت یک‌هفته‌‌ای برای مسدودسازی صفحات مجازی موسسات غیرمجاز اعزام دانشجو

به گزارش پیام ما به نقل از ایرنا، علی صالحی در جلسه پیشگیری از فعالیت موسسات غیرمجاز اعزام دانشجویان و دانش آموزان به خارج از کشور افزود: اسامی سایت‌های این موسسات از طریق وزارت علوم در اختیار پلیس فتا قرار گیرد تا ظرف مدت یک هفته صفحات و سایت‌های این موسسات در فضای مجازی مسدود شود.

وی ادامه داد: دفاتر فیزیکی این موسسات با حضور معاونت پیشگیری از وقوع جرم دادستانی تهران پلمب و اطلاع‌رسانی‌های لازم در این رابطه از طریق رسانه ملی به عمل می‌آید تا از این طریق مردم در جریان فعالیت این موسسات غیرمجاز قرار گیرند.

دادستان تهران با تاکید بر اینکه اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی عمومی از مهمترین ارکان پیشگیری است، گفت: در همین راستا صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و رسانه‌های دیگر زمینه اطلاع‌رسانی، آگاه‌سازی و ارتقای فرهنگ قانون‌مداری و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را فراهم کند و ضمن تولید و پخش برنامه‌های متناسب، باهمکاری وزارت علوم در این رابطه و انعکاس اخبار مربوط به برخورد با موسسات غیرمجاز اعزام دانشجو به خارج از کشور، زمینه آگاه‌سازی عمومی را فراهم کند.

وی اضافه کرد: در این جلسه سازمان امور دانشجویان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری موظف شد نسبت به احصا شرح وظایف همه دستگاه‌های متولی که دارای وظیفه هستند اقدام تا نسبت به ابلاغ وظایف و مطالبه‌گری در راستای انجام وظایف قانونی دستگاه‌ها اقدامات لازم انجام شود؛ بنابراین هرگونه ترک فعل دستگاه‌ها و نهادهای متولی در این راستا توسط این دادستانی پیگیری خواهدشد.

صالحی ادامه داد: به منظور رسیدگی به شکایات مردم از این موسسات، شعبه ویژه‌ای در دادسرای فرهنگ و رسانه تشکیل شده است و شکایات در این رابطه با جدیت پیگیری و رسیدگی می‌شود.

دادستان تهران خاطر نشان کرد: ساماندهی این موضوع نیازمند عزم همگانی و جدی است و همه دستگاه‌های متولی باید به وظایف خود در این زمینه عمل کنند. همه ما باید تلاش کنیم جوانان مستعد و نخبه ما در کشور خودمان تحصیل کنند و از خروج این ظرفیت‌های انسانی از کشور تا حد امکان پیشگیری شود.

پایتخت جدید در حد ایده است و قطعی نیست

معاون اجرایی رئیس‌جمهور: انتقال پایتخت به مکران در حد ایده است و اینکه چه زمانی منتقل شود اصلا مشخص نیست.

اگر نه بی‌نظیر اما کم‌نظیر

کشاورزی که باغ میوه‌ای در شرق ترکیه دارد، هنگام تلاش برای کاشت نهالی تازه یک موزاییک نادر و تا حد زیادی دست نخورده کشف کرده است که قدمت آن به اواخر دوره امپراتوری روم برمی گردد.

کارشناسان می‌گویند که این موزاییک که ۸۴ متر مربع مساحت دارد و شامل تصاویر چشمگیری از صحنه‌های شکار حیواناتی مانند پلنگ نادر آناتولی است. کارشناسان احتمال می‌دهند که این بزرگترین موزاییک از نوع خود باشد که تاکنون در ترکیه کشف شده است.

موزاییک «اولین موزاییک در نوع خود است که تا به امروز به طور کلی و در تصویر حیوانات خود باقی مانده است، که همه آنها زمانی در اینجا یافت شده بودند. امره چایر، سرتیم باستانشناسانِ اعزامی توسط موزه باستان‌شناسی و قوم‌نگاری الازیغ که در این حفاری مشارکت داشتند، در گفتگو با رسانه‌های ترکیه گفت: «ممکن است موزاییک‌های بزرگتری در سایر نقاط ترکیه کشف شده باشد، اما آنها شامل الگوهای هندسی یا موضوعات اساطیری هستند.»

محمد امین سوالپ این موزاییک را در آوریل ۲۰۲۳ و زمانی که قصد داشت نهال گیلاسی را در باغ خود واقع در روستای سالکایا بکارد، پیدا کرد. این موزاییک مجموعه‌ای از صحنه‌های شکار را نشان می‌دهد: یک شیر یک بز کوهی را تعقیب می کند، یک خرس یک گوزن را تعقیب می‌کند و تازی‌ها یک گراز وحشی را می‌درند. در یک تصویر برجسته، یک پلنگ آناتولی دندان‌های خود را در گردن مرغی فرو می‌کند. در میان این صحنه‌های شکار، پرندگانی مانند قرقاول، اردک و غاز در کنار گل‌های رز و درختان انار به آرامی ایستاده‌اند.

امره چایر توضیح داد: «شیر و خرس نشان دهنده اقتدار در سنت رومی است.»به باور باستان‌شناسان این موزاییک که در عمق ۵۰ سانتی‌متری زمین دفن شده بود، احتمالا از اواخر قرن سوم میلادی، در این مکان که در ۵۰۰ کیلومتری شرق آنکارا قرار دارد، مدفون شده بوده است؛ مکانی که به نظر آنها شهری پررونق در نزدیکی مرز امپراتوری روم و ایران باستان بوده است.

باستان‌شناس پیشتر و در نزدیکی سالکایا یک کانال آبیاری و یک شراب‌سازی و مجموعه‌ای از سکه‌های رومی را کشف کرده بودند که متعلق به دوره امپراتوری روم باستان تا اوایل دوره امپراتوری بیزانس (روم شرقی) بود.مقام‌های ترکیه هنوز تصمیم نگرفته‌اند که آیا این موزاییک را به موزه منتقل کنند یا با تاسیس مکانی محافظت شده، این موزاییک را در محل کشف آن نگهداری کنند.